|
عناصر اخلاقي تشکيلدهندة انتظار |
|
|
|
۱۴ شهريور ۱۳۸۸ |
|
انتظار، فضيلتي اخلاقي ـ عرفاني است که روح را تعالي ميبخشد و تحوّلآفرين و تربيتکنندة انسان است. اين فضيلت اخلاقي در زندگي فردي و جمعي بشر، آثار و برکات فراواني خواهد داشت. مفهومشناسي و موشکافي اين واژه، ما را در کسب و تداوم آن ياري خواهد نمود و فراواني ثمرات در اين فضيلت را براي ما آشکار خواهد ساخت. به عبارتي، انتظار فضيلتي است مرکّب از فضايل ديگر که تحصيل آن کاري بس دشوار و البتّه بسيار پرپاداش و پرنتيجه خواهد بود. به همين دليل در روايات اهل بيت(ع) از اين حالت با تعابير ذيل ياد شده است. پيامبر گرامي اسلام(ص) ميفرمايند: «برترين عبادت، انتظار فرج است»1 و «برترين کارهاي امّت من، انتظار فرج و گشايش خداوند است». 2 و ميفرمايند: «برترين تلاش امّت من، انتظار فرج است».3 امام علي(ع) نيز فرمودند: «در انتظار فرج و گشايش باشيد و از رحمت خدا نااميد نشويد، زيرا محبوبترين کارها نزد خداوند عزّوجلّ، انتظار فرج است».4
در اينجا لازم است به تجزية مفهومي اين واژه و تبيين عناصر تشکيلدهنده و تسريع کنندة آن بپردازيم تا زمينة تحصيل و بازشناسي آن ميسور و آسان گردد.
1. اميد اوّلين جزء و معناي سازندة انتظار، اميد و رجا است، زيرا در صورت يأس مطلق و عدم اميدواري، حالت انتظار در انسان شکل نميگيرد و تحقّق خارجي پيدا نميکند. امام علي(ع) ميفرمايند: «در انتظار فرج و گشايش باشيد و از رحمت خدا نااميد نشويد».5
2. معرفت و اطمينان دومين جزء از اجزاي حالت انتظار، شناخت امر منتظَر و اطمينان به وقوع آن ميباشد، زيرا در صورت عدم يقين و عدم اطمينان به امري، حالت انتظار در انسان منعقد نخواهد شد.
3. نزديک ديدن سومين جزء از اجزاي تشکيلدهندة انتظار، نزديک ديدن امر مورد توقّع و اعتقاد به قرب زماني آن ميباشد، زيرا دور ديدن و استبعاد زماني نسبت به آن امر با حالت انتظار سازگاري نخواهد داشت. در دعاي عهد بيان ميكنيم: «إنّهم يرونه بعيداً و نراه قريباً؛6 آنها آن را دور ميبينند و ما نزديکش ميبينيم».
4. محبوبيّت موضوع اگر حادثه و امري محبوب انسان باشد، مطلوب او نيز قرار خواهد گرفت و اگر چيزي مطلوب او شد، تمامي تلاشها و فعّاليّتهاي وي در راستاي رسيدن به آن مطلوب صورت خواهد گرفت، لذا محبوبيّت امر فرج و انتظار، انسان را به يک منتظر واقعي، مصلح دلسوز و عاشق بيقرار تبديل ميکند.
5. منفور بودن شرايط موجود و مأيوس شدن از آن در صورتي که فردي شرايط موجود را بهترين شرايط بداند، انتظار امري جديد براي او تحقّق نخواهد يافت. امّا اگر با تحقيق در حوادث ايّام و انواع ظلمها، تباهيها و فسادها به مطلوب نبودن شرايط موجود اذعان نمود، حالت انتظار براي ايجاد شرايطي جديد و نو براي او فراهم ميآيد. امام رضا(ع) ميفرمايند: «همانا فرج و گشايش پس از نااميدي ميآيد».7
6. آمادگي، تلاش عملي و زمينهسازي انتظار، هنگامي واقعي و صادق است که انسان را به حرکت و تلاش در مسير تحقّق امر مورد انتظار وادار نمايد، وگرنه صرف حالت انتظار، بدون آمادگي و تلاش عملي، آرزويي بينتيجه يا انتظاري سطحي است؛ «من إنتظر أمراً تهيّأ له؛8 هر كس كه منتظر وقوع امري باشد، خود را براي تحقّق آن آماده ميكند». به همين دليل پيامبر اکرم(ص) انتظار را به عنوان يک حالت بسيار ارزشمند يا يک جهاد، آن هم، برترين جهاد امّت خود معرفي ميفرمايند: «أفضل جهاد أمّتي انتظار الفرج».9 بر اين اساس، واضح ميشود که يکي از عناصر تشکيل دهندة اين فضيلت اخلاقي، کوشش و تلاش است.
