spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود
 
مدعيان دروغين چاپ پست الكترونيكي
۱۴ دي ۱۳۸۷
 در يكي از محله‌هاي منطقه « كوم الدكة » شهر اسكندريه، جواني 36 ساله، در خطاب به مردم خود را همان مهدي منتظر معرفي كرد. ادعاها و سخنان او حكايت از آن داشت كه دچار اختلالات رواني و عدم ثبات شخصي است. وي كه تنها پسر خانواده‌اش است، در تحصيلات مدرسه‌اي خود نيز شكست خورده و موفقيتي به دست نياورده است.



  • مدعي مهدويت در مصر(2003 م)
در يكي از محله‌هاي منطقه « كوم الدكة » شهر اسكندريه، جواني 36 ساله، در خطاب به مردم خود را همان مهدي منتظر معرفي كرد. ادعاها و سخنان او حكايت از آن داشت كه دچار اختلالات رواني و عدم ثبات شخصي است. وي كه تنها پسر خانواده‌اش است، در تحصيلات مدرسه‌اي خود نيز شكست خورده و موفقيتي به دست نياورده است. وي تا كنون نتوانسته با جنس مخالف خود ارتباطي برقرار كند و هيچ دختري هم حاضر به ازدواج با او نشده است.

اين مدّعي، خود را اين گونه مي‌بيند كه براي نجات دادن جهان از شرّ جورج بوش و آريل شارون مأموريت دارد. او ازدواج عرفي1 و مخفيانه را مباح مي‌شمارد و اعتقادي به محدوديت تعداد همسرها ندارد. او تمايل دارد با شعبان عبدالرحيم از خوانندگان و مطربان مشهور نشست و برخاست كند تا او را از جملة مبلغان افكار و عقايد خود در آورد. او استعمال مواد مخدر را جايز مي‌شمرد و بر اين باور است كه حجاب زنان، مسئلة شخصي است. او با پيشوايان و دانشمندان مسلمان خصومتي ندارد، زيرا اعتقاد دارد كه اختلافات او با آنها، مسئله ساده‌اي است و مستلزم به اظهار كينه و دشمني با آنها نيست. او مي‌خواهد قبله مسلمانان را هنگام نماز تغيير دهد و بر اين باور است كه او به دست خود دجّال را به قتل مي‌رساند، امّا خود نيز نمي‌داند كه اين كار را با شمشير انجام مي‌دهد يا با مسلسل و توپ.

نام او عاطف محمد بن حسنين است امّا از زماني كه ادعاي مهدويّت كرده خود را«عبدالله» معرفي مي‌كند. هنگامي كه از او خواسته شد كه به بحث‌و گفت‌وگو در اين مورد بپردازد، او اين درخواست را رد نكرد و گفت: «من از قبل مي‌دانستم كه شما براي گفت‌وگو با من مي‌آييد و منتظر شما بودم. سخنان من في البداهه و خودكار از دهانم خارج مي‌شود، زيرا من از جانب خود سخن نمي‌گويم، بلكه هر چه از زبان من خارج مي‌شود همه مقدّر و از پيش تعيين شده است».

عاطف كه بسيار لاغر و نحيف است مي‌گويد: او شخصي عادي از خانواده‌اي خوب و متوسط از اهالي«كوفه الدكه» است و تحصيلات متوسطه خود را در رشتة بازرگاني به پايان نبرده و مدرك ديپلم خود را نگرفته است، زيرا چندين مرتبه در امتحانات سال آخر براي كسب مدرك ديپلم، مردود شده است. پس از وفات پدرش كه در يكي از شركت‌هاي توليدي لباس به عنوان رئيس واحد كنترل كيفيت كار مي‌كرد، عاطف مجبور به كار كردن شد و گاهي اوقات، كالاها و اجناسي از پور سعيد مي‌آورد و آن را در شهر خود مي‌فروخت يا گاهي اوقات هم با برخي از بازرگانان منطقه كه از آشنايان خانواده‌اش بودند كار مي‌كرد. عاطف به دليل اينكه تنها پسر خانواده بود، از خدمت سربازي معاف شد و مدتي به دليل بيماري رواني در بيمارستان بستري بود . پس از بهبودي از بيمارستان ترخيص شد.

