... جامعة يهوديان آمريکا، عليرغم پيشبينيهاي مکرر دربارة اضمحلال جمعيتي يهوديان، همچنان گسترش مييابد. بين سالهاي 1970 و 1990 (با وجود افزايش ازدواجهاي فاميلي و کاهش ميزان تولد) جمعيت رسمي يهوديان آمريکا 300 هزار نفر افزايش يافت. اين رشد ناچيز جمعيت تا حدي به دليل مهاجرتهاي گستردة آوارگان يهودي ايران و آفريقاي جنوبي است. با اين همه، مهمترين عامل در اين ميان، مهاجرت يهوديان از اتحاد جماهير شوروي است که بالغ بر 250 هزار نفر است؛ چنانچه از سال 1991، 100 هزار نفر ديگر نيز ويزا گرفتهاند و منتظر نوبت ورود به آمريکا هستند.
دلايل متفاوتي در پس اين امر وجود دارد که چرا يهوديان ترجيح ميدهند، برخلاف نفرت از تبعيد، مهاجرت کنند. براي برخي از آنان تنها دليل اين کار حضور خويشاوندان در ايالات متحده بوده است که در آن بزرگترين جامعة يهوديان روسي ساکن شده است. عامل ديگر به طور مشخص، اقتصادي است؛ آمريکا، که يهوديان در ميان قوميتهاي عمده آن ثروتمندين قوميت هستند، نسبت به کشور کوچک اسرائيل فرصتهاي بسيار بهتري براي يهوديانِ عموماً تحصيل کردهاي که از شوروي آمدهاند، فراهم ميکند.
بيشک آنهايي که به آمريکا آمدهاند، عليرغم مشکلات معمول سازگاري با محيط، به نسبت عملکرد خوبي داشتهاند. براساس يک بررسي ملي، يک خانوادة يهودي روسي [در آمريکا] بهطور متوسط سالانه بيش از يک خانوادة آمريکايي درآمد دارد.
- اسرائيليها «سرزمين شير و عسل» جديدي يافتهاند
با توجه به موفقيت يهوديان در آمريکا، تعداد بسيار کمي از يهوديان آمريکا به خارج از ايالات متحده مهاجرت کردهاند. با وجود اين، سنت باديهنشينهاي يهودي در ديگر اعضاي قبيله، و عجيب است که در ميان اسرائيليها، همچنان زنده است.
در حدود 800 هزار اسرائيلي (که در کشوري کوچک، به نسبت فقير و جنگ زده-اند) به جاي آنکه فرزندان سرزميني باشند که مورد ستايش صهيونيستهاي سابق بود، در جستجوي فرصتهاي بهتر از اسرائيل خارج شدهاند. در بعضي سالها، بويژه پيش از مهاجرت گستردة يهوديان روسيه، شمار کساني که از اسرائيل خارج ميشدند، بيش از شمار مهاجران وارد شده به آن کشور بود.
اگرچه آنها در کشورهاي دوردستي همچون فنلاند و سنگاپور حضور دارند، محل سکونت دلخواه آنان ايالات متحده بوده است، که در حدود نيم ميليون يهودي در اجتماعهاي اصلي آن در نيويورک و لسآنجلس متمرکز شدهاند.
در مقايسه، شمار کل مهاجرت يهوديان از آمريکا به اسرائيل، در طول چهار دهه پس از سال 1948 از 60 هزار نفر بيشتر نيست؛ و اين تعداد نصف شمار اسرائيليهايي است که بين سالهاي 1970 تا 1987 تقاضاي قانوني مهاجرت رسمي به آمريکا داشتهاند.
- درة سيليکون: ارض موعود جديد
... اکنون «اسرائيليهاي سرگردان» در ميان کارگران فني و ديگر حوزههاي حرفهاي رتبههايي ممتاز کسب کردهاند. مهندسان به تنهايي 20 درصد از ميزان کل را شامل مي-شوند، که در اين ميان بهطور تخميني 13 هزار نفر بهعنوان دانشمند، مهندس و ديگر مشاغل تنها در صنايع فوق پيشرفتة کاليفرنيا فعاليت ميکنند. اين تعداد تقريباً برابر يک سوم نيروي کار فني توليد شده اسرائيل است.