رسول خدا(ص) در بياني زيبا ميفرمايند: «از مشرق زمين مردمي قيام ميکنند و زمينه را براي ظهور مهدي(ع) آماده ميسازند».10 در کتاب «مکيال المکارم» نيز پس از تعريف انتظار آمده است: «پس هر قدر انتظار شديدتر باشد، آمادگي و مهيّا شدن، قويتر خواهد بود».11
7. صبر و پايداري انتظار نتيجهبخش و معنيدار، انتظاري است که توأم با پايداري، صبر و مقاومت باشد وگرنه تبديل به يک تمنّي زودگذر و افتادن به دامهاي انحرافي و فريبنده و محبوبسازي جاهلانه ميشود. اينکه در روايات اهل بيت(ع) صبر در کنار انتظار فرج قرار داده شده و گاهي تصريح به انتظار توأم با صبر شده است، دلالت بر حياتي بودن صبر در شکلگيري حالت انتظار دارد.
حضرت صادق(ع) در تفسير آية: «و لنبلونّکم بشيءٍ من الخوف و الجوع و...»12 فرمودند: «و البتّه شما (يعني مؤمنان، قبل از قيام امام مهدي(ع)) را به سختيهايي همچون ترس، گرسنگي، نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بيازماييم و به صابران بشارت بده». سپس حضرت فرمودند: «يعني بشارت بده به صابران در چنين زماني به اينکه فرج و ظهور نزديک است».13 پيامبر خدا(ص) نيز ميفرمايند: «برترين عبادت، صبر کردن و سکوت و انتظار فرج است».14 و «صبورانه در انتظار فرج بودن، عبادت است».15 امام صادق(ع) نيز ميفرمايند: «پارسايي، پاکدامني، درستي ... و صبورانه در انتظار فرج بودن، جزء دين امامان(ع) است».16
8. عزّتطلبي يکي از خصايص فطري وجود انسان، کمالجويي و عزّت طلبي و پرهيز از همة عوامل ضعف و ذلّت است. در طول تاريخ، عزّت خوبان و مؤمنان توسط ستمگران و نابخردان (به ظاهر) خدشهدار گشته و به همين دليل آنان هميشه به دنبال فرصتي بودهاند تا عزّت و مکانت از دست رفتة خود را احيا نمايند. آنان نه تنها خود، بلکه پيشوا، کتاب و قانون خود را از سوي ظالمان، تحقير شده ميبينند و در صدد برگرداندن عزّت تمامي اين امور هستند. در دعاهاي مربوط به انتظار و ظهور، بر واژة «عزّت» و «معزّ» تأکيد بسياري شده است: «کجاست آنکه عزّت دهندة اولياء و ذليل کنندة دشمنان (دين خدا) است».17 «پروردگارا! عزيزش کن و به وجود او (مؤمنان را) عزيز بگردان، يارياش کن و به دست او (صالحان را) ياري بفرما، نصرتش بده، نصرتي با عزّت».18 «خداوندا! ما مشتاق (تشکيل) دولت باکرامتي از جانب تو هستيم که به [وسيلة] آن، اسلام و اهلش را عزيز کني و نفاق و اهلش را ذليل گرداني».19 «خداوندا! پراکندگي ما را به وسيلة او برطرف کن، گسيختگيمان را به او دور کن، پريشاني ما را به او پيوست کن و کمي ما را به وسيلة او زياد کن و ذلّت ما را به وسيلة او، تبديل به عزّت کن».20 «سلام بر عزّت دهندة دوستان (خدا) و ذليل کنندة دشمنان (او)».21 «خدايا طولاني شده زمان انتظار و فاجران به ما طعنه ميزنند و انتظار براي ما سخت شده است».22
9. تقوا محوري يکي از قوانين و سنن جاري در هستي، موفّقيت و پيروزي قانونگرايي، قانون محوري و تقواگرايي است. اگر کاري بر اساس صحيح و بنيان واقعي و راستين بنا شده باشد، ماندگار است. قرآن کريم دربارة متّقين و پرهيزکاران ميفرمايد: «و العاقبة للمتّقين».23
اين اصل قرآني در نظام تکوين و تشريع جاري است، لکن در عالم تشريع به جهت لزوم آزمايش انسانها، کمي ديرتر رخ نشان ميدهد. شهيد مرتضي مطهري(ره) ميفرمايد: «تاريخ در مورد خوبان و پيروزي آنان قائل به ديرکرد است».24 در روايتي از امام باقر(ع) نقل شده است که حضرت فرمودند: «ما را سلطنتي در آينده خواهد بود و بعد از حکومت ما، حکومتي نباشد؛ زيرا ما اهل تقوا هستيم و خداوند فرموده است: عاقبت کار، از آنِ متّقين است».25
