مبانی هزاره گرایی در مسیحیت
موقعیت شما: موعود»مطالعات فرهنگی»دین»مسیحیت پروتستانتیزم»مبانی هزاره گرایی در مسیحیت

مبانی هزاره گرایی در مسیحیت

شنبه ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۴۹
امتیاز این گزینه
(3 آرا)

یکی از مفاهیم و آموزه های مرتبط با فرجام شناسی و موعودباوری مسیحی، مفهوم «هزاره»است که ریشه در کتاب مقدس دارد. این آموزه، گرچه در ادیان دیگری چون زرتشت هم نظایری دارد، در مسیحیت، هزاره گرایی در فضای آموزه کتاب مقدسی بازگشت نهایی مسیح معنا می یابد. اندیشه هزاره گرایی در بین مسیحیان جایگاه خاصی دارد، به طوری که بازتاب آن را می توان در جای جای تاریخ و الهیات مسیحی به روشنی پیدا نمود. هزاره گرایی در معنای عام به «انتظار برای یک نجات قریب الوقوع این جهانی» تعریف می شود که در مسیحیت با اعتقاد به دوره ای از حکم رانی عیسی مسیح بر جهان همراه است.

یکی از مفاهیم و آموزه های مرتبط با فرجام شناسی و موعودباوری مسیحی، مفهوم «هزاره»است که ریشه در کتاب مقدس دارد. این آموزه، گرچه در ادیان دیگری چون زرتشت هم نظایری دارد، در مسیحیت، هزاره گرایی در فضای آموزه کتاب مقدسی بازگشت نهایی مسیح معنا می یابد. اندیشه هزاره گرایی در بین مسیحیان جایگاه خاصی دارد، به طوری که بازتاب آن را می توان در جای جای تاریخ و الهیات مسیحی به روشنی پیدا نمود. هزاره گرایی در معنای عام به «انتظار برای یک نجات قریب الوقوع این جهانی» تعریف می شود که در مسیحیت با اعتقاد به دوره ای از حکم رانی عیسی مسیح بر جهان همراه است. این آموزه که شش بار در عهد جدید به معنای فوق آمده است، در واقع معادل نوعی آخرالزمان باوری است و در اناجیل، نامه های پولس، رساله دوم پطرس و مکاشفه یوحنا یافت می شود. اما معنای خاص «هزاره گرایی» که «حکومت هزارساله عیسی مسیح بر روی زمین» است، تنها در باب بیستم از آخرین کتاب عهد جدید، یعنی مکاشفه یوحنا آمده است. در این نوشتار، ضمن آشنایی اجمالی با مفهوم هزاره گرایی و انواع آن، بازتاب آن را در تاریخ و الهیات مسیحی جست و جو می نماییم.
واژگان کلیدی
مسیحیت، بازگشت مسیح، سلطنت هزارساله، مکاشفه یوحنا، پیشاهزاره گرایی، پساهزاره گرایی، ‌ناهزاره گرایی.
مقدمه
مفهوم«دوره هزار ساله»، از مفاهیم کلیدی و مرتبط با آموزه موعودگرایی است که در الهیات مسیحی در موضوعات فرجام شناسانه(2)درباره آن به تفصیل سخن می رود. این اصطلاح که شش بار در عهد جدید و در کتاب مکاشفه به کار گرفته شده، در واقع از وضعیتی سخن می گوید که در تمام عهد جدید بارها توصیف شده و کتاب مکاشفه تنها زمان آن را معین کرده است.(3) دوره هزارساله، دوره زمانی را بیان می کند که در آن ایمان انجیلی و عظمت کلیسا به اوج خود می رسد و امت ها که دعوت دیانت انجیلی را می شنوند، به آن اقبال می کنند و ایمان می آورند.(4)
برخی از مفسران کتاب مقدس و الهی دانان مسیحی بر این باورند که دوره هزارساله از پدیده های آخرالزمان و از علایم ظهور بازگشت مسیح است و در حقیقت این دوره که هزار سال پیش از آمدن مسیح شروع می شود، با آمدن او پایان می یابد.(5) آنان باور دارند در این هزار سال که شاید مراد از آن زمان طولانی باشد نه رقم هزار سال، دامنه شر به شدت کم شده، دست و پای شیطان بسته می شود و پس از آن مسیح می آید(6).
برخی دیگر بر این باورند که این دوره با آمدن مسیح آغاز می گردد(7)و بازگشت دوباره او سرآغاز شروع این دوره آرمانی برای دیانت مسیحی است. آنان ادعا می کنند که اگر چه مباحث آخرت شناسانه در کلیسای اولیه و به صورت منظم و منسجم وجود نداشته، ولی بنابر ‌آن چه از نوشته های اولیه مسیحی به چشم می آید، مسیح پیش از دوره هزار ساله خواهد آمد.
جماعتی نیز هرگز دوره هزار سال را نپذیرفته اند. این جماعت تمام آن چه را که در کتاب مکاشفات یوحنا درباره این دوره آمده، به دوره هزار ساله سکونت روحانی ایمان داران مسیحی در خارج از جسم خویش و در نزد مسیح تفسیر می کنند و یا آن را به فرمان روایی روحانی مسیح بر قلب ایمان داران و نه حکومت بر زمین تأویل می برند.(8)
به هر روی، همان گونه که دیدیم این آموزه باعث شده تا آرای تفسیری و تأویلی گوناگونی در بین اندیشمندان و گروه های مسیحی پدید آید که گاه الهیات و نوع برخورد آن ها با مسائل دیگر را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
مفهوم شناسی
واژه هزاره گرایی، ترجمه لفظ «Millenarianism» یا «Millennialism» یا «chiliasm» در زبان انگلیسی یا واژه های مترادف از دیگر زبان های اروپایی است. این واژه خود از Millennium که در اصل لاتین و به معنای«هزار» است، گرفته شده است. هریک از این اصطلاحات برگرفته از واژه هایی برای عدد هزار در لاتین «milleni» یا یونانی «chilioi» هستند و بر مفهوم به کار رفته در باب بیستم از کتاب مکاشفه یوحنا که حکومت هزارساله عیسی مسیح علیه السلام بر روی زمین را پیش بینی می کند، دلالت دارند. امروزه هزاره گرایی را به دو معنای خاص و عام به کار می برند. در معنای عام، هزاره گرایی به «انتظار برای یک نجات قریب الوقوع در این جهان»تعریف می شود که در مسیحیت همراه با اعتقاد به دوره ای از حکم رانی عیسی مسیح علیه السلام بر جهان است. این معنا که در واقع معادل آخرالزمان باوری است، بر کلیسای اولیه نیز قابل اطلاق است و در اناجیل چهارگانه، نامه های پولس، نامه دوم پطرس و مکاشفه یوحنا یافت می شود. اما معنای خاص هزاره گرایی عبارت است از «حکومت هزارساله عیسی مسیح علیه السلام بر روی زمین». هزاره گرایی به این معنای خاص را تنها می توان در باب بیستم از مکاشفه یوحنا به صراحت یافت و در باب 15 از رساله اول پولس به قرنتیان نیز فقط اشاره ای مبهم به آن شده است.
با این توضیحات در بخش بعدی به بیان جایگاه این آموزه در کتاب مقدس به عنوان مهم ترین متن دینی مسیحیان می پردازیم.
