|
چرا امام(ع) بايد بيايد... |
|
|
|
۱۶ آبان ۱۳۸۷ |
|
اشاره: در حال جمع كردن مطالب مجله نيمة شعبان بوديم كه به ذهنمان رسيد، اين بار قلم را به دست خوانندگان بدهيم و خودمان به جاي آنها بنشينيم و بخوانيم. براي همين منظور، به ميان يك جمع جوان دانشجويي رفتيم و رشتة سخن را به دستشان سپرديم. به قول خودماني، هيئت تحريريه آزاد موعود، اين صفحه را نوشتند. پس بخوانيم و ببينيم چه گفتند. سؤال ما اين بود كه، چرا امام(ع) بايد بيايند؟ و امام(ع) از ما چه توقعي ميتوانند داشته باشند؟
مهدي امينيان؛ دانشجوي رشتة علوم سياسي از تهران، به سؤال اول اينطور پاسخ داد كه، دليل ما براي نياز داشتن به حضور ايشان، همان دليل نيازمان به يك امام حيّ حاضر در هر عصر و زماني، پس از رحلت پيامبر اعظم(ص) است. بدون حضور او احكام اسلام، كاملاً و به طور صحيح قابل استخراج و اعتماد نيست، چون قرآن ناطق و خليفة پيامبر(ص) اوست و علم ديگر علما به شريعت تنها در غيبت او و از روي اضطرار قابل پيروي است.
بدون حضور او، طريقت عرفاني اسلام، بيمُرشد است و بدون حضور او، هرچقدر شاگردان او در مكتب اهل بيت(ع)، تلاش كنند، باز هم باعث سردرگمي سالكان و تفرقه مسلكهاست. بدون حضور او، مؤمنان واقعي در اقليتند و هرگز نخواهند توانست اسلام را پياده و جهان را به سمت اهداف او پيش ببرند.
هر چند ايشان در پس پردة غيبت، فقها را ياري ميكنند، سالكان را دستگيري ميكنند و گرفتاريهاي مؤمنان و ديگران را برطرف مينمايند، اما بدون حضور او، انسان و جهان، طعم واقعي معارف اسلامي و ديگر علوم، و عدالت اجتماعي و ديگر مصالح جامعه را نخواهد چشيد. انسان رها شده است و هر چند لنگان لنگان در مسير معرفت و عدالت حركت كند، اما لطف خداوند اقتضا ميكند، براي آنانكه شيدايي اين طريقند، مسير را روشن نمايد و فضاي جامعه را آماده كند. در واقع بدون حضور او، دنيا به هدف غايي خود نميرسد، گويا در منزلي از منازل است كه ناگاه پايان ميپذيرد و اين با حكمت خداوندي در تناقض است. بدون حضور او، ظالمان، سزاي دنيوي داده نميشوند و مظلومان به حق خود نميرسند و اين با عدل الهي منافات دارد.
هدف ما اعتلاي كلمه اسلام است و بس. بحث اينجاست كه در دورة فعلي، اعتلاي كلمة اسلام و يكتاپرستي به چيست؟ به نظر ميرسد جز در ساية ظهور ايشان، اسلام، اعتلاي واقعي خود را نخواهد يافت و حق در برابر باطل پيروزي و نمود قدرتمندي نخواهد داشت. ضمن اينكه تلاش براي ظهور قطب عالم امكان و قطب معرفت و حاكم عدالت، تلاش براي ظهور همة خوبيهاست.
او دربارة سؤال دوم، يعني توقع امام زمان(ع) از ما، معتقد بود: توقع ايشان از ما، در واقع چيزي جز فلسفة وجود ما در اين دنيا نخواهد بود، چون او خليفة خدا در زمين است و تشريع او با تكوين ما همجهت است. براي ظهور ايشان 3 مقدمه مورد نياز است: 1. فراگيري ظلم 2. پرورش جبهه حق 3. تشنگي عالميان به ظهور منجي و آمادگي نسبت به ياري او.
