|
مهدى، عليه السلام در حديث دوازده امام-3 |
|
|
|
۱۶ فروردين ۱۳۸۴ |
|
صفحه 1 از 2 محمدهادى معرفت ترجمه: واحد پژوهش موعود
اشاره: در دومين قسمت از مقاله حاضر برخى از رواياتى كه به طريق اهل سنت از نبى اكرم، صلىاللهعليهو آله، نقل شده، مورد بررسى قرار گرفت. در اين قسمت از مقاله نويسنده به بررسى اين موضوع مىپردازد كه مصاديق اين امامان دوازدهگانه كه در روايات پيامبر بدانها اشاره شده، چه كسانى هستند؟ پرسشى كه در اينجا مطرح مىشود اين است كه آن امامان دوازدهگانه، كه پس از رسول خدا خلفا و جانشينان اويند، چه كسانى هستند؟ براى پاسخ به اين پرسش به سراغ روايتى مىرويم كه «ابو نعيم اصفهانى» در كتاب «حلية الاولياء» نقل كرده و از آن چنين به دست مىآيد كه اين امامان از عترت و خاندان رسول خدايند.
او به اسناد خود از ابن عباس روايت مىكند كه رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، فرمود:
من سره ان يحيى حياتى، و يموت مماتى، و يسكن جنة عدن غرسها ربى، فليوال عليا من بعدى و ليوال وليه و ليقتد بالائمة من بعدى، فانهم عترتى خلقوا من طينتى، رزقوا فهما و علما، و ويل للمكذبين بفضلهم من امتى، القاطعين فيهم صلتى، لاانالهم الله شفاعتى. (1)
هر كس خشنود مىشود كه همچون من زندگى كند، همچون من بميرد و در بهشت جاودانى كه پروردگارم آن را بنا كرده، مسكن گزيند، پس از من از على پيروى كند و با هر كس كه از او پيروى مىكند هم پيمان باشد. و از پيشوايانى كه پس از من مىآيند تبعيت كند; چراكه آنها از خاندان من هستند، از سرشت من آفريده شدهاند، و دانش و بينش به آنها ارزانى شده است. بدا به حال كسانى كه امت من برترى آنها را تكذيب كند، و پيوندى را كه من با آنها دارم بگسلد. خداوند شفاعت مرا شامل حال اين گروه [از امت من] نسازد.
ابونعيم به دنبال اين روايت مىگويد:
كسانى كه به [مقام] پيروى از عترت و خاندان پاكنهاد [رسول خدا] نايل شدند، لبهايشان خشكيده و پيشانيهايشان [بر زمين] گسترده است، هر آنچه زودگذر و فنا پذير است در نظر آنها خوار و بى ارزش است و از گردنكشانى كه دنيا را براى خود برگزيدهاند كناره مىجويند; آنها كسانى هستند كه رفاه و آسايش را به كنارى گذاشته و از همه لذايذ و شهوات و خوراكيهاى گوناگون و نوشيدنيهاى رنگارنگ چشم پوشيده و در مسير رسولان، اوليا و صديقان راه مىسپارند. آنها [دنياى] زودگذر و نابود شونده را رها كرده و به [سراى] ديرپا و باقى و همجوارى با آن روزى دهنده بسيار بخشنده و آن صاحب نعمتها و بخششها دل سپردهاند. (2)
همچنين او به اسناد خود از «مجاهد» چنين نقل مىكند:
شيعة على الحلماء، العلماء، الذبل الشفاه، الاخيار الذين يعرفون بالرهبانية من اثر العبادة. (3)
پيروان على، دانشمندان، بردباران و كسانىاند كه [از بسيارى روزه] لبهايشان خشكيده است; آنها نيكانى هستند كه به خاطر عبادتهايشان به رهبانيت و ترك دنيا شناخته مىشوند.
از على بن الحسين، عليهمالسلام، نيز روايتشده است كه:
شيعتنا الذبل الشفاه، و الامام منا من دعا الى طاعة الله. (4)
پيروان ما [كسانى هستند كه] لبهايشان خشكيده و امام از ما [اهل بيت] كسى است كه [مردم را] به اطاعتخداوند فرا خواند.
بنابراين وقتى ثابتشد امامان پس از نبى اكرم، صلىاللهعليهوآله، از خاندان او هستند، جاى ترديدى باقى نمىماند كه آن امامان از نسل فاطمه، سلاماللهعليها، و همان كسانىاند كه امتبه امامت و دانش و برترى آنها اعتراف كرده است.
نخستين اين امامان، پس از امير مؤمنان، عليهالسلام، امام حسن، پس از او امام حسين، پس از او على بن الحسين، پس از او محمد بن علىالباقر، پس از او جعفر بن محمدالصادق، پس از او موسى بن جعفرالكاظم، پس از او على بن موسى الرضا، پس از او محمد بن على الجواد، پس از او على بن محمدالهادى، پس از او حسن بن على العسكرى، و آخرين آنها امام منتظر حضرت مهدى قائم، عجلاللهتعالىفرجه، است.
اما اينكه در روايات تعبير شده كه امامان از عترت و خاندان رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، هستند از باب «تغليب» است. زيرا يازده تن از اين امامان از نسل آن حضرت و از فرزندان على، عليهالسلام، هستند. بنابراين سر سلسله امامان على، عليهالسلام، و آخرين آنها مهدى منتظر، عليهالسلام، است.
براى شناسايى امامان دوازدهگانهاى كه رسول اعظم، صلىاللهعليهوآله، از آنها سخن گفته است، هيچ راهى جز رجوع به ائمهاى كه شيعه دوازده امامى به آنها منتسب است وجود ندارد.
با توجه به آنچه گذشت مىتوان گفت كه عقيده به امامان دوازدهگانه، عقيدهاى استوار و مبتنى بر نص رسول گرامى اسلام، صلىاللهعليهوآله، است.
اگر امام مهدى، امام دوازدهم نباشد، براى احاديثى كه در اين زمينه داده شدهاند، نمىتوان مفهومى معقول تصور كرد.
بنابراين ديدگاهى كه از سوى شيعه دوازده امامى در زمينه وجود امام مهدى و بقاى او در زمان غيبت، ارايه شده است ديدگاهى است كه بر روايات صحيح وارد شده از رسول اكرم، صلىاللهعليهوآله، منطبق است.
شيخ عارف «عبدالوهاب شعرانى» در كتاب «اليواقيت و الجواهر» درباره امام مهدى، عليهالسلام ،مىگويد:
مهدى از فرزندان امام حسن عسكرى است، او در شب نيمه شعبان سال 255 به دنيا آمده و تا روزى كه با عيسى بن مريم، عليهالسلام، همراه گردد باقى است، بنابراين عمر او تا اين زمان [يعنى سال 958 ق.]706 سال است. (5)
|