تصویر«هزاره»در کتاب مقدس
گفتیم که مفهوم«دوره هزار ساله»، از مفاهیم کلیدی و مرتبط با آموزه موعودگرایی مسیحی است که در کتاب مقدس به آن اشاره شده است.
در متون یهودی آپوکریفایی که ضمیمه های قانونی کتاب مقدس و عهد قدیم هستند، دوره حکومت مسیحا را با رقم های مختلفی ذکر کرده اند، که از جمله آن ها حکومت هزارساله است. مثلاً در کتاب دوم اخنوخ(33: 1)و کتاب یوبیلیس(23: 27)این رقم هزار سال ذکر شده است. علت آن که رقم هزار سال در برخی متون کتاب مقدس ذکر شده است، تأویلی است که از هفته اول خلقت و روزهای آن به مثابه روزهای خداوند شده بود. بر اساس این تأویل، شش روز آفرینش زمین و آسمان، هر روزش معادل هزار سال و روز آخر که روز هفتم و فراغت از آفرینش بود، نیز هزار سال تاریخ جهان محسوب می شد. به همین مقیاس«روز خداوند»که روز نجات محسوب می شد، هزار سال تصور شد. از سوی دیگر، شباهت این رقم با هزاره های سوشیانت ها در دین زرتشتی،‌ امکان اثرگذاری دین ایرانی زرتشت بر سنت یهودی را نیز مطرح می سازد(9). اما در مسیحیت، ‌دوره هزار ساله، دوره زمانی را بیان می کند که در آن ایمان انجیلی و کلیسا به اوج خود می رسد و امت هایی که دعوت دیانت انجیلی را می شنوند، به آن اقبال می کنند و ایمان می آورند.(10)
البته باید دانست نخستین نویسندگان عهد جدید، مسیحیت را به مثابه یک نهضت هزاره ای فهم نمی کردند، گرچه آنان آشکارا به حکومت یا پادشاهی خدا( و گاهی مسیح) ایمان داشتند و آن را به زبانی آخرالزمان باورانه بیان می کردند(11). در بررسی اناجیل چهارگانه، کتاب اعمال رسولان و نامه های پولس آشکار می شود که کلیسای اولیه مسیحی منتظر پایان قریب الوقوع جهان و بازگشت عیسی مسیح بود، اما یا اصلاً تمایزی بین پادشاهی آسمانی خداوند و پادشاهی زمینی مسیح وجود نداشت، یا اگر یک دوره بینابینی زمینی به نام پادشاهی مسیح وجود داشت، سخنی از طول این مدت به میان نمی آمد. اولین بار در آخرین کتاب عهد جدید، مکاشفه یوحناست که از حکومت هزارساله مسیح یاد شده است. درباره کتاب مکاشفه یوحنا باید گفت به عقیده بیش تر محققان، این کتاب در دوره تسلط امپراتوری روم و در حدود سال های 81 تا 96 میلادی که دوره آزار مسیحیان توسط رومیان بود، نوشته شده است. درباره نویسنده کتاب که نامش در خود آن هم آمده(12)، نظریه غالب این است که این شخص غیر از یوحنای حواری که فردی عامی بوده و نیز غیر از نویسنده انجیل چهارم و رساله های منتسب به یوحناست.(13)محتوای این کتاب، مشاهدات نویسنده آن از رؤیایی طولانی است که با زبانی سمبلیک به شرح وقایع آینده و در واقع وقایع آخرالزمان می پردازد. متن کامل باب بیستم از این کتاب که مورد بحث ماست، چنین است:(14)
1. و دیدم فرشته ای را که از آسمان نازل می شود و کلید هاویه را دارد و زنجیری بزرگ بر دست وی است. 2. و اژدها یعنی مار قدیم را که ابلیس و شیطان است، گرفتار کرده، او را تا مدت هزار سال در بند نهاد. 3. و او را به هاویه انداخت و در را بر او بسته مهر کرد تا امت ها را دیگر گمراه نکند تا مدت هزار سال به انجام رسد و بعد از آن می باید اندکی خلاصی یابد. 4. و تخت ها دیدم و بر آن ها نشستند و به ایشان حکومت داده شد و دیدم نفوس آنانی را که به جهت شهادت عیسی و کلام خدا سر بریده شدند و آنانی را که وحش و صورتش را پرستش نکردند و نشان او را بر پیشانی و دست خود نپذیرفتند که زنده شدند و با مسیح هزار سال سلطنت کرد. 5. و سایر مردگان زنده نشدند تا هزار سال به اتمام رسید؛ این است قیامت اول. 6. خوشحال و مقدس است کسی که از قیامت اول قسمتی دارد. بر این ها موت ثانی تسلط ندارد بلکه کاهنان، خدا و مسیح خواهند بود و هزار سال با او سلطنت خواهند کرد. 7. و چون هزار سال به انجام رسد شیطان از زندان خود خلاصی خواهد یافت. 8.تا بیرون رود و امت هایی را که در چهار زاویه جهانند یعنی جوج و مأجوج را گمراه کند و ایشان را به جهت جنگ فراهم آورد که عدد ایشان چون ریگ دریاست. 9. و بر عرصه جهان برآمده لشکرگاه مقدسان و شهر محبوب را محاصره کردند. پس آتش از جانب خدا از آسمان فرو ریخته ایشان را بلعید. 10. و ابلیس که ایشان را گمراه می کند به دریاچه آتش و کبریت انداخته شد، جایی که وحش و نبی کاذب هستند و ایشان تا ابدالآباد شبانه روز عذاب خواهند کشید. 11. و دیدم تختی بزرگ سفید و کسی را بر آن نشسته که از روی وی آسمان و زمین گریخت و برای آن ها جایی یافت نشد. 12. و مردگان را خُرد و بزرگ دیدم که پیش تخت ایستاده بودند و دفترها را گشودند. پس دفتری دیگر گشوده شد که دفتر حیات است و بر مردگان داوری شد به حسب اعمال ایشان از آن چه در دفترها مکتوب است. 13. و دریا مردگانی را که در آن بودند باز داد و موت و هادیس مردگانی را که در آن ها بودند باز دادند و هر یک به حسب اعمالش حکم یافت. 14. و موت و هادیس به دریاچه آتش انداخته شد. این است موت ثانی، یعنی دریاچه آتش. 15. و هر که در دفتر حیات مکتوب یافت نشد به دریاچه آتش افکنده گردید.
همان طور که دیدیم واژه «هزارسال» در آیات 2 تا 7، شش بار تکرار شده است. در این آیات سخن از زندانی شدن اژدها یا مار کهن توسط یک فرشته به مدت هزار سال است(20: 2). این مار یا اژدها سمبل ابلیس یا اهریمن است و در طول این مدت که دوره پادشاهی مسیح است(20: 5)، نمی تواند هیچ قومی را فریب دهد، اما پس از آن برای مدت کوتاهی آزاد می شود(20: 3و 7). پس از سپری شدن هزار سال حکومت مسیح، اژدها یا ابلیس آزاد می شود و قوم های گوگ و ماگوگ یا همان یأجوج و مأجوج را برای حمله به اورشلیم متحد می سازد، اما از آسمان توسط خدا آتش می بارد و آن سپاه بی شمار را نابود می سازد و ابلیس نیز در دریاچه آتش افکنده می شود و تا ابد در آن خواهد سوخت( 20: 10-7). پس از آن، همه مردگان زنده می شوند؛ آن هایی که در داوری محکوم شوند همراه با مرگ در دریاچه آتش انداخته می شوند(20: 15-14)و رستگاران در زمین و آسمانی نو زندگی ابدی را از سر می گیرند(21: 1). نویسنده مکاشفه، آشکارا به دو رستاخیز اشاره می کند؛ یکی هنگام شروع هزاره مسیح که پیروان او زنده می شوند و در آن پادشاهی شرکت می کنند؛ و دیگری هنگام رستاخیز همگانی که در پایان دوره هزاره ساله اتفاق می افتد.