- سرمايهگذاري يهوديان: «يک طعم بينالمللي»
هرچند هيچ مدرکي دليل توطئة بينالمللي بانکداران يهودي وجود ندارد، برخي از يهوديان در امور بانکداري با يکديگر تباني کردهاند. بازي پول براي يهوديان، جاذبهاي دارد که به گفتة بعضي برابر است با جاذبهاي که رابطة جنسي براي فرانسويان، غذا براي چينيها، و قدرت براي سياستمداران دارد. از زمان آواره شدن جوامع يهودي تاکنون، دغدغههاي مالي آنها هميشه يک طعم بينالمللي داشته است. اما برخي يهوديان در عرصة بانکداري بينالمللي از حدود اخلاق و قانون تجاوز کردهاند.
... هنر يهودي؟ تا چندي پيش چنين عبارتي تناقضآميز به نظر ميرسيد. در 9/99 درصد تجاربِ يهوديان هيچ هنر برجستهاي وجود نداشت. هنر عاميانه و هنرهاي تزييني وجود داشت، اما کارِ جدي به معناي غربي آن وجود نداشت. امروزه اوضاع بسيار تغيير کرده است و يهوديان در تمام بخشهاي جهان هنر حضور دارند: بهعنوان هنرمند، دلّال، مجموعهدار، منتقد، موزهدار، مشاور و پشتيبان. در واقع، صحنة هنرِ معاصر، طعمي به شدت يهودي دارد.
در برخي محافل، به اين نوع افرادِ اهل زد و بند مافياي يهود گفته ميشود، زيرا آنان قدرت، اعتبار و بيش از همه، پول را در اختيار دارند.
همچون خانواده کاپو، قدرت به شيوهاي ماهرانه توزيع ميشود: هنرمنداني که سالها درگمنامي زندگي کردهاند يک شبه معروف ميشوند؛ و هنرمندان معروف آنقدر سريع زير تيغ گيوتين ميروند که متوجه نميشوند سرشان را از دست دادهاند.
... در ايالات متحده تقريباً 30 هزار پزشک يهودي وجود دارد. اين تعداد در حدود چهارده درصد از کل پزشکاني است که بهشکل آزاد کار ميکنند.
از پانصد هزار وکيل، به طور تخميني بيش از بيست درصد آنها يهودياند، يعني نزديک به ده برابر آنچه ميتوان انتظار داشت! در سال 1939 تقريباً بيش از نصف وکلاي شاغل در نيويورک، يهودي بودند. اکنون اين نسبت بزرگتر نيز شده است: شايد از هر پنج وکيل سه نفر يهودياند!
آخرين سرشماري کانون وکلاي شهر نيويورک نشان ميدهد که شصت درصد از 25 هزار وکيل اين شهر يهودي، هجده درصد کاتوليک و هجده درصد پروتستان هستند. بيشتر وکلاي يهودي (حدود هفتاد درصد آنها) اصالتاً از اروپاي شرقي هستند.
اکنون 15 درصد از 740 هزار وکيل ايالات متحده يهودياند. اين تعداد وکيل يهودي به نسبت هفت برابرِ سهم يهوديان در کل جمعيت است. در محافل نخبگان حقوقي، اين تمرکز جلوة بارزتري مييابد. چهل درصد اعضاي شرکتهاي حقوقي پرنفوذ نيويورک و واشنگتن يهودي هستند. از هر نُه کرسي دادگاه عالي، يهوديان دو کرسي را در اختيار دارند (22 درصد).
براساس برآورد انجمن پزشکان آمريکا، اکنون 684 هزار پزشک در ايالات متحده فعاليت دارند. تعداد پزشکان يهودي بيش از 100 هزار، يا 15 درصد است. همانند وکلا، اين تعداد هفت برابر بيشتر از سهم يهوديان در جمعيت سراسري است. نُه درصد درخواستهاي پذيرش دانشکدههاي پزشکي در سال 1988 از سوي يهوديان بوده است.
