spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود
 
اينجا غدير است چاپ پست الكترونيكي
۱۸ فروردين ۱۳۸۴
رضا بابايى
اين آخرين حج است
آخرين بوسه‏هاى سرزمين بطحا بر قافله محمدى.
 اينجا غدير است
 ايستگاه ولايت
مهبط واژه‏هاى آسمانى و بارش گلخنده‏هاى وحى بر سر و روى ايمانيان.
 امروز، روزگار باليدن دين تا آخرين قله‏هاى كمال است
 و زاد روز پيوستن حلقه آخرين به سلسله نعمت.
 برخيز و كوزه جان را
 كه مهر مادر گلهاست



 از آب
 سر ريز كن
 راه مار پيچ شب
 قصه ناتمام خود را به برق چشمى فروخت
 خورشيد سرك مى‏كشد
و ماه
بى‏تاب از آنهمه حضور
 گريزهاى خود را
 - شادمانه
 در جويبار غدير مى‏ريزد.
 برخيز و به جامه سادگى درآ
 تن پوش تنديسها را
از مادر بخواه
 و به همت صدايى كه فقط از مناره شرق
 توان شنيد
 كوچه باغهاى شهر را
 از كودكيهاى خود آكنده كن

 كوهها
بلند و سبز
كوتاه و خاكسترى
 همه در يك شمايل خيره‏اند
 اگر تشنگى را ديده بودى
 و مى‏دانستى
كه جرعه او درياست
 هرگز به هرزه آبى كه از آهن مى‏چكد
 دامن خود را تر نمى‏كردى

 عمرى است كه نماز
 گرسنه سلامى است كه او را در ميانه مكه و مدينه
- غدير
 شنيده بود

 يار غارى داشت
 كه با آن
 هر شب
 به آسمانها مى‏خنديد
 و قطره‏هاى چشم يار غديرى خود را
 كابين ناز دانه‏هاى سيادت مى‏كرد
 عمرى است كه نماز
خنده و گريه را فراموش كرده بود
و نمى‏دانست از خنده تا گريه، راه چند است
 بر آسمان مى‏خنديد
و بر شب بوها مى‏گريست
 و ميان آن خنده و گريه
 بر يتيمى خود بوسه حيرت مى‏زد
 و از خوش بختى لاله‏ها كنايه مى‏ساخت
 محراب نقره فامى داشت
كه مانند بيدهاى جوان
از كناره تيرى چوبين سرزده بود
 بهار شاعران، نه
بهار بيدهاى جوان
 كه پيوندى لحظه‏هاى غديرند

 ستاره دنباله دار ولايت
 اينك
 به برج ميزان رسيده است
 و مؤذن سبز پوش ابر آشيان
 انگشت ايماى خود را
در كمان آسمان رها مى‏كند و بوى خوب عشق را مى‏پراكند

 بى نگاه تو
 كه غدير را آبيارى كرد و
 مكه و مدينه را در كوفه جا داد
 نماز در خانه سالمندان، غبار صندوقهاى خاطرات تلخ زندگى است
 بى ركوع تو
 زكات، قد نيفراشت و سجده از خاك سر بر نداشت
 و بى سلام تو
 هيچ نمازى به دار السلام موعود راه نبرد.
 پيچك نماز
 قائمه‏اى خوش قوارتر از ذوالفقار تو نيافت
 و سجده
پناهگاهى با طراوت‏تر از غدير نجست
 در قنوت تو، چه ديدند ستاره‏ها
 كه دانه دانه بر آن ريختند؟
كفشهاى وصله‏دار تو
 هر بدعتى را از دين سترد
و دلواژه‏هاى بلاغتت
مشق هر شب سوسنهاست

 اى آواز خدا!
 به آنكه برايت تازيانه خورد
 سوگند
كه هيچ نگاهى
 عرق گل را
 جز در نيايش تو نخواهد يافت
 و من با شكوه‏ترين پند توام
 در نماز مردگان نيز
 سر بر خاك كوفه
 نخواهم گذاشت.

 



ماهنامه موعود شماره 13


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2010 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.