|
۳۰ آبان ۱۳۸۸ |
|
اشاره: آنچه که در مجامع بينالمللي به عنوان «فلسطين» شناخته شده، نوار غزه و کرانة باختري است و سرزمينهاي اشغال شده توسط صهيونيستها تحت عنوان اسرائيل شناخته ميشود. امّا با توجه به اعتقاد ما مبني بر اينکه صهيونيستها سرزمين فلسطين را اشغال کردهاند هرگاه در ضمن اين مقاله کلمة فلسطين به کار برده شود منظور تمام خاک فلسطين پيش از تقسيم است. به اميد روزي که فلسطين تماميّت ارضي خود را باز يابد و اسرائيل از نقشة جهان محو گردد. إنشاءالله
جغرافياي فلسطين فلسطين منطقهاي عربي است که از طرف غرب به درياي مديترانه؛ از طرف شمال، به جمهوري لبنان؛ از جانب شرق به نهر اردن و جمهوري سوريه و از ناحية جنوب، به شبه جزيرة سينا که قسمتي از مصر است، محدود ميباشد.1 وسعت تمام فلسطين 27024 کيلومتر مربع است. 2 از رودهاي فلسطين ميتوان رودهاي اردن، المقطع و العوجا را نام برد. فلسطين داراي سه درياچه به نامهاي حوله، درياي مرده و طبريه است. درياي مرده داراي املاح زيادي است که مهمترين آنها «پتاس» است. همچنين اين درياچه از نظر مواد منگنز، سديم و برومين بسيار غني است. درياچة طبريّه نيز نقش مهمّي در حوادث آخرالزّمان دارد که به آن خواهيم پرداخت. اين کشور در منطقة معتدل واقع است، ولي آب و هواي آن در همة نقاط يکسان نيست. 3
اماکن مذهبي در شهر بيتالمقدّس، اماکن وجايگاههاي مقدّس، فراوان است. مهمترين جايگاههاي مقدّس از نظر مسلمانان، مسجدالاقصي ومسجدالصّخره است. فاصلة مسجدالاقصي از مسجدالصّخره، حدود پانصد متر ميباشد و پيرامون آنها مجموعهاي از اماکن وجايگاههاي مقدّس قرار دارد. به همين دليل، تمام اين منطقه را که بيش از صد هزار متر مربع است، «حرم شريف» ميگويند. پس از آنکه مسلمانان در سال پانزدهم هجري، بيتالمقدّس را فتح کردند، ساختمان اصلي مسجدالاقصي را بنا نمودند. در آن زمان که مسلمانان وارد شهر بيتالمقدّس شدند، از پرستشگاه و اماکن مقدّس قديمي تقريباً چيزي به جا نمانده و در اثر گذشت زمان و حوادث مختلف از بين رفته بود. به همين دليل، مسلمانان پس از تحقيق، محلّ اصلي پرستشگاه حضرت سليمان را يافتند و مسجدالاقصي را در آن محل بنا کردند. 4 در بيتالمقدّس ابواب گوناگوني وجود دارد، که هريک به نوعي با زندگي پيامبران ارتباط داشته است. مانند «باب التوبه» که خداوند توبة حضرت داوود(ع) را در آنجا پذيرفت. «باب السّکينه» که محراب حضرت مريم(س) دختر عمران در آنجا واقع است، نيز جايگاه مقدّسي است که فرشتگان براي مريم(س) ميوة بهشتي آوردند.5 همچنين محراب زکريّا(ع) که فرشتگان تولّد يحيي(ع) را به وي بشارت دادند.6