در مورد شرط اول، ما اجازه افزايش ظلم را نداريم، بلكه الگوي ما سيدالشهدا(ع) است كه زندگی زير بار ظلم را ننگ ميداند. در مورد شرط دوم، ابتدا بايد خود را بسازيم و متعلق به جبهه حق شويم و خود را آنچنان پرورش دهيم كه هر لحظه براي ياري ايشان، در غيبت و حضور، آماده باشيم و فعاليت كنيم. پس از آن، بايد اطرافيان خود و شاگرداني را تربيت كنيم كه در راه مقاصد او خودسازي و ديگرسازي كنند و اين حلقهها تا آخر پرورش يابند و آمادة ايثار خود و خانواده و مال و آبرويشان باشند و اين كار سادهاي نيست.
اما در مورد سوم بايد گفت، اگر ما بتوانيم در جهان ندا در دهيم كه اين منجيان كه براي خود برگزيدهايد همه كاذبند و نه جدل و نه ظلم را توان برطرف نمودن ندارند، جهانيان را آماده نمودهايم. اين حركت پس از جنگهاي جهاني آغاز شد و انقلاب اسلامي، فرياد بلندي عليه حاكمان و منجيان دروغين بود. از همينرو، تقويت اهداف انقلاب اسلامي از وظايف اساسي ماست كه به همين علت خار چشمان ظالمان گشته است و به هر طريقي درصدد حذف آن هستند.
دانشجوي ديگر، ميثم آقادادي اهل اصفهان، كه معارف اسلامي را در دانشگاه خوانده است، پاسخ درك ضرورت ظهور امام زمان(ع) را به سطح شناخت و عمل هر فردي مربوط دانست؛ بخوانيم:
مراتب احساس ضرورت براي ظهور امام زمان(ع)بستگي به دينداري افراد دارد. بعضي افراد، تا اسم امام زمان(ع) برده ميشود، يادِ چراغاني كردن شبِ نيمة شعبان و آش پختن ميافتند و ديگر بس؛ بعضي افراد، قويتر, ياد مسجد جمكران ميافتند كه در سال مثلاً چند بار ميروند و بعضي افراد, بالاتر، ياد دعاي ندبة هر صبح آدينه و بعضي بالاتر، ياد دعاي عهد روزانه هر روز صبح و بعضي بالاتر ... . پاسخ اين سؤال از ديد افراد در مقام نظر، ممكن است، بسيار نزديك به هم باشد مثلاً اقامة عدل توسط مردم و افزايش معنويت و... ولي در واقع پاسخ اصلي اين سؤال به اعتقاد و عمل هر فرد بستگي دارد؛ لذا كسي كه رابطة زيادي با امام زمان(ع) دارد ـ البته نه اينكه لزوماً ايشان را ملاقات كرده باشد ـ نسبت به كسي كه سالي يكبار، اگر حالش را داشته باشد مثلاً كتابي هم در مورد حضرت ميخواند، احساس ضرورت بيشتري ميكند.
ميثم، پاسخ پرسش اول را مقدمة پاسخ پرسش دوم دانست و به ما گفت: توقعي كه امام زمان(ع) از فردي كه رابطة بيشتري با ايشان دارد، بيشتر از توقعي است كه از فردي دارند كه مثلاً هرچند سال يكبار خمس مال خود را حساب ميكند. ولي غير از اين معيار، به نظر من، معيار ديگري هم وجود دارد و آن اينكه، امام زمان(ع) از هر كدام از ما شيعيان و مسلمانان انتظار دارند كه پيشرفت كنيم، و پيشرفت هم در گرو عمل به دستورات صحيح و رعايت تقواي الهي است. به عبارت ديگر اينكه در مسائل معنوي و علمي، به حداقلها اكتفا نكنيم و در مرحلة عمل نيز حداكثر توان خود را بهكار ببريم. البته قبل از همة اين مطالب بايد نسبت به وظيفة خود معرفت كسب كنيم. براي نمونه: حضرت علي(ع) ميفرمايد: مرا به وسيلة ورع، اجتهاد، عفت و سداد ياري كنيد. ورع، مرحلهاي بالاتر از تقوا؛ اجتهاد، حداكثر سعي و تلاش در انجام تكليف؛ عفت نيز لازمة ضروري هر مسلمان؛ و سداد هم به معني درستي ورزيدن است. به بيان ديگر ما هر كاري ميكنيم، اصلِ آن كار بايد درست و صحيح باشد نه دروغ و باطل. حال در مرحلة اجرا، نيز بايد حداكثر تلاش خود را براي انجام تكليف انجام دهيم. و در اين بين مواظب باشيم عوامل بيروني، پاهاي ما را نلغزاند و در درونمان هم عفت داشته باشيم.
