|
...تا كنم جان از سر غبت فداى نام دوست× |
|
|
|
۱۶ فروردين ۱۳۸۴ |
|
صفحه 1 از 3 سيد حسين حسينى در روايت آمده كه وقتى با كسى براى نخستين بار برخورد مىكنيد، اولين سخن شما بعد از سلام اين باشد كه اسم او را بپرسيد. (1) فرض كنيم كه تازه با اين آقاى بزرگوار برخورد كردهايم. ابتدا به ساحت مقدسش عرض سلام مىكنيم. سلام ما عرض ارادت است. عرضه مىداريم:
السلام عليك يا بقية الله في ارضه و حجته على عباده.
حالا ببينيم اسم مبارك ايشان چيست؟ حضرت، اسمهاى مختلفى دارند كه در احاديث و روايات آمده است. در ضمن تفاسير آيات كريمه هم آمده است.
از جابر جعفى - كه از اصحاب عاليقدر ائمه طاهرين است (2) - نقل شده كه مىگويد:
اقبل رجل الى ابي عليه السلام و انا حاضر.
مردى خدمتحضرت باقر، عليهالسلام، آمد و من حضور داشتم آن شخص به امام عرض كرد.
رحمك الله; اقبض هذه الخمسمائة درهم فضعها في مواضعها. فانه زكاة مالي.
رحمتخدا بر تو باد; اين پانصد درهم را بگير و در راهش خرج كن. اين، زكات من است.
فقال له ابو جعفر عليهالسلام: بل خذها انت فضعها في جيرانك والايتام و المساكين و فى اخوانك من المسلمين.
حضرت ابو جعفر، امام باقر، عليهالسلام، فرمود: زكاتت را بردار و به مصرف برسان و بده به همسايگانى كه دارى، ايتامى كه مىشناسى، مساكينى كه مىشناسى، و برادران مسلمانت.
يعنى در اين دوران، شما شيعيان با اجازه ما مىتوانيد زكات مالتان را خودتان در موارد مناسب مصرف كنيد. بعد از آن امام مىفرمايند:
انما يكون هذا اذا قام قائمنا.
يعنى اينكه بايد حتما زكات را بدهيد به دست امام و امام مستقيما مصرف كند، زمانى است كه قائم ما قيام كند و ظاهر شود.
فانه يقسم بالسوية.
حضرت قائم بالسويه و به صورت مساوى اموال را تقسيم مىكنند.
و يعدل فى خلق الرحمان البر منهم و الفاجر. فمن اطاعه فقد اطاع الله و من عصاه فقد عصى الله.
و در ميان خلق خدا، عدالتبه خرج مىدهد; چه نيكوكار باشد و چه گناهكار. كسى كه اطاعت كند از او، خدا را اطاعت كرده و كسى كه عصيان كند او را، خدا را عصيان نموده است.
تااين قسمتحديثبه عنوان مقدمه بود، از اينجا به بعد شاهد ماست.
نخستين نام: «مهدى» بخشى از كتاب «بحارالانوار» كه علامه مجلسى اين حديث را در آن روايت كرده چنين عنوانى دارد: «باب اسمائه عليه السلام و القابه و كناه و عللها». يعنى باب اسامى آن حضرت، عليهالسلام، و كنيههايش و علل اينكه وى را به آنها ناميدهاند.
يكى از اسماء مباركه ايشان كه در بعضى از روايات اين باب آمده، نام مقدس «مهدى» است كه در ادامه اين حديثشريف علت تسميه آن نيز بيان شده است.
چرا به حضرت مىگويند «مهدى»؟ اين كلمه اسم مفعول است از ماده هدى، يهدى. «هدى» يعنى هدايت كرد و «هدى» مصدر آن است; يعنى: هدايت. در قرآن كريم، در اول سوره بقره مىفرمايد:
الم × ذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقين.
هادى يعنى: هدايت كننده; و مهدى يعنى: هدايتشده. حضرت باقرالعلوم، سلاماللهعليه، مىفرمايد:
انما سمى المهدى لانه يهدى لامر خفى. يستخرج التوراة و سائر كتب الله من غار بانطاكية.
آن حضرت به اين جهت «مهدى» ناميده شد كه هدايت مىكند به سوى كارى كه پوشيده شده است و تورات اصلى و ساير كتب الهى را از غارى كه در انطاكيه هست [كه شهرى در تركيه فعلى است] در مىآورد.
چرا به ايشان مىگويند «مهدى»؟ مهدى يعنى هدايتشده، كسى كه مىخواهد هدايت كند، حتما خودش بايد قبلا راهنمايى شده باشد. كسى كه راهى مىخواهد نشان بدهد، قبلا راهنمايى شده باشد. كسى كه راهى را مىخواهد نشان بدهد، قبلا بايد راه را خودش بلد باشد.
بعد از آن، حضرت مىفرمايد:
فيحكم بين اهل التوراة بالتوراة.
آنگاه بين اهل تورات بر اساس تورات حكم مىكند.
و بين اهل الانجيل بالانجيل.
و ميان اهل انجيل بر مبناى انجيل.
و بين اهل الزبور بالزبور و بين اهل الفرقان بالفرقان.
و بين اهل زبور به زبور و بين اهل فرقان بر پايه فرقان.
|