دست کم 20 درصد اعضاي هيئت علمي دانشگاههايي تراز اول آمريکا، با بيش از 25 درصد در دانشکدههاي پزشکي مشهور و 38 درصد در دانشکدههاي حقوق مشابه، يهودياند اين ارقام در دانشگاه هاروارد بالاتر ميرود: نيمي از اعضاي هيئت علمي آن يهودياند. امروزه 20 درصد پزشکان و وکلاي کشور يهودي هستند.
پيش از جنگ جهاني دوم، بيشتر يهوديان در اروپا زندگي ميکردند و تعداد آنها دو برابر تعداد يهوديان ساکن آمريکا بود. پس از هولوکاست، تعداد يهودياني که در آمريکا زندگي ميکردند دو برابر يهوديان اروپا شد. از 4/14 ميليون يهودي ...، 5 ميليون و 900 هزار يا چهل و يک درصد آنها در آمريکا به سر ميبرند. يهوديان 7/2% جمعيت آمريكا را تشکيل ميدهند... . تقريباً 60% يهوديان آمريکا در شمال شرقي اين کشور زندگي ميکنند، گرچه به نظر ميرسد سهم نسبي اين منطقه، به تازگي کاهش يافته است. منطقة مرکزي شمال 9/11% ، منطقه جنوب 8/15% و منطقة غربي 3/14% از جمعيت يهوديان را دربرگرفته است. با توجه به ميانگين کشوري، يهوديان در منطقة شمال شرقي تراکم بيشتري دارند. در منطقة مرکزي شمال و جنوب تراکم آنها کمتر است و در غرب کشور تراکم جمعيتي آنها تاحدودي متوسط است. به عبارت ديگر، يهوديت يک دين شهري، يا به نحو فزاينده حومهاي، است. بيش از 77% جمعيت يهوديان در چهارده شهر بزرگ يا مراکز تجمع حومهاي زندگي ميکنند. بقية يهوديان آمريکا (تقريباً همه) در شهرها يا شهرستانها زندگي ميکنند. نسبت يهوديان روستايي بسيار ناچيز است.
در دوران پس از جنگ، يهوديان آمريکا ميان تمامي گروههاي عمدة مذهبي يا قومي آمريکا به تحصيل کردهترين گروه تبديل شدند. براساس پژوهش پدر روحاني آندرو ام. گريلي در کتاب قوميت، انشعاب، و نابرابري (1976)، تا پيش از اواسط دهة 1970 هر يهودي بهطور ميانگين چهارده سال مشغول تحصيل بوده است. اين ميزان از پيروان کليساي اسقفي آمريکا ـ که بالاترين جايگاه اجتماعي را دارد ـ نيم سال بيشتر بود. در حالي که کمتر از نصف آمريکاييها وارد دانشگاه ميشدند، بيش از 80 درصد يهوديان به دانشگاه ميرفتند و چنانکه از آمارهاي دانشگاه هاروارد، پرينستون و ييل برميآمد، ميزان حضور يهوديان در دانشگاههاي تراز اول بيشتر از ديگر آمريکاييها بوده است. براي مثال، در سال 1971، 17 درصد دانشجويان دانشگاههاي خصوصي را يهوديان تشکيل ميدادند.
- استادان يهودي از استادان غيريهودي «بسيار جلوترند»
در سال 1940، تنها 2 درصد استادان دانشگاههاي آمريکا يهودي بودند. اين رقم تا پيش از دهة 1970 به 10 درصد ميرسد. حضور يهوديان در دانشگاهها در دوران پس از جنگ، به غير از ميزان بالاي آن از جنبههاي ديگر نيز قابل توجه است. دانشگاهيان يهودي در رشتههايي گرد هم ميآمدند که از لحاظ نظري، دشوارترين رشتهها بود (رشتههايي که بر استدلال نظري و انتزاعي تأکيد داشت) و در مشهورترين و معتبرترين مؤسسهها تدريس ميشد.
حضور آنها در رشتههاي مردمشناسي، اقتصاد، تاريخ، رياضيات، فيزيک و جامعه-شناسي بيش از حد معمول، و در رشتههاي کشاورزي، علوم تربيتي، اقتصاد خانواده، روزنامه نگاري، کتابداري، پرستاري و تربيتبدني کمتر از حد معمول بود.
