|
بوش گريه كرد، اسرائيليها خنديدند |
|
|
|
۱۷ آبان ۱۳۸۷ |
|
به گزارش رجانیوز جرج بوش رييس جمهوري آمريكا روز پنجشنبه در مراسمي ويژه در كاخ سفيد براي قدرداني از زحمات تيم همراهش، در مقابل دوربينها به گريه افتاد، گريه مردي كه با هشت سال اسارت در دستان صهيونيست ها، نامش به عنوان منفورترين رييس جمهوري در تاريخ ميماند.
بي ترديد اسرائيليها در اين لحظات كه خود را براي قرباني جديدشان يعني باراك اوباما آماده ميكنند، به اين گريه بوش خنديدند.
اين گريه بوش در پايان نزديك به ۸سال رياست جمهوري آمريكا، هشداري به همه مسوولان آمريكايي بود كه دستاويز صهيونيستها نشوند و به پشتيباني ملت خود متكي و به آن اعتماد كنند.
رسانههاي آمريكايي در روزهاي اخير به نقل از مقامهاي اسرائيل نوشتند كه تيمهايي براي هدايت اوباما در همه بخشها طراحي و آنها را عملياتي كردهاند و يكي از آنها نيز در بخش رسانهاي است و هدف عمده آنها مخالفت با ايران است.
وزير امور خارجه اسرائيل نيزكه در زندگينامهاش آشكارا اين موضوع را بيان كرده كه جزو تروريستها و شكارچيان فلسطينيها بوده و آنها را ترور ميكرده است، روز پنجشنبه اعلام كرد كه با هر طرح اوباما براي عادي ساختن روابط تهران - واشنگتن مخالف است.
عملكرد تيم رسانهاي اسرائيل در روزنامههاي آمريكايي نيز به گونه اي است كه اين روزها به نظر ميرسد به ظاهرا مد شده هر فردي كه قلم به دست دارد، وظايف و كارهاي آتي باراك اوباما را ترسيم كند.
اسرائيليها رسانههاي آمريكايي را به جولانگاه خود تبديل كرده اند و در اين زمينه فعالتر از همه عمل ميكنند.اين طيف رسانهاي اسرائيل در آمريكا تلاش دارند اين روزها آرزوها و خواستههاي افراطي اسرائيل را انتظارات آمريكاييها از رييس جمهوري آتي آمريكا قلمداد كنند و همان بلايي را سر اوباما بياورند كه اكنون بوش گرفتار آن است يعني تبديل شدن به يك رييس جمهوري منفور كه بيترديد نام او در رديف مردان بدنام تاريخ خواهد ماند.
رد پاي بخش رسانهاي اسرائيل را نيز در همه رسانههاي آمريكايي بويژه خبرگزاري آسوشيتدپرس (در نمونه كارهاي فردي به نام جيم. درين كارد) و روزنامههاي مطرح اين كشور ميتوان آشكارا مشاهده كرد.
در اين فضاي رسانهاي جان هافز كه در دولت ريگان نيز به عنوان دستيار وزير امور خارجه خدمت كرده بود در مقالهاي در كريستين ساينس مانيتور به چالشهاي اوباما و ترسيم وظايف او پرداخته است.
شاه بيت عمده مقالههاي اين عقبه رسانهاي اسرائيل در آمريكا نيز ايران است و آن هم زماني كه آمريكا عملا در حال غرق شدن در باتلاق و دامي است كه اسرائيل براي دولت بوش فراهم كرد.
بوش ميتوانست امروز با رفتن خود حتي دنيا را به گريه بياندازد نه اينكه احتمالا با يادآوري خاطرات چگونگي قتل عام بيش از ۷۰۰هزار عراقي lt ; تبديل عراق به يك ويرانه، قتل عام هزاران افغانستاني و مهمتر از همه تبديل آمريكاييها به افرادي كه حتي در برخي موارد از تامين حداقل امكانات زندگي خود نيز محروم شده اند ;ltگريه كند.
او ميتوانست به جاي صرف ميلياردها دلار براي اشغال پنج ساله عراق، زمينه زندگي آبرومندانه براي ميلياردها فقير را فراهم كند و در زمينه جلوگيري از تغييرات آب و هوا فعال باشد، او ميتوانست به جاي ايستادن در مقابل شوراي امنيت، در مقابل حمله وحشيانه اسرائيل به لبنان بايستد و اجازه ندهد دست كم يك هزار لبناني قرباني فزون خواهي اسرائيل شود و او مي توانست غزه مظلوم را از محاصره خارج كند و او ميتوانست جهان را جهاني عاري از تسليحات هستهاي كند نه اينكه چشمانش را روي زرادخانه اتمي اسرائيل ببندد، كشورش را به سمت توليد نسل جديد بمبهاي اتمي هدايت كند و به عنوان مجري كوركورانه خواسته اسرائيلي ها، مانع دستيابي كشورهاي مستقل و بويژه اسلامي به فناوري صلح آميز هستهاي شود.
كاش بوش در اولين روز كار خود در كاخ سفيد به صهيونيستها نه ميگفت و امروز به جاي گريه، ميخنديد. اما سوال اين است كه آيا اوباما گريه بوش را ديد و آيا از آن درسي گرفت؟
|