نگاهي به گذشتة فلسطين حدود 2500 سال قبل از ميلاد، چند قبيلة سامي، به منطقة فلسطين فعلي مهاجرت کردند و در آن سکنا گزيدند که بعدها «کنعانيان» ناميده شدند. تقريباً 1805 سال قبل از ميلاد، حضرت ابراهيم خليل(ع) از شهر «اور» عراق به سرزمین کنعان (فلسطين) مهاجرت فرمودند. در همين جا حضرت اسحاق متولد شد و از اسحاق، حضرت يعقوب به دنيا آمد و به اسم «اسرائيل» ناميده شد. يهود را به جهت انتساب به حضرت يعقوب، بني اسرائيل مينامند.7 اين آغاز عصر عبرانيان در فلسطين است. در اين عصر فلسطين عرصة تاخت و تاز و کشمکشهاي فراوان بود؛ تا اينکه در سال 70 ميلادي «تيتوس» فرزند امپراتور روم با هشتاد هزار سرباز، اورشليم را محاصره کرد و پس از چند روز مقاومت يهوديان، سرانجام روميان فاتح شدند و قوم يهود دوباره آواره گشت. در زمان خسرو دوم ساساني ميان امپراتوري ايران و روم جنگ درگرفت که به پيروزي ايرانيان انجاميد و اورشليم فتح شد امّا پس از مرگ خسرو پرويز اين سرزمين دوباره به دست مسيحيان افتاد.8 در زمان خليفة اوّل، وي سپاهي را روانة سوريه و فلسطين کرد که با درگذشت او، در زمان خليفة دوم، سوريه و بيتالمقدّس به دست مسلمانان افتاد. اهالي شهر مقاومت زيادي کردند امّا طولاني شدن محاصره، مشکل غذا و... آنان را مجبور به تسليم کرد و قرارداد صلح منعقد شد. از آن زمان فلسطين در دست مسلمانان بود.9 از سال 1095ميلادي با تهاجم اروپاييان عليه مسلمانان، جنگهاي صليبي آغاز شدکه حدود دو قرن ادامه يافت. اگرچه اين جنگ علتهاي گوناگوني داشت امّا مورخان يکي از علتهاي آن را مسئلة فلسطين و شهر بيتالمقدّس ذکر ميکنند.10 علاوه بر عامل مهم و اساسي عواطف مذهبي، عوامل ديگري هم ايجاب ميکرد که مردم اروپا اين دعوت را بپذيرند: ارتشيها به اميد فتح وکشورگشايي، تجّار و کسبه به آرزوي درآمد سرشار و مجرمان زيادي براي گرفتن عفو و بخشش.11 صليبيها پس از نبردي سخت و محاصرة طولاني بيتالمقدّس، وارد شهر شده، دست به قتل عام زدند و همه چيز را به عنوان غنيمت غارت کردند. در مراحل پاياني جنگ دوم صليبي، صلاحالدّين ايّوبي صليبيون را تار و مار کرد و بيتالمقدّس را باز پس گرفت. پس از هفتمين جنگ صليبي و مرگ آخرين پادشاه سلسلة ايّوبي، مماليک حدود سه قرن زمام امور را در دست گرفته، بيتالمقدّس را نيز در اختيار داشتند. آنها با سپاه مغول جنگيدند و آنها را شکست دادند و بازماندگان صليبيها را در عکّا نابود ساختند.12 تا اينکه سلطان سليم عثماني به شهرهاي فلسطين حمله برد و آنها را تصرّف کرد و فلسطين به حوزة حکومت عثماني درآمد.13 در اوايل قرن بيستم صهيونيستها با استفاده از سلطة انگلستان بر فلسطين، راه حلّ تشکيل يک کشور يهودي را مطرح کردند. کوشش صهيونيستها نتيجه بخشيد و توانستند نظر «لرد بالفور» وزير خارجة انگليس را جلب کنند. سرانجام در نوامبر 1917 اعلامية بالفور در مورد تصويب طرح تأسيس «کانون ملّي يهود» در سرزمين فلسطين، در کابينة انگلستان منتشر شد و آمريکا نيز از اين طرح حمايت کرد. سرانجام در آوريل 1920 متّفقين و جامعة ملل، قيموميّت فلسطين را رسماً به انگلستان واگذار کردند. با واگذاري حکومت از سوي انگلستان به يک يهودي، مهاجرت و انتقال يهوديان به فلسطين شروع شد. اين امر، موجب قيام و شورش اعراب شد و زد و خوردهاي بسياري بين اعراب و مهاجران صورت گرفت. از دهة چهل، مسئلة