|
عذر تقصير به پيشگاه امام عصر، عليهالسلام |
|
|
|
۲۵ اسفند ۱۳۸۳ |
|
اشاره: بىترديد يكى از اساسىترين مايههاى وحدت شيعه و اهل سنت، اعتقاد به وجود منجى آخرالزمان حضرت مهدى، عليهالسلام، است. شخصيتى كه همه مذاهب اسلامى با اندك اختلافى، در مورد آن اتفاق نظر دارند و قيام عدالتگسترش را انتظار مىكشند. مقاله حاضر كه به قلم يكى از برادران اهل سنت ما در استان كردستان نوشته شده، تلاشى است در جهت تبيين جايگاه اعتقاد به مهدويت در ميان اهل سنت. ضمن تشكر از اين برادر گرامى توجه شما را به مقاله ارزشمند ايشان جلب مىكنيم.
سخن گفتن از قائم، عليهالسلام، و دور نماى حكومت و زمان ظهور و خروجش كار آسانى نيست چون علاوه بر تحقيق و تفحصّ در منابع كهن اسلامى، جانمايهاى از عشق و اخلاص و ايمان، نسبت به عدالت گستر گيتى و امام مستضعفان مىخواهد. در فرقههاى اهل سنت اين كار بسى دشوارتر است، جداى از قرار ندادن عدل و امامت در اصول دين مذهب اهل تسنن كه عملاً مبحث ظهور امام عصر را نيز در حاشيه احاديث قرار دادهاست، بلكه براى هر منتظر واقعى و دوستدار عدالت حقيقى كه آنهمه احاديث را در كتب معتبر و مختلف اهل سنت در مورد نشانههاى آخر زمان و ظهور ناجى معصوم و سيما و صفات او و انصار او و... مىيابد شگفتزده مىشود كه با وجود اينهمه »اشارات« و »بشارات« باز هم عدّهاى منكر مهدويت مىشوند و شگفتآورتر كسانى هستند كه مهدويت را مسألهاى مختص اهل تشيع و اماميه مىدانند و هيچوقت زحمت تحقيق درباره چنين انقلاب عظيم و حادثه مهمّى كه سرنوشت جهان را به دست خواهد گرفت به خود نمىدهند. اعتقاد به مهدويت در نظر منتظران واقعى، ايدئولوژى پويا و جوشندهاى است كه در كشاكش حوادث تلخ زندگى امروز همواره تسلى بخش و آرامش دهنده است. نه از آن نوع انتظار وادادهاى كه زمينه را براى اسارت و خوارى بيشتر آماده مىكند بلكه آمادگى هميشگى و همه جانبه براى قيام و انقلاب در تمام ابعاد وجودى شخص منتظر است. و حتّى مسألهاى مختص اسلام هم نيست بلكه بسيار وسيعتر از مرز فرقههاى اسلامى و اديان آسمانى ديگر است. و حتى هندوها نيز منتظر نجات دهندهاى هستند كه روزى ظهور كرده و چنان آزادى و عدالتى را بر پا خواهد كرد كه گرگ و ميش در يك آبشخور با هم آب بخورند و مدينه فاضلهاى را كه فيلسوفان در خيال خود مىسازند او بر روى همين زمين خواهد ساخت و مستضعفانى را كه هيچ كس انتظار آقايى و بزرگى را از آنها ندارد وارث زمين خواهد كرد. در جهان پر آشوب امروز كه ديندارى همان َمَثل زيباى پيامبر در توصيف ايمان مردمان آخر زمان است كه فرمود: ايمان همچون پارهاى آتش است كه اگر آن رابه دست گيرند مىسوزاند و اگر بيندازند، بىايمانى را به دنبال دارد. اعتقاد به ظهور قائم، عليهالسلام، يك ضرورت و يك نياز است و اين نياز روز به روز بارزتر مىشود. و حال به برخى از مشخصات و سيما و صفات مبارك امام عصر، عليهالسلام، در منابع اهل سنت مىپردازيم.
