|
تبعيد رهبران؛ شگرد کهنة طاغوتيان |
|
|
|
۳۰ بهمن ۱۳۸۷ |
|
تلاوت آيات روحبخش قرآن کريم، آنچنان اثر بخش بود که حتي دلهاي زنگار گرفتة مشرکان نيز شيفتة آن ميشد. به همين دليل، کمکم، از شدت دشمني با پيامبر کاسته ميشد و بسياري با درک آيين اسلام به خود ميآمدند و پنهاني به اين دين ميپيوستند. روند فزايندة گرايش به اسلام، براي مشرکان تحملپذير نبود و آنان براي اسلامخواهي مردم، به هر کاري دست ميزدند. البته اين سختگيريها، سودي در بر نداشت و مسلمانان را بيش از پيش در تداوم راهشان راسختر ميساخت.
مشرکان در آخرين گام، بر آن شدند تا بدون برانگيختن احساسات بنيهاشم، پيامبر را از مکه دور کنند. آنان تصميم گرفتند بر شکنجه و آزار پيامبر بيفزايند و با شوراندن تودههاي مردم بر ضدّ ايشان، پيامبر را به بيرون از مکه تبعيد کنند. در اين صورت، آنان ميتوانستند، اوضاع مکه را کنترل کنند و با زير نظر گرفتن حرکتهاي بعدي مسلمانان، هرگونه ناآرامي را سرکوب سازند. با اين حال چون به قدرت برتر الهي نينديشيده بودند، در اجراي تصميم خود ناکام شدند. در همين زمان، آيات 76 و 77 سورة اسراء نازل شد و از عقيم ماندن اين توطئة شوم و کيفري که در انتظار توطئهگران بود، خبر داد:
«و چيزي نمانده بود که تو را از اين سرزمين بيرون کنند، تا تو را از آنجا بيرون سازند و در آن صورت آنان (هم) پس از تو جز (زمان) اندکي نميماندند؛ ٭ سنتي که همواره در ميان (امتهاي) فرستادگاني که پيش از تو گسيل داشتهايم (جاري) بوده است و براي سنت و (قانون) ما تغييري نخواهي يافت».1
ماهنامه موعود شماره 93
پينوشت: 1. تفسير نمونه، ج 12، ص 216؛ نمونة بينات، ص 508؛ شأن نزول آيات، 368؛ مجمعالبيان، ج 14، ص 188.
|