|
«نخبگان جديد» آمريكا- قسمت سوم |
|
|
|
۰۴ بهمن ۱۳۸۷ |
 رسانههاي آمريكا درباره ثروت شيوخ عرب و ثروتمندان نفتي خاورميانه سخن ميگويند. اما ثروت انباشته جامعه يهود آمريكا و نفوذ سياسياي كه در شهرهاي بزرگ (و همچنين در شهرها و شهركهاي كوچك سراسر آمريكا) دارند، ثروت شاهزادگان عرب را ناچيز جلوه ميدهد.«نخبگان جديد» آمريكا بدون شك خانوادههاي يهودي ثروتمند و قدرتمندي هستند كه ـ برخلاف راكفلرها، مورگانها، روزولتها، كنديها، وندربيلتها و ديگر "شاهزادگان" ادوار گذشته ـ بسيار ناشناستر از نخبگان غير يهودي گذشتهاند.
«نخبگان جديد» آمريكا بدون شك خانوادههاي يهودي ثروتمند و قدرتمندي هستند كه ـ برخلاف راكفلرها، مورگانها، روزولتها، كنديها، وندربيلتها و ديگر "شاهزادگان" ادوار گذشته ـ بسيار ناشناستر از نخبگان غير يهودي گذشتهاند.
هر چند گفتهاند «لابي اسرائيليِ» قدرتمندي در مجامع رسمي واشنگتن وجود دارد و حتي افراد بي احتياط آن را "لابي يهود" مينامند، امّا تصوير عمومي اين لابي تنها بيانگر تعهد آن به منافع دولت اسرائيل است.
روزنامههاي يهودي، آزادانه درباره موضوع نفوذ جامعه يهود و تأثير آن بر سياست خارجي آمريكا سخن ميگويند؛ ولي حتي روزنامهها و مجلههاي به اصطلاح «جريان اصلي» نيز گاهي در اين باره تعمق ميكنند.
آنها ميگويند: «بله، لابي اسرائيل قدرتمند است، اما مثل لابي اسلحه يا انجمن بازنشستگان آمريكا تنها يك لابي است. يهوديان آمريكا حق دارند براي اسرائيل لابي كنند، همانطور كه يوناني تبارها و اعراب نيز ميتوانند براي منافع جامعة خود لابي كنند.» كتابهاي متعددي درباره قدرت لابي اسرائيل نوشته شده و انكار نفوذ اين لابي، نشاندهنده جنون سياسي است.
با اين حال، آنچه بيشتر آمريكاييان نميدانند ـ و جامعه يهودي دوست دارد مخفي بماند ـ نفوذ فزاينده مالي، فرهنگي و اجتماعي جامعه يهود آمريكاست. با اينکه قطعاً يهوديانِ زيادي فقير هستند، حقيقت آن است كه يهوديان آمريكا به تدريج به صاحبان لقب "نخبگان آمريكا" تبديل ميشوند، اگر تاكنون نشده باشند! آنان "نخبگان جديد آمريكا" هستند.
يهوديان آمريكا در واقع نوعِ مدرن شاهزادگان افسانههاي شبهاي عربي هستند. البته شايد "شاهزادهها" (و "شاهزاده خانمهاي") يهودي اكثريت ميلياردرها يا ابرثروتمندان فهرست معروف "فوربز 400" را تشكيل ندهند، مجموع ثروت آنان، بيترديد هم اندازه (يا شايد بيش از) نخبگان غيريهودي است. ، همانطور كه بيشتر منابع اين كتاب نشان ميدهد، نخبگان يهود تنها به منافع يهود تعهد دارند. سنجش ميزان ثروت يا "نفوذ" و آثار هر دو، مشكل است، اما اطلاعاتي كه در اين كتاب گردآوري شده است، نشان ميدهد بدون ترديد نخبگان يهودي آمريكا ـ نخبگان جديد آمريكا ـ از جهتهاي گوناگون، ثروت و نفوذي بسيار فراتر از اندازه خود دارند.
درك قدرت يهود، يا به عبارتي "نفي" قدرت يهود، در هر دو حزب آمريكا بوده است. تعدادي از مقامهاي منتخب و سياستگذاران مشهور آمريكا درباره قدرت يهود نظرهاي صريحي داشتهاند: "...جيمز بيكر «وزير امور خارجه دولت بوش» در يك صحبت خصوصي به همكارش گفته بود لعنت بر يهوديان. آنها به هر حال به نفع ما رأي نميدهند. جمله او عنوان يك روزنامه اسرائيلي شد، و طبيعي است که او را ضديهود جلوه داد. ولي ديگران نيز چنين اظهارهايي داشتهاند. در مسئلة آواكس، دولت ريگان از جرالد فورد كمك خواست. فورد در مكالمهاي تلفني با يك سناتور جمهوريخواه (كه با رهبران يهودي شام ميخورد، در حالي كه فورد اين را نميدانست) از او پرسيد: ميخواهيد سياست خارجي آمريكا را دست يهوديان لعنتي بدهيد؟ فورد نيز سخن كارتر را ـ كه در بهار 1980 به يكي از صميميترين دوستانش گفته بود ـ اگر دوباره رأي بياورم پدر يهوديان را در ميآورم."
