|
نگاهى به تاريخچه برگزارى اجلاس دو سالانه بررسى ابعاد وجودى حضرت مهدى (عج) |
|
|
|
۲۳ اسفند ۱۳۸۳ |
|
مقدمه السلام عليك يا نوراللَّه الذى يهتدى به المهتدون و يفرّج به عنالمؤمنين. در بيكران هستى همواره رساننده فيض ربالارباب وجود مبارك امام عصر، عليهالسلام، است كه بى او نه كتاب آفرينش را شيرازه مىماند و نه كشتى نجات و رحمت بر عالميان را سكاندارى، چنانكه فرمود: بفيفمْنفهف رفزفقَ الوَرى و بفوفجودفهف ثَبَتَتف الأرضف و السّماءف. دخيره خداوند و مصلح كل در اين ايام خوشبوتر از همه گلها عطر بركات خويش را در رواق زندگى رعايايش مىپراكند؛ چرا كه او نرگسىترين عطرها را دارد و ربيعالانام است و طالبان جمال پرىطلعتش مترنم به نواى »أين بقيةاللَّه«؛ تا چشمانشان به جمال محبوب منور گردد دست به دعا برمىدارند تا آن هنگام كه خورشيد درخشان آل عصمت پديدار گردد و خزان دنيا را مبدل به بهار سازد. آرى او خواهد آمد تا وعده الهى تحقق يابد در جمعهاى موعود و در طلوعى نزديك. انشاءاللَّه.
سازمان تبليغات اسلامى مفتخر است در سالى كه به نام مبارك اميرالمؤمنين امام على بن ابيطالب، عليهالسلام، مزين گرديده است سومين اجلاس دوسالانه خود را برگزار نمايد و ضمن ارتقاى سطح فرهنگ انتظار و مهدويت به بررسى ابعاد وجودى حضرت مهدى، عليهالسلام، بپردازد. در آستانه برگزارى سومين اجلاس، مناسب ديديم كه نگاهى اجمالى داشته باشيم به دستاوردهاى اجلاسهاى پيشين و برنامههاى سومين اجلاس.
اجلاس مقدماتى در آبانماه 1374 پس از برگزارى نخستين اجلاس نماز در زاهدان به برگزارى نشستى در خصوص حضرت مهدى، عليهالسلام، توجه گرديد. با وجود آنكه حركت و تلاش پايهگذاران اين نشست بدون زمينهسازى قبلى صورت مىگرفت ليكن شور و شوقى كه در ميان بود بسرعت مقدمات برگزارى همايشى با عنوان »فلسفه انتظار حضرت مهدى، عليهالسلام« را فراهم آورد. و حاصل آن شد كه در ايام نيمه شعبان همان سال همايش مذكور در شهر زاهدان با اهتمام نماينده ولىفقيه در استان و امام جمعه زاهدان و ساير مسؤولان برگزار شود كه در اينجا به نكات ارزشمندى از آن اشاره مىگردد: 1. عنايت خاص مقام معظم رهبرى، دامظلهالوارف، و حضور نمايندگان ايشان؛ 2. حضور بيش از 150 تن از شخصيتهاى برجسته علمى و دينى و ارايه سخنرانى توسط برخى از آنها؛ تنى از جمله حضرات آيات: امامى كاشانى، علامه عسكرى، امينى، معرفت، خرازى، رسولى محلاتى، تسخيرى، كريمى جهرمى و حججالاسلام والمسلمين آقايان محمدى عراقى، باريك بين، نعيم آبادى و... همچنين حضور جمعى از طلاب خارجى مركز جهانى علوم اسلامى از كشور تايلند، هند، پاكستان، آمريكا، آلمان، نروژ و...؛ 3. ارايه 142 مقاله علمى از سوى انديشمندان و اقشار فرهنگى كشور؛ 4. حضور و شركت علماى اهل تسنن و ارايه مقالات در اجلاس؛ 5. ايجاد انگيزه تحقيق و زمينه پژوهش در بين آحاد جامعه حول وجود مقدس حضرت حجةبنالحسن، عجّلاللَّهتعالىفرجه.
اولين اجلاس پس از برگزارى نشست ابتدايى به منظور انجام حركتى علمى، تحقيقاتى و ثمربخش، تصميم به تأسيس دبيرخانه دائمى گرفته شد تإ؛/پپ در هر دو سال، اجلاسى با محورهاى مورد لزوم برگزار گردد. به دنبال اين اقدام نشست رسمى تحت عنوان »اولين اجلاس دو سالانه بررسى ابعاد وجودى حضرت مهدى، عليهالسلام« در سال 1375 در شهر زاهدان برگزار گرديد. كه به نكات ارزندهاى از آن اشاره مىگردد: 1. مقالات واصله با توجه به محورهاى تعيين شده در فراخوان از غنا و محتواى مطلوبترى برخوردار بود و انديشمندان و فرهيختگان حوزه و دانشگاه تلاش وافرى در زمينه پژوهش و تحقيق به عمل آورده بودند؛ 2. انتخاب 75 مقاله كه حاوى ديدگاههاى مطرح شده در فراخوان بود؛ 3. انتشار دو جلد كتاب تحت عنوان »سيماى حضرت مهدى، عليهالسلام«، »مبانى تمدن غرب و جامعه ايدهآل اسلامى« كه متضمن عناوين فراخوان بود؛ 4. تشكيل كميته علمى اجلاس با حضور برخى از محققان و مهدى پژوهان حوزه و دانشگاه.
