|
۱۶ فروردين ۱۳۸۴ |
نقل از مجله ترجمان
اشاره: اين مقاله، ترجمه ايست از مجله فيگارو
چاپ آلمان، اطلاعات و اعترافات نويسنده در اين مقاله حكايت از رشد و توسعه اسلام در
جهان غرب دارد اگرچه در لابلاى سطور رد كينه هاى نويسنده و عدم توانايى اش در درك
مسايل اسلامى را مى توان مشاهده كرد. چاپ مقالاتى از اين دست، خوانندگان موعود را
در كسب آگاهى از تلقى غربيان از اسلام و نحوه ظهور و رشد فرهنگ و تفكر اسلامى در
غرب يارى مى دهد.
ميزان حضور مسلمانان در مساجد و نمازخانه هاى وابسته به جوامع اسلامى در آلمان، آن
چنان است كه پاپ، تنها مى تواند رؤياى يك چنين استقبالى از كليساها را در سر
بپروراند. اما با وجود چنين حضورى، بنيادگرايان مؤمن به پيامبر اسلام، جنگ فرهنگى
تلخى بر سر روسرى، مدارس قرآنى و ذبح شرعى به پا كرده اند.
مسلمانان در آلمان تا بدان حد پيشرفت كرده اند كه اكنون سوسيال دموكراتها در زمره
همسايگان آنها درآمده اند. ساختمان مركز حزب دموكرات مسيحى آلمان در مقابل آنهاست،
فاصله ساختمان مجلس تا دفتر مركزى آنها چند مترى بيش نيست و حتى دفتر صدر اعظم، در
دسترس آنها قرار دارد. حداقل چيزى كه در مورد دفتر مركزى مسلمانان آلمان مى توان
گفت اين است كه جوانان محمدى گامى بلند و نيرومندانه در مسير كسب قدرت برداشته اند.
انتقال دفتر شوراى اسلامى مسلمانان از خارج از پايتخت به خيابان فردريش - ابرت -
اله در بن (1) اقدامى است غرور آميز كه مى توان انعكاس اين غرور را در لبخند حسن
اوزدوگان مشاهده كرد. اين مرد قد كوتاه با آن ريش مرتب و كوتاه كرده اش، رئيس شوراى
اسلامى جمهورى فدرال آلمان و رئيس مركز گروه فشار مسلمانان در حاشيه رود راين است.
او كه يك شيميدان است و از حدود 25 سال پيش از تركيه به آلمان مهاجرت كرده است،
مى گويد: آدرس دفتر شوراى اسلامى مسلمانان، حالتى نمادين دارد. ما مى خواهيم نشان
دهيم كه اينجا هستيم و اين اقدامى است كه خداوند آن را ناديده نخواهد گرفت.
مسلمانان در آلمان، داراى 2200 نمازخانه و مسجد هستند كه برخى از اين ساختمانها در
مناطق پر رفت و آمد ساخته شده و در معرض ديد قرار دارند. مسلمانان براى دادن جلوه
بيشتر به اسلام و براى پاك كردن تصور خارجى بودن اسلام در اذهان مردم آلمان، همواره
در پى يافتن قطعه زمينهاى مرغوب و پر ديد براى ساختن بناهاى خود بوده اند. زيباترين
و غرورآميزترين اين بناها در شهر مانهايم قرار دارد، ساختمانى گنبدى شكل و با شكوه
كه ظرفيت پذيرش 2500 نفر را دارد. علاوه بر آن، اين مجموعه داراى مناره، نمازخانه،
يك حمام براى برگزارى مراسم مذهبى و وضو گرفتن و چند سالن اجتماعات است. به اين
مجموعه بايد چند واحد مسكونى و چند مغازه را نيز اضافه نمود.
اما مسلمانان برلينى مى خواهند قدرى بيش از اين داشته باشند، مناره هاى مسجد آنها
كه قرار است در نزديكى فرودگاه تمپل هوف، فرودگاه مركزى برلين، ساخته شود، با43 متر
ارتفاع حدود يازده متر بلندتر از مناره هاى مسجد مانهايم خواهند بود. در حاليكه
كشيشان مسيحى از تعداد كم اعضاى كليساها و پايبندى اندك مسيحيان به تكاليف دينى شان
گله و شكايت دارند، مساجد و نمازخانه هاى اسلامى با آن چنان حجمى از مراجعين مؤمن
مواجه اند كه پاپ، تنها مى تواند رؤياى يك چنين استقبالى را در سر داشته باشد.
