|
۱۶ فروردين ۱۳۸۴ |
|
امام مهدى، عليهالسلام، دربيان شهيد سيد مرتضى آوينى اين بچهها معماگونه هستند در عين گريستن مىخندند و در عين خنديدن مىگريند. دل دريايىشان مطمئن و آرام است اما در عين حال امواج بيقرارىشان بيتابانه خود را به ساحل بلند سينههاى ستبرشان مىكوبد. اينان ذخيرههاى خداوند براى عصر آخرالزمان هستند برگزيدگانى كه تاريخ، هزاران سال در انتظار قدومشان بوده است.
عصاره امتهاى پيشين همانان كه «فسوف ياتى الله بقومم يحبهم و يحبونه اذلة على المؤمنين و اعزة على الكافرين يجاهدون فى سبيلالله و لا يخافون لومة لائم»...
چه روزگار شگفتى، تاريخ آينده كره ارض بارور حوادثى بس شگفت استحوادثى كه مجد و عظمت جهانگير اسلام را در پى خواهد داشت و اين همه را تنها كسى درمىيابد كه منتظر است و بوى يار را از فاصلهاى نه چندان دور مىشنود و هر لحظه انتظار مىكشد تا صداى «اناالمهدى» از جانب قبله بلند شود و او را به سوى خويش فراخواند.
راهيان كربلا را بنگر، آنان خوب دريافتهاند كه زندگى به خون وابسته است و پيكر تاريخ، بىخون خدا، ثارالله، مردهاى بيش نيست و سر مبارك امام شهيد برفراز نى رمزى استبين خدا و عشاق يعنى كه اين استبهاى ديدار. به يادآر فرموده صاحبالزمان را كه ما را به اعمالى فراخواندهاند كه به محبتشان نزديكتر است: «فليعمل كل امرء منكم ما تقرب من محبتنا» و براستى مگر محبت آنان در چيست؟ در محبتحسين. محب حسين محبوب خداست و كدام راه از اين نزديكتر!؟
بشنو، زبان حال آنان را بشنو: حسينا! اماما! هرچند ما عاشورائيان قرن پانزدهم هجرى قمرى كربلا نبوديم تا به نداى هل من ناصر تو پاسخ گوييم و حق را يارى كنيم; اما حسينا ما مىدانيم كه تاريخ بر محور تو و عاشورا و كربلايت مىگردد و زمان از آن مىگذرد تا ياران تو را از صلب پدران و رحم مادرانشان بيرون كشد و همه آنان را در زير علم خونخواهى تو گردآورد و آنان را وارث زمين گرداند و اينچنين همه تاريخ روزى بيش نيست و آن روز روز عاشوراست.
ماهنامه موعود شماره 14 |