فلسطين به يک مسئلة عربي تبديل شد و در رأس مسائل بينالمللي قرار گرفت. در طول جنگ جهاني دوم، آرامش نسبي بر فلسطين حکمفرما بود. پس از جنگ و جدال فراوان، مسئلة فلسطين به سازمان ملل ارجاع داده شد و سرانجام با تلاشهاي صهيونيستها و آمريکا، عصر روز 29 نوامبر مجمع عمومي تشکيل و اخذ رأي شروع شد. برخلاف انتظار همه، سي و دو نفر به نفع تقسيم فلسطين رأي دادند، سيزده نفر بر ضدّ تقسيم، يک نفر غائب شد و ده نفر هم آراي سفيد داشتند. انگلستان در 14 مه 1948 به قيموميّت خود پايان داد و نيروهايش را از فلسطين خارج کرد. در همان روز، «شوراي ملّي يهود» در تل آويو تشکيل شد و در ساعت چهار بعد از ظهر همان روز موجوديّت دولت اسرائيل توسط «ديويد بن گوريون» در موزة تل آويو اعلام گرديد. پس از اعلام موجوديّت رژيم اشغالگر قدس توسط بن گوريون، اوّلين جنگي که اين رژيم عليه فلسطين و کشورهاي عربي منطقه به راه انداخت به جنگ 1948 معروف است. در طيّ اين جنگ صهيونيستها 78 درصد خاک فلسطين را تحت اشغال خود درآوردند و نخستين مرحلة آوارگي بزرگ فلسطينيان به وقوع پيوست. در مه سال 1949 اسرائيل به عضويت سازمان ملل درآمد. در 28 مه 1964 سازمان آزادي بخش فلسطين اعلام موجوديّت کرد و مبارزات فلسطينيان شکل جديدي به خود گرفت.14 جنگ 1967 از سوي رژيم صهيونيستي در حالي شروع شد که کشورهاي عربي از قبل، خود را براي آن آماده کرده بودند. نيروهاي نظامي کشورهاي عربي به طرف مرزهاي اسرائيل در حرکت بودند و پيروزي را قريبالوقوع ميپنداشتند که با حملة غافلگيرانة تانکهاي رژيم صهيونيستي رو به رو شدند. اين جنگ که از زمين و هوا آغاز شده بود، مدت شش روز به طول انجاميد و به جنگ شش روزة اعراب و اسرائيل معروف شد. اسرائيل در طيّ اين جنگ علاوه بر نوار غزّه و کرانة باختري رود اردن، بلنديهاي جولان در سوريه و صحراي سينا در مصر را اشغال و بيتالمقدّس را ضميمة خاک خود کرد. سازمان ملل طيّ قطعنامهاي اسرائيل را به عقب نشيني از سرزمينهاي اشغالي فراخواند امّا اسرائيل شرط عقبنشيني خود از مناطق اشغالي را به رسميّت شناختن اين رژيم از سوي اعراب اعلام کرد.15 در اکتبر 1973 مصر و سوريه با شعار الله اکبر به اسرائيل هجوم بردند و در ابتداي کار موفقيتهايي به دست آوردند امّا حمايت آمريکا و غرب باعث شد نتيجة جنگ به نفع اسرائيل رغم بخورد و بتواند منطقة محدودي را تحت تصرّف درآورد و نهايتاً اين جنگ با انعقاد قرارداد صلح پايان يافت. در 1974 سازمان ملل، سازمان آزادي بخش فلسطين را به رسميّت شناخت. پيامد اين جنگ، کشانده شدن رهبران کشورهاي عربي به روند صلح و سازش بود. چنانکه در سال 1978 در محلّ کمپ ديويد، انور سادات رئيس جمهور مصر و مناخيم بگين نخست وزير اسرائيل پيمان صلح منعقد کردند و مصر در ازاي پس گرفتن صحراي سينا موجوديّت اسرائيل را به رسميت شناخت. اين واقعه در آستانة پيروزي انقلاب اسلامي ايران رخ داد.16