مساجد و نمازخانه هاى با شكوه مسلمين تنها براى برگزارى نماز جمعه نيست كه مملو از
جمعيت مى شوند، بلكه مسلمانان براى برپايى نمازهاى يوميه نيز در اين مساجد و
نمازخانه هاى كوچك، و يا انبارهاى قبلى سوپرماركتها و يا اماكنى از اين دست گردهم
مى آيند. چيزى كه مى تواند حسادت كشيشهاى مسيحى را برانگيزد.
در آلمان، سرزمين مهاجران پنهان، بيش از 5/2 ميليون نفر از چهل مليت مختلف وجود
دارند كه قرآن را كتاب مقدس خود مى دانند. برخى از الجزايريها، مصريها، عراقيها،
همينطور اندونزياييها و پاكستانيهاى مقيم آلمان حتى روزى پنج نوبت رو به سوى مكه
كرده و در برابر خداوند يكتا تعظيم مى كنندو جمله لا اله الاالله همانگونه كه از
زبان سومالياييها شنيده مى شود، از زبان فراريان جنگ داخلى بوسنى نيز به گوش
مى رسد. حتى اخيرا حدود يازده هزار آلمانى مسيحى تحت تاثير آموزه هاى محمد،
صلى الله عليه وآله، به اسلام گرويده اند. بسيارى از آنها نسبت به قرآن حتى از
سعوديهاى متعصب نيز متعصب ترند. بزرگترين گروه از شاخه هاى گوناگون مسلمانان آلمان
را تركها تشكيل مى دهند كه تعدادشان در اين كشور به دو ميليون نفر مى رسد. آنها
اسلام را تنها از زاويه ديد قطب و بزرگ جامعه مذهبى خود ننگريسته و تنها از اين
طريق اسلام را نمى شناسند بلكه رنسانس اسلامى در وطنشان - وطنى كه در آن با ظهور
نجم الدين اربكان مى رفت كه براى اولين بار داراى يك نخست وزير پايدار اسلامگرا شود
- تاثير بسزايى در خودآگاهى آنها داشته است.
همانگونه كه اخيرا غرور و سرافرازى مسلمانان همگام با مناره هاى مساجدشان سر به
آسمان برداشته است، به همان نسبت نيز احساس ترس و ناامنى ساكنان مغرب زمين به دليل
هجوم عقايد جديد مشرق زمينى افزايش يافته و مشاجرات بر سر تعيين حد و مرز نهايى
براى تساهل و مدارا در غرب شدت گرفته است. براى يافتن پاسخ مناسب در اين زمينه بايد
در ابتدا به دو سؤال بسيار مهم زير پاسخ داد:
جامعه آلمان، جامعه اى كه در آن، آزادى مذهب يكى از حقوق بنيادين بشرى محسوب
مى شود، تاكجا و تا چه حد بايد در برابر عقايد و ارزشهاى اسلامى گذشت كرده و به اين
عقايد و ارزشها ميدان بدهد؟
حداقل ميزان آمادگى مسلمانان متعصب، براى وفق دادن خود با جامعه آلمان، آن هم با
توجه به اصول و قواعد بنيادينى كه لازمه زندگى مشترك در آلمان است تا چه حد بايد
باشد؟
اكثريت بزرگ مسلمانان آلمان، تدين و ايمان خود را در نمازهاى آرام، در امتناع از
خوردن كتلتهاى گوشت خوك و در امساك از خوردن در ماه رمضان، به فعليت مى رسانند. اما
گذشته از اين مسايل بايد گفت كه فرهنگ اسلامى، فرهنگى كه براى آلمانيها غريبه و
ناآشناست، با محدوديتها و حد و مرزهايى روبروست. دورانى كه در آن گوته، با تشريح و
تفسير متون اسلامى در ديوان شرقى - غربى خود، شور و شوق زايد الوصفش را نسبت به
متون و فلسفه اسلامى نشان مى داد، ديگر مدتهاست كه سپرى شده است. از زمانى كه مغرب
و مشرق زمين با يكديگر همسايه شده اند ديگر كسى اين چنين از فلسفه اسلامى بر سر شوق
نمى آيد.