احمد حبيب الهييان، دانشجوي ديگري بود كه سؤالاتمان را با او در ميان گذاشتيم. انسان براي رسيدن به كمال و شكوفايي استعدادها و رسيدن به هدف خلقت خويش نيازمند راهنماست.
از طرف ديگر بنا به حكمت خداوند، زمين هيچ گاه از حجتهاي خداوند يعني پيامبران و امامان و نائبان آنها خالي نميشود. بعد از زمان پيامبر(ص) نيز وجود راهبري كه انسان را در مسير پر پيچ و خم به مقصد برساند، ضروري است چون اولاً انسانها با عقل خود به تنهايي به كمال نميرسند و ثانياً در صورت نبود هادي بر مردم عذري خواهد بود و دليلي در پيشگاه خداوند ميآورند كه كسي ما را به حقايق آگاه نكرد به همين دليل ظهور امام زمان(ع) ضروري است.
امام زمان(عج) در نامهاي به جمعي از شيعيان ميفرمايند: «از خدا بترسيد، تقوا پيشه كنيد و امر امامت را به ما وا گذريد. از راه راست منحرف نشويد و به سمت چپ و راست متمايل نگرديد و هدف و مقصود خود را محبت ما قرار دهيد و اين نصيحت من به خاطر محبت من به شماست زيرا اگر اينگونه نبود شما را نصيحت نميكردم».
با توجه به سخن خود امام زمان(عج) بايد گفت كه در درجة اول مطلبي كه امام زمان(عج) از ما انتظار و توقع دادند اين است كه محبت ايشان را، سر لوحة مسير خود گردانيم زيرا سرچشمة همة خوبيها محبت امام است و آن چيزي جز پيروي از دستورات خداوند و دوري از گناهان نيست. از طرفي ديگر بايد گفت درخواست امام زمان(عج) از ما اين است كه تمام توان خويش را در جهت به دست آوردن، صفات نيكو به كار گيريم و در واقع ورع و تقوا را سر لوحة كارهاي خود قرار دهيم. همچنين انتظار امام زمان(ع) از ما اين است كه در قبال جامعة مسلمين و مسلمانان احساس مسئوليت كنيم و نسبت به رنجها و دردها و كمبود و فقر مردم بيتفاوت نباشيم.
مصطفي اسماعيلي اهل مناطق شمالي كشور و دانشجوي كارشناسي ارشد، گرفتار آمدن انسانها در شرايط دشوار دوران غيبت و نيامدن امام(ع) را حاصل فعل خود آنان دانست كه امام خود را تنها رها كردند و از هجرت و قيام دست كشيدند. همين شيوة عمل باعث شد كه اسلام قرنها از مسير رشد و پيشرفت باز بماند.