فلسطين امروز؛ جنبشها در فاصلة بين سالهاي 1967(شكست حملة اعراب)تا 1982(حملة اسرائيل به لبنان) چندين سازمان و گروه مبارز فلسطيني، تأسيس، متلاشي، ادغام يا گرفتار اختلافات داخلي و انشعاب شد. اين سازمانها عمدتاً تحت تأثير ناسيوناليسم عربي، سوسياليسم و ماركسيسم قرار داشتند و هر كدام از جانب يكي از دول عربي پشتيباني ميشدند و به سياستهاي منطقهاي آن دولت وابسته بودند. مهمترين اين سازمانها و گروهها عبارتند از: سازمان الفتح، الصاعقه، جبهة دمكراتيك آزاديبخش فلسطين، جبهة خلق آزادي بخش فلسطين. با نگاهي به تاريخ مبارزات مردم و گروههاي فلسطيني، از زمان تأسيس رژيم صهيونيستي تا قبل از انتفاضه، به خوبي مشخص ميشود كه اين گروهها نتوانستهاند به نتايج اميدوار كنندهاي دست يابند. در اين قسمت به برخي از دلايل عمدة اين ناكامي مروري گذرا داريم: 1. اختلافات ايدئولوژيکي، 2. اختلافات در خطّ مشي مبارزه، 3. نداشتن رهبري واحد، 4. وابستگي گروههاي مبارزه به کشورهاي عربي، 5. مبارزات مقطعي انتفاضه، محصول شرايط جديد رواني ـ فكري و سياسي ـ اجتماعي فلسطينيها در عرصة داخلي و روابط بينالملل، به ويژه جهان اسلام است. هستههاي اصلي مبارزه از درون مساجد با فكر و انديشة اسلامي شروع شد و گسترش يافت و مبارزات به شكل مردمي و همه جانبه در آمد. در سالهاي اخير شاهد شكلگيري و پيدايش سازمانها و گروههاي متعدّدي هستيم كه همگي تحت نام «اسلام» و شعارهاي اسلامي به فعاليت ميپردازند. حماس و جهاد اسلامي در اين گروه قرار ميگيرند. از ميان گروههاي مختلف فلسطيني، چهار گروه ذيل حضور فعّال دارند و ساير گروهها از نفوذ بسيار کمي برخوردارند: 1. فتح: نفوذ مردمي اين گروه بين 40 تا 46 درصد در نوسان است و جريانهاي ملي و چپ را پوشش ميدهد. از رهبران آن ميتوان به «ياسر عرفات»، «صلاح خلف» و «خليل ابراهيم الوزير» اشاره کرد. اين سازمان از سوي کشورهايي چون عربستان حمايت ميشود. 2. حركـ[ المقاومـة الاسلاميه في فلسطين (حماس): حماس يك جنبش اسلامگراي گسترده است كه حدود دو ماه بعد از وقوع انتفاضه در نوار غزّه (انتفاضة اوّل) توسط «شيخ احمد ياسين» شكل گرفت. اين جنبش، از ميان نيروهاي اخوان المسلمين فلسطين برخاست. منشور حماس كه در 26 ماده در اوت 1988 منتشر شد، فلسطين را يك سرزمين موقوفة اسلامي ميداند كه آزادي آن از طريق جهاد براي هر مسلماني يك واجب عيني به شمار ميرود. اين سازمان كه از گستردگي وسيعي برخوردار است، يك رقيب اساسي براي سازمان آزادي بخش فلسطين محسوب ميشود و در همة عرصههاي سياسي ـ اجتماعي فلسطين، اعم از دانشگاهها، كارخانهها، اردوگاهها و ساير مراكز و اصناف فعاليت دارد. حماس، صلح با اسرائيل را نميپذيرد. از ديدگاه حماس بايد كلّ فلسطين را از چنگال صهيونيسم آزاد كرد. هيچ كس يا كشوري حق ندارد جزء يا كلّ اين سرزمين را به ديگران اعطا كند. از ديدگاه حماس تنها راه حلّ مسئلة فلسطين اين است كه يهوديان و مسيحيان «تحت ساية امن اسلام» در صلح زندگي كنند. 3. جهاد اسلامي: سازمان جهاد اسلامي فلسطين، در اواخر