عاطف مدتي با مادرش زندگي مي‌كرد امّا مادرش نيز كه رفتارها و ادعاهاي عجيب و غريب او را مشاهده كرد و متوجه شد او ادعاي مهدويّت مي‌كند. و مي‌خواهد مادرش را نيز قانع كند كه به او ايمان بياورد، خانه در كوم الدکـ[ را براي او به جا گذاشت، زيرا اهالي محل نيز پيوسته مادرش را به خاطر سخنان و عقايد و ادعاها و گزافه گويي‌هاي پسرش سرزنش مي‌كردند. نكتة ديگر اينكه او تمايل زيادي به خريد مجاني مواد مخدر داشت.

عاطف، كه ادعاي مهدويّت دارد مي‌گويد: داستان احساس وحي او از آنجا شروع شد كه او هنگام گوش دادن به نوار موسيقي صداهايي در هم مي‌شنيد كه او را خطاب قرار مي‌داد! به تدريج عاطف به زعم خود دريافت كه منظور از آن كلماتي كه خوانندگان و مطربان در برخي از نوارها تكرار مي‌كنند، رسالتي آسماني براي اوست و او بايد براي ايفاي يك نقش بزرگ كه برايش مقدر شده و آن نقش هم، مهدي موعود بودن است، آماده شود.

عاطف درخواست يك سيگار كرد، زيرا او همان گونه كه خود مي‌گفت: با حرص و ولع سيگار مي‌كشيد، زيرا او به دليل اينكه سيگار كشيدن نوعي ايجاد لذّت و تمتع به شمار مي‌آيد، آن را حلال مي‌دانست. او همچنين از مواد مخدري كه پس از استفاده احساس آرامش و راحتي زيادي مي‌كرد و خود را فارغ از تمام مشكلات مي‌ديد، استفاده كرد.

اين مدعي در حالي كه سيگارش را دود مي‌كند، مي‌گويد: «من مي‌دانم كه شما همگي از جمله پيروان من خواهيد شد و البته من در اين راه بايد شكيبايي كرده و اين حوادث را تحمل كنم و اين همان گونه كه من در آغاز سخنانم گفتم: امري مقدس و حتمي است!»

او درمورد مهم‌ترين محورهاي عقايدش مي‌گويد: «من هم مانند شما مسلمان هستم امّا تغييرات اندك و شخصي در شريعت بايد صورت پذيرد و در اين مورد بايد تصميماتي اتخاذ شود و اين من هستم كه جهت‌دهي درستي به آن مي‌دهم. اين كار، تحريف دين اسلام نيست، بلكه اين از جمله اوامري است كه من بايد آن را انجام دهم، در غير اين صورت اين دعوت و رسالت من با شكست مواجه مي‌شود». اين مدعي مي‌افزايد. «من افكار و عقايد خاصي دارم كه شامل اينها مي‌شود: ايجاد تغييراتي در نماز، قبله و قوانين جديدي در مورد ازدواج، طلاق، خلع و جهاد ضدّ دشمنان اسلام از جمله بوش و شارون دارم».

اين مهدي دروغين در طي سخنان خود در مورد حوادث جاري در جهان مي‌گويد: در قلب شخصي مانند بوش، ذره‌اي رحم و عطوفت وجود ندارد. بوش مي‌خواهد به عراق حمله كند در حالي كه مردم عراق گرسنه و در رنج‌اند و مي‌خواهد اسراييل مرتكب كشتارهاي زيادي در ميان فلسطيني‌ها بشود و شارون خونريز را در كشتارها و قتل‌هايش كمك مي‌كند و مي‌گويد: شارون رهبر بزرگ‌ترين كشور متمدن جهان است و تمام كارهاي شارون به خاطر حفظ انسان‌ها از خطر تروريسم است.