1. در آيات قرآنى و تفاسير اهل سنّت الف) آيه 33 سوره توبه: هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كلّه و لو كره المشركون. او كسى است كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر همه اديان پيروز گرداند اگر چه مشركان ناخوش دارند. 1. تفسير كبير امام فخر رازى: قال السدى: ذلك عند خروج المهدى. پيروز شدن اسلام بر تمام اديان در زمان خروج مهدى اتفاق مىافتد. 2. تفسير جامع الاحكام قرطبى، در تفسير آيه فوق: قال السدى: ذلك عند خروج المهدى. لايبقى أحد إلّا دخل فى إلاسلام أو أدّى الجزية. سدى نقل مىكند كه اين پيروز شدن در زمان مهدى اتفاق مىافتد. كسى نمىماند تا اينكه وارد اسلام مىشود يا جزيه مىپردازد. و بعد قرطبى مىگويد: مىگويند مهدى همان عيسى، عليهالسلام، است فقط. ولى اين صحيح نيست؛ زيرا اخبار درست و متواتر ثابت مىكند كه مهدى، عليهالسلام، از عترت پيامبر است و حمل آن بر عيسى جايز نيست و احاديثى كه دلالت بر خروج او و اينكه ايشان از خاندان رسولاللّه، صلّىاللّهعليهوآله، مىباشند از نظر سند صحيحتر است.1 ب) آيه 105، سوره انبياء: و لقد كتبنا فى الزّبور من بعد الذّكر أنّ الأرض يرثها عبادى الصالحون. و براستى كه پس از لوح محفوظ در كتابهاى نازل شده بر پيامبران نوشتيم كه زمين را بندگان شايستهام به ارث مىبرند. 1. تفسير بيضاوى در تفسير همين آيه: اى عامة المؤمنين او الذين يستضعفون مشارق الأرض ومغاربها أو أمّة محمد، صلّىاللّهعليهوآله. بندگان شايستهام از عموم مسلمين و مستضعفانى كه در مشرق و مغرب زمين از امت محمد پراكندهاند. 2. تفسير كابلى از پيامبر نقل مىكند كه: زوى لى الأرض فرأيت مشارقها و مغربها سيبلغ ملك أمّتى ما زوى لى الأرض. زمين براى من پيچيده و جمع شد و من شرق و غرب آنرا ديدم و در آينده ملك امت من به اندازه آنچه من ديدم گسترش مىيابد. و در تفسير آيه آورده است كه درباره مهدى، عليهالسلام، است. ج) آيه 5 سوره قصص: و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض و نجعلهم ائمّة و نجعلهم الوارثين و مىخواهيم برآنان كه در زمين به استضعاف كشيده شدهاند منّت نهيم و آنها را پيشوا سازيم و آنان را وارث زمين گردانيم. 1. شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد حنفى (ج 4 صفحه 336): قال على كرماللّه وجهه: لتعطفن الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس على ولدها تلى عقيب ذلك قوله تعالى »و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا«. قال ابن ابىالحديد: إنّ أصحابنا يقولون إنّه وعد بإمام [المهدى] يملك الأرض و يستولى على الممالك. على [عليهالسلام] مىفرمايد: دنيا دوباره به سوى ما [اهلبيت] باز مىگردد. مانند بازگشت بچه شتر شيرخوار به سوى مادرش و بعد حضرت اين آيه را خواند: »و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا...«. ابن الحديد گويد: اصحاب ما مىگويند كه منظور حضرت، امام [مهدى، عليهالسلام] مىباشد كه برجهان و ممالك آن مستولى مىشود.
د) آيه 114 سوره بقره: ... لهم فى الدّنيا خزى و لهم فى الاخرة عذاب اليم. ... آنان در دنيا خفت و خوارى ودر قيامت عذابى بزرگ در پيش دارند. 1. تفسير درّ المنثور سيوطى، در تفسير اين آيه: عن ابىهريره: إذ قام المهدى و فتحت قسطنطنية قتلهم فذلك خزى. از ابوهريره روايت مىكند كه خوارى و زبونى آنها (نصارى و يهوديها و كفار) زمانى است كه مهدى قيام مىكند و قسطنطنيه را فتح مىنمايد پس آن خوارى و زبونى برايشان باشد.2 3 ه’) آيه 86، سوره هود: بقيّت الله خير لكم إن كنتم مؤمنين... بازمانده رحمت الهى برايتان بهتر است اگر ايمان داريد... 