دهة هفتاد ميلادي و تحت تأثير انديشة امام خميني(ره) و پيروزي انقلاب اسلامي ايران، توسط گروهي از انقلابيان فلسطيني بنيان نهاده شد. از جمله رهبران آن ميتوان به «شيخ عبد العزيز عوده» و شهيد «فتحي شقاقي»، «احمد مهنا»، «فريد ابومخ» و «خالد دياب» اشاره كرد. جهاد اسلامي ابتدا به آموزش نظامي پرداخت و در اوايل كار، با سازمان الفتح در سرزمينهاي اشغالي و خارج از آن مرتبط بود و اعضاي الفتح آنان را آموزش نظامي ميدادند. اين سازمان، خواهان آزادي كلّ فلسطين است و تنها راه آزادي را بسيج همة نيروهاي اسلامي و انجام عمليّات نظامي ميداند. همچنين خواهان نابودي صهيونيسم و تشكيل حكومت اسلامي در فلسطين ميباشد. 4. جبهة خلق براي آزادي فلسطين: اين گروه که از سوي ليبي حمايت ميشود، طرفدار عقايد مارکسيستي است. از رهبران اصلي آن ميتوان به «جرج حبش» و «محمد تيسر قبا» اشاره کرد.16
فلسطين امروز؛ حکومت تا قبل از برگزاري انتخابات پارلماني در اراضي اشغالي که به پيروزي حماس انجاميد، جنبش فتح يکّه تاز عرصة سياست در فلسطين بود. پس از تشکيل دولت خودگردان جنبش فتح، كه ستون فقرات اين تشکيلات به شمار ميآمد و اعضا و هوادران اين جنبش، در غياب ساير گروههاي فلسطيني که منتقد سياستهاي رهبران فتح بودند، در سازمانها و نهادهاي وابسته به تشکيلات خودگردان حضور داشتند. جنبشهاي حماس و جهاد اسلامي، فتح را به دليل سازش با رژيم صهيونيستي و خيانت به آرمانهاي فلسطين مورد سرزنش قرار ميدادند و از پيوستن به فرآيندهاي سياسي درون تشکيلات خودگردان خودداري ميکردند. با مرگ ياسر عرفات در نوامبر 2004 محمود عبّاس بر سر کار آمد. با برگزاري انتخابات پارلماني ژانويه، حماس که براي اوّلين بار در انتخابات شرکت کرده بود به پيروزي چشمگيري دست يافت و نزديک به دو سوم کرسيهاي پارلمان را از آن خود کرد. از آنجايي که حماس حاضر به پذيرش توافقات گذشتة دولت خودگردان، از جمله نقشة راه و دوري جستن از دفاع مسلّحانه نبود، اروپا و آمريکا، کمکهاي مالي خود را به دولت خودگردان قطع کردند.18 تا اينکه مبارزان فلسطيني به منظور برهم زدن طرح رفراندوم محمود عبّاس و به چالش کشيدن اسرائيل با طرّاحي عمليّاتي بيسابقه، در پاسخ به تجاوز دد منشانة رژيم صهيونيستی، به يک پايگاه نظامي اشغالگران حمله کردند و علاوه بر کشته و مجروح کردن چند سرباز اسرائيلي يک سرجوخة اسرائيلي را به اسارت گرفتند. اسرائيل در واکنشي سخت و سريع به اين اقدام، حملة همه جانبهاي را به غزّه آغاز کرد. چند روز پس از تهاجم اسرائيل به غزّه، حماس تنها راه حلّ اين بحران را تبادل اسرا عنوان کرد و خواستار آزادي تمام زندانيان فلسطيني شد.19 اين جنگ نيز مانند ساير جنگهاي بين اسرائيل و فلسطينيان با قرار آتش بس پايان يافت. هرچند در اين جنگ نوار غزّه بر اثر حملات اسرائيل خسارات فراواني را متحمل شد امّا اسرائيل نتوانست به هدف خود، يعني نابودي حماس دست بيابد و به نظر ميرسد اين جنگ داراي نتايج بينابين بوده است.
