|
۱۸ فروردين ۱۳۸۴ |
السلام عليك يا ابا صالح المهدى
... در آخرين هفته از اسفند ماه به دعوت گروهى از دانشجويان براى ايراد سخنرانى
راهى مشهد شدم. عنوان سخنرانى را «استراتژى انتظار» اعلام كرده بودند، موضوعى كه
يكبار در يكى از مجلات بدان اشاراتى داشتم، مشاهده نوعى «انفعال » و ايستايى در عمل
و نظر بسيارى از جوانان خوب و مؤمن و صديق انگيزه اى بود تا به طرح اين موضوع
بپردازم هرچند على رغم ساعتها گفتگو هنوز در اجمال خود مانده و بتفصيل بيان نشده
است.
متاسفانه تمامى «معتقدات، آداب و مناسبات مادى » مسلمين بويژه شيعيان در تير رس
حملات سازمان يافته غرب استكبارى و پيروان آنها (از ميان خيل روشنفكران و روشنفكر
نمايان) قرار گرفته و ضربات اين تازيانه شيعيان را بيشتر از ديگران آزرده است چه،
باورى ديرينه درباره ظهور مردى كه ظلم را از عالم مى پراكند و تمناى بسط عدالت، اين
جماعت را از استحاله نام در فرهنگ بيگانه و تن سپردن به ابتذال جارى در امان نگه
داشته و از آنان نيرويى بزرگ در مقابل طرحهاى استعمارى ايجاد كرده است. اما، جاى
طرح اين نكته خاليست كه; به دلايل مختلف امكان شناسايى كفر و شرك جارى در عصر حاضر
(قرن بيستم) فراهم نشده و عموم جوانان از درك رابطه ميان صورت تمدن غربى و سيرت
فرهنگى و ماهيت نظرى آنان عاجزند. از همين رو (به تبع تبليغات جارى) ناخواسته در
جستجوى راهى براى منطبق ساختن دريافتها و احكام دينى با فرهنگ و مدنيت غربى اند و
فرض در افكندن طرحى نو در عالم را از نظر دور داشته اند.
شايد در اجمال ماندن تعاليم و معتقدات دينى و مبدل نشدن آن باورها به فرهنگى فراگير
موجب بوده تا امكان بروز و ظهور آن معتقدات در مناسبات مادى فراهم نيايد و در ظاهر
چنين به نظر رسد كه آن تعاليم از كاركردى واقعى برخوردار نيستند.
از همين رو، نوعى انفعال در ميان جوانان خوب و مخلص ساكن در سرزمين بزرگ اسلامى
آشكار شده كه در سير اكمالى خود ميدان ترديد و تشكيك درباره تعاليم كتاب آسمانى و
دريافتهاى ائمه معصومين، عليهم السلام، را مى گشايد. شايد از همين روست كه گفتگو از
«استراتژى انتظار» شنونده جوان را با انبوهى از سؤالها روبرو مى سازد.
گفتگو از «استراتژى انتظار» گفتگو از يك «عهد» يا بهتر بگويم «تجديد عهد» است.
بهمان سان كه همه چيز با عهدى كه مى بنديم آغاز مى شود. همه دوستيها، همه معاملات،
همه نظريه ها و...
اين «تجديد عهد» در تمامى هستى خود را مى نماياند حتى در «بهار». چنانكه در آغاز
سال عهدهاى فراموش شده، تجديد مى شوند و علايق گسسته شده پيوند مى خورند.
آيا «حج » چيزى جز رجعت بنده دور شده به مولايش و تجديد عهد او با صاحب اختيارش
است. رميده اى كه باز مى آيد تا «عهد» خود را نو كند.
و آيا «غدير» خود عين «عهد بستن » نيست. عهد با انسانى كامل و ولى اى مرشد كه
حجت بود و واسط ميان خالق و مخلوق، تا آدمى همواره در ميان «عهد» بماند و با
مغناطيس دوستى و ولايت از خوان گسترده اش بهره مند شود. گفتگو از «استراتژى
انتظار»، آغاز تجديدعهد با مردى است كه منتظران در هر صبحگاه با اين عبارت عهد خود
را با او تازه كنند:
«تازه مى گردانم با او در اين وقت از صبحگاهان عهدى و بيعتى را كه اميد دارم هيچ
چيز آن را نگسلد» و...
«استراتژى انتظار» آغاز گفتگو از «مقصد» و نقطه مطلوب امير و ولى اى است كه خيل
سپاهيانش را به آنسو مى خواند. آرزويى و آرمانى كه همه قواى نهفته را گرد مى آورد و
تمناهاى خرد و كوچك و تفرقه افكن را زايل مى سازد تا همه نفوس در زير چتر آن آرزوى
متعالى و بزرگ گرد آيند. جاى تاسف است كه خصم آرزوى سلطه بر سرزمين واقع در ميان
نيل تا فرات را مبدل به مقصد و مطلوب قوم خود ساخته و براى تحقق استراتژى خود همه
مناسبات فرهنگى و مادى خود را سامان داده و صنايع، اقتصاد، سياست و تعليم و تربيت
فرزندان خود را طراحى كرده است. اما، ما طى سالهاى گذشته به دليل غفلت از «استراتژى
ويژه شيعيان در عصر غيبت » هرچند صباح حول يك استراتژى كوچك و حقير درمانده ايم
استراتژى توسعه اقتصادى، توسعه فرهنگى، توسعه سياسى و مباحثى از اين قبيل از همين
روست كه همه مناسبات ما در هم ريخته اند و از سالهاى اوليه انقلاب دور افتاده ايم.
گفتگو از استراتژى انتظار، باب گفتگو از نحوه رفتن را هم مى گشايد. رفتن به سبك و
روش منتظران. در هواى مردى كه عهد را با او تازه كرده ايم; شايد كه فيض ديدارش را
بيابيم و فيض دستگيرى اش را، فيض رهبرى اش را و فيض ظهورش را كه جملگى در گرو
بيدارى، آمادگى و تجديد عهد ماست.
«رفتن » در هيات سلوك فردى نمى ماند، «رفتن به سبك و سياق منتظران » در اين گفتگو
مبدل به شيوه اى مى شود براى شهرسازى، براى معمارى، براى دگرگون كردن نظام اقتصادى
و بالاخره «رفتن » براى تربيت نسل جوان بگونه اى كه در عرصه زمين چون منتظر زندگى
كند و عهد خود را نگسلد.
گفتگو از استراتژى انتظار، گفتگو از معنى فراموش شده زندگى است.
با عرض تبريك تقارن اعياد غدير، قربان و نوروز، اميد آن داريم كه مقدمات جديد عهد
راستين فراهم آيد. تجديد عهد با او كه ربيع الانام است. والسلام
سردبير
ماهنامه موعود شماره 13 |