spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود
 
هدایت شده پيروز چاپ پست الكترونيكي
۲۶ اسفند ۱۳۸۳
رفتن به
هدایت شده پيروز
صفحه 2
صفحه 3


شايد مختار بن‏ابو عبيده ثقفى، رهبر شورش مسلمانان غير عرب در عراق، در سال‏686 م. اولين كسى باشد كه از اين نظريه براى نگهداشتن ياران خود در كنار يكى از پسران على، عليه‏السلام، (داماد پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله) به نام محمد بن حنفيه، استفاده كرد. حتى بعد از مرگ محمد بن حنفيه نيز اين اعتقاد ادامه يافت. ابوعبيد [مختار] فكر مى‏كرد كه مهدى يا همان محمد حنفيه زنده مانده است و در معبد خود در حالت پنهانى (غيبت) زندگى مى‏كند. و مجددا ظاهر خواهد شد تا دشمنان خود را نابود كند،در سال 750 م. انقلابيان عباسى از پيشگوييهائى كه در آن هنگام درباره آخرالزمان رايج‏بود، استفاده كردند. اين پيشگوييها مى‏گفت كه مهدى از خراسان كه در مشرق قرار دارد، قيام خواهد كرد و پرچمهاى سياهى را حمل مى‏كند.

اعتقاد به مهدى در هر زمان كه بحرانى رخ مى‏دهد، مورد تاكيد قرار مى‏گيرد، بنابراين بعد از جنگ «لاس ناواس دو تولوسا» .DE) TOLOSA) (LAS NAVAS در سال 1212 م. كه بيشتر خاك اسپانيا از دست اسلام خارج شد. مسلمانان اسپانيايى حديثى را بين خود، رد و بدل مى‏كردند كه منسوب به پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله، بوده و پيشگويى مى‏كرد كه اسپانيا مجددا توسط مهدى فتح خواهد شد. در هنگام تصرف مصر توسط ناپلئون نيز شخصى ادعا كرد كه مهدى است و در دوره كوتاهى در مصر سفلى ظاهر شد. از آنجايى كه مهدى اعاده كننده قدرت سياسى و خلوص دينى اسلام است، در جامعه اسلامى اين عنوان مورد ادعاى انقلابيون قرار كرفته است. بويژه شمال آفريقا شاهد تعدادى از اين مدعيان، به نام مهدى بوده است. مهمترين آنها«عبيدالله‏» مؤسس سلسله فاطميون (در سال‏909 م.) است. «محمدبن تومرت‏» بنيانگذار نهضت المهاد در «موروكو» در قرن دوازدهم ميلادى و «محمد احمد مهدى سودانى‏» كه در سال 1881 م. بر عليه دولت مصر، شورش كرد نيز از اين جمله‏اند.

پاسخ به اشتباهات و انحرافات:
اينك به نحو اجمال و اختصار به پاسخ اشكالات فوق مى‏پردازيم.

نويسندگان مقالات مزبور معتقدند: «اسلام دينى نيست كه در آن ظهور منجى انتظار برود و جايى براى مسيح نجاتبخش در آن وجود ندارد».

براى پاسخ مى‏گوييم:

اسلام دينى است كه اساس تعليمات خود را برتذكرات فطرى پايه گذارى كرده، و از فطرت انسانها به عنوان گنجينه عظيمى از وديعه‏هاى الهى بهره برده و آن را پشتوانه اصول معارفى و تربيتى خود قرار داده است. يكى از اصول غير قابل انكار فطرى كه همواره در طول تاريخ بشرى توسط اديان و مذاهب تكرار شده، موضوع فرارسيدن روز موعودى است كه عموم رسالتهاى آسمانى با همه ابعادشان اجرا شوند و پس از رنجهاى طولانى و نگرانيهاى جا نفرسا، انسانيت مسيرى مطمئن و قرارگاهى مجهز براى تلاشهاى آرمانى خود بيايد. شهيد «صدر» (2) در اين زمينه مى‏گويد:

انتظار آينده‏اى اينچنين، تنها در درون كسانى كه با پذيرش اديان، جهان غيب را پذيرفته‏اند راه نيافته، بلكه به ديگران نيز سرايت كرده است. تا آنجايى كه مى‏توان انعكاس چنين باورى را در مكتبهايى كه جهت‏گيرى اعتقادى شان، با سر سختى، وجود غيب و موجودات غيبى را نفى مى‏كند، مشاهده كرد.

براى مثال، در ماترياليسم ديالكتيك كه تاريخ را بر اساس تضادها تفسير مى‏كند نيز روزى مطرح است كه تمامى تضادها از ميان مى‏رود و سازش و آشتى حكمفرما مى‏گردد.

بدين سان مى‏بينيم كه تجربه درونى كه بشريت در طول تاريخ در مورد اين احساس داشته، درميان ديگر تجربه‏هاى روحى، از گستردگى و عموميت‏بيشترى برخوردار گرديده است.

دين اسلام نيز در عين حال كه به اين احساس روحى همگانى، استوارى مى‏بخشد; با تاكيد بر اين عقيده كه زمين همانگونه كه از ظلم و بيداد پر شود; از عدالت و دادگرى آكنده خواهد گشت، به اين احساس، ارزش عينى بخشيده و جهت فكرى باورمندان به اين اعتقاد را، به سوى ايمانى به آينده روشن، متوجه مى‏سازد. نگاهى به ادبيات مذهبى در اديان الهى و حتى آيينهاى بشرى نشان دهنده اعتقاد ديرينه انسانها به روز موعود است كه در آن عدالت‏به دست مصلحى جهانى، در سرتاسر آفاق گسترده مى‏شود. تكرار اصل ظهور يك منجى و نياز به آن، دليلى بر فطرى بودن اين احساس است.