ارتباط بازگشت نهایی مسیح و دوره هزاره
همان گونه که گفتیم پیش گویی های کتاب مقدس به صراحت بر امتداد دیانت مسیحی در همه عالم و غلبه آن بر همه دشمنان و موانع دلالت دارد، تا آن جا که اجمالاً قلوب انسان ها را تسخیر می کند و این مدت با شکوه هزار سال نامیده شده است(15). بعضی معتقدند که آمدن دوباره مسیح(16)پیش از این مدت اتفاق می افتد؛ یعنی این هزاره با آمدن دوباره مسیح شروع می شود و مسیح در پایتختش، اورشلیم، پادشاهی می کند. البته این عقیده مورد پذیرش همه مسیحیان نیست. برخی دیگر معتقدند که آمدن مسیح بعد از هزار سال و سکونت شیطان در انتهای عالم است که همراه با رستاخیز مردگان و داوری نهایی است. سپس این زمین آتش می گیرد و زمین و آسمان جدید، به وجود می آید.(17)
فرازهای 24 و 25 بشارت در انجیل متی هم که از زبان مسیح بوده و از پیش گویی های سرّی و رمزآلود به شمار می رود، ناظر به پیش گویی تخریب اورشلیم است. این حادثه به صورتی رمزگونه به آمدن دوباره مسیح و داوری عمومی و نهایی در پایان جهان اشاره دارد. شکی نیست در این که مسیح در این پیش گویی ها به اصل ویرانی اورشلیم اشاره کرده که به دست رومی ها اتفاق افتاد؛ زیرا در آن حادثه اشاره ای رمزآلود به ویرانی عالم هنگام آمدن مسیح است. فرازهایی در کتاب مکاشفه هم به غلبه عمومی انجیل در هزار سال و حبس شیطان در آن مدت با شکوه اشاره دارد و منظور از رستاخیز یا قیامت اول، برپایی دیانت مسیحی در عالم است.(18)
بر اساس آموزه های کتاب مقدس، رخدادهای آخرالزمان و بازگشت دوباره مسیح برای نجات بخشی، در چندین مرحله انجام می پذیرد که عبارتند از:
1. بازگشت اولیه مسیح یا آمدن مسیح به آسمان
این مرحله شامل ربودن مؤمنان کلیسای مسیحی و صعود آنان به آسمان است. در یک چشم به هم زدن، به صورت ناگهانی و بدون آگاهی قبلی، عیسی مسیح، آن هایی را که آماده بازگشت او هستند، می رباید و به آسمان می برد. پولس رسول در این باره می گوید:
همانا به شما سرّی می گویم که همه نخواهیم خوابید، لیکن همه متبدل خواهیم شد، در لحظه ای و طرفه العینی، به جهت نواختن صور اخیر؛ زیرا کرنا صدا خواهد داد و مردگان بی فساد برخواهند خاست و ما مقبول خواهیم شد(19)؛ اما وطن ما در آسمان است که از آن جا نجات دهنده، یعنی عیسی مسیح خداوند را انتظار می کشیم که شکل جسم ذلیل ما را تبدیل خواهد نمود تا به صورت جسم مجید او مصور شود.(20)
البته هدف از این ملاقات در آسمان، دادرسی مؤمنان و پاداش دادن به آنان و حساب پس دادن در استفاده از استعدادها و اموال و فرصت هایی است که به آن ها داده شده بود.(21)
2. دوران مصیبت عظیم
پس از مرحله اول ظهور مسیح و پیش از مرحله دوم آن، دوران مصیبت بسیار شدیدی پیش گویی شده است. در این دوره که بنابر برخی اشاره ها هفت سال طول خواهد کشید(22)، چنان زمان سخت و تنگ خواهد شد که از هنگام پیدایش امت ها تا آن روز، همانندی نداشته است.(23)
هنری تیسن با استفاده از آموزه های کتاب مقدس، این دوران را چنین ترسیم می کند:

وقتی کلیسا ربوده شود، دیگر نمک و نور در جهان نخواهد بود. مدت کوتاهی پس از ربوده شدن کلیسا، تا زمانی که مردم به سوی خداوند بازگشت نکرده اند، بر روی زمین هیچ موجود نجات یافته ای وجود نخواهد داشت. روح القدس، خدمت بازدارنده خود را از جهان برخواهد داشت. در آن زمان، فساد و ظلمت به سرعت زیاد خواهد شد. گناه همه جا را فرا خواهد گرفت و مرد بی دین ظهور خواهد کرد. شیطان و فرشتگانش بر روی زمین قدرت زیادی خواهند داشت، ولی آمدن مسیح، مانعی را که در راه اشاعه بی دینی و برنامه های آخرالزمان وجود داشت، از میان خواهد برد.(24)
3. بازگشت ثانویه مسیح و سلطنت هزارساله او بر زمین
بنابر آموزه های کتاب مقدس، هنگامی که سال های مصیبت بی سابقه به پایان خود نزدیک شود، روح هایی از دهان اژدها، از دهان وحش و از دهان نبی کاذب بیرون می آیند و بر حاکمان مناطق مسکونی زمین خروج می کنند تا ایشان را برای جنگ عظیم در«هرمجدون» یا «آرماگدون» فراهم آورند.(25)
آنان جمع می شوند تا «اورشلیم» را تصرف کنند و یهودیان و فلسطین را به اسارت درآورند(26)ولی وقتی به پیروزی نزدیک شده اند، مسیح با لشکریان خود از آسمان نزول خواهد کرد و در جنگ نهایی، پس از غلبه بر آنان، پیشوایانشان، گرفتار و به دریاچه آتش افکنده خواهند شد.(27)
سپاهیان آنان نیز با شمشیری که از دهان مسیح خارج می شود، کشته خواهند شد و راه برای استقرار حکومت مسیح هموار خواهد گردید.(28)
این دوره، هزار سال به طول می انجامد و مسیح فرمان روای جهانی پرستش خواهد شد و عدل و انصاف کامل در جهان برپا خواهد گشت.(29)شیطان و روح های شریر بسته می شوند و به مدت هزار سال در «هاویه» افکنده خواهند شد.(30)
بازتاب هزاره گرایی در تاریخ و الهیات مسیحی
در تاریخ کلام مسیحی، تلاش برای تفسیر آیات اول تا دهم باب بیستم از کتاب مکاشفه و معنای هزاره، موجب بروز سه نظریه شده است:
1.«پیشاهزاره گرایی»(31)که تعلیم می دهد مسیح برای نجات بشریت از شر، به زمین رجعت می کند و برای هزار سال بر زمین حکومت خواهد کرد.