10. جديّت و پشتکار در جوهرة انتظار صادق و در روح منتظر خالص، جديّت و پشتکار، پيگيري و تداومبخشي وجود دارد. حضرت صادق(ع) فرمودند: «هر که دوست دارد از ياران قائم باشد، پس بايد انتظار بکشد و در حالي که منتظر است، پارسايي و اخلاق نيک را در پيش گيرد. اگر (با چنين حالتي) از دنيا برود و بعد از مرگ او، قائم قيام کند، اجرش همانند اجر کسي است که قائم را درک کند، پس (در کار و عمل) بکوشيد و منتظر باشيد؛ گوارايتان باد اي جماعت مشمول رحمت!».26
11. احساس يتيمي يکي از مفاهيمي که در شکلگيري و شدّتبخشي حالت انتظار در ما مؤثّر است، درک شرايط موجود در زمان غيبت و احساس يتيمي معنوي در زمان غيبت است. اگر اين احساس در ما به وجود آيد و خسارتهاي معنوي و مادّي عدم حضور امام را درک کنيم، چشم به راهيِ ما نسبت به ظهور حضرت شدّت خواهد يافت و در جستجوي يافتن راهي براي شناخت پدر و حضور و احضار او خواهيم بود. پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمودند: «سختتر از يتيميِ کسي که پدرش را از دست داده، يتيميِ کسي است که از امام خود بريده شده است و توان دسترسي به او را ندارد».27
12. انديشة حسيني يکي از مقوّمات انديشة انتظار، وجود انديشة حسيني و آرمان کربلاييان و آرزوي انتقام خون به ناحق ريختة امام حسين(ع) است؛ همچنان که شعار ياران حضرت وليعصر(ع) «يا لثارات الحسين(ع)» است، انتظار نيز بر همين مبنا شکل ميگيرد. به عبارت ديگر، هرچه با آرمانهاي امام حسين(ع) آشناتر شويم و هر چه به عمق مصائب وارده بر او و يارانش نزديکتر شويم، حس و ميل انتقام از ظالم در ما نمايانتر خواهد شد و حالت انتظار در روح ما موّاجتر خواهد گشت. در زيارت امام حسين(ع) در روز عاشورا به اين عنصر اخلاقي و رواني انتظار اشاره شده است:
1. پس مسئلت ميکنم از خداوند... که خونخواهي تو را با امام منصور از اهل بيت(ع)، (يعني حضرت مهدي(ع)) روزي فرمايد. 2. پس مسئلت ميکنم از خداوند... و اينکه براي من نزد شما منزلت راستين را در دنيا و آخرت تثبيت نمايد و طلب ميکنم از خداوند اينکه مرا به مقام محمودي که براي شما نزد خداوند است برساند و اينکه خونخواهي خون خود را با امام هدايت شده و نمايان و گويا از شما به من روزي کند.
ماهنامه موعود شماره 103 مهدي نيليپور
پينوشتها: 1. بحارالأنوار، ج 52، ص 125، ح 11. 2. همان، ج 52، ص 122، ح 2. 3. همان، ج 52، ص 123، ح 7. 4. همان، ج 74، ص 143، ح 26. 5. همان، ج 52، ص 123، ح 7. 6. مفاتيح الجنان، دعاي عهد، برگرفته از: قرآن كريم، سورة معارج (70)، آيات 6 و 7. 7. بحارالأنوار، ج 52، ص 110، ح 17. 8. مکيال المکارم، ج 2، ص 235. 9. بحارالأنوار، ج 74، ص 143، ح 26. 10. کشف الغمّه، ج 3، ص 267. 11. مكيال المكارم، ج 2، ص 152. 12. سورة بقره (2)، آية 155. 13. تفسير نورالثّقلين، ج 1، ص 176. 14. بحارالانوار، ج 74، ص 422. 15. راوندي، الدعوات، ج 41، ص 101. 16. بحارالأنوار، ج 52، ص 122، ح 1. 17. دعاي ندبه. 18. مفاتيح الجنان، دعاي افتتاح. 19. همان. 20. همان. 21. مفاتيح الجنان، زيارت حضرت صاحبالامر(ع). 22. همان. 23. سورة اعراف (7)، آية 128 و سورة قصص (28)، آية 83. 24. فلسفة تاريخ. 25. کافي، ج 1، ص 471، ح 5. 26. غيبت نعماني، ص 200، ح 16. 27. بحارالانوار، ج 2، ص 2، ح 1.
|