spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
سال امام على عليه السلام چاپ پست الكترونيكي
۲۶ اسفند ۱۳۸۳

محمدتقى سبحانى


اشاره: چنانكه شنيديم، سال جارى به پيشنهاد رهبر فرزانه انقلاب با نام بلند اسوه آزادمردان جهان و الگوى بزرگ انسانيت و معنويت، مولاى متقيان اميرمؤمنان، عليه‏السلام، مزين و معطر گشت. شايد اين پرسش به ذهن آيد كه راستى براى على، عليه‏السلام، كه همه هستى با نام او آذين بسته است و جهان از لطف حضورش، زنده و پاينده است، اين نامگذارى چه معنا و مفهومى دارد؟ اگر سالها و ماهها و ساعتها با هستى على، عليه‏السلام، هستى مى‏گيرند و به ولايت او مفتخرند، چگونه مى‏توان نام و يادش را در سالى محدود و محصور كرد؟

روشن است كه اين نامها و يادمانها همه براى ما و جان ناآگاه ما است، براى بازنگرى و بازگويى حقايق جاويدى كه در روزمرگى‏هاى اين روزها از ياد مى‏رود و ما را در غربت و عزلت وامى‏نهد. و راستى كه روزگار شگفتى است و شگفت‏تر ما آدميان كه چگونه شايسته‏ها و دانستنيها را به فراموشى سپرده‏ايم و خوبيها و خواستنى‏ها را فرو گذاشته‏ايم!

بعثت، غدير، قربان، عاشورا و ساير يادمانها همه بسترى است‏براى «خوب شناختن‏» و «شناختن خوبيها»; براى «خوب زيستن‏» و «زيستن با خوبيها»; براى «شدن‏» و رسيدن به بى‏نهايتها.

آرى; هر ساله بعثت و غدير را جشن مى‏گيريم و قربان و عاشورا را زنده مى‏داريم تا زنده بمانيم و زندگى راستين را دريابيم. اين يادمانها، يادآور پيمانى است كه با حقيقت‏بسته‏ايم، يادگار عشقى است كه با دوست داشته‏ايم و نشانه‏هايى است تا راه از بيراهه بشناسيم و بر مسير راستى و درستى نلغزيم.

و اينك قرار است‏سالى را با نام آن عزيز گذر كنيم. پس بياييد به حضورش باريابيم تا دردهامان را دوا بخشد; دل بدو بسپاريم تا قلبهامان را با حقيقت آشتى دهد; لختى با او همراه شويم تا كام جانمان را با شهد شيرين معرفت‏بنوازد; بياييد او را بشناسيم و بيشتر بشناسيم تا خود را بازيابيم و معناى حقيقى زندگى را دريابيم.

نامگذارى سال‏1379 ش. به نام امام على، عليه‏السلام، از جهات گوناگون مناسب و حائز اهميت است. برخى از اين مناسبتها را به قرار زير مى‏توان برشمرد:

1- سال جارى با عيد سعيد غدير آغاز گشته و با غديرى ديگر پايان مى‏گيرد. با توجه به اهميت و عظمت غدير و نقش آن در تداوم راه راستين نبوت خاتم جا دارد كه در اين سال بر مساله غدير و معرفى غديريان تاكيد ويژه‏اى صورت گيرد; كسانى كه با قلم خويش فرهنگ غدير را پاس داشتند و آنها كه با خون خود سنگر غدير را در درازاى تاريك تاريخ، زنده و استوار داشتند. بدين تناسب، با تلاش همه‏جانبه از سوى متوليان فرهنگى و رسانه‏هاى جمعى، مى‏بايست نهال ولايت و امامت، را در ذهن و زندگى نسل جوان كشور آبيارى كرد و ابهامات و شبهات نادانان و نااهلان را از ذهنيت جامعه زدود. اين رسالت‏بويژه بر دوش عالمان دين و فضلاى جوان حوزه كه هماره سنگربان معراف گرانسنگ تشيع بوده‏اند، بيشتر سنگينى مى‏كند.