2.«پساهزاره گرایی» (32) که می آموزد پیش از رجعت مسیح در یک دوره واقعی یا سمبلیک که هزار سال به طول خواهد انجامید، کلیسا بر شر پیروز خواهد بود.
3. «ناهزاره گرایی»(33)که بیان می کند هزاره یا امری تمثیلی است، یا این که تحقق یافته است و به بهشت دلالت دارد که در آن ارواح رحلت کرده با مسیح حکم رانی کنند.
باید توجه داشت انتظار مسیحی ناظر به آخرالزمان تحت تأثیر نوع یهودی آن بوده است. از زمان کتاب مکاشفه، و تحت تأثیر مفهوم«پادشاهی خداوند» و «اورشلیم نو» در کتاب دانیال، و به خصوص مفاهیم پادشاهی هزارساله مسیح در کتاب مکاشفه، ایده پادشاهی زمینی عیسی مسیح و بازگشت فیزیکی او دارای طرف داران عمده ای در میان آبای اولیه کلیسا بود.
«قدرت هزاره گرایی قرن دوم از این واقعیت آشکار می شود که دو تن از مهم ترین نویسندگان مسیحی آن عصر از طرفداران استوار در محوریت این باور در ایمان مسیحی بودند. ژوستین شهید(165م)، معلم شرق مدیترانه ای که به رم آمد، باور داشت که مقدسان، از مرگ برخاسته و همراه با مسیح در یک اورشلیم احیا شده برای هزار سال حکومت خواهند کرد. ایرنائوس(200م)که در آسیای صغیر به دنیا آمد و بزرگ شد، اما نهایتاً اسقف لیون در گال شد نیز یک هزاره گرای معتقد بود.»(34)آبای دیگری هم چون ترتولیان، لاکتانتیوس و سیپریان نیز باورهای هزاره گرایانه داشتند(35). برخی از مدافعان این باور همانند سرینتوس بعدها به مثابه بدعت گذار طرد شدند.(36)
از پایان قرن دوم میلادی و با تأخیر طولانی در بازگشت مسیح، هزاره گرایی در میان مسیحیان بسیاری مسأله دار شد و لذا کتاب مکاشفه نیز گاهی زیر سؤال رفت و از طرفی نیز تفاسیر روحانی بر آن شروع شد. تفسیر اوریجن اسکندرانی(254م)گرچه کامل نشد، اما او از پیش گامان روحانی سازی این کتاب بود. حتی آنانی که به پادشاهی به معنای تحت اللفظی آن باور داشتند، همانند متدیوس اهل الیمپوس و ویکتورنیوس اهل پتاو که کهن ترین تفسیر موجود بر کتاب مکاشفه را نوشت، آن دیدگاه های مادی موجود در قرن دوم میلادی را رها کردند.
در قرن چهارم میلادی که موضع دین مسیحی از یک دین تحت فشار و آزار به یک دین تحت مدارا و بلکه پیروزمند تغییر یافت،‌متون مربوط به آخرالزمان و پادشاهی هزاره ای از مُد افتاده محسوب شدند. اما گرایش مزبور هم چنان وجود داشت. مثلاً لاکتانتیوس(250-320م)یکی از مفصل ترین کتاب ها را در این باره نوشت.
در پایان قرن چهارم، عالمان مسیحی به فهم تحت اللفظی پادشاهی هزاره ای و آمدن عیسی مسیح شدیداً اعتراض کردند. بارزترین چهره ای که به مقابله با فهم تحت اللفظی کتاب مکاشفه پرداخت، آگوستین(430م)بود. او «وظیفه بازاندیشی جامع در دیدگاه مسیحی ناظر به تاریخ و اجتماع را به عهده گرفت. نقطه محوری این موضع نه تنها طرد دیدگاه سیاسی نویسندگانی همانند اوسیبیوس و امبروس بود که سرنوشت رم و مسیحیت را به یکدیگر پیوند می دادند و وعده های مسیحایی را برحسب امپراتوری رومی مسیحی تفسیر می کردند، بلکه هم چنین حمله مستقیم به هر نوع الهیات ناظر به آخرالزمان بود که اعتقاد داشت آخرین کتاب عهد جدید می تواند به مثابه الگویی برای تفسیر جریان تاریخ و آخرالزمان به کار گرفته شود.»(37)او دو قرائت روحانی بدیل از حکومت هزاره ای موجود در فصل بیستم کتاب مکاشفه ارائه داد: هزار سال حکومت مسیح، یا به معنای کام یابی مسیحیت در راندن پلیدی و شیطان و زندانی کردن آن در قلب های بدکاران در همان دوره اولیه تاریخ مسیحیت بود، و یا به معنای تمام سال های جهان پس از مسیح است؛ چرا که زمان تمام و کمال، ممکن است با یک عدد کامل(مثل هزار)بیان گردد.«بنابراین، کلیسا حتی هم اکنون نیز در پادشاهی مسیح و پادشاهی آسمان است. و لذا هم اکنون مقدسین همراه او حکومت می کنند، گرچه متفاوت از آن چه که در جهان دیگر خواهند کرد.»(38)
مخالفت آگوستین و سایر مراجع کلیسای کاتولیک، مانع از فهم تحت اللفظی باب بیستم کتاب مکاشفه تا هزار سال بعد، دست کم در جهان لاتین شد. با این حال هزاره گرایی به معنایی عام و انتظار نوعی سعادت زمینی در دنیای لاتین نیز وجود داشت.
در قرون وسطا دو شکل از هزاره گرایی به وجود آمد که به نظر یکی از نویسندگان مسیحی می توان آن ها را با نام های هزاره گرایی پیشا-ضد مسیح و پسا- ضدمسیح از یک دیگر بازشناخت.(39)ایده هزاره گرایی پیشا- ضد مسیح اولین بار در کتاب الهامات، مطرح شد. این کتاب منسوب به اسقف متدیوس شهید، اهل پاتاراست، ولی شاید بتوان گفت در اصل در شمال بین النهرین در حدود سال 690میلادی نوشته شده است. در این کتاب یک امپراتور رومی پیروزمند پیش گویی شده بود که بر مسلمانان غلبه می کرد و صلحی را که در گذشته و آینده نظیر نداشت، برقرار می ساخت. حکومت او هفت سال و نیم طول می کشید و در نهایت تاج سلطنت را در بالای کوه زیتون به خدا تحویل می داد. در این زمان ضدمسیح(40)ظاهر می شود و دوره رنج و آزار چهل و دو ماهه آغاز گشته و سپس جهان به پایان می رسد.(41)این اثر آشکارا در جهت تقویت امپراتوری بیزانس در برابر مسلمانان نوشته شد.
هزاره گرایی پسا- ضد مسیح مبتنی بر فهمی از کتاب دانیال، باب دوازدهم و آیات 11-12 است. در آن جا از یک دوره 1290 روزه از زمان«منع قربانی» در معبد یاد شده است که در عهد جدید(متی 24: 15)آن را با ضد مسیح یکی گرفتند. لیکن دانیال پس از آن پیشگویی می کند که هر کس مؤمن باقی بماند، پس از 1335 روز سعادت مند خواهد شد. ما به التفاوت این دو عدد، رقم 45 است که مفسران مسیحی آن را به مثابه یک دوره نجات پس از ضدمسیح فهم کردند. در قرن نهم هیمو اهل آکسر در تفسیرش بر عهد جدید مدعی شد این مدت را نباید تحت اللفظی فهم کرد، بلکه منظور دوران نامحدود پس از ضدمسیح است.
