spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
درآمدی بر استراتژى انتظار -1 چاپ پست الكترونيكي
۲۶ اسفند ۱۳۸۳
رفتن به
درآمدی بر استراتژى انتظار -1
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4


«انقلاب اسلامى‏» در شرايطى حادث شد كه انقلاب اول آخرين مرحله از حيات خود را پشت‏سر مى‏نهاد و گفتگو از «عهدى‏» به ميان آورد كه فراموش شده بود. در واقع پرسشى بزرگ بود كه تماميت غرب را مورد تعرض قرار مى‏داد. لذا جدال و رويارويى اين دو انقلاب پيش از آنكه در صحنه مدنيت و يا حتى فرهنگ آشكار شود در صحنه و «ساحت نظر» رخ مى‏نمود چه انقلاب بزرگ غربى با سلب حيثيت آسمانى و معنوى از عالم و آدم رويكردى اين جهانى و مادى فراروى انسان قرار مى‏داد. رويكردى كه منجر به تولد انسان جديد و سيراو در «عالم غربى‏» شد. و اين نكته‏اى بود كه اگر چه توسط مردم و در شعارها اعلام مى‏شد اما بدل به باورى عمومى و شناختى فراگير براى تجديد نظر در ساختار همه مناسبات فرهنگى و مدنى جارى نشده بود.

خدا رحمت كند «جلال آل احمد» را; وقتى مبتنى بر دغدغه ويژه روشنفكرى متعرض «غربزدگى‏» مسلمين شد، «ماشينيزم‏» را مطرح نمود. پيش از جلال و پس از او نيز هرگاه كسى علم مخالفت‏با غربزدگى را به دست گرفت متعرض «صورت و حيات مادى‏» غرب شد از همين رو هيچگاه بطور جدى مبادى و مبانى غرب مورد باز خواست واقع نشد. و حتى اين برخورد موجب شد تا مسلمين اين خيال را در سر بپرورند كه با روش «گزينشى اخلاقى‏» مى‏توانند هر چه خواستند (از انديشه و فرهنگ گرفته تا مدنيت و تكنولوژى) از غرب بگيرند و با ريختن آب توبه آن را مسلمان و بومى كنند و با خيال راحت صاحب فرهنگ و تمدنى اسلامى و يا شرقى شوند. چنين بود كه طى 200 سال همه حركتهاى اجتماعى موجب شد تا مسلمين بيش از پيش در دام و باتلاق غربزدگى و غربگرايى فرو روند. شايد از همين روست كه مكلا و معمم با مشاهده رفتارى مبتذل و يا لباسى عريان ميان مسلمين فرياد وا اسلاما سرمى‏دهند; اما درست در همان زمان بدون پرسش از ذات تمدن غربى مبانى و مبادى علوم غربى را در هيات علوم دانشگاهى مى‏پذيرند و مبتنى برآن دريافتهاى دينى را تفسير نموده و به اصطلاح جديد سكولاريزه مى‏نمايند و خم به ابرو نمى‏آورند.

رجوع حيث تفكر انقلاب اسلامى به حق، متعرض شالوده نظرى فرهنگ و تمدن غربى بود. از همين رو بود كه از همان روزهاى نخست‏به انقلابيون مسلمان لقب «بنيادگرايان‏» و به انقلاب اسلامى لقب «بنيادگرايى‏» دادند. و اين در حالى بود كه انديشمندان غربى و پس از آنها سياستمداران مى‏دانستند غرب خود را با جمله معروف «من مى‏انديشم پس هستم‏» به مفهوم اعراض از حق و آسمان و دين، آغاز كرده بود.

حركت اول
سالها پيش از پيروزى انقلاب اسلامى (در سال‏1357) زمينه‏ها و بستر لازم براى آن تحول بزرگ فراهم آمده بود چنانكه نويسندگان بسيارى درباره سلسله عوامل و دلايل بروز آن مطالب بسيارى نگاشته‏اند.