تقريبا نيمى از آلمانيها، فرهنگ اسلامى را تهديدى براى فرهنگ غرب مى دانند.
سياستمداران محلى و محافظه كار آلمان، آنچنان جنگى عليه مساجد جديد مسلمانان به راه
انداخته اند كه گويى اين كارل مارتل است كه در سال 732، با تمام توان خود در شهر
پوايته صف آرايى كرده، تا مانع از نفوذ كامل سپاه اعراب به اين منطقه شود. و در اين
ميان اصولگرايان مسيحى حتى از اتحاد با كافران نيز رويگردان نيستند. كافرانى كه با
همان شدت براى قطع صداى مؤذنين مساجد مبارزه مى كنند كه براى قطع صداى ناقوس
كليساها و در اين هنگامه برخى از شهروندان هم كه تنها، خواهان آرامش بوده و يا
حداقل تحمل هيچ چيز غريبه اى را در كنار گوش خود ندارند، در راه تحقق اين هدف با
آنها همراه مى شوند. حزب سوسيال مسيحى در منطقه دينگول فينگ، منطقه اى كه توسط همين
حزب اداره مى شود، اعلام كرده است: ما هيچ مسجد و مناره اى نمى خواهيم و در
دوايسبورگ هم كه توسط حزب دموكرات مسيحى اداره مى شود بسيارى از مردم از شنيدن صداى
مؤذن از بلندگوهاى مساجد كه مسلمانان را به نماز فرا مى خواند، به تنگ آمده اند.
اوزدوگان، رئيس شوراى مسلمانان در آلمان، ضمن ابراز نارضايتى از وضع موجود گفت:
پايه هاى اعتماد ديرينه ميان آلمانيها و مسلمانان به لرزه درآمده است. آنها ما را
مورد تهمت و افترا قرار داده و محدودمان خواهند كرد. او كه در زمينه امور مربوط به
روابط عمومى، فردى ساعى و كوشاست، اكنون ديگر از وجود ديوارهاى جديد در بطن جامعه
آلمان سخن مى گويد. به اعتقاد وى گناه وجود چنين مشكلاتى متوجه مسيحيان متعصب و
ناشكيباست.
البته يك چنين تصورى غير منصفانه و نارواست. اينكه آلمانيهاء دائما از مسلمانان
دورتر شده و تصويرى ستيزه جويانه از آنها در ذهن خود ترسيم مى كنند، امرى است كه
حتى موجب نگرانى و ناآرامى رومان هرتسوگ، رئيس جمهور هوشيار و محتاط آلمان، نيز شده
است. هرتسوگ ضمن ابراز نگرانى از پيدايش زمينه هاى جديد خارجى ستيزى در آلمان،
سبت به روند خطرناك كلى نگرى به مسايل هشدار داده است. وى در جايى عنوان كرده: جهان
اسلام يك بلوك تك بعدى و يك شكل نيست و حتى اگر هم چنين باشد اين بلوك بنيادگرايى
نيست. در حقيقت آنچه كه ما از دير باز آن را بنيادگرايى مى ناميم، چيزى نيست مگر
استفاده از احساسات مذهبى به عنوان ابزار سياسى.
نتايج تلخ اين سوء استفاده سياسى، در كشورهاى اسلامى باعث شده است كه مسلمانان در
ديگر نقاط جهان، انسانهايى خطرناك و تهديدآميز به نظر برسند. نتايجى كه آثار آن از
انقلاب آية الله خمينى در ايران در سال 1979، قتل عام طرفداران دولت در الجزاير و
يا حمله به تروريستهاى آلمانى در مصر گرفته تا حملات لفظى نخست وزيرى همچون اربكان
عليه «غرب فاسد»، قابل مشاهده است. حملاتى كه در طى آن رهبر اسلامگرايان در تركيه
سعى دارد توده هاى سرخورده و نااميد غرب را به سوى خود جذب كند.