فلسطين امروز؛ جمعيت جمعيت فلسطين اشغالي (اسرائيل): طبق آماري كه صهيونيستها منتشر نمودهاند، جمعيت فلسطين اشغالي در سال 1995 ميلادي 000/142/5 بوده است. جمعيت اديان مختلف در تمام فلسطين اشغالي (اسرائيل): الف ـ مسلمانان: 720 هزار نفر (البته تعداد 3 تا 4 ميليون فلسطيني آواره كه به سبب ظلم، جور، كشتار و اشغال خانه و كاشانة خود توسط صهيونيستها مجبور به ترك فلسطين اشغالي شدهاند، در اين آمار منظور نشده است). ب ـ مسيحيان: 205 هزار نفر؛ ج ـ جهودان: 4218 هزار نفر، هجوم صهيونيستها به فلسطين باعث گرديد كه جمعيت آنان در مدت كوتاهي چند برابر گردد، ولي جمعيت فلسطينيان به علت قتلعام، شكنجه و آزار صهيونيستها روز به روز کاهش يافته است.20
فلسطين امروز؛ اقتصاد منابع اقتصادي تشکيلات خودگردان عبارت است ازکشاورزي، درآمد کارگراني که در خارج از فلسطين مشغول به کارند، کارگاههاي صنعتي کوچک و مقداري درآمد از صنعت جهانگردي. البتّه ميتوان کمکهاي خارجي را نيز به اين مقدار افزود.21 وابستگي شديد اقتصاد و بازار فلسطين به رژيم صهيونيستي، باعث تأثيرات منفي بر اقتصاد و منابع درآمدي مناطق تحت حکومت خودگردان شده است. اين امر از طريق اخراج کارگران فلسطيني يا جلوگيري از ورود کالاهاي فلسطيني به مناطق تحت اشغال صورت ميگيرد.22 در حقيقت اخراج کارگران فلسطيني از سرزمينهاي اشغالي 1948 و محاصرة مناطق حکومت خودگردان از اقدامات عادي رژيم صهيونيستي در قبال انتفاضة الاقصي است.23 لازم به ذکر است که با روي کار آمدن دولت حماس، کمکهاي مالي اروپا و آمريکا قطع و محاصرة اقتصادي غزّه تشديد گرديد.
نقش فلسطين در وقايع آخرالزمان لازم به ذکر است که بخش عمدة روايات آخرالزماني فلسطين به آخرين مرحلة جنبش سفياني (شکست وي و فتح قدس) ميپردازند. ما نيز مطالب را با تأکيد بر همين بخش آوردهايم. به طور کلّي، جنبش سفياني در سه مرحله انجام ميشود: نخست مرحلة تثبيت سلطة وي در شش ماهة اوّل و استيلاي وي بر شام. مرحلة دوم: هجوم و پيکار او در عراق و حجاز. مرحلة سوم: بازگشت وي از توسعهطلبي در عراق و حجاز و روبهرو شدن با سپاه حضرت مهدي(ع) جهت حفظ متصرّفات باقي ماندهاش از سرزمين شام و قدس24 که ما به شرح مرحلة سوم، يعني فتح قدس ميپردازيم. بر طبق روايات، حضرت مهدي(ع) در شروع نمودن نبرد درنگ ميکند و مدّتي در حومة دمشق ميماند تا بزرگان و مؤمنان اهل شام؛ آنان که هنوز به وي نپيوستهاند، ملحق شوند. سپس حضرت از سفياني ميخواهد که جهت گفتوگو شخصاً با آن بزرگوار ملاقات کند. وقتي يکديگر را ملاقات ميکنند، سفياني تحت تأثير شخصيّت حضرت مهدي(ع) قرار ميگيرد، با آن حضرت بيعت ميکند و تصميم ميگيرد دست