|
۱۸ فروردين ۱۳۸۴ |
|
صفحه 1 از 2 علىاكبر صادقى واقعه غدير و خطابهاى كه پيامبر گرامى اسلام در آن روز بر آن گروه عظيم از مسلمانان، القا فرمود، بتواتر نقل گرديده; بلكه كثرت طرق و اسناد آن روايت چند برابر حد تواتر است و با گذشت چندين قرن هنوز قطعى بوده و ترديد را به حريم آن راهى نيست و به گفته ضياء الدين مقبلى، دانشمند سنى مذهب: اگر حديث غدير، مسلم نباشد، هيچ امر مسلمى در اسلام وجود ندارد. (1) در ميان اهل سنت، صدها دانشمند و مورخ و حافظ حديث و مفسر قرآن و متكلم و حتى اديب و لغوى، حديث غدير را روايت كرده و در كتب خود نوشتهاند.
از دانشمندان و مؤلفان متقدم، تا آنجا كه تحقيق و تفحص شده، بيست و شش مجلد كتاب، درباره همين مساله باقى مانده است و از آن جمله:
كتاب «الولايه» تاليف مورخ شهير و مفسر نامدار سنى مذهب، محمد بن جرير طبرى (متوفى 310ق) كه ظاهرا نخستين دانشمندى است كه در اين موضوع، كتابى مستقل تدوين كرده و در آن به هفتاد و پنج طريق، حديث غدير را روايت نموده است و به نقل كتاب «معجم الادباء تاليف حموى، ج 18، ص 80» نامبرده كتابى ديگر نيز به نام «فضائل على بن ابى طالب» نگاشته است. كتاب «الولاية فى طرق حديث الغدير» تاليف حافظ، ابن عقده همدانى (متوفى333ق) كه حديث مزبور را با يكصد و پنج طريق نقل كرده است. (2)
كتاب «طريق حديث الغدير» تاليف ابوطالب، عبدالله بن احمد بن زيد انبارى (متوفى356ق). (3)
كتاب ابوبكر محمد بن عمرو بن محمد تميمى بغدادى، معروف به «جعابى» (متوفى 355ق). با يكصد و بيست و پنج طريق. (4)
علاوه بر اينها كتب و تاليفات بسيارى وسيله دانشمندان شيعه در اين زمينه نگارش يافته و از آن جمله است كتاب بسيار ارجمند «عبقات الانوار» شامل بيست جلد كه دوازده جلد آن، وسيله دانشمند، مورخ و محقق نامدار، «ميرحامد حسين هندى» تاليف گرديده و هشت جلد ديگر، تاليف و تكميل فرزند برومند و عالم اوست.
كتاب قيم «الغدير» در بيست مجلد، تاليف آية الله علامه، شيخ عبدالحسين امينى، قدسسره، كه بحق مىتوان آن را دائرةالمعارف شيعه در موضوع تاريخ اسلام و ولايت علوى دانست. و در همين سده و همين روزگار نيز از محققان و محدثان و مؤلفان اهل سنتبه ذكر حديث غدير و ثبت آن پرداختهاند و از جمله:
احمد زينى دحلان مكب شافعى در كتاب «الفتوحات الاسلامية»
شيخ يوسف بنهانى بيروتى در كتاب «اشرف المؤيد»
سيد مؤمن شبلنجى مصرى در كتاب «نور الابصار»
شيخ محمد عبده در كتاب تفسير «المنار»
عبدالحميد آلوسى بغدادى در كتاب «نثر اللئالى»
شيخ محمد، حبيب الله شنقيطى در كتاب «كفاية الطالب»
دكتر احمد، فريد رفاعى در كتاب «تعليقات معجم الادباء»
استاد احمد، زكى مصرى در كتاب «تعليقات الاغانى»
استاد احمد، نسيم مصرى در كتاب «تعليقات ديوان مهيار ديلمى»
استاد محمد، محمود رافعى در كتاب «شرح الهاشميات»
حافظ، ناصر السنة حضرمى در كتاب «تشنيف الآذان»
دكتر عمر فروخ در كتاب «حكيم المعمرة» (5)
همان طور كه پيش از اين اشاره شد حديث غدير در كتب مورخان تا يكصد و بيست و پنج طريق دارد كه از ميان آن راويان، اسامى اشخاص زير را كه همگى از مشاهير صحابه پيامبر اسلامند، نمونه مىآوريم:
1. ابوبكر بن ابى قحافه 2. عمر بن الخطاب 3. عثمان بن عفان 4. طلحة بن عبدالله تميمى 5. زبير بن عوام 6. عباس بن عبدالمطلب 7. اسامة بن زيد بن حارثه 8. انس بن مالك 9. جابر بن عبدالله الانصارى 10. سعد بن ابى وقاص 11. عبدالرحمن بن عوف 12. حسان بن ثابت 13. سعد بن عباده 14. ابو ايوب الانصارى 15. عبدالله بن مسعود 16. سلمان فارسى 17. ابوذر غفارى 18. عمار ياسر 19. مقداد بن اسود 20. سمرة بن جندب 21. سهل بن حنيف 22. ابى بن كعب 23. اميرالمؤمنين، على
و از بانوان:
24. اسماء بنت عميس 25. ام سلمه، همسر پيامبر 26. عايشه، دختر ابوبكر 27. ام هانى، بنت ابى طالب 27. صديقه طاهره، فاطمه زهرا، دختر رسول خدا، صلىاللهعليهوآله. (6)
حال كه واقعه غدير و پيام آن روز، از مهمترين وقايع تاريخ اسلام است و اكنون كه بيش از يكصد ميليون مسلمان در جهان بر اساس فرمان حق و بر طبق وصيت لازم الاطاعه پيامبر خود اسلام و معارف و احكام دينى را از ناحيه نورانى على، امير المؤمنين و ائمه طاهرين، صلوات الله عليهم اجمعين، تلقى مىكنند. دريغ است كه بسيارى از اين پيروان راستين اسلام و تشيع ار خطاب عزا و پيام انسان ساز پيامبر خود در روز غدير به قدر شايسته آگاه نباشند و يا سبب نا آشنايى با زبان تازى، ز درك و استفاده از آن محروم بمانند و بهمين جهت ترجمه فارسى آن گرامى بر طبق متن مروى در كتاب ارجمند «احتجاج طبرسى» دانشمند و محقق عظيم الشان قرن ششم هجرى (7) كه از مصادر معتبر كتب روايت است هب عمل آمد; هرچند كه مرا آن مايه نبود كه بتوانم آن بلاغت و جاذبه را كه در آن متن شريف است تامين نمايم ولى
آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگى بايد چشيد
|