با توجه به حرف كارتر، عجيب نيست كه ويليام روبنشتاين، جامعهشناس دست راستي حامي صهيونيسم، گفته بود": به گفته منبعي موثق، 75 درصد رهبران سازمانهاي صهيونيستي آمريكا ... از ريگان (در مقابل كارتر) حمايت ميكردند."
در اين شرايط كه هم دموكراتهاي ليبرال و هم جمهوريخواهان محافظهكار، گاهي سؤالهاي مشابهي درباره قدرت يهود طرح كردهاند، حرف اچ. جي. ولز (نويسنده مشهور) به ذهن خطور ميكند كه گفت: "براي پاسخ به اين سؤال بايد تحقيقي جدي انجام شود كه چرا در هر كشوري كه يهوديان اقامت ميكنند ضديهوديگري ظهور مييابد؟"
خواهيم ديد که در اين ميان، رسانههاي اصلي آمريكا ـ به گفته منابع يهودي ـ بيشتر زير نفوذ يهوديان هستند و بر نقش «پول آسيا» در انتخابات آمريكا تمركز كردهاند. اين مسئله به "رسوايي" حقيقي و خوراك ماشين رسانهها تبديل شده است. دوباره كليشههاي كهنه ضدآسيايي كه در زمان جنگ آمريكا عليه ژاپن شايع بود، بازگشتهاند.
با اين حال، گروههاي به اصطلاح "ضدتنفر" چون انجمن ضدافترا (ايديال) كمتر در اين باره سخن گفتهاند. دقيقاً به اين دليل که ايديال تمركز بر "پول آسيا" را دوست دارد. اين مسئله نيز دليل دارد: آمريكاييهاي آسياييتبار (متولدين آمريكا و مهاجران) آهسته ميگويند (البته رسانهها منعكس نميكنند) كه رسوايي اصلي "پولِ بيگانگان" مربوط به آسيا نيست؛ بلكه مربوط به نفوذ آشكار پولهاي جامعه يهوديان آمريكا (كه متعهد به اسرائيل هستند) و يهوديان آمريكايي ساكن اسرائيل (در كنار خود اسرائيليها) است كه به دنبال تأثيرگذاري بر سياست خارجي آمريكا نسبت به اسرائيل هستند.
فيليپ ويس نويسنده ـ كه با صراحت و غرور، يهودي بودن خويش را اظهار ميكند ـ در شماره 29 ژانويه 1996 مجله نيويورك، نوشت بحث از نقش پول يهوديان در سياست از نظر سياسي، درست نيست. ويس به صراحت نوشت: "اِعمال قدرت سياسي انآراي (آژانس نظارتي آمريكا) موضوعي حساس است. حتي اگر پول يهود نقشي ايفا كند، بحث درباره آن ضديهوديگري است."
در اينباره ترديدي نيست که اين نفوذ سياسي، واقعيت دارد. پول يهود و قدرت يهود تأثيري جدي بر حيات آمريكا دارد.
در مورد بحث تأثير پول و لابي يهود بر سياست خارجي آمريكا، همانطور که خواهيم ديد نفوذ يهود در آمريكا بسيار فراتر از آن چيزي است كه مردم، "لابي اسرائيل" يا "لابي يهود" مينامند. نفوذ يهود بسيار عميقتر است و حساسترين «راز» (يا موضوع صحبت پنهاني) در عرصه كنوني سياست و فرهنگ آمريكاست. پيامدهاي احتمالي قدرت عظيم يهود در آمريكا، از سوي بنيامين گينزبرگ و مورخ يهودي، در كتاب جالب "آغوشِ مهلك: يهوديان و دولت" طرح شد. گينزبرگ به صراحت ميپرسد:
"چرا در زمانهاي مختلف و مكانهاي بسيار متفاوت، يهوديان به موقعيت، ثروت و قدرت بينظيري دست يافتهاند كه در نهايت به بدبختي و طرد آنان ـ يا بدتر ـ انجاميده است؟" براساس تحقيقات گينزبرگ، سخن هانا آرنت «نويسنده و فيلسوف مشهور يهودي» درست است كه ظهور و افول تاريخي و مكرر يهوديان، به رابطه سنتي يهوديان با دولت ـ ملت محل زندگي آنان مربوط است. گينزبرگ ميگويد:
"يهوديان همواره به دنبال حمايت دولتها بودهاند. حاكمان نيز مايل به اِسكان دادن يهوديان، در مقابل خدمات آنان، بودهاند. رابطه يهوديان با دولتها نتايج زيادي داشت. براي نمونه، برخي از مهمترين دولتهاي جهان مدرن ايجاد يا مستحكم شد. همچنين يهوديان به دليل اين رابطه، گاهي بسيار قدرتمند ميشدند. با اين حال رابطه يهوديان با دولت آنان را در معرض تنفر و دشمنيهاي جديد قرار ميداد. در برخي شرايط، آغوش دولت براي يهوديان، مهلك بود. اين ملاحظات تنها جنبه تاريخي ندارد. بلكه براي درك گذشته ـ و آينده احتمالي ـ يهوديان آمريكا نيز ضروري است."
