|
۲۶ اسفند ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 3 مرتضى دهقان، بهروز عليزاده پاسخ به تحريفهاى بريتانيكا در موضوع مهدويت
در سال1996 ميلادى به شكل CD منتشر و در دسترس علاقهمندان به اين دايرة المعارف بزرگ قرار گرفت. دايرة المعارف بريتانيكا علاوه بر داشتن مقالاتى در زمينه علوم تجربى داراى مقالاتى در زمينه علوم انسانى و علوم مذهبى نيز مىباشد. تهيه كنندگان اين دايرة المعارف در مورد معرفى امام زمان، عجلاللهتعالىفرجه، نيز مقالاتى را ارايه دادهاند. بررسى اين مقالات نشان مىدهد كه نويسندگان آنها اطلاع چندانى از موضوع مهدويت در اسلام نداشتهاند و در بسيارى از موارد، اطلاعات غلط و تحريف شده درباره ولى عصر، عجلاللهتعالىفرجه، به استفاده كنندگان از اين دايرة المعارف ارائه دادهاند. آنگونه كه هر چند انسان خوشبين باشد، نمىتواند برخى از نادرستيها را در اين مقاله ناديده انگارد. و جاى اين پرسش باقى مىماند كه چرا نويسندگان دايرة المعارف، در اين زمينه به منابع و مآخذ معتبر و مستند شيعه و سنى مراجعه نكردهاند. در حالى كه عالمان و پژوهندگان شيعه از صدر اسلام تا به امروز كتابهاى ارزشمندى در موضوع مهدويت تدوين نمودهاند، و مقاله نويسان بريتانيكا مىتوانستند براحتى با حوزههاى علمى تشيع و مراكز تحقيقاتى در ايران و يا ساير نقاط جهان تماس برقرار نمايند و از آثار اصيل و منابع معتبر تشيع و تسنن بهره ببرند، و اطلاعات كاملى نسبتبه امر مهدويتبه دست آورند.
اين مورد و ديگر موارد، از اين دست، نشانگر آن است كه نه تنها بسيارى از مستشرقان و اسلام شناسان غربى، بلكه مراكز مهم تحقيقى غرب نيز، در بررسى عقايد آئين تشيع و مكتب اهلبيت، عليهمالسلام، در پى آن نبودهاند كه آنچه را مىنويسند، مستند به مراجع دست اول و مآخذ معتبر شيعه و سنى باشد. از اين رو يك دانش پژوه و محقق مسلمان، براى دريافت معارف دينى و حتى تاريخى خود، نمىتواند به آثار تحقيقى و تجزيه و تحليل غربيان، به چشم وثاقت و اطمينان بنگرد و به آنها مراجعه نمايد، تا چه رسد به اينكه آنها را مبناى نگرش و دين باورى و تحقيق خود قرار دهد. در اين نوشتار، ابتدا ترجمه دو مقاله تحت عناوين «آخر الزمان در مذاهب اسلام و زرتشت» و «مهدى»، از دايرة المعارف بريتانيكا آورده شده و سپس به نقد و بررسى آنها خواهيم پرداخت. ذكر اين نكته ضرورى است كه پاسخ تمامى شبهات و اتهامات وارده در دو مقاله مذكور و ديگر موارد، در سخنان معصومين، عليهمالسلام، و آثار بزرگان و علماى تشيع، رضواناللهتعالىعليهم، و حتى برخى از علماى اهل سنتبا بهترين شكل، موجود بوده و با مراجعه به آنها جاى هيچگونه ترديد و ابهامى باقى نمىماند. بنابراين در اين مقاله صرفا به جمع آورى و نقل پارهاى از اين پاسخها اقدام شدهاست. اميد آنكه اين تلاش ناچيز، در كنار خدمات ارزشمند مرزداران عالم تشيع مورد لطف و رحمتحضرت بقيةاللهالاعظم، ارواحنافداه، قرار گيرد.
ترجمه مقالهها: دكترينهاى مذاهب و اصول مذهبى آخرالزمان در مذاهب غرب اسلام و زرتشت
اسلام دينى نيست كه در آن ظهور منجى انتظار برود، و جايى براى مسيح نجاتبخش در آن وجود ندارد. با اين همه به طور تدريجى و شايد تحت تاثير مسيحيت عقيده به يك اعاده كننده آخر الزمانى ايمان از نسل پيامبر و يا به عنوان عيساى رجعت كننده در آن مطرح گرديده كه معمولا از او به نام مهدى ياد مىشود، كه به معناى كسى است كه به طور الهى هدايتشده است. بعد از ظهور عيسى، روز قيامتشروع مىشود. خوبها وارد بهشت و شريران به داخل جهنم خواهند افتاد. بهشت و جهنم داراى مراحل مختلفى براى مجازات خوبى و بدى مىباشد. دوره قبل از پايان جهان به صورت بدبينانهاى مورد نگرش قرار گرفتهاست. خداوند، خودش جهان بدون خدا را ترك و رها خواهد كرد. كعبه (زيارتگاه بزرگ و مقدس جهان اسلام) ناپديد خواهد شد. نسخههاى قرآن تبديل به اوراق خالى مىشود و كلمات آن از خاطرهها محو مىگردد. پس آن گاه پايان فرا مىرسد.