1. نورالابصار شبلنجى شافعى: از امام محمدباقر، عليهالسلام، روايت مىكند كه فرمود:[خلاصه حديث] هنگامى كه مهدى قيام كند پشت به كعبه دهد و 313 تن از پيروانش نزد او گرد آيند، پس اولين چيزى كه گويد اين آيه است: »بقيةاللّه خيرلكم إن كنتم مؤمنين«. پس مىفرمايد منم بقيةاللّه و خليفه او و حجت او بر شما... اين روايت را ابن صباغ مالكى هم در كتاب »فصولالمهمة« (باب دوازدهم) آورده است. و) آيه 3، سوره بقره: الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصّلوة و ممّا رزقناهم ينفقون. كسانى كه به غيب ايمان مىآورند و از آنچه روزيشان كردهايم انفاق مىكنند. آيه 55، سوره نور: وعد الله الذين امنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم... . خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند وعده داده است كه بىشك آنان را در اين سرزمين جانشنى كند چنانكه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين ساخت... 1. تفسير نيشابورى (در حاشيه تفسير طبرى چاپ عصر) در مورد آيه 3 بقره آورده است: مراد از اين آيه مهدى منتظر است كه خداوند در گفتار خودش، قرآن [سوره نور، آيه 55] بدو وعده داده است. و آنچه از حضرت رسول، صلّىاللّهعليهوآله، رسيده است كه فرمودند: »اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نماز خداوند آنروز را آنقدر طولانى مىكند تا مردى از امت من كه اسم او چون اسم من و كنيه او چون كنيه من باشد قيام كند و زمين را پر از عدل سازد چنانكه از ظلم شده است«. 2. تفسير ابن كثير (ج 3، ص301، چاپ بيروت) در تفسير آيه 55 سوره نور، از صحيح مسلم نقل مىكند كه: عن جابر ابن سمرة: قال سمعت رسول اللّه يقول لايزال أمر الناس ماضياً ماولّيهم اثنى عشر رجلاً ثم تكلم النبى بكلمةف خفيت عنّى، فسألت أبى ماذا قال رسول اللّه، صلّىاللّهعليهوآله، فقال: قال، صلّىاللّهعليهوآله، كلهم من قريش. از جابر بن سمره نقل شده كه گفت: از رسول خدا، صلّىاللّهعليهوآله، شنيدم كه مىفرمود: سرنوشت اين مردم تا زمانيكه سرپرست آنها دوازده مرد باشد از دست نمىرود. سپس پيامبر كلمهاى فرمود كه من نفهميدم. از پدرم پرسيدم پيامبر چه فرمود: پدرم گفت: فرمود كه همگى از قريشاند. و ابن كثير گويد: و منهم المهدى الذى اسمه يطابق اسم رسول اللّه، صلّىاللّهعليهوآله، كنيته ككنيته يملأ الأرض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً. و مهدى از آن دوازده نفر است كه اسم او مثل اسم پيامبر و كنيهاش هم چون كنيه اوست و زمين را پر از عدل و داد مىكند زمانى كه پر از ظلم وجود شده باشد. مشابه اين حديث در غيبت نعمانى نيز آمده است. ز) آيه 21، سوره سجده: و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى دون العذاب الأكبر لعلّهم يرجعون آنها را به عذاب كوچكتر مىچشانيم كه غيراز عذاب بزرگتر است تا شايد به سوى خداى باز گردند. 1. تفسير جامعالاحكام قرطبى (ج14، ص107) در تفسير آيه فوق: »و العذاب الاكبر«، روى عن جعفر بن محمد أنّه خروج المهدى بالسيف و الأدنى غلاء السعر. عذاب بزرگتر، خروج مهدى با شمشير است و عذاب كوچكتر، گرانى و بالا رفتن قيمتهاست. 2. تفسير مواهب عليه، مشهور به تفسير حسينى، از تفسير نقاش روايت مىكند كه: عذاب ادنى، گرانى كالاها، و عذاب اكبر خروج مهدى با شمشير است. همچنين برخى ديگر از آياتى كه مفسران اهل سنّت تحقق آنها را در زمان خروج قائم، عليهالسلام، دانستهاند، عبارتند از: آيه 18 سوره محمد (تفسير درّ المنثور، سيوطى)، آيه 1 سوره بقره (تفسير شيخ محىالدين)، آيههاى 4 و 5 و 7 سوره اسراء (تذكره قرطبى)، آيه 9 سوره صف (تفسير طبرى)، آيه 155 بقره (تفسير بحرالمحيط)، آيه 64 زخرف (صواعقالمحرقة، ابن حجر؛ نورالابصار، شبلنجى و فى ظلال القرآن، سيد قطب)، آيات 51 تا 54 سوره سبأ (تفسير درّ المنثور، سيوطى، ج5، ص240 - 241)، سوره ص، آيه 79 - 80 (فرائد السمطين، حموينى شافعى، ج2)، آيه 46 سوره قمر (تفسير شيخ محىالدين)