از چهره های بسیار معروف در هزاره گرایی کلیسای کاتولیک، یوآخیم اهل فیوره(1135-1202م)است. او نخستین کسی است که برخی از آن آمال معتدل را در قالب یک الهیات تاریخی درآورد. او از هزاره گرایی پیشا- ضد مسیح بهره نجست و امپراتوری حاضر و آینده را نمایندگان شیطان می دانست. قرائت جدیدی از هزاره گرایی پسا-ضدمسیح که نه بر دانیال، بلکه بر کتاب مکاشفه مبتنی بود، توسط او ارائه شد. در نظر او، آگوستین در طرد فهم دنیوی از هزاره مسیح و این که نباید آن را تحت اللفظی فهم کرد محق بود، اما در این که باب بیستم از کتاب مکاشفه یک آینده بهتر را برای کلیسا پیش گویی نمی کند، در اشتباه بود. او سه دوره نجات برای تاریخ کلیسا و مسیحیت قائل می شود: دوره پدر، دوره پسر و دوره روح القدس. در نظر او دوره آینده که دوره ای بهتر برای کلیساست و دوره صلح رهبانی پس از شکست ضدمسیح است، دوره روح القدس نام دارد(42). نهاد پاپ در هزاره گرایی یوآخیم هم دارای نقش مثبت و هم منفی بود. از طرفی امید به آمدن یک رهبر جدید مانند پاپ را در پایان دوره دوم و پیش از شروع دوره سوم القا می کند و از سویی، بنابر برخی گزارش ها او می ترسید که مبادا ضدّ مسیح همین الان به دنیا آمده باشد و مقرّ پاپ را غصب کند.
اندیشه یوآخیم به ویژه بر مسیحیان فرانسیسکنی تأثیر نهاد. جان الیوی در تفسیرش بر کتاب مکاشفه در سال 1297میلادی آرای یوآخیم را به کار می برد. او در باب بیستم، همانند یوآخیم، یک دوره قریب الوقوع را که در نظر او دوره فرانسیسکنی است، پیش گویی می کند و طول این دوره را هفتصد سال می داند. هزاره گرایی الیوی هم چنان رهبانی بود. کمی پس از او یک اثر که به صورت نام مستعار به یوآخیم نسبت داده شده بود، امید به نجات معنوی را با نیت آخرین پادشاه پیوند زد تا یک هزاره گرایی سیاسی تر به وجود آید.(43) از قرن چهارم تا شانزدهم، گرچه هزاره گرایی های دنیوی به معنای مادی نبود، اما به طور فرآینده ای این جهانی و سیاسی بود. برخی وقایع دینی و غیردینی از علایم فرا رسیدن روز داوری محسوب می شد، از جمله: اصلاح در ریاست و اعضای کلیسا، اتحاد کلیسای شرق با کلیسای رم، صلح در ایتالیا، جنگ صلیبی و فتح ارض مقدس، و مسیحی شدن یهودیان و مسلمانان، برخی وقایع ناگوار مثل شقاق بزرگ غربی (1378-1415م) باعث شد تا آن دوره را دوره ضدمسیح بدانند و منتظر آخرین امپراتور که غالباً شارلمانی دوم خوانده می شد، باشند.
در قرن پانزدهم و شانزدهم و حتی پیش از شکل گیری نهضت های هزاره گرایی پروتستانی، گرایش به هزاره گرایی در جامعه مسیحی شدت یافت. عللی را برای این تشدید گرایش ذکر می کنند که در مجموع می توان به عوامل مثبت و عوامل منفی تقسیم بندی کرد. برخی از مهم ترین عوامل مثبت رشد هزاره گرایی در آن دوره عبارتند از شیفتگی متفکران رنسانس نسبت به سنت های کلاسیک مربوط به بازگشت عصر طلایی و نیز، کشف مناطق جغرافیایی جدید و گسترش اروپا به مثابه گسترش جهان مسیحی یا اعلام پیام عیسی مسیح به اقوام دیگر که پیش نیاز فرارسیدن جهان بهتر بود. از جمله این افراد، کاشف مشهور کریستف کلمب است که در نامه های اکتشافش و به خصوص در کتاب نبوت هایش که به کمک یک راهب کارتوزیانی نوشت، آشکارا از مفاهیم ناظر به آخرالزمان بهره می برد و کشف دنیای جدید را به مثابه دروازه ای به سوی فتح مجدد اورشلیم می دانست که می بایست توسط پادشاهی اسپانیا به مانند آخرین امپراتور جهان تحقق یابد.(44)
عوامل منفی که جنبه فاجعه آمیز و احیاناً منتسب به ضدمسیح داشتند، خود از دو دسته عوامل جزئی و عوامل کلی تشکیل می شوند. عوامل جزئی دربرگیرنده حوادثی مثل هجوم چارلز هشتم به ایتالیا در 1494 و غارت رم در 1527 میلادی است. عوامل کلی نیز عبارتند از بحران های رو به تزاید عصر جدید، خطر روزافزون امپراتوری ترک و نهضت اصلاح گری.
فتح قسطنطنیه در 1453 میلادی توسط ترک ها و پیش رفت آن ها به طرف اروپا، باعث زنده شدن دوباره باور به آخرین امپراتور جهان شد و پیش گویی هایی درباره غلبه چهره ای شبه مسیحایی بر ترک ها به وجود آمد. برای مثال یک کشیش آلمانی به نام ولفگانگ آیتینگر در سال 1496 میلادی پیش گویی کرد که ترک ها در سال 1506 میلادی توسط آخرین امپراتور شکست خواهند خورد؛ اما درباره این که چه کسی آخرین امپراتور خواهد بود، بین فیلیپ اهل بورگوندی و لادیسلاوس اهل لهستان مردّد بود. اثر دیگری که در آن دوره به این موضوع می پردازد، تفسیری از آنیوس اهل ویتربو بر کتاب مکاشفه است که در نظر او پانزده باب اول آن پیش گویی وقایع جهان و کلیسا تا سقوط قسطنطنیه است که در آن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را ضدمسیح معرفی می کند. باب های 16و 17 پیش گویی پیروزی های ترک ها، و باب های 18 و 19 درباره تعیین یک امپراتور پیروزمند توسط پاپ و پیروزی او بر ترک هاست. باب 20 پیش گویی حکومت هزارساله کلیسا بر جهان است.(45)
بازتاب هزاره گرایی در نهضت اصلاح دینی و تفکر غرب
نهضت اصلاح گری، هم چنان که خود از گرایش های هزاره گرایانه بهره می برد، عاملی برای رشد این عواطف و گرایش ها در میان کاتولیک ها نیز محسوب می شد. آنتی کرایست(46) خواندن پاپ یا نهاد پاپی توسط لوتر و دیگر پروتستان ها، باعث شد تا کاتولیک های آخرالزمان باور نیز وقایع را در پرتو همین باور مشاهده کنند و مثلاً جدایی از رم را نشانه ای منفی از پایان جهان قلمداد نمایند و یا مثلاً لوتر را متقابلاً ضدمسیح یا پیش آهنگ او ببینند.