تحكيم مبانى اعتقادى شيعه در داخل كشور و ايجاد سدى استوار در برابر شبهات و تحريفات دينى و مقابله با كج‏انديشى‏ها و نيز معرفى فرهنگ درخشان شيعه در خارج كشور يكى از كارهاى شايسته و بايسته در اين سال نيكوست.

2- سال‏1379 ش. از يك جهت ديگر نيز با نام اميرالمؤمنين، عليه‏السلام، تناسب دارد; اين سال مقارن با پايان قرن بيستم ميلادى است. چنانكه مى‏دانيم، بعثت نبى‏اكرم، صلى‏الله‏عليه‏وآله، در سال 610 م. رخ داد و در آن زمان بنا به نظر اكثر مورخان حضرت على، عليه‏السلام، ده ساله بوده است. بنابراين ولايت امام على، عليه‏السلام، در 600 م. رخ داده است كه امسال 1400 سال از ميلاد پرنور و بركت آن بزرگوار مى‏گذرد.

اين تقارن ميمون ميان بيستمين قرن ميلاد حضرت مسيح، عليه‏السلام، و چهاردهمين قرن ميلاد امام على، عليه‏السلام، خود گوياى نكاتى لطيف و زمينه‏اى براى معرفى ارزشها و انديشه‏هاى والاى اديان الهى در بسط توحيد، عدالت و معنويت است. در اين راستا، مى‏توان با معرفى پيامهاى اصيل انبياى الهى، ضمن شناساندن چهره واقعى حضرت عيسى، عليه‏السلام، تمدن بزرگ اسلامى را به عنوان تمدنى كه وعده حضرت مسيح بوده است و در تفكر اسلامى آينده جهان مشحون از عدالت محض است و حقيقت عدالت در وجود على بن ابى‏طالب، عليه‏السلام، تجلى يافته است، معرفى كرد.

معرفى شخصيت آن حضرت در نمودها و نمادهاى جهان‏پسند همچون عدالت‏بسيار دقيق و ظريف، حق‏جويى و عرفان حقيقى، توجه به مظلومان و بيچارگان، بسط فرهنگ و دانشهاى اصيل، توجه به همه انسانها صرف نظر از مذهب و عقيده خاص، اسوه بودن ايشان در اخلاق فردى و مناسبات اجتماعى، ايجاد حكومت عدل و ترسيم آينده عدالت‏پيشه جهان، توجه به روشنگرى فرهنگى و دعوت به گفتگوى منطقى در تبليغ دين، داشتن ديد معتدل و واقع‏بينانه در امور دنيا و آخرت، تاكيد داشتن بر صلح و پرهيز از آغاز جنگ و جلوگيرى از بسط آتش فتنه و بالاخره توجه ويژه به طبيعت و حفظ محيطزيست، درختكارى، رعايت‏بهداشت فردى و جمعى و دهها نمونه ديگر مى‏تواند در فراگير ساختن نام و معارف آن حضرت در پهنه گيتى مؤثر و مفيد باشد. از ياد نبريم كه امروزه كشورهاى جهان گاه شخصيتهاى خود را تنها با داشتن يك خصلت نيكو و جهان‏پسند، به عنوان يك الگوى بين‏المللى تبليغ مى‏كنند، شخصيتهايى كه در مكتب امام على، عليه‏السلام، يك طفل دبستانى بيش نيستند و حتى توان درك مقام والاى آن حضرت را ندارند. مايه تاسف است اگر كشورهاى اسلامى - بويژه كشور ايران كه با نام موطن دوستداران على، عليه‏السلام، و اولاد گرامى‏اش در جهان شناخته شده است - از اين فرصت گرانبها در معرفى آن يگانه گيتى به جهانيان بهره‏بردارى نكنند.

