|
گفتگو درباره امام مهدى عليه السلام-12 |
|
|
|
۱۵ فروردين ۱۳۸۴ |
شهيد سيد محمدباقر صدر تحقيق: عبدالجبار شراره ترجمه: مصطفى شفيعى چگونه يك فرد مىتواند سرنوشت بشريت را تغيير دهد؟ به دنبال سؤالات گذشته به سؤال ديگرى مىرسيم و آن اينكه يك شخص هر قدر باعظمت باشد آيا مىتواند يك تنه اين نقش بزرگ را ايفا كند؟ و آيا اين شخصيت جز همان انسانى است كه عوامل و شرايط خارجى او را پرداخته تا پيش در آمدى براى محقق ساختن حركت طبق همان شرايط باشد؟ منشأ و خاستگاه اين پرسش مربوط به ديدگاه خاصى است كه تاريخ را اين چنين تفسير مىكند مىگويد انسان در حركت تاريخ عامل ثانوى و فرعى است؛ و عامل اصلى،تنيروهاى مادى و خارجى هستند كه انسان را احاطه كردهاند! در نتيجه يك فرد در بهترين حالات مفسر جهتگيرى آن عامل اصلى است و چيزى جز اين نيست.
در حالى كه ما در ديگر كتابهاى خود بخوبى روشن ساختهايم كه اساس تاريخ بر دو محور قرار دارد يكى انسان و ديگرى عوامل مادى كه انسان را احاطه كرده است؛ همانطور كه عوامل مادى و ابزار توليد و طبيعت در انسان اثر مىگذارد، انسان نيز در اطراف خود و در ديگر عوامل خارجى اثر مىگذارد و هيچ توجيهى وجود ندارد كه بگوييم حركت از ماده شروع و به انسان ختم مىگردد؛ مگر عكس آن را هم بپذيريم كه ممكن است حركت از انسان شروع و به ماده ختم گردد؛ زيرا انسان و ماده در طول زمان در يكديگر اثر مىگذارند. با اين حساب يك فرد مىتواند در جريان تاريخ از يك طوطى برتر باشد بويژه كه اين شخص رابط و واسطه ميان زمين و آسمان باشد كه اين2 رابط خود همانند يك نيرو براى حركت تاريخ عمل مىكند و اين چيزى است كه در تاريخ پيامبران به اثبات رسيده است بويژه در تاريخ پيامبر خاتم، صلّىاللّهعليهوآله. پيامبر اسلام حضرت محمد، صلّىاللّهعليهوآله، به خاطر تحقق رسالت آسمانىاش خود زمام حركت تاريخ را در دست گرفت و يك خط طولانى فرهنگى و تربيتى ايجاد كرد كه هرگز عوامل مادى و خارجى نمىتوانستند از عهده آن برآيند؛ - چنانكه اين موضوع را در مقدمه دوم كتاب »الفتاوى الواضحه« توضيح دادهايم - و هر چه به وسيله پيامبر3 اكرم، صلّىاللّهعليهوآله، امكان وقوع داشته به وسيله امام منتظر، عليهالسلام، نيز ممكن است؛ امامى كه از اهلبيت است و رسول گرامى اسلام، صلّىاللّهعليهوآله، از نقش بزرگ او سخن گفته و به وجود او بشارت داده است. 4 و بالاخره به آخرين سؤال مىرسيم، مىپرسند: روشى كه مىشود تصور كرد چنين فردى بتواند پيروزى قطعى عدالت را به ارمغان آورد و كيان ظلم و ستم را براندازد، چيست؟ پاسخ دقيق به اين پرسش بستگى دارد به شناخت زمان و مرحلهاى كه حضرت مهدى، عليهالسلام، پا به ميدان مىگذارد؛ اگر بشود دقيقاً خصوصيات و اوضاع و احوال آن زمان را تشخيص داد؛ ممكن است در پرتو آن بتوان تصويرى از چگونگى عمليات و حركت آن را ترسيم كرد ولى تا زمانى كه ما شناختى نسبت به آن زمان نداريم و چيزى از شرايط و واقعيتهاى خارجى آن را نمىدانيم نمىشود پاسخى علمى راجع به آنچه در آن روز اتفاق خواهد افتاد بيان كرد؛ گر چه مىشود حدس و گمانهايى زد كه آن هم غالباً بر پايه ذهنيات است نه واقعيتهاى