برخلاف کلیسای کاتولیک که مراجع رسمی اش از دوره آگوستین به بعد فهم تحت اللفظی، یا حتی نزدیک به آن را طرد می کردند، رهبران نهضت اصلاح گری و کلیسای پروتستان، خود از خود گرایش هزاره گرایانه نشان دادند. لوتر با آن که در سال 1522 تفسیر آگوستین را پذیرفت، «اما در 1545میلادی پذیرفت که کتاب های دانیال و مکاشفه نبوت های حقیقی، گرچه مبهم، تاریخی هستند، و این که پادشاهی چهارم و جانور هر دو همان نهاد پاپی به شمار می روند.»(47)او هزار سال حکومت مسیح را تحت اللفظی فهم می کرد، اما می گفت از زمان خود او شروع شد و به پایان رسیده است. کالون همانند لوتر، نهاد پاپی را ضدمسیح فهم می کرد، اما برخلاف لوتر و بسیاری دیگر از رهبران پروتستان پیش تر نرفت و قائل به تفسیر تحت اللفظی حکومت هزاره ای نشد. عوامل چندی در موردپسند واقع شدن این دیدگاه برای عموم مردم دخیل بودند؛ یکی از این عوامل، توجه کردن و تنبیه دادن پروستان ها نسبت به متون مقدس به جای سنت کلیسایی بود که به بازبینی ارتدوکسی آگوستینی منجر شد. از طرفی«خود لوتر،‌تحت تأثیر للارد و هوسیته بود؛ زیرا آن ها از بسیاری جهات نسبت به او در این دیدگاه پیش رو محسوب می شدند.»(48)توجه نویسندگان رنسانس به مدل چرخه ای تاریخ و در پی آن توجه به تصویر دانیال از ظهور و افول پادشاهی، یکی دیگر از عوامل مقبول واقع شدن هزاره گرایی در میان پروتستان ها بود. هم چنین اثبات ضدمسیح بودن پاپ برای طرف داران اصلاح گری تبلیغ خوبی به حساب می آمد.
نکته مهم و جالب توجه در پروتستانتیزم تبدیل هزاره گرایی از صورت صرفاً اعتقادی یا امیدگونه به صورت سیاسی و تشکیل نهضت های عمل گرا بود. پیش از شکل گیری پروتستانتیزم می توان میان دو نوع هزاره گرایی تمایز قائل شد؛ یکی هزاره گرایی خواص که توسط فرهیختگانی همانند یوآخیم اهل فیوره شکل می گرفت و قالبی الهیاتی داشت و دیگری هزاره گرایی عوام که مبتنی بر متون کلاسیک نبود، بلکه حاصل ادبیات شفاهی کلیسا بود و مخاطبان بیش تری نیز داشت. پیامبران، این نوع هزاره گرایی را هنگام وقوع جنگ ها و به واسطه اختربینی ها نبوت می کردند؛ اما پروتستانتیزم هزاره گرایی را انقلابی کرد و در واقع، پلی میان هزاره گرایی خواص و عوام شد. وقتی نهاد پاپی تبدیل به ضدمسیح شد، کلیسا دیگر نتوانست نیروهای هزاره گرا را مهار کند. از طرفی نیز با تبلیغ کشیش بودن تک تک افراد و شایستگی همگان برای مطالعه متون مقدس، انبیای زن و مرد بسیاری پیدا شدند که آینده را پیش گویی می کردند. ترجمه متون مقدس به زبان های محلی توسط پروتستان ها باعث شد که نبوت عامیانه نیروی جدیدی برای تجویز خود پیدا کند. در نتیجه رؤیاهای هزاره گرایانه، ابزاری برای نهضت های سیاسی و اجتماعی گسترده تر شد؛ نهضت های ملی در امریکا، انقلاب فرانسه و سوسیالیسم ملی در آلمان از این فضا بهره گرفتند؛ به گونه ای طنزآلود به نهضت های ضد امپریالیستی و ضدغربی در کشورهایی مثل چین در قرن 19 و 20 میلادی کمک کرد؛ اتوپیاباوری موجود در آن موجب نهضت های بازاحیایی اجتماعی در سراسر اروپا شد و بالاخره مارکسیسم و کمونیسم گرچه الحادی بودند، اما از رؤیای برابری اجتماعی همگانی موجود در هزاره گرایی پروتستانی اثر پذیرفتند.(49)
در سوی دیگر، صهیونیسم سکولار، نجات باوری دینی- قومی یهودیان را به نجاتی قومی- سیاسی تقلیل داد، اما به جهت آن که دین و قوم یهود طی قرن های متمادی به شدت در یک دیگر تنیده اند، این نجات گرایی نیز به طور طبیعی دارای گرایش های مسیحاگرا، آمال اندیش و لذا تبعیض آمیز شد. مارکس که خود و خانواده اش از تبعیض رنج می بردند و آن را برخاسته از جامعه کاپیتالیست اطرافش می دید، می خواست فلسفه نجاتی ارائه کند که فرجامین باشد؛ اما این فلسفه نیز در فضای آرزواندیشی شکل گرفت؛ خود را راه حل آخر در زمان آخر دید؛ به جزمیت در طبقه بندی اجتماع گرایید و منجر به همان تبعیضی شد که در برابرش برخاسته بود.
مارکسیسم آخرین نقطه مسیحاباوری سکولار نبوده است. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بی رونق شدن کمونیسم و فلسفه مارکسیسم، باز هم در جامعه غرب که نمایندگی فرهنگ یهودی-مسیحی را برعهده دارد، اندیشه های ناظر به آخرالزمان و پایان تاریخ ظهور و بروز دارند. از جمله بارزترین این اندیشه ها، نظریه پایان تاریخ و جنگ تمدن های هانتینگتن است که لیبرالیسم را شکل پایانی جامعه بشری می داند. این اندیشه به یک دست سازی جوامع بشری گرایش دارد و در نظر هانتینگتن، مخالفت تمدن های دیگر با این یک دست سازی به جنگ تمدن ها منجر خواهد شد. عینیت یافتن این اندیشه در نظام سیاسی امریکایی تحت نومحافظه کاران و حتی گاهی تلفیق آن با مفاهیم و گرایش های دینی برخی اعضای منجر به آن شده است که جامعه بشری با یک تقسیم دوتایی به خیر و شر تقسیم می شود. جهانی شدن فرهنگ ها یک حرکت طبیعی است که شروع آن به یک معنا به دوره باستان و زمان آشنا شدن فرهنگ ها و تمدن ها از یک دیگر باز می گردد. این روند، گرچه در دنیای مدرن و به خصوص عصر ارتباطات شدت گرفته است، اما روندی است و در واقع می بایست روندی باشد که اولاً طبیعی و بدون دخالت نیت های ثانوی برتری جویی فرهنگی بماند، و ثانیاً چندجانبه و همیشگی است؛ یعنی در جریان طبیعی آشنایی فرهنگ ها و داد و ستد ارزش ها هیچ گاه نمی توان از برتری و به ویژه برتری همیشگی سخن گفت. این جریان حتی اگر به صورت طبیعی به طرف یک فرهنگ مشترک انسانی حرکت کند، آن فرهنگ بشری آن قدر کلی خواهد ماند که ذیل آن تنوع خرده فرهنگ ها همواره باقی بماند. سیر به سوی فرهنگ یگانه بشری، سیری است که هرگز مدار آن با صفر مماس نخواهد شد.