2. در كتب روايى اهل سنّت حديث شماره 1: لا تذهب الدنيا حتى يملك العرب رجل من أهل بيتى يواطئ اسمه اسمى.3 دنيا تمام نمىشود تا اينكه مردى از اهل بيت من بر عرب غالب شود كه اسم او مطابق اسم من است. حديث شماره 2: عن على، كرم اللّه وجهه، عن النبى، صلّىاللّهعليهوآله، قال: لولم يبق من الدنيا إلّا يوم لبعث اللّه رجلا من اهل بيتى يملأها عدلاً كما ملئت جوراً.4 از على، عليهالسلام، و او از پيامبر، صلّىاللّهعليهوآله، نقل شده كه فرمود: اگراز دنيا جز يك روز باقى نماند خداوند مردى را از اهل بيت من مبعوث مىكند كه زمين را پر از عدل مىكند همچنانكه پر از ظلم شده باشد. حديث شماره 3: المهدى من عترتى من ولد فاطمه.5 مهدى از خاندان من و از فرزندان فاطمه است. حديث شماره 4: المهدى منّا أهل البيت يصلحه اللّه فى ليلة.6 مهدى از اهل بيت من است كه خدا در يك شب او را اصلاح مىفرمايد. حديث شماره 5: المهدى من هذه الامة الذى يؤمّ عيسى بن مريم، عليهالسلام.7 مهدى از اين امت است و او كسى است كه عيسى پشت سرش نماند مىخواند. حديث شماره 6: تختصّ الامامة بالمهدى مع نزول عيسى، عليهالسلام.8 امامت مخصوص مهدى است همراه و همزمان با نازل شدن عيسى، عليهالسلام، از آسمان. حديث شماره 7: ابن عباس روايت مىكند كه رسول اللّه فرمود: المهدى طاووس اهل الجّنه.9 مهدى طاوس اهل بهشت است. حديث شماره 8: عن ابن عباس عن النبى، صلّىاللّهعليهوآله، ملك الأرض أربعة، مؤمنان و كافران، فالمؤمنان ذوالقرنين و سليمان و الكافران نمرود و بخت النصر و سيملكها خامس من اهل بيتى.10 از ابن عباس و او از پيامبر، صلّىاللّهعليهوآله، روايت كرده است كه: پادشاهان زمين چهار نفر بودند، دو نفر مؤمن و دو نفر كافر، دو نفر مؤمن، ذوالقرنين و سليمان بودند و دو نفر كافر نمرود و بختالنصر و بزودى پنجمين نفر از اهلبيت من زمين را مالك مىشود. حديث شماره 9: كيف أنتم إذا نزل ابن مريم و إمامكم منكم.11 چگونهايد زمانى كه عيسى بن مريم نازل شود و امامتان از خودتان است. حديث شماره 10: لن تهلك أمة أنا فى أوّلها و عيسى بن مريم فى آخرها و المهدى فى وسطها.12 امت من گمراه و هلاك نمىشوند چون من در اول اين امتم و عيسى در آخر آن و مهدى در وسط آنست. حديث شماره 11: أخرج ابونعيم و ابن ماجه عن أنس، قال سمعت رسولاللّه، صلّىاللّهعليهوآله، قال: نحن سبعة من ولد عبدالمطلب سادة أهل الجنة، أنا و حمزة و على و جعفر و الحسن و الحسين و المهدى.13 ابونعيم و ابن ماجه از انس روايت مىكنند كه گفت: پيامبر فرمود: ما هفت نفر از فرزندان عبدالمطلب بزرگان اهل بهشتيم، من و حمزه و على و جعفر و حسن و حسين و مهدى.
3. مبحث انتظار فرج امام زمان، عليهالسلام حديث شماره 1: افضل العبادة انتظار الفرج.14 بهترين عبادتها انتظار فرج است. حديث شماره 2: انتظار الفرج من اللّه عبادة.15 انتظار فرج حضرت قائم عبادت است از طرف خدا.
4. وجوب بيعت با امام عصر، عليهالسلام حديث شماره 1: من مات بغير إمام مات ميتةً جاهليّه.16 كسى كه بدون امام بميرد به مرگ جاهليت مردهاست. حديث شماره 2: من مات و لم يعرف امام زمانه فليشاء ان يموت نصرانية او يهودية.17 كسى كه بميرد و امام زمان خودش را نشناسد پس موقع مرگ به مذهب نصرانى و يهودى مرده است. حديث شماره 3: من مات و لم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهليّة.18 كسى كه بميرد و امام زمان خودش رانشناسد به مرگ جاهليت مردهاست.