به نظر او، اين رهايي، آزادي و رسيدن به سعادت زماني حاصل ميشود كه در برابر نظام سياه باطل بايستيم و حقّ ظالم را از مظلوم باز بگيريم و شرايط را براي ظهور آماده كنيم. مصطفي، همچنين شرايط كنوني را موقعيتي دانست كه اسلام و مسلمين از همه طرف مورد هجمه و حمله قرار گرفته است؛ هر چند خداوند آب حيات ـ یعنی وجود امام(ع) ـ را در چشمهاش جاري كرده و ما بايد مراقب علفهاي هرز باشيم. او به ما گفت:
ما بايد تمام اعمالمان بر محور انتظار باشد؛ انتظاري كه ما را به اينكه نسبت به اطراف خود بيتفاوت نباشيم، و ديگران را امر به معروف و نهي از منكر كنيم ترغیب میشود. آن وقت است كه توحيد در عمل خالص ما نمايان ميشود و خود را مسلمان واقعي حس ميكنيم. امام زمان(ع) هر لحظه انتظار بندگي ما را در محضر خدا دارند و از اين امر خوشحال ميشوند؛ انجام تكليف، رساندن پيام اسلام به گوش مردم، ايجاد تحول و انقلاب در مردم و برطرف كردن غفلت و خواب آلودگي آنان، ايستادن در برابر باطل، از اجزاي اين انتظار است. انتظار ما بايد موجب سازندگي خود و اطرافيانمان شود، هر روز اميد و سرزندگي را در ما زندهتر كند و ما را از چنگ زندگي روزمره رها كند.
و بالاخره آخرين اين جمع دانشجويي كه در اين گفتوگو شركت كرد, مصطفی منتظری از شهر اصفهان بود. مصطفي براي ما گفت:
انسان موجودي است كه هماره در حركت است و بايد اين حركت به صورت كمالي باشد و اين هم جز در پرتو نور هدايت امام معصوم(ع) ميسر نيست. زيرا كه عموم مردم ـ غير از معصومان(ع) ـ ناقصند و به تنهايي نميتوانند مسير كمالي را طي كنند. در اين راه تابلوهايي است كه مسير اصلي را مشخص ميكند اما يك راه بَلَد به عنوان امام بايد جلودار باشد و بقيه پشت سر ايشان، پا در جاي قدم ايشان نهند تا گمراه نشوند و اين نيز محقق نخواهد شد جز در لواي ظهور امام در دلهاي مردم. پس، شرط لازم براي رسيدن به سعادت انساني همين است و غير از اين گمراهي و ضلالت به بار ميآورد. حال اين ظهور ميتواند براي افراد مختلف به گونهاي متفاوت باشد مهم آن است كه در هر مرتبهاي بتوان حضور حضرت را درك كرد و با اين حضور به مراتب بالاتري از آن رسيد تا آنجا كه بتوانيم حقيقتاً ظهور ايشان را هم به صورت ظاهري و هم باطني مشاهده كنيم.
این هدف, جز از طريق «عبدالله» شدن صورت نخواهد پذيرفت و آن نيز از طريق انجام تكاليف شرع مقدس كه پاكي ظاهر و باطن ميآورند محقق نخواهد شد.
حضرت امام زمان(عج) فرمودند: «براي فرج من بسيار دعا كنيد كه فرج من، فرج شماست». در اين حديث شريف علاوه بر آنكه حضرت هدف و منظور از فرج خودشان را بيان ميكنند، اعلام ميدارند كه مسئلة اصلي انسان است كه بايد تعالي يابد و اگر فرجي هست، ظهور و حضوري محقق ميگردد به خاطر رشد انسان است. انتظار فرج، منتظر رسيدن فرج خودمان است و به تعبير امام خميني(ره): «خودتان را بسازيد و اين جامعه در پرتو خودسازي شما ساخته خواهد شد».
پس كليد تمام معارف و سعادت در يك كلمه خلاصه ميشود: «ادب مع الله» و اين هست توقع امام عصر(ع) از همگان.
گوهر خود را هويدا كن، كمال اين است و بس خويش را در خويش پيدا كن، كمال اين است و بس سنگ دل را سرمه كن در آسياي صبر و رنج ديده را زين سرمه بينا كن، كمال اين است و بس
ضمن تشکر از همة این دوستان دانشجو, امیدواریم با تأمل بیشتر در این گونه سؤالات و آماده کردن عملی خودمان برای واقعة ظهور, حقیقتاً از طالبان آمدن امام زمانمان گردیم.
|