جهانی سازی، یک نسبت ثانوی در پس روند طبیعی جهانی شدن فرهنگ هاست که صاحبان یک فرهنگ و تمدن با حس برتری جویی خواستار آن هستند. این نیت حتی اگر با حس برتری طلبی هم نباشد، تعجیل در تحقق چیزی است که جز شکل طبیعی و فرآیندگونه آن مطلوب نیست. عمل گرایان در این جا نیز همانند عمل گرایان در عرصه مسیحی باوری دینی، می خواهند زمان نجات را به گمان خودشان جلو بیندازند، اما این کار، بنابر درس تاریخ، اولاً موجب رنج و زحمت جامعه بشری و ثانیاً ناکامی خودشان می شود. باورهای جوامع و مردمان با دستورالعمل های سیاسی قابل تغییر و اصلاح، آن هم در کوتاه مدت نیست. این نوع اندیشه، بنابر تجربه های معدود، اگر به نتیجه نیز برسند، سرانجامی پر رنج تر از گذشته دارند. ظهور و افول مارکسیسم درس های بسیاری برای نظریه های رقیب آن داشت که گویا غرور کاذب پیروزی مانع از فهم آن شده است.
بازتاب های هزاره گرایی انحرافی در تاریخ معاصر
سکولار شدن جریان غالب در غرب مسیحی به معنای از بین رفتن آخرالزمان باوری به مفهوم ارتدکسی و سنتی- دینی آن و انتظار برای آمدن دوم مسیح نشده است. در آستانه فرا رسیدن سال 2000 میلادی، میلیون ها انسان زائر به اورشلیم سفر کردند که امید به آمدن عیسی مسیح در آنان درجات مختلفی داشت. مراجع یهودی در ماه های منتهی به آغاز هزاره سوم از«سندرم اورشلیم» سخن گفتند، و وزیر بهداشت اسرائیل درباره برنامه نیروهای وزارت خانه اش برای کمک های روان پزشکی به حدود 4000 زائر مسیحی در سال 1999میلادی که مبتلا به «جنون مسیحایی» بودند سخن گفت. بسیاری از زائران منتظر پایان جهان بودند. حدود صد مسیحی از امریکای شمالی در نزدیکی کوه زیتون خانه اجاره کردند تا برای «ایام آخر» مهیا باشند. پلیس اسرائیل اعضای یک فرقه مسیحی امریکایی را به نام «مسیحیان دل نگران»دستگیر کرد که قصد داشتند به اعمال افراطی دست بزنند تا آمدن دوم مسیح تسریع شود. در میان وسایل توقیف شده آنان، یک جزوه 20 صفحه ای وجود داشت که درباره پیش گویی زمان آمدن مسیح بود و عکس هایی از زمین لرزه و سایر فجاع طبیعی و انسانی نیز در آن به چشم می خورد.(50)
شور و هیجان انتظار بازگشت عیسی مسیح، در حدود سال 1000 میلادی بالا گرفت. گروهی از مردم زندگی خود را تغییر داده، اموالشان را به فقرا بخشیدند. آنان از هر نظر آماده استقبال از عیسی بودند، ولی سال 1000 میلادی به آرامی گذشت. این منتظران دوباره خود را برای سال 1500 میلادی آماده کردند که آن سال نیز بدون هیچ رخدادی پایان یافت.(51)
در آستانه سال 2000 میلادی نیز مسیحیان منتظر، به ویژه در ایالات متحده امریکا، فرقه های مذهبی عجیب و غریبی درست کرده و به رسوم و آیین های شگفت آوری روی آورده بودند. برخی از اعضای این فرقه ها برای پیوستن به عیسی مسیح خودکشی کردند. فرقه هایی نیز از پیام های «بانوی فاتیما»در 1917میلادی الهام گرفتند. رسانه ها نیز مسائل و بحران های این فرقه ها را گزارش می کردند و طبعاً برای فرارسیدن زمان نومیدی و سرخوردگی آنان پس از سال 2000 باید منتظر اخبار اندوه باری باشیم.
درست در همین سال ها بود که در ایالات ماساچوست امریکا، مرکزی به نام مطالعات هزاره ای(52)به پژوهش در این امور پرداخت. سایت کامپیوتری این مرکز، یک ساعت و تقویم الکترونیک کم شونده را به کار گرفته بود که به سوی ساعت صفر ظهور، یعنی آغاز سال 2000 میلادی حرکت کرد و نشان داد که چند روز و چند ساعت و چند دقیقه و چند ثانیه تا آمدن عیسی مسیح باقی مانده است. مانند این ساعت ها و تقویم های کم شونده، در برخی از چهارراه های شهرهای بزرگ در کشورهای مسیحی نیز به شکل تابلوهایی بزرگ، نصب شده بود.
این نمونه ها گویای این مسئله است که هزاره گرایی و بازگشت مسیح از آموزه های تأثیرگذار در تاریخ مسیحیت بوده است.
نتیجه
دیدیم که در مسیحیت، آموزه هزاره و هزاره گرایی ریشه در کتاب مقدس دارد و هرچند تفاسیر بسیاری از آن ارائه شده باشد، ولی این اختلاف در روی کرد تفسیری باعث نمی شود تا اصالت آن خدشه دار گردد. هزاره گرایی را باید در قالب آموزه کتاب مقدسی دیگری به نام بازگشت مسیح در آخرالزمان فهم کرد که طبق آن سلطنت مسیح هزار سال به طول خواهد انجامید یا این که شیطان هزار سال در بند خواهد شد و آن گاه مسیح خواهد آمد. هرچند برخی ادبیات مکاشفه ای آخرین کتاب عهد جدید، یعنی مکاشفه یوحنا را بر این حمل نموده اند که شاید مراد از هزار در این پیش گویی ها مفهوم عددی آن نباشد، ولی رخدادهای تاریخ مسیحیت نشان داده است که این مفهوم از آموزه های اثرگذار در تاریخ مسیحی بوده است. گفتیم که برداشت های متفاوت از آیات کتاب مقدس باعث گردید تا در تاریخ و کلام مسیحی، تلاش برای تفسیر آیات اول تا دهم باب بیستم از کتاب مکاشفه و معنای هزاره، موجب بروز سه نظریه شده است:
نخست، «پساهزاره گرایی» که معتقد است، پیش از بازگشت مسیح در یک دوره واقعی یا سمبلیک که هزار سال به طول خواهد انجامید، کلیسای مسیحی بر بدی پیروز خواهد بود؛ دوم، «پیشاهزاره گرایی»که طبق آن مسیح برای نجات بشریت از بدی ها، به زمین رجعت می کند و برای هزار سال بر زمین حکومت خواهد کرد و در نهایت،«ناهزاره گرایی» که هزاره را یا امری تمثیلی می داند و یا آن را تحقق یافته می پندارد. به هر روی، این برداشت ها در طول تاریخ باعث بروز اختلافاتی نیز گردیده که به صورت گذرا از آن عبور کردیم.
هرچند مخالفت آگوستین و به تبع آن کلیسای کاتولیک با معنای تحت اللفظی هزاره باعث شد تا برای مدت زیادی در این حوزه تحرک خاصی صورت نپذیرد، ولی در قرون اخیر شاهد آن هستیم که این آموزه چگونه مورد توجه قرار گرفته، به طوری که تفاسیر تحت اللفظی آن، گاه تا مرز انحرافات و آسیب های منجی گرایانه نیز پیش می رود و گروه ها و جنبش های هزاره گرا فعالیتی گسترده دارند.