از جنگ بردارد و منطقه را تسليم امام(ع) نمايد. امّا نزديکان و پشتيبانان سفياني که از قبيلة بنیکلب هستند، وي را پس از سرزنش و نکوهش، از تصميم خود منصرف ميسازند.24 به همين جهت برميگردد و تقاضاي فسخ پيمان ميکند. امام نيز بيعت وي را فسخ ميکند. آنگاه سفياني لشکريان خود را براي جنگ با امام بسيج ميکند. محورهاي جنگ بزرگ از عکّا تا صور، از آنجا تا انطاکيه در ساحل دريا و از دمشق تا طبريّه و تا داخل قدس گسترش مييابد26 و سپاهيان سفياني به بدترين شکل شکست ميخورند و سفياني نيز دستگير ميشود و چنانکه روايات ميگويند وي را در کنار درياچة طبريّه يا در ناحية ورودي قدس به قتل ميرسانند.27 بنا بر نقل روايات، امام مهدي(ع) نسخههاي اصلي تورات را از درون غاري در انطاکيه و کوهي در فلسطين و از درياچة طبريّه بيرون آورده، با استناد به آن يهوديان را محکوم نموده، نشانهها، علامتها و معجزات را براي آنان آشکار ميسازد. برخي از يهوديان که بعد از نبرد آزادي قدس جان سالم به در بردهاند تسليم آن بزرگوار شده و کساني که تسليم نميشوند از کشورهاي عربي اخراج ميگردند.27 پس از آن، حضرت عيسي(ع) فرود ميآيد. در شماري از روايات آمده است که محلّ فرود آمدن عيسي(ع) قدس خواهد بود. 28 مجلسي در «بحارالانوار» از امام باقر(ع) روايت کرده که فرمودند: «پيش از قيامت، عيسي به دنيا فرود ميآيد و هيچکس از ملّت يهود و مسيحي نميماند مگر آنکه قبل از مرگ به او ايمان ميآورد و آن حضرت پشت سر حضرت مهدي(ع) نماز ميگزارد».29 به اميد آن روز
فاطمه حميدي ماهنامه موعود شماره 101
پينوشتها: 1. زعيتر، اكرم، سرگذشت فلسطين يا کارنامه سياه استعمار، ص 41. 2. همان، ص 42. 3. همان 47. 4. صفاتاج، مجيد، انتفاضه الاقصي قيام دوزخيان سرزمين مقدّس، ص 29 و30. 5. همان، ص31. 6. همان، ص 31 و32. 7. سرگذشت فلسطين يا کارنامه سياه استعمار، ص 56. 8. صفا تاج، مجيد، دانشنامة فلسطين، ج3، ص 14. 9. همان. 10. همان. 11. سرگذشت فلسطين يا کارنامه سياه استعمار، ص 77. 12. دانشنامة فلسطين، ج3، ص 14. 13. همان، ص 15. 14. همان، ص 16. 15. همان. 16. همان، ص 17. 17. دهقاني، محمود، سايت مرکز تحقيقات استراتژيک (www. csr. ir)، مقاله «دولت وحدت ملي در فلسطين». 18. سايت مرکز تحقيقات استراتژيک (www. csr. ir)، مقاله «بررسي تحوّلات اخير در سرزمينهاي اشغالي». 19. مير لوحي، سيد هاشم، آمريكا بدون نقاب، ص 250. 20. انتفاضه الاقصي قيام دوزخيان سرزمين مقدس، ص 73. 21. همان، 74. 22. همان، ص 74 و 75. 23. كوراني، علي، عصر ظهور، ص 125. 24. همان، ص 154. 25. همان، ص 155. 26. همان، ص 156. 27. همان، ص 36. 28. همان، ص 342. 29. همان، ص 341.
|