بنابراين عنوان كتاب گينزبرگ و معناي آن، مشخص ميشود: «آغوش مهلكِ» دولت ـ سازوكارهاي قدرت سياسي كشور ـ در مسير ثروت اندوزي بيحدوحصر يهوديان، گشوده ميشود.
گينزبرگ، حيرت آمريكاييان يهودي و غيريهودي از نفوذ فزاينده قدرت يهود در آمريكا را به شكلي عميق بيان ميكند. او مينويسد:
«با اينکه يهوديان آموختهاند در نگاه، صحبت و لباس، شبيه ديگر آمريكاييان باشند، در واقع نه در ذهن خود و نه از ديد همسايگان خود كاملاً شبيه نيستند.... بدتر اينكه يهوديان، بيشتر مخفيانه يا نه چندان مخفيانه، خود را به لحاظ اخلاقي و فكري، برتر از همسايگان خود ميشمرند. ... در واقع، يهوديان غريبههايي بي نهايت موفق هستند كه گاهي جرأت سركوفت زدن نيز دارند.»
بنابراين بهتر است سخنان گينزبرگ، درباره ابعاد وسيع قدرت يهود در آمريكا را مرور كنيم. ديدگاه او نقطه آغازي براي مطالعة دقيق ماهيت ويژة قدرت يهود در آمريكا است گينزبرگ مينويسد:
«يهوديان از دهه 1960 نفوذ زيادي در حيات اقتصادي، فرهنگي، فكري و سياسي آمريكا اِعمال كردهاند. آنان در دهه 1980 نقش مهمي در بازار مالي آمريكا ايفا كردند و از بَرندگان اصلي تجديد سازمان و ادغام شركتها در اين دهه بودند. هرچند تنها 2% جمعيت فعلي كشور يهودياند، امّا تاحدودي نيمي از ميلياردرها يهودياند. مديرعامل سه شبكه تلويزيونيِ اصلي و چهار استوديوي فيلمسازيِ اصلي يهودياند، همانطور كه مالك بزرگترين زنجيره مطبوعات كشور و پرنفوذترين روزنامه (نيويورك تايمز) نيز يهودياند.
در اواخر دهه 1960، 20% اعضاي هيئت علمي دانشگاههاي تراز اول و 40% استادان دانشكدههاي تراز اولِ حقوق، يهودي بودند؛ اكنون اين نسبتها بدون شك بالاتر است. نقش و تأثير يهوديان در عرصه سياسي آمريكا نيز قابل توجه است. يهوديان به تعداد نامتناسبي به مناصب حكومتي گمارده ميشوند. در سال 1993 ده عضو سنا و سي و دو عضو مجلس نمايندگان ايالات متحده يهودي بودند، يعني سه، تا چهار برابر نسبتِ آنها از جمعيت كشور!
يهوديان در سازمانهاي سياسي و امور مالي تأثير بيشتري دارند. بررسيهاي اخير نشان ميدهد در بيست و هفت مورد از سي و شش مبارزهانتخاباتي سنايِ ايالات متحده، يك نامزد يا هر دو نامزد، مدير برنامه يا مدير مالي يهودي داشتند.
در حوزه لابي و دعاوي قضايي، يهوديان يكي از موفقترين سازمانهاي فعال سياسي واشنگتن يعني كميته امور عمومي آمريكا ـ اسرائيل (آيپك) را تشكيل دادند و در گروههاي صاحب منفعت عموميِ مهم، مانند اتحاديه آزاديهاي مدني آمريكا (ايسياليو) و جنبش عام، نقشهاي كليدي ايفا كردند. يهوديان زيادي نيز در مبارزههاي رياست جمهوري حزب دموكرات در سال 1992 نقشهاي بسيار مهمي بر عهده داشتند.
پس از پيروزي دموكراتها، رئيسجمهور كلينتون تعدادي از يهوديان را به مناصب مهم دولتي گمارد. نقش يهوديان در نهادهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي آمريكا آنان را به اِعمال نفوذ فراوان در حيات عمومي كشور قادر ساخته است. آشكارترين نشانة اين نفوذ، كمك مستقيم نظامي و اقتصادي 3 ميليارد دلاري است كه آمريكا هر سال به اسرائيل ميدهد و همين طور مبلغ مشابهي كه مصر از زمان آغاز روابط مسالمتآميز با اسرائيل دريافت ميكند.
اختصاص سهچهارم بودجه كمكهاي خارجي آمريكا به مسائل امنيتي اسرائيل، هديه بزرگي است به قدرت لابي آيپك و اهميت جامعه يهودي در عرصه سياسي آمريكا...
مايكل كالينز پايپر ترجمة اسماعيل اسفنديار به نقل از کتاب اورشلیم جدید : قدرت صهیونیستها در آمریکا
ادامه دارد ... |