عاطف با سخناني محكمه پسند مي‌گويد: من  از در راديو شنيده‌ام كه هزينه جنگ ضد عراق افزون بر 10 ميليارد دلار خواهد بود، اگر اين مبلغ صرف كمك به مردمان فقير جهان شود، بهتر نيست؛ اگر اين مبلغ را در ميان مردماني كه تروريست‌ها از ميان آنها برخاسته‌اند هزينه كنند، غير ممكن است. حتي اگر يك تروريست باقي بماند، زماني كه كسي سير باشد و احساس ظلم نكند چه دليلي دارد در پي ترور باشد؟

اين مدعي پيشنهاد مي‌دهد كه تمام كشورهاي حق‌جو و طرفدار حق با هم جمع شوند و به آمريكا، پيش از آنكه به كشور ديگري حمله كند، حمله كنند. او شارون و بوش را تشبيه به باجگيران محله‌اي مي‌كند كه اهل محل كاري به كار آنها ندارند و آنها روز به روز گستاخ‌تر و قوي‌تر مي‌شوند. او مي‌گويد: بايد كسي آنها را جاي خود بنشاند و مقابل آنها بايستد. مردم بايد دست به دست هم دهند و متحد شوند و حقشان را از آنان بگيرند و در آن هنگام است كه متوجه مي‌شوند، خداوند بر حق است! عاطف با كمال سادگي مي‌گويد: راه‌حل‌هايي براي مشكلات جهان يافته است، امّا او در عين حال، همانند اشخاص عادي اجتماع كه نيازي به ادعاي مهدويّت نمي‌بيند، احساس شكست و سرخوردگي مي‌كند.

او در مورد حجاب زنان مي‌گويد: اين يك مسئله شخصي است. دليل او هم براي اين ادعا اين است كه مو يا پاهاي زن در زمان باز بودن وسوسه انگيز نيست و اكنون اين موارد باعث جذب مردان نمي‌شود و زن مي‌تواند محجبه يا بي‌حجاب باشد مهم اين است كه زن به همسر يا دوست خود خيانت نكند و زني كه به  همسرش خيانت مي‌كند بايد مجازات شود.

عاطف در مورد خلع2 مي‌گويد: اين مسئله بسيار عجيب است، انسان درست و جوانمرد منتظر نمي‌ماند همسرش چنين درخواستي از او كند. اينجا مسئله، مسئله بزرگواري است، مرد چگونه مي‌تواند با زني زندگي كند كه او نمي‌خواهد با همسرش ادامه زندگي دهد. او در مورد خودش مي‌گويد: من هم مانند هر يك از جوانان مصري وارد مسائل زناشويي و ارتباط با زنان شدم امّا اين مسئله به ازدواج نينجاميد و دوام نياورد، البته من مي‌خواهم همسر و فرزنداني داشته باشم، امّا ماديّات مانع از اين شد كه آرزوي من تحقق يابد. من آشكار و پنهان به زنان زيادي دل دادم و گاهي اوقات اين عشق يك طرفه بود، امّا من نتوانستم دختري مناسب براي همسري خود بيابم زيرا درآمد من همان اندك ثروتي است كه پدر متوفي‌ام براي من به جا گذاشته، با آن زندگي مي‌گذرانم و تا كنون نيز نتوانسته‌ام براي خود خانه‌اي بخرم، امّا اگر پروردگار در كار من گشايشي حاصل كند، ازدواج خواهم كرد. اگر توان مالي داشته باشم، خود را مقيد به داشتن چهار همسر نمي‌كنم. مردي كه توانايي ازدواج مجدد دارد، مي‌تواند بارها و بارها ازدواج كند، مهم اين است كه هيچ دختر يا بيوه‌اي درخانه‌اي، بدون همسر باقي نماند. اين پديده بسيار نادرستي است.