در اسلام اهل سنت تمام اين موضوع بيشتر به صورت افسانهآميز بيان شدهاست تا به صورت يك اصل مسلم مذهبى. البته تمام مسلمانان متعصب (1) به آمدن يك اعاده كننده نهايى ايمان، اعتقاد دارند. در زمانهاى بروز بحران و اضطرابات سياسى يا مذهبى، توقع براى ظهور مهدى افزايش يافته و موجب قيام تعداد زيادى از كسانى كه خود را مهدى مىخوانند، شدهاست. بهترين نمونه آن «محمد احمد» مهدى سودانى است كه در سال 1881 م. شورشى را بر عليه دولت مصر بر پا كرد و بعد از چندين پيروزى پى در پى، دولت مهدى را به وجود آورد و تا سال 1898 م. كه توسط فرمانده ارتش انگليس به نام «كيچينير» (KITCHENER) ، در سودان شكستخورد، دوام آورد.
در آيين مسلمانان شيعه (كه به واگذارى رهبريت روحانى در خانواده على، عليهالسلام، پسر عمو و داماد محمد،، صلىاللهعليهوآله، اعتقاد دارند) نظريه مهدى، بخش اساسى اعتقادات آنها را تشكيل مىدهد. در ميان شيعيان اثنى عشرى كه اصلىترين گروه شيعياناند، اعتقاد بر اين است كه مهدى منتظر، امام يا رهبر مذهبى دوازدهم است كه مخفى شده و از مكان پنهان خود مجددا ظاهر خواهد شد. عقيده به مهدى در ايجاد مذاهب جديد و يا فرقههاى شيعه نيز نقش داشتهاست. به عنوان مثال، مىتوان از اعتقاد دروزىها نام برد كه معتقدند «الحكيم» خليفه مصرى سلسله فاطميون (كه در سالهاى996 1021 م. سلطنت كرد) و تصور مىشود آخرين نماينده الهى پيامبر باشد، در آخرالزمان (هزار سال بعد از ظهورش در اواخر قرن نهم) باز خواهد گشت تا حكومتخود را بر تمام جهان بر پا كند. ديگر چهرههاى منجيان اسلامى عبارتند از: ميرزا غلام احمد، بنيان گذار فرقه احمديه [ قاديانى] كه در اواخر قرن نوزدهم خود را به عنوان مسيح و مهدى معرفى كرد. و همين طور ميرزا على محمد شيرازى در ايران كه بنيانگذار مذهبى بود كه بعدا به نام هائيتشناخته شد. او در سال 1844 م. اعلام كرد كه باب (دروازه) مىباشد. اين اعلام مصادف با هزارمين سالگرد غيبت امام دوازدهم بود.
آئين زرتشتى، مذهبى استبا يك افق كاملا آخرالزمانى;زيرا تاريخ جهان در اين مذهب ميدان جنگى است كه در آن نيروهاى روشنايى و خوبى، با نيروى ظلمت و بدى مبارزه مىكنند. اگر چه عقيده به يك فرد مشخص نجاتبخش جنبه اساسى در نظام زرتشتى ندارد با اين وجود چنين فردى حتما قيام خواهد كرد.
گفته شده است دولت زرتشت، پيامبر ايرانى (قرن ششم قبل از ميلاد) در پايان تاريخ چهار مرحلهاى جهان كه هر دوره آن 3000 سال به طول مىكشد گشوده خواهد شد و به فاصله هر 1000 سال، سه نجاتبخش ديگر كه از پسران زرتشت محسوب مىشوند و بعد از مرگ وى به دنيا خواهند آمد، در پى وى ظاهر خواهند شد، آخرين آنها سوشيانز ( SOSHYANS) و يا سائوشيانت (SAOSHYANT) نام دارد كه در پايان جهان ظاهر خواهد شد و خداوند وظيفه بر پايى آخرين حكومت جهان و رستاخيز مردگان را بر عهده وى خواهد گذاشت.
مهدى واژه عربى: به معنى شخصى كه به طور الهى هدايتشدهاست. و در آخرالزمانشناسى اسلامى عبارت است از منجى كه انتظار ظهورش مىرود و زمين را از عدالت و برابرى پر خواهد كرد. دين راستين را اعاده خواهد نمود و در طى يك دوره كوتاه طلايى كه هفت، هشت و يا نه سال تا قبل از پايان جهان طول خواهد كشيد، راهنمايى مردم را بر عهده خواهد گرفت. قرآن (كتاب مقدس اسلامى) اشارهاى به او ندارد و به هيچ حديث (گفته منسوب به محمد پيامبر، صلىاللهعليهوآله) قابل اعتمادى نيز در مورد مهدى نمىتوان استناد كرد. بسيارى از علماى متعصب سنى اعتقاد به مهدويت را زير سؤال مىبرند. اما اين اعتقاد، بخش ضرورى اصول عقايد شيعيان مىباشد.
به نظر مىرسد عقيده به مهدى در دورههاى اغتشاش و عدم امنيت مذهبى بر تحولات سياسى اوايل اسلام (قرنهاى هفتم و هشتم ميلادى) رواج يافته باشد.
|