5. انكار خروج مهدى، كفر است. حديث شماره 1: من انكر خروج المهدى فقد كفر بما أنزل على محمد، صلّىاللّهعليهوآله.19 كسى كه منكر خروج مهدى شود بر آنچه كه بر پيامبر نازل شده، كافر شده است. حديث شماره 2: من كذب بالدجال فقد كفر و من كذب بالمهدى فقد كفر.20 كسى كه دجّال و آمدنش را باور نكند و كسى كه مهدى را تكذيب كند، كافر شده است. خداوند ما را از ياران واقعى و منتظران راستين امام عصر، عليهالسلام، قرار دهد. انشاءاللّه
پىنوشتها: 1. مصادر ديگر حديث مزبور بدين قرار است: تفسير خواجه عبداللّه انصارى در ذيل همين آيه؛ تفسير درّ المنثور سيوطى در سوره توبه؛ تفسير غرايب القرآن نيشابورى در حاشيه تفسير طبرى؛ المستدرك على الصحيحين، حاكم نيشابورى، ج4، ص430، در تفسير آيه فوق. 2. ساير مصادرى كه آيه فوق در آنها به قيام حضرت امام، عليهالسلام، تفسير شده است بدون كمترين اختلافى در روايت عبارتند از: تفسير بحرالمحيط ابن حيان اندلسى، همان آيه؛ الحاوى للفتاوى، سيوطى، ج2، همان آيه از سدى مفسر معروف؛ تذكرة، قرطبى [شامل احاديث مهدى، عليهالسلام]؛ تفسير قرطبى، در تفسير آيه مذكور ايضاً از سدى؛ تفسير ابن كثير دمشقى، ج1، ص157، آيه مزبور. 3. صحيح ترمذى، ج2، ص46، مشابه اين حديث در بيشتر كتب حديث آمده است. 4. سنن ابى داود، ج2، ص207، چاپ مصر؛ مسند امام احمد حنبل، ج1، ص99؛ جامعالاصول، ابناثير جوزى، ج11، كتاب 9، ص47؛ النهاية، ابنكثير، ج1، ص24؛ صواعقالمحرقه، ابن حجر هيثمى، ص160، چاپ مصر؛ سنن ابن ماجه. 5. سنن ابن ماجه، ج2، ص22، باب خروج مهدى؛ وفياتالاعيان، ابن خلكان، ج4، ص542؛ سنن ابى داود، ج2، ص207؛ عرفالوردى،سيوطى، ج2، باب اخبار مهدى. 6. مسند امام احمد حنبل، ج1، ص84؛ سنن ابن ماجه، ج2، بابالفتن؛ فرائد السمطين، سعدالدين حموينى، ج2، ص310؛ عرفالوردى، ج2، باب اخبار مهدى. 7. العرفالوردى فى اخبار المهدى، عبدالرحمن سيوطى، ج2، باب 2. 8. صحيح مسلم، ج1، ص95؛ الحاوى للفتاوى، سيوطى، ص64؛ صواعقالمحرقة، ابن حجر هثيمى، ص98؛ اسعافالراغبين، ص150. 9. فصولالمهمة، ابن صباغ مالكى، فصل11. 10. الفتاوىالحديثيّه، ابن حجر هيثمى، چاپ دوم مصر، ص37؛ العرفالوردى، ج2، باب اخبار مهدى. 11. ارشادالسارى شرح صحيح بخارى، علامه قسطلانى، ج10، ص205، در تفسير همين حديث از صحيح بخارى؛ شرح فارسى شيخ الاسلام بر صحيح بخارى در حاشيه تيسير القارى، ج6، ص158، چاپ قندهار؛ فيض الغدير، علامه مناوى شافعى، شرح جامع الصغير، سيوطى، چاپ دارالفكر، ج5، ص58، شماره 644. 12. فيضالغدير، مناوى، ج5، شماره 7384؛ حاكم نيشابورى در تاريخ نيشابور. 13. العرفالوردى فى اخبار المهدى، سيوطى، ج2، باب اخبار مهدى. 14. كنزالعمال، علامه متقى هندى، چاپ بيروت، ج2، ص325. 15. همان. 16. مسند امام احمد، ج2، ص83؛ مجمعالزوائد، هيثمى، ج5، ص218. 17. رسائل خمسون، امام فخر رازى، چاپ مصر. 18. مسند ابوداود طيالسى؛ شرح عقايد نسفى؛ شرح مقاصد، تفتازانى، ج2، ص275؛ در ضمن احاديث فوق در منابع ديگرى از جمله صحيح مسلم، ج6، ص21 و 22، حديث شماره 1849؛ حليةالاولياء، ج3، ص224 و تفسير ابنكثير، ج1، ص567 و مسند امام احمد، ج3، ص446 و ج4، ص96 نيز آمدهاند. 19. فرائدالسمطين، حموينى شافعى، ج2، ص331. 20. العرفالوردى، سيوطى، ج2، باب اخبار مهدى، ص166؛ الفتاوىالحديثيه، ابن حجر هيثمى، ص30.
موعود شماره 22
|