براستى آيا جهان اسلام با يك چنين تحريكاتى، هر روز اسناد و مدارك جديدى در جهت
تاييد نظريه ناخوشايند و شوم رويارويى تمدنها آقاى ساموئل هانتينگتون، استاد
دانشگاه هاروارد آمريكا، به دست نمى دهد؟ شواهد و مدارك حاكى از آن است كه در حال
حاضر حداقل در كشور آلمان، يك جامعه اسلامى به موازات جامعه آلمان پديد آمده است.
نتايج تحقيق به عمل آمده از 1221 جوان ترك، كه طى يك نظر سنجى از سوى آقاى ويلهلم
هايتماير، محقق امور اجتماعى از بيله فلد، به دست آمده است، حقيقت فوق را تاييد
مى كند. بنابراين تحقيق كه تحت عنوان اصولگرايى فريبنده صورت گرفته، جوانان مسلمانى
كه از سوى فرهنگ بيگانه آلمانى مورد پذيرش واقع نشده و از سوى ديگر با جامعه ترك هم
قرابتى نداشته و از نظر اين جامعه نيز انسانهايى بى ريشه محسوب مى شوند، به امت
اسلامى روى مى آورند، جايى كه در آن احساس امنيت مى كنند. نتيجه گيرى نهايى گروه
تحقيق آقاى هايتماير، دقيقا حكم انتقاد از سياست پر ترديد مقامات آلمان در قبال
خارجيان را دارد. در اين جمع بندى آمده است: هرچه عدم همبستگى جوانان ترك با جامعه
آلمان گسترده تر باشد، به همان نسبت اعتقاد آنها به برترى دين اسلام بيشتر بوده و
آنها ضمن پذيرش جبر ناشى از مذهب، تمايل بيشترى به سازمانهاى بنيادگراى اسلامى از
خود نشان مى دهند. 2/23% از جوانان تركى كه در نظرسنجى مذكور شركت كردند، با اين
جمله، كسى كه عليه اسلام مبارزه مى كند، بايد كشته شود، موافق بودند.
تحقيق انجام شده از سوى انستيتوى شرق شناسى هامبورگ وابسته به وزارت كشور فدرال
آلمان نيز از روند رو به رشد پيوستن جوانان به سازمانهاى اسلامگرا خبر مى دهد.
متخصصان معتقدند كه گروههاى اصولگرا به بهانه انجام تكاليف مذهبى از مسلمانان كم
تجربه و ساده لوح در جهت رسيدن به اهداف آلمانى ستيزى، يهودى ستيزى، ضد دموكراتيك،
نژاد پرستانه، تفرقه افكنانه و اسلامگرايانه سوء استفاده مى كنند. البته گروههاى
بنيادگرا و غالبا سازمانهاى ترك، درآمار و ارقام مربوط به سازمانهاى اسلامى، جاى
چندانى اشغال نمى كنند. تعداد اعضاى سازمانهاى اسلامى كه از سوى اداره فدرال حفاظت
از قانون اساسى آلمان به عنوان دشمنان قانون اساسى اين كشور معرفى شده اند، تنها به
حدود سى هزار نفر مى رسد. پر قدرت ترين اين گروهها، گروهى است با نام ميلى گوروش كه
(2) رهبر آن يكى از برادر زادگان نجم الدين اربكان است. البته تعداد طرفداران اين
سازمان اسلامگرا بخصوص در ميان جوانان، به صدها هزار نفر مى رسد.
پتر فريش، رئيس اداره فدرال حفاظت از قانون اساسى آلمان، با ابراز نگرانى از شرايط
موجود، گفته است كه در قرن آينده، اسلامگرايى به بزرگترين خطر تبديل مى شود و علت
آن هم در اين است كه اصول حكمت الهى، حكومتى كه مسلمانان در تلاش براى دستيابى به
آن هستند، به هيچ وجه با اصول نظامهاى دموكراتيك و ليبرال همخوانى ندارد. وى چنين
گفته است:
هرچه كه مى گذرد مسلمانان بيشتر نشان مى دهند كه قصد هماهنگى و همخوانى با قوانين
را ندارند.
اينكه شعارهاى مشهور اسلامگرايان با عنوان قانون اساسى ما قرآن است، حكم يك بمب
اجتماعى را در غرب خواهد داشت، حقيقتى است كه مى توان آن را از قوانين مربوط به
روسرى دريافت. براى برخى از رؤساى مؤسسات آلمانى داشتن منشى كه روسرى سر مى كند،
امرى غير قابل تصور است. از سوى ديگر دانش آموزانى كه خود را ملزم به عايت حجاب
مى دانند، از هم اكنون در سراسر اروپا، بحثها و مشاجرات داغى را بر پا كرده اند.
