|
۱۰ فروردين ۱۳۸۴ |
جهان در آخرين سالهاى قرن بيستم شاهد بزرگترين انقلاب سياسى، اجتماعى عصر حاضر بود; انقلابى متفاوت با همه انقلابهاى بزرگى كه جهان در دو قرن اخير به خود ديده است. انقلابى كه بحق از سوى تحليلگران غربى «انقلاب به نام خدا» لقب گرفت.
رهبر كبير انقلاب اسلامى، حضرت امام خمينى، قدسسره، سالها پيش از پيروزى انقلاب اسلامى در نخستين اعلاميه سياسى خود همگان را به قيام براى خدا فرا خوانده و مىفرمايد:
قال الله تعالى: «قل انما اعظكم بواحدة ان تقوموا لله مثنى و فرادى». خداى تعالى در اين كتاب شريف، از سرمنزل تاريك طبيعت تا منتهاى سير انسانيت را بيان كرده و بهترين موعظههايى است كه خداى عالم از ميان تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين كلمه را پيشنهاد بشر فرموده، اين كلمه تنها راه اصلاح در جهان است.
قيام براى خداست كه ابراهيم خليلالرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوههاى گوناگون عالم طبيعت رهانده... قيام لله است كه موسى كليم را با يك عصا به فرعونيان چيره كرد و تمام تاج و تخت آنها را به باد فنا داد... (1) اين سرآغاز و مطلع قيام حقخواهانه امام راحل، قدسسره، بود. قيامى كه با فراز و نشيبهاى فراوان سرانجام به بركت مجاهدت جوانان رشيد اين سرزمين و خونهاى مطهر شهيدان در سال 1357 به بار نشست و به حاكميت «طاغوت» بر اين آب و خاك پايان داد.
اما اين تازه آغاز راه بود، امامى كه حركتش را به نام خدا آغاز كرده و توانسته بود طاغوت را سرنگون كند به چيزى كمتر از حاكميت «الله» بر جهان راضى نمىشد. «استقلال و آزادى» همه در سايه حاكميت «الله» و در پرتو استقرار نظام اسلامى معنا مىيافتند و اگر غير از اين بود هيچگاه يك مرجع دينى حاضر نمىشد كه بىمحابا جوانان اين سرزمين را به مصاف نظام ستمشاهى و بعد از آن نيز به جبهههاى نبرد با دشمن بعثى بفرستد و خود نيز شجاعانه در برابر سيل حملات ناجوانمردانه شرق و غرب و ايادى آنها بايستد و از همه آنچه پيش آمده ذرهاى احساس پشيمانى و ندامت نكند.
او خود مىفرمود: خداوندا، اگر هيچ كس نداند تو خود مىدانى كه ما براى برپايى پرچم دين تو قيام كردهايم، و براى برپايى عدل و داد در پيروى از رسول تو در مقابل شرق و غرب ايستادهايم و در پيمودن اين راه لحظهاى درنگ نمىكنيم. (2)
اگر مردم ايران نيز از خرداد 1342 تا خرداد 1368، بيش از ربع قرن، پا به پاى امام خود زندان، شكنجه، تبعيد، شهادت، اسارت و جانبازى را تجربه كرده و خم به ابرو نياورد همه از اين رو بود كه احساس مىكرد براى خدا برخاسته و با او به معامله نشسته است. چنانكه امامشان فرموده بود: خداوندا، تو مىدانى كه فرزندان اين سرزمين در كنار پدران خود براى عزت و دين تو به شهادت مىرسند و با لبى خندان و دلى پر از شوق و اميد به جوار رحمتبىانتهاى تو بال و پر مىكشند. (3)
اكنون در آستانه بيست و يكمين سالگرد پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى و در سالى كه به نام رهبر فرزانه انقلاب حضرت امام خمينى، قدسسره، ناميده شده، جا دارد كه همه ما به تامل دوباره بنشينيم و ببينيم كه تا چه اندازه به آرمانهاى آن مرد خدا وفادار ماندهايم.
آيا كسانى كه امروز دستبه قلم گرفته و بر سر سفره آماده انقلابى كه آغاز و انجامش به نام خدا و براى حاكميت دين خدا بوده و هست، همه ارزشها و مقدسات مردم مسلمان ايران را به بازى گرفتهاند و احكام خدا را مورد استهزا و نكوهش قرار مىدهند، مىتوانند خود را مدافع و همراه مردمى بدانند كه جوانانشان را براى عزت دين خدا فدا كردهاند!؟
آيا كسانى كه امروز شعار «آزادى»خواهى آنها گوش فلك را كر كرده است مىتوانند شعار خود را استمرار شعار «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» مردمى بدانند كه تنها به دعوت يك مرجع تقليد به پا خاسته و استقلال و آزادى را هم در پناه حاكميت احكام شرع طلب مىكردند!؟
همه كسانى كه امروز ميراثخوار استقلال و آزادى به دست آمده در پناه قيام الهى امام راحل شدهاند، بايد بدانند كه اگر اين كشور از اسلام، ولايت و اهلبيت، عليهمالسلام، جدا شود، نه از استقلال او اثرى خواهد ماند و نه آزادى او.
پس بياييم سفارش امام راحل را كه هم در آغاز راه خويش و هم در پايان عمر در وصيتنامه سياسى - الهى خود همگان را بدان دعوت نمود آويزه گوش قرار دهيم و بدانيم كه:
بىترديد رمز بقاى انقلاب اسلامى همان رمز پيروزى است و رمز پيروزى را ملت مىداند و نسلهاى آينده در تاريخ خواهد خواند كه دو ركن اصلى آن انگيزه الهى و مقصد عالى حكومت اسلامى و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه براى همان انگيزه و مقصد.
اينجانب به همه نسلهاى حاضر و آينده وصيت مىكنم كه اگر بخواهيد اسلام و حكومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استعمارگران خارج و داخل از كشورتان قطع شود اين انگيزه الهى را كه خداوند تعالى در قرآن كريم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهيد. (4)
پىنوشتها:
1. صحيفه نور، ج1، ص3، تاريخىترين سند مبارزاتى امام خمينى، 11 جمادىالاول1363 ق.
2. همان، ج20، پيام به حجاج بيتاللهالحرام، مرداد1366.
3. همان.
4. همان، ج21، وصيتنامه سياسى - الهى امام خمينى.
مجله موعود شماره 18 |