استبداد و فزون خواهى سلسله پهلوى، ظهور تدريجى نوعى آگاهى در ميان مردم درباره ويرانيها و ظلمهاى ايادى استكبار و... هر چه بود مشيت آسمانى برچيده شدن نظام سلطنتى را رقم زده بود، چه بهمان سال كه نظام سلطه بخاطر بينش و عملكردش در مدار سقوط و فرود قرار گرفته بود، طلب رهايى و مجاهدتها، طالبان رهايى را بر مدار صعود نشانده بود و اين هر دو سنت‏هاى لايتغير بودند. نمى‏بايست از ياد برد كه مردى چون خمينى بزرگ، قدس‏سره، محصول سالها رنج، خلوت و مجاهدت خود را مى‏بايست مى‏ديد و خونهاى ريخته شده مجاهدان نيز ميدان به ثمرنشستن دانه نهضت و انقلاب را فراهم مى‏نمود.

پوشيده نيست كه اينهمه در گرو «وقتى معين‏» بود كه فرود آن نتايج‏بزرگى را موجب شد چنانكه بسيارى از تحليلگران را كه همواره در پى شناسايى عوامل سياسى و اجتماعى (مادى) براى رخدادها بودند به حيرت‏آورد. آنچه را كه نبايد از ياد برد حضور خيل بزرگ «جوانان‏» در اين حادثه شگرف بود.

دعوت بزرگ داعى‏انقلاب به گوش جان جمعيتى جوياى ديگرگونى و تغيير وضع نامطلوب رسيد. تلاقى «جوانان آرمانخواه‏» و «آرمان بزرگ‏» موجب بود تا جمعيتى كثير خود را به تمامى وقف نهضت‏بزرگ امام خمينى، قدس‏سره، كند و از همين رابطه تنگاتنگ «آرمان و انسان جوان‏» ميدان و اسباب لازم را براى تحقق آنچه كه مشيت و سنت‏بود فراهم آورد.

وقتى كه جوانى در خدمت آرمانى ويژه مى‏آيد همه هم و مقدورات خويش را تقديم آرمان مى‏كند و در خدمتش وارد مى‏شود. و سير صعودى نهضت از همين جا آغاز شد. جريانى كه طى مدت پانزده سال همه پله‏هاى ترقى را پشت‏سر نهاد و موجب شد تا واقعه بزرگ بهمن‏57 بوقوع پيوندد. و اين حركت اول بود. (نمودار 1)

جوانى دوره رهايى، جوشش، ترك تعلق، بى‏اعتنايى به اعتبارات، آرمانخواهى و نيروى جسمى است. نيروى عجيب و قابل توجهى كه در هر زمان مى‏تواند مبدا حركتها و تحولات بزرگ و يا هرج و مرجها و آشفتگيها شود. بارانى است كه فرود مى‏آيد تا در بستر روان شود. بسترى كه سيلابى خانه‏مان برانداز مى‏سازد و يا سبب سرزندگى و شادابى مى‏شود.

احساس لطيف جوانى هر نغمه و شعر و شعارى را پاسخ مى‏دهد حتى اگر احساسى و تمنايى صرفا جسمانى باشد.

جوانى از همان غريزه و احساس جسمانى نيز شعرى بلند و تمنايى سترگ مى‏سازد تا جوان در هواى آن كوه را از ميانه بردارد.

جوانى از ساده‏ترين صورتها الهه‏اى فريبنده و اسطوره‏اى مى‏سازد تا جوان همه ذوق و احساس خود را در پاى آن افكند و بروز شاعرانه‏هاى بسيارى را سبب شود. و به عبارت مشهور جوانى شعبه‏اى از جنون است جوانى برداشتن هر مانع ورادعى را در چشم جوان سهل و ساده مى‏نماياند تا جوان همه نيروى خود را در پاى آرمان مطلوبش فداكند. و چنين بود كه حركت اول به ثمر نشست.

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.