عينى و خارجى. در اينجا يك تصور درست وجود دارد كه مىشود آن را پذيرفت. اين تصور بر پايه رواياتى است كه5 درباره اين جريان وارد شده و نيز بر پايه تجربههايى است كه از انقلابهاى بزرگ تاريخ استفاده مىشود. تصور مىشود كه ظهور حضرت مهدى، عليهالسلام، به دنبال يك خلأ بزرگ كه نتيجه فساد و بحران تمدن است، واقع مىشود. اين خلأ راه6 پيشروى رسالت جديد را مىگشايد و زمينه روحى پذيرش دعوت را آماده مىسازد. اين بحران روحى، حادثهاى اتفاقى نيست كه ناگهان در تاريخ تمدن انسانها پديد آيد بلكه نتيجه طبيعى تناقضات تاريخ است، تاريخ منهاى خدا؛ كه در نهايت هيچ راهى براى حل آن تناقضات پيدا نخواهد شد. آنگاه است كه آتش روشن مىشود؛ آتشى كه هيچ چيز باقى نمىگذارد و از هيچ چيز نمىگذرد. در اين لحظه است كه آن نور ظهور مىكند تا آتش را خاموش و عدالت آسمانى را در گستره زمين بر پا دارد. والحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام على محمد و آله الطاهرين. شروع نگارش اين اوراق روز سيزدهم جمادى الثانيه سال 1397 ق. و پايان آن عصر روز هفدهم همين ماه بوده است. والله ولى التوفيق محمدباقر صدر - نجف اشرف تحقيق اين كتاب در ماه رجب سال 1416 ق. در شهر مقدس قم پايان يافت. دكتر عبدالجبار شراره
پىنوشتها: 1. اشاره است به نظريه مادى تاريخ يعنى تفسيرى كه ماركسيسم از تاريخ دارد. در كتاب »اقتصادنا« ج1، ص19 تحليل علمى و بحث فلسفى عميقى در اين زمينه به قلم استاد شهيد صدر، رضىاللّهعنه، شده است. 2. اشاره به كتاب »فلسفتنا« و مقدمه كتاب »اقتصادنا« مىباشد. 3. ر.ك: كتاب قهرمانان (قهرمانى به صورت يك پيامبر) نوشته توماس كارلايل. 4. ر.ك: مقدمه دوم كتاب »الفتاوى الواضحة« ص63 كه اين مسأله را بخوبى توضيح و تفصيل ظهور حضرت مهدى، عليهالسلام، به دنبال يك خلأ بزرگ كه نتيجه فساد و بحران تمدن است، واقع مىشود. اين خلأ راه پيشروى رسالت جديد را مىگشايد و زمينه روحى پذيرش دعوت را آماده مىسازد. داده است. 5. التاج الجامع للاصول، ج5، ص343، از ابوسعيد از پيامبر، صلّىاللّهعليهوآله: »المهدى منّى أجلى الجبهة أقنى الأنف يملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً« يعنى: مهدى از من است، پيشانى فراخ و بلندبينى؛ زمين را از عدل و داد پر مىكند پس از آنكه انباشته از ظلم و ستم شده باشد. 6. اشاره به رواياتى است درباره نشانههاى ظهور و وقايعى كه پيش از ظهور مبارك آن حضرت يا همزمان با آن رخ مىدهد. اين روايات به صورت مشروح در كتاب »عصر ظهور« از سيد محمد صدر آمده است. هم چنين به كتاب ارشاد شيخ مفيد، ص356 به بعد و كتاب »الاشاعة لأشراط الساعة« از محمد بن رسول حسينى برزنجى رجوع شود. 7. اشاره است به عاقبت كار انسان و بحران تمدن كه بر اثر رقابت و كشمكش ميان تمدنهاى مادى و قطبهاى سياسى و ناتوانى در ايجاد امنيت و خوشبختى براى انسانها پيش خواهد آمد. نشانههاى اين خلأ هماكنون پيدا شده و روز به روز در شرق و غرب گسترش مىيابد. هر كس اخبار و گزارشها و تفسيرهاى سياسى روز را پيگيرى كند بخوبى اين مسأله را درمىيابد؛ و روز موعود دور نيست.
ماهنامه موعود شماره 16
|