اعتقاد به ظهور يك منجى موعود نه فقط در دين مسيحيت‏بلكه در ديگر اديان الهى و يا حتى آئين‏هاى بشرى مورد بحث و تاكيد قرار گرفته است. به عبارت ديگر اين امر يك اعتقاد فطرى است كه در طول تاريخ بشرى توسط سفيران الهى پيوسته تذكر داده شده است. (3) اما ويژگى اسلام به عنوان آخرين دين الهى در اين است كه جزئيات اين امر را نيز مورد بحث قرار مى‏دهد و ريشه‏هاى فطرى بودن عقيده به مهدويت را نيز بيان مى‏كند.

محمد بن يعقوب كلينى (م 328 ق.) در كافى به اسناد خودش از حمران بن اعين، از ابوحمزه از امام باقر، عليه‏السلام، نقل مى‏كند كه فرمود:

اخذ الله الميثاق على النبيين و قال الست‏بربكم؟ قالوا بلى و ان هذا محمدا رسولى و ان عليا اميرالمؤمنين و الاوصياء من بعده، عليهم‏السلام، و لاة امرى و خزان علمى و ان المهدى، عليه‏السلام، انتصر به لدينى و اظهر به دولتى و انتقم به من اعدائى و اعبد به طوعا و كرها قالوا اقررنا ربنا و شهدنا. (4)

خداوند از پيامبران ميثاق و پيمان گرفت و فرمود: آيا من پروردگار (مالك) شما نيستم؟ گفتند آرى، سپس فرمود و اينكه اين محمد، صلى‏الله‏عليه‏وآله، رسول من است و على، عليه‏السلام، اميرالمؤمنين و جانشينان بعد از او، عليهم‏السلام، ولى امر من (و اولى به تصرف) و خزانه داران علم من هستند و همانا بوسيله مهدى، عليه‏السلام، دين خود را يارى مى‏كنم و دولت‏خود را توسط او نمايان مى‏سازم، و با او از دشمنانم انتقام مى‏گيرم و بوسيله او با گردن نهادن يا اكراه، پرستيده مى‏شوم. گفتند اى پروردگار ما، اقرار كرديم و گواه هستيم.

اين روايت نشان مى‏دهد در عوالم قبل از اين عالم هنگامى كه خداوند ميثاق توحيد را از پيامبران اخذ مى‏كرد، ميثاق ولايت چهارده معصوم را نيز از آنها اخذ كرد. اين اخذ ميثاق در روايتهاى متعددى در مورد تمام انسانها وارد شده است. (5)

نويسنده مقالات بريتانيكا در مورد مهدى، عليه‏السلام، ادعا كرده است كه عقيده به مهدى در دوره‏هاى اغتشاش و عدم امنيت مذهبى و تحولات سياسى اوايل اسلام (قرن‏هاى هفتم هشتم ميلادى) رواج يافته است.

با توجه به آنچه در مورد فطرى بودن اعتقاد به ظهور منجى گفته شد، رواج اعتقاد به مهدى، در دوره‏هاى اغتشاش و عدم امنيت مذهبى و سياسى، نه تنها ترديدى در اصل مهدويت ايجاد نمى‏كند بلكه تاكيد ديگرى بر فطرى بودن آن است. زيرا امور فطرى هنگامى ظهور و بروز پيدا مى‏كنند كه انسان با مشكلات و مصائب شديدى روبرو مى‏گردد. در آن هنگام كه كشتى آسيب ديده در دل درياى طوفانى دچار امواج مى‏شود مسافران كشتى هر لحظه خود را در ورطه غرق شدن مى‏بينند، براساس فطرت، ناخودآگاه متوسل به يك نجات‏دهنده مى‏شوند كه مى‏تواند آنها را نجات دهد و شروع به دعا براى نجات خود مى‏نمايند. در صحنه اجتماعى نيز هر گاه امنيت و عدالت در جامعه دستخوش آسيب گردد همان يادآورى فطرى باعث مى‏شود افراد جامعه به وجود منجى كه مى‏تواند امنيت و عدالت را برقرار كند، متوسل گردند. و انتظار ظهور چنين شخصى را در دل بپرورانند.

البته در چنين مواقعى همواره افرادى وجود دارند كه بنابر دلايل مختلف مانند حس جاه‏طلبى، دخالت‏بيگانگان و يا حتى انگيزه اصلاح اجتماعى، خود را به نام همان منجى موعود مى‏نامند، و مقام وى را مدعى مى‏شوند. در حقيقت هنگامى كالاى تقلبى رواج پيدا مى‏كند كه نوع اصيل آن نيز وجود داشته باشد. و اگر طلايى وجود نداشت كسى نيز به عرضه طلاى تقلبى اقدام نمى‏كرد. بديهى است كه از نظر شيعيان تمامى ادعا كنندگان ذكر شده در مقالات بريتانيكا غير واقعى و دروغين مى‏باشند. زيرا همگى آنها علاوه بر نداشتن علايم امامت، نتوانستند به صورت جهانى به گسترش عدالت اقدام نمايند.


 
< قبل
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.