آيا نبايد استفاده از روسرى، چيزى كه ظاهرا سمبل يك مذهب زورگو و ظالم است و مانعى
در راه پيشرفت و توسعه است، ممنوع اعلام گردد؟ يا اينكه بايد استفاده از آن را به
عنوان نمونه بارزى از تساهل غربى، مجاز دانست؟ در صورت مثبت بودن پاسخ پرسش اخير
باز هم اين سؤال مطرح مى شود كه: آيا اين تسامح و بزرگ منشى نبايد شامل پوششهايى كه
كاملا چهره را مى پوشانند نيز شود؟ آيا ممنوعيت گريم و تغيير چهره در مورد حجاب
مصداق ندارد؟
ديوان دادرسى ادارى آلمان، پيش از اين مرزهاى تساهل و مدارا را بسيار گسترده ترسيم
كرده است. به عنوان مثال از سال 1993 نمى توان دختران مسلمان را وادار كرد كه در
ساعتهاى ورزش با پسرها، ورزش كنند. اما آيا اين بدان معناست كه والدين مسلمان حق
دارند فرزندان خود را وادار به تحريم كلاسهاى مربوط به تدريس مسايل جنسى كنند؟
حداقل، قضات دادگاه ادارى برلين در ماه مه گذشته نشان دادند كه قانون مذكور را دليل
موجهى براى عدم حضور در كلاس مى دانند. اوزدوگان، در ماه سپتامبر سال 1997 نبرد
جديدى را براى دستيابى به يك حق ديگر، آغاز نمود. وى قصد دارد قانون ذبح اسلامى را
در آلمان نيز به اجرا گذارد.
بر طبق قانون ذبح اسلامى رگهاى حلقوم حيوان را قطع كرده و مى گذارند آنقدر خون از
بدن حيوان برود تا سرانجام بميرد. بردين حلقوم حيوانات در آلمان ممنوع است و
اوزدوگان از اينكه مى بيند، سازمانهاى حمايت از حيوانات در اين كشور از مسلمانان
قدرتمندتر بوده و وى نمى تواند در برابر آنها حرف خود را به كرسى بنشاند، بسيار
عصبانى است. اما آيا تنها به همين دليل بايد اوزدوگان رادشمن قانون اساسى خواند؟
اوزدوگان در گذشته به عنوان يكى از استراتژيستهاى گروه ميلى گوروش ستون پنجم الله،
لقب گرفته بود كه در اين صورت وى به عنوان يكى از دشمنان حتمى قانون اساسى مطرح
مى شود; امرى كه باعث خشم اين خدمتگزار صديق خداوند مى شود.
اوزدوگان در دفاع از خود گفته است كه اگر او دشمن قانون اساسى مى بود، به هيچ وجه
تابعيت اين كشور را نمى پذيرفت. بنا به گفته اوزدوگان از وقتى كه او در سال 1971،
از بورسا (3) در تركيه به بروهل (4) آمده كارى به جز خدمت به آلمان نكرده است.
طبعا اوزدوگان خواستار تشكيل يك حكومت الهى كه از اخن شروع و (5) به وسيتاو ختم
شود، نيست. اهداف و خواستهاى او نسبتا ساده و متواضعانه است و خود وى مدعى است كه
داشتن فرصتى براى صحبت در شبكه تلويزيونى رسمى آلمان، آن هم تنها در هر شب جمعه،
براى اين مبلغ خداوند كافى است. اما آيا اين درخواست، شروعى براى درخواستهاى ديگر
او نخواهد بود؟
پى نوشتها:
1. .Fridrich _ Ebert _ Allee
2. .Mille Gorush
3. گروه اخوت منشعب از كليساى مستقل پروتستان.
4. پيروان فرقه تعميد مجدد.
5. سازمان نظامى وابسته به كليساى كاتوليك كه براى اهداف بين المللى طراحى شده عليه
گناهان آشكار مبارزه كرده و از فقيران و بى دفاعان دفاع مى كند.
ماهنامه موعود شماره 14
|