|
۱۲ فروردين ۱۳۸۴ |
حضرت امام خمينى ، قدس سره، در نگاه مقام معظم رهبرى
حضرت امام، اقيانوسى پر تلاطم بود و هميشه به همه ابعاد زندگى و آخرت مردم توجه
داشت. تحصيل و تدريس مى كرد. به سياست مى پرداخت و عقلها را هدايت مى كرد. به
افشاگرى عليه مصونيت اتباع آمريكايى (كاپيتولاسيون) مى پرداخت و در سنگر تدريس فقه
اسلامى، حتى در تبعيد، در بالاترين و وزين ترين كرسى حوزه هاى علميه قرار داشت.
خصوصيت بزرگ امام، تقوا بود و به همين دليل در رحمت الهى به روى آن مرد بزرگ باز
بود. ابعاد وجودى و معنوى شخصيت امام خمينى، متاثر از انجام تكليف شرعى او بود. او
معلم اخلاق بود و به درسهاى اخلاقى عمل مى كرد. او سرشار از خصوصيت ناشناخته اى بود
كه بايد شناخته شود. حضرت امام نشان داد كه درس اخلاق فقط براى ياد دادن نيست و همه
ديدند كه او خود عامل به درسهاى اخلاق و تهذيب نفس بود. آخرين فصل مبارزه بر ضد
رژيم تحميلى شاه كه دوران آن تا بيست و دوم بهمن سال 1357 طول كشيد، سرشار از
حوادثى بود كه در هر يك، نقش رهبرى معنوى امام نمايان تر از گذشته مى شود. اين
حوادث عبارتند از:
كشاندن مردم به مقاومت در برابر كشتارهاى جمعى و ايجاد سلسله اربعينات;
واداشتن مردم به مقاومت در برابر تهاجم مسلحانه رژيم;
آماده سازى مردم براى بهره بردارى از ماه محرم سال 1357;
طرح شعار «شاه بايد برود» آن هم در هنگامى كه در داخل كشور هيچكس به فكر اين نسخه
براى درمان دردهاى ايران نبود;
اعلام مواضع قاطع در برابردولتهاى ناپايدار ماههاى آخر حكومت پهلوى;
افشاى چهره دولت مدعى ملى گرايى (بختيار);
پس از ورود به ايران، اعلام خلع دولت دست نشانده و تعيين دولت موقت;
... بحق شخصيت آن عزيز يگانه، دست نيافتنى، و جايگاه والاى انسانى ايشان، دور از
تصور و اساطيرگونه بود.
× برگرفته از: كتاب سخن آفتاب، ناشر: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى.
ماهنامه موعود شماره 16
|