تعداد يهوديان در رشتة مهندسي برق، نظريترين شاخة مهندسي، از تعداد آنها در مهندسي مکانيک، عمران، يا شيمي بيشتر بوده است. پزشکي، حرفهاي است که از نظر اجتماعي جايگاه بالايي دارد و يهوديان به شکل غيرمنتظرهاي در رشتههاي بيوشيمي، باکتري شناسي، فيزيولوژي، روانشناسي و ديگر رشتههاي مرتبط با پزشکي، حضور داشتهاند.
اورت کارل لاد پسر و سيمور مارتين ليپست در سال 1975 (بر اساس تمامي معيارهاي ممکن) نوشتند دانشگاهيان يهودي «از همتايان غيريهودي خود بسيار جلوترند» در اين زمان، يک پنجم اعضاي هيئت علمي دانشگاههاي ترازاول و يک چهارم اعضاي هيئت علمي جامعة دانشگاههاي شرق آمريکا (آيوي ليگ) يهودي بودند. نسبت آنها در ميان استادان زير سي و پنج سال دانشگاههاي شرق آمريکا و هيئت علمي دانشکدههاي ترازاول پزشکي و حقوق حتي بيش از اين بوده است. در سال 1968، 38% اعضاي هيئت علمي دانشکدههاي تراز اول حقوق، يهودي بودند.
- يک چهارم ثروتمندترين آمريکاييها و 30% تمام ميلياردرها، يهودياند.
در اوايل دهة 1980، مجله فوربز در گزارش سالانة خود چهارصد نفر ثروتمند اصلي آمريکا را معرفي کرد. اگر به دقت بر مبناي درصد آنها از جمعيت سراسري حساب کنيم، تعداد يهوديان در اين فهرست ميبايست 12 نفر باشد. حال آنکه تعداد آنها بيش از يک صد نفر بود. يهوديان که کمتر از 3 درصد مردم آمريکا را تشکيل ميدادند، بيش از يک چهارم ثروتمندترين آمريکاييها هستند. ميزان حضور آنها در اين فهرست نه برابر بيش از حد متوسط بود. در مقابل، گروههاي قومي که تعدادشان بسيار بيش از يهوديان بود (ايتالياييها، اسپانيوليها، سياهپوستان، و اروپاي شرقيها) نمايندگان کمتري در فهرست داشتند. هرچه ميزان داراييها بالاتر ميرود، تعداد يهوديان بيشتر ميشود. بيش از 30 درصد ميلياردرهاي آمريكا، يهودي بودند. در کانادا نيز همين پديده مشهود است: سه خانوادهاي که از نظر تجاري برجستهترين موقعيت را داشتند، همگي يهودي بودند (خانوادة بلزبرگ در ونکوور، خانوادة برونفمن در مونترآل و خانوادة ريچمن در تورنتو).
حتي اين امکان هست که مجلة فوربز تعداد يهوديان فوقِپولدار آمريکا را کمتر حساب کرده باشد؛ زيرا بسياري از آنها در معاملههاي املاک ثروتمند شدهاند، يعني حوزهاي که تخمين درآمد در آن از ديگر حوزهها دشوارتر و پنهان کردن ثروت، آسانتر است.
در شمارة [22 جولاي] سال 1986 مجلة فايننشال ورلد، فهرست جالبتري منتشر شد. در اين فهرست به ترتيب نام يک صد نفر از مديران وال استريت (بانکداران، مديران مالي، دلّالها، متخصصان خريد سهام، بورسبازها، تاجران کالا، و کارگزاران سهام) که در سال 1985 دستکم 3 ميليون دلار به دست آورده بودند، آمده بود. اين فهرست با ايوان بوسکي آغاز ميشود، که به ظاهر 100 ميليون دلار درآمد داشته است... درآمدهاي بوسکي در برابر 500 ميليون دلاري که مايکل ميلکن در سال بعد به دست آورد، اندک بود... ميلکن و بوسکي، و نيز نيمي از کساني که فايننشال ورلد از آنها نام ميبرد، يهودي بودند. جورج سوروس (5/93 ميليون دلار)، اَشر ادلمن (25 ميليون دلار)، مورتون ديويس (25 ميليون دلار)، و مايکل اشتينهارت (20 ميليون دلار) پر درآمدترين يهوديانِ وال استريت بودند.