پی‌نوشت‌ها:
1. پژوهش گر گروه ادیان مؤسسه آینده روشن(پژوهشکده مهدویت)و دانش پژوه سطح چهار مؤسسه بین المللی مطالعات اسلامی.
2.Eschatological Things
3.الهیات مسیحی، ص 348.
4.معجم الایمان المسیحی، ص 60 و نیز: The Encyclopedia of Religion,P252
5.نظام التعلیم فی علم اللاهوت، ج2، ص 508.
6. المجیی الثانی و نهایه التاریخ، ص 126.
7.الهیات مسیحی،ص 348.
8.همان.
9.The Encyclopedia of Religion,P252
10.الهیات مسیحی، ص 348.
11.Porter E.Stanley,"Mellenarin Thought in the First-Century Chuch"in Christian Millenarianism,p.76.
12.تاریخ تمدن، ج3، ص 695.
13.آشنایی با مسیحیت، ص 83 و 84.
14.کتاب مقدس، عهد جدید، مکاشفه یوحنا.
15.مکاشفه 20: 2-7.
16.Second coming
17.نظام التعلیم فی علم اللاهوت القویم، ج2، ص 509.
18.همان، ص 508.
19.اول قرنتیان 15: 51-52.
20.فیلیپیان3: 20-21.
21.متی 14: 25-30؛ لوقا 19: 11-27؛ دوم تسالونیکیان 2: 6-8.
22.دانیال9: 23-27
23.دانیال12: 1.
24.الهیات مسیحی، ص 339.
25.مکاشفه 16: 13-17.
26.زکریا12: 1، 13: 1 و 14: 2.
27.مکاشفه9: 1-10 و 19: 19 و مزامیر2: 3.
28.دوم تسالونیکیان1: 1-12، مکاشفه یوحنا 19: 15.
29.مزامیر72- 6-11.
30. مکاشفه 20: 1-3.
31.Pre-millennialism
32.post-millennialism
33.A-millenialism
34.McGinn,B.,"From of catholic Millenarianism:A Brief Overview" in Catholic Millenarianism,p.2
35.See:Capp,B.S.The Fifth Monarchy Men,p.23
36.McGinn.B.From of Catholic Millenarianism,p.2
37.McGinn.B.From of Catholic Millenarianism:A Brief Overview"in Catholic Millenarianism,p.3
38.Augystine,De civitate Dei20:9 Qouted in Froms of Catholic Millenarianism,p.3
39.See:Robert E.Lerner,"The Medieval Return to Thousand-Year Sabath"in the Apocalypse in the Middle Ages,pp.51-71
40.Anti Christe
41.See:Pesudo-Methodious,verse 13,qouted in MacGinn B.,Forms of Catholic Millenarianism,p.4
42.See:McGinn B.The calabrian Abbot:Joachim of Fiore in the History of Western Thought,pp.154-55
43.McGinn B."From of Catholic Millenarianism"in Catholic Millenarianism,p.6
44.See:Christopher Columbus,Book of Prophecies,with Introduction by Roberto Rusconi
45.McGinn B."From of Catholic Millenarianism:A Brief Overview"in Catholic Millenarianism,p.8
46.Anti Christe
47.Capp,B.S.The Fifth Monarchy Men,p.24
48.Ibid,p.24
49.See:David L.Rowe,"Protestanism,in Encyclopedia of Millennialism,p.341
50.Hunt Stephan,Christian Millenarianism,p.1
51.Ibid
52.Center for Millennial Studie(CMS)
منابع تحقیق
1. آشنایی با ادیان بزرگ، حسین توفیقی، تهران، انتشارات سمت، 1384ش.
2.آشنایی با مسیحیت، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، انجمن معارف اسلامی ایران، 1384ش.
3. آیین پروتستان، جی. لسلی دانستن، ترجمه: عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، مؤسسه آموزشی امام خمینی رحمه الله، 1381ش.
4.الهیات مسیحی، هنری تیسن، ترجمه: ط.میکائیلیان، تهران، انتشارات حیات ابدی، 1356ش.
5.تاریخ تفکر مسیحی، تونی لین، ترجمه: روبرت آسریان، تهران، نشر و پژوهش فروزان روز، 1380ش.
6.تاریخ تمدن، ویل دورانت، ترجمه: جمعی از مترجمان، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ سوم، 1370ش.
7.جهان مسیحیت، اینار مولند، ترجمه: محمدباقر انصاری و مسیح مهاجری، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1368ش.
8.دایره المعارف اسلامی، غلام حسین مصاحب، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، 1380ش.
9.درآمدی به مسیحیت، مری جو دیورر، ترجمه: حسن قنبری، قم، انتشارات دانشگاه و مذاهب،‌1381ش.
10.فرهنگ ادیان جهان، جان آر.هیلنز، ترجمه: گروه مترجمان، ویراستار: ع.پاشایی، قم، دانشگاه ادیان، 1386ش.
11.فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بیات و همکاران، قم، مؤسسه انندیشه و فرهنگ دینی، 1381ش.
12. کتاب مقدس(ترجمه تفسیری)، تهران، انجمن بین المللی کتاب مقدس، 1995م.
13.کتاب مقدس، تهران، انجمن کتاب مقدس ایران، بی تا.
14. کلام مسیحی، توماس میشل، ترجمه: حسین توفیقی، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب، 1387ش.
15.المجیئی الثانی و نهایه التاریخ، الکامل صبحی، بیروت، دارالمشرق، 1996م.
16.معجم الایمان المسیحی، صبحی حمودی، بیروت، دارالمشرق، 1994م.
17.نظام التعلیم فی علم اللاهوت القویم، جیمس انس الامیر کانی، ج1 و2، بیروت، مطبعه الامیرکان، 1890م.
18.(CCC):Catechism of the Catholic Church,Veritas,Irland,1994.
19.(OCB):The Oxford companion to the bible,oxford university press,London,1993.
20.(ODCC):CROSS,F.L.The Oxford Dictionary of the Christian Church,oxford university press,London,1957.
21.app,B.S.,The Fifth Monarchy Men,Blackwell publishing usa,1997
22.Eliade,Mircea,The Enclopedia of Religion,Macmillan,New York 1987
23.Encyclopedia of Millennialism and Millennial Movements,Rourledge,New York,London,2000
24.Harrison J.F.C.The Sechond Coming,Routledge and Kegan Paul,1979
25.Hinnells R.John.A New Dictionary of Religions,Blackwell publishing,usa,1984-1995.
26.Hunt Stephan(ed),Christian Millenarianism,Indiana University Press,2001
27.Kottman Karl A(ed).,Catholic Millenarianism,Kluwer Academic Publishers,Boston,2001
28.Kottman Karl A(ed).,Catholic Millenarianism:From Savonarola to the Abb Gregoire,Kluwer Academic Publishers,Boston,2001
29.Robert E.Lerner,"The Medieval Return to Thousand-Year Sabath"in The Apocalypse in the Middle Ages,New York,London,2004
30.Sharma Amrita,Dictionary of Religions,New Dalhi,199

نوشتن نظر