هنگامي كه از اين مدعي سؤال شد: چگونه صفات و ويژگي‌هاي حضرت مهدي منتظر با او تطابق دارد در حالي كه او يك بيمار رواني است و در گذشته براي درمان به بيمارستان رواني رفته، از مواد مخدر استفاده مي‌كند و اطلاعات ديني او هم بسيار ناچيز است و تنها سوره‌هاي كوتاه قرآن را از بر دارد، در پاسخ گفت: به خدا سوگند، وحي مرا برگزيد و مهدي منتظر هم شخصي عادي است و معجزه هم اينجاست. وحي شرط نكرده كه مهدي منتظر مدرك دكترا داشته باشد يا بسيار زيباروي و بي‌‌عيب باشد. او با شور و هيجان خاصي مي‌افزايد تمام رويدادهايي كه اكنون در حال روي دادن است از جمله نشانه‌هاي قيامت است. ظهور بوش و شارون با اين اعمال و رفتار وحشيانه و غير انساني و با اين طغيان، مسئله شبيه سازي موجودات و دخالت كردن در نظام جهاني كه خداوند آن را آفريده همگي از نشانه‌هاي آن روز بزرگ است حال شما چرا تا اين اندازه بر مهدي بودن من عيب مي‌گيريد... من همان كسي هستم كه خداوند او را برگزيده تا مسيح دروغين را به قتل برساند. البته من هنو ز نمي‌دانم او را با شمشير خواهم كشت يا با مسلسل و توپ، شايد با نوعي ديگر از سلاح‌ها او را بكشم حتي ممكن است او هنوز ظهور نكرده باشد و بعيد نيست كه آن گونه كه آمريكا مي‌گويد او با سلاح‌هاي كشتار جمعي كشته شود!!

«مذهب او و خوانندگان» آن گونه كه اين مدعي مي‌گويد: هنر نيز در مسئله مهدويّت نقش زيادي دارد. چرا كه نه، زيرا عاطف هم از اهالي«كوم الدكه» زادگاه سيد درويش نه مطربان و خوانندگان مشهور است. عاطف مي‌گويد هنر حرام نيست او مردم را تشويق مي‌كند به عقايد و باورهاي او و گفته‌هاي او ايمان بياورند و افكار و عقايد او را سر لوحه زندگي خويش قرار دهند. عاطف، شعبان عبدالرحيم، يكي از مطربان و خوانندگان مشهور را برگزيد تا مبلغ مذاهب او باشد. عاطف در پي اين بود كه با او ديداري داشته باشد و او را قانع كند كه افكار و عقايدش را بپذيرد. هنگامي كه از او سؤال شد چرا از بين اين همه خواننده شعبان عبدالرحيم را برگزيده‌اي؟ در پاسخ گفت: زيرا او مطربي ثروتمند است و من از او و كارهايش خوشم مي‌آيد. او به طبقه كارگرو صنعت‌گر جامعه تعلق دارد و من هم جزء اين طبقه بوده ام. علاوه بر اين او محبوبيّت زيادي در بين مردم دارد و بسيار راحت‌تر مي‌تواند  افكار و عقايد مرا به گوش مردم برساند.

شكل و قيافه مهم نيست: هنگامي كه عاطف از سر گرد محمد غازي، پيش بازرسي و تحقيق العطاريين در خواست ماشين ريش‌تراش و وسايل آرايش‌گري  كرد، از او سؤال شد كه چرا لباس‌هايي نمي‌پوشد كه با شخصيت مهدي موعود سازگارتر باشد؟ عاطف گفت: شكل و قيافه ظاهري مهم نيست... كوتاه كردن ريش، نظافت است، جدا از اين ضروري نيست كه مهدي موعود يك لباس خاص بپوشد يا عمامه بر سر داشته باشد و عبا بر دوش، من مهدي موعود پيشرفته و امروزي هستم و رسالت من هم ضد پيشرفت و تمدن نيست. در مورد شرايط خانوادگي او نيز بايد گفت: كه او زندگي پر تنش و نا آرامي داشته زيرا او همواره با همسران، خواهران و نزديكان ديگر خود، اختلاف داشته است. آنها همگي دعوت او را رد كردند. خود عاطف، اين مسئله را بسيار طبيعي مي‌داند، زيرا از نظر خود او اين دعوت بسيار غافل‌گير كننده است. امّا علت واقعي رد كردن او، ادعاي نزول وحي بر او بوده است كه او مدعي مي‌باشد از چهار سال پيش تا آن زمان بر او وحي نازل مي‌شود.