3- تمدن غرب در آستانه ورود به قرن بيست و يكم با بحرانهاى جدى و فزاينده‏اى روبروست و ايدئولوژيهاى غربى از سوسياليسم و ماركسيسم گرفته تا ليبراليسم و اگزيستانسياليسم همگى به بن‏بست گراييده و پوچگرايى و ابتذال اخلاقى را به ارمغان آورده است. مدرنيته كه روزگارى بشريت را به بهشت‏برين در دنياى خاكى وعده مى‏داد، امروزه به مجموعه‏اى شعارهاى ميان‏تهى تبديل شده و مدينه فاضله غرب عملا به مسلخى براى انسانيت و عدالت در آمده است. سه آرمان و آرزوى بزرگ انسان در طول تاريخ - يعنى حقيقت، عدالت و معنويت - اكنون در تمدن مادى غرب به زوال و انزوا گراييده‏اند و بى‏شك مى‏توان بحران عصر ما را به بحران حقيقت، بحران عدالت و بحران معنويت تعبير كرد.

در قرن حاضر، متفكران مغرب‏زمين پس از مشاهده پيامدهاى فرهنگ مادى غرب، خود به انتقاد از مدرنيته پرداختند و درست از همين سه پايگاه حقيقت‏جويى، عدالت‏خواهى و معنويت‏گرايى، بنيادهاى فكرى غرب جديد را مورد نقد و بررسى قرار دادند. جالب اينجاست كه حيات پربار اميرمؤمنان، عليه‏السلام، را در همين سه محور اساسى مى‏توان خلاصه كرد و شخصيت جهانى آن حضرت را نيز به همين سه شاخصه مى‏توان معرفى نمود و پايه يك حركت عظيم فرهنگى را در همين راستا بنيان نهاد. اگر به ياد داشته باشيم كه اين سه مؤلفه نه تنها در شخصيت‏حضرت عيسى، عليه‏السلام، بلكه در تمام انبيا و اديان الهى به طور برجسته وجود دارد، مى‏توان از اين طريق باب گفتگوى اديان الهى را در مقابله با دنياى شرك و فساد پى‏ريزى كرد. بديهى است كه جمهورى اسلامى با نامگذارى سال 2000 م. (1379 ش.) به عنوان سال امام على، عليه‏السلام، در سطح بين‏الملل، مى‏تواند ابتكار عمل را در سمت و سو بخشيدن به مباحث‏بين‏الاديان به ست‏بگيرد و استمرار اين فرايند مى‏تواند فرهنگ بلند شيعه و انقلاب اسلامى را به جهانيان و تشنه‏كامان عدالت و معنويت معرفى كند.

4- مناسبت زيباى ديگرى كه در اين سال وجود دارد، ارتباط بحث گفتگوى تمدنهاست. چنانكه مى‏دانيم، به پيشنهاد رياست محترم جمهورى اسلامى، و با تصويب سازمان ملل متحد سال 2001 م. به عنوان «سال گفتگوى تمدنها» اعلام شد. طبعا از جمهورى اسلامى كه ارايه‏دهنده اين پيشنهاد است، انتظار مى‏رود كه با معرفى تمدن اسلامى و پيشينه درخشان آن در توسعه فرهنگ و اخلاق انسانى، جايگاه تمدن اسلامى را به جهانيان بشناساند. از ياد نبريم كه آنچه انقلاب اسلامى را در طول دو دهه گذشته مورد توجه متفكران و مردمان بيداردل جهان قرار داده، ادعاى ايجاد تمدن اسلامى در دنياى نوين است. بنابراين ايران در سال آينده بايد از هويت و حريم تمدن اسلامى در كشاكش تمدنهاى بشرى معاصر دفاع كند و با ارايه اصول و چارچوب تمدن اسلامى، در گسترش و تثبيت اين ادبيات در فرهنگ جهانى تلاش كند. سال امام على، عليه‏السلام، فرصتى است تا با شناخت دقيق انديشه‏ها و عملكرد آن بزرگوار در طول حيات خويش - بويژه در دوران حكومت ايشان - به تعريف درستى از مفهوم تمدن اسلامى و حكومت دينى و شاخصه‏هاى آن دست‏يافته و با ايده‏اى روشن و انديشه‏اى پربار در صحنه گفتگوى تمدنها حضور پيدا كنيم.

 



مجله موعود شماره 19


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.