در پايان، او در ميان مردم اين ادعا را مطرح كرد و مردم را براي پذيرفتن اين مسئله تشويق مي‌كرد. او به برخي از مساجد رفت و از امامان جماعت مي‌خواست كه پس از نماز جمعه ميكروفون را به او بدهند تا او به تبليغ افكار و عقايد خود بپردازد. برخي پس از مباحثه با او، او را ديوانه خواندند و برخي ديگر به تمسخرش پرداختند. عاطف مي‌گويد: او در مسجد الميناء شرقي در المنشيه، همراه امام حسن، امام حسين(ع) نماز مي‌خواند و او مدعي شده تمام پيامبران را در خواب ديده است!

قانع كردن بازرس: داستان كشف مدعي مهدويت از آنجا شروع شد كه شماري از ائمه جماعت منطقه العطارين واقع در مركز شهر اسكندريه، گزارشي به سرلشكر سيد رضوان معاون وزير كشور دادند و در آن خاطرشان ساخته بودند كه جواني لاغر اندام كه دچار پريشان فكري است، در آن مساجد رفت و آمد مي‌كند و از آنها مي‌خواهد پس از نماز فرصت به او بدهند تا براي مردم سخنراني كند و زماني كه آنها در مورد موضوعات سخنراني و علت اينكه او مي‌خواهد با مردم سخن بگويد، سؤال كردند، ناگهان متوجه شدند كه او مدعي است همان مهدي منتظر است و ادعاي پيامبري مي‌كند و مي‌پندارد كه بر او وحي نازل مي‌شود. ...با توجه به اهميت و حساسيت اين گزارش،  و با توجه به اوصافي كه ائمه جماعت اين مساجد نقل كرده بودند، تحقيقات سرلشگر مجدي ابو قمر رئيس بازرسي و تحقيقات، تأييد كرد كه اين شخص از اهالي منطقه «كومه الدكة» العطارين است. بلافاصله دستو تحقيق در مورد او صادر شد. پس از آنكه سرگرد طارق زمزم رئيس بازپرسي و سرگرد عمروالجزيري معاون بازپرسي، مطمئن شدند كه به منظور از شخص مورد نظر در اين گزارش، عاطف محمد حسنين 36 ساله، ساكن خيابان چهاردهم در كوم الدكه است. عجيب اينكه نيروهاي بازپرسي پليس كه به فرماندهي سرهنگ ناصر العبد افسر تجسّس و سرگرد محمد غازي رئيس بازرسي العطارين و معاون او سرگرد وليد فايد به آنجا اعزام شدند. عاطف را در حالي يافتند كه با كمال آرامش منتظر رسيدن آنهاست اين سخنان مشهور پيشين خود را تكرار مي‌كند: «من مي‌دانستم كه شما مي‌آييد».

در اداره پليس و هنگام نوشتن گزارش دستگيري عاطف، او تلاش مي‌كرد سرگرد نبيل عيسي مأمور پليس العطارين و بازرسان پليس را اقناع كند كه به سخنان او ايمان بياورند و با كمال اطمينان مي‌گفت: آنها پس از شنيدن سخنان او و آشنايي با افكار و عقايدش، به جرگه مريدان او خواهند پيوست و مي‌گفت: امّا بايد دانست كه حقايق به تدريج آشكار خواهند شد. پس از آن مادر عاطف، اسناد و برگه‌هايي ارائه داد كه اثبات مي‌كرد او يك بيمار رواني است و در گذشته براي درمان در بيمارستان روانپزشكي بستري بوده و گاهي اوقات به گونه‌اي مي‌شود كه گمان مي‌كند چيزهايي مي‌بيند يا مي‌شنود كه حقيقتي ندارند و اين مسئله در علم روانشناسي به توهّم‌هاي شنوايي و بينايي معروف است. پس از آن، دستور بازداشت عاطف براي انجام تحقيقات و بازجويي‌هاي بيشتر صادر شد.

مجتبي السادة
مترجم: سيّد شاهپور حسيني
ماهنامه موعود شماره 95

پي‌نوشت‌ها:

1.در اين نوع ازدواج مرد و زن با نوشتن سندي در دو نسخه و با حضور دو شاهد در قبال پرداخت وجهي از طرف مرد به زن بدون حضور اوليا به صورت پنهاني به عقد هم در مي‌آيند و اين ازدواج در جايي ثبت مي‌شود.
2. طلاق بنا به درخواست زن كه بايد مبلغي بپردازد.

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2010 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.