محورهاى مقالات در اولين اجلاس الف)اثرات وجود مقدسحضرت مهدى عجّلاللَّهتعالىفرجه، در جوامع بشرى؛ 1. نقش سازنده انتظار منجى در جوامع بشرى؛ 2. بررسى تطبيقى ديدگاههاى اديان در مفهوم انتظار و اثرات منجى؛ 3. آثار اجتماعى، اخلاقى و اعتقاد به حضرت مهدى، عجّلاللَّهتعالىفرجه؛ 4. تأثير انتظار ظهور در تكوين و پيدايش انقلاب اسلامى؛
ب) بررسى ابعاد وجود مقدس حضرت مهدى، عجّلاللَّهتعالىفرجه، از تولد تا غيبت و ظهور 1. تواقيع حضرت و مسأله رهبرى جامعه اسلامى؛ 2. بررسى و جوابگويى شبهات و اشكالات مطروحه پيرامون حضرت؛ 3. ديدگاه انبيا و ائمه، عليهمالسلام، در ارتباط با وجود مقدس حضرت مهدى، عجّلاللَّهتعالىفرجه
ج) بررسى مبحث نظم به اصطلاح نوين جهانى و سرانجام آن از ديدگاههاى گوناگون
دومين اجلاس در سال 1377، شهر زاهدان ميزبان دومين اجلاس بود كه بحمداللَّه بار ديگر نظر ژرفانديشان جامعه را به خود معطوف ساخت و توانست حركتى در جهت عرض ادب و ارادات به ساحت مقدس حضرت بقيةاللَّهالاعظم،عجّلاللَّهتعالىفرجه، در تاريخ كشور به يادگار گذارد و فضايى قدسى و معنوى ايجاد نمايد. از آنجايى كه با تشكيل دبيرخانه دائمى كار قوت بيشترى يافته بود لذا مشاركت عمومى از طبقات مختلف موجب پربارتر شدن اين اجلاسيه گرديد و حضور پرشورانديشمندان و علاقهمندان به حضرت بيش از اجلاسهاى گذشته درخشندگى يافت. در اين سال مباحث مطروحه با داشتن بركات معنوى حول محورهاى ذيل برگزار گرديد:
محورهاى مقالات در دومين اجلاس بخش اول؛ مباحث شخصيتى شامل: 1. بررسى موضوع اصالت مهدويت و شخصيت وجودى حضرت؛ 2. امام مهدى، عجّلاللَّهتعالىفرجه، از ديدگاه قرآن و روايات؛ 3. بررسى مسأله انتظار، ادله، فوائد و نقش آن؛ 4. عوامل غيبت، موانع ظهور، علائم و رابطه آن با انقلاب اسلامى.
بخش دوم؛ مباحث حكومتى شامل: 1. بررسى ابعاد ولايت تكوينى؛ 2. بررسى ولايت كبراى الهيه و ارتباط آن با ولايت فقيه؛ 3. فلسفه حكومت اسلامى در زمان غيبت؛ 4. تبيين سيماى زمامداران حكومت اسلامى در حكومت جهان.
بخش سوم؛ مباحث اجتماعى شامل: 1. تبيين سيماى خواص و عوام در زمان غيبت؛ 2. تبيين سيماى جوانان صالح در عصر غيبت؛ 3. بررسى و كنكاش پيرامون زندگى اجتماعى در جامعه نبوى (مدينةالنبى) و حكومت جهانى امام مهدى، عجّلاللَّهتعالىفرجه. سومين اجلاس در حال حاضر دبيرخانه اجلاس در حال تدارك مقدمات اجلاس سوم است و در اين راستا اقداماتى به شرح زير صورت گرفته است: 1. تاكنون 130 اثر اعم از مقاله و آثار هنرى واصل گرديده و حدود 20 مقاله توسط انديشمندان و متفكران و صاحبان قلم تدوين گرديده است؛ 2. با هماهنگى سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى با بعضى انديشمندان خارج از كشور تماس حاصل شد كه مقالاتى از كشورهاى سوئد، هند، تايلند، سودان و پاكستان واصل گرديده است؛ 3. كميته علمى ديدارهاى متعددى با علما و انديشمندان داخل ايران جهت مشاوره و اخذ نظرات كارشناسى داشته است تا انشاءاللَّه در اجلاس 79 موضوع و محور راصلى اجلاس 81 تعيين و مطرح گردد. 4. مسابقه بزرگ عكس مهدويت در ايام نيمه شعبان امسال در سراسر كشور برگزار خواهد گرديد. 5. جهت ارتباط با علما و انديشمندان خارج از كشور و نشر معارف مهدويت در اينترنت سايتى به نام شبكه اجلاس مهدى افتتاح شده كه آدرس آن WWW.Eglasmahdi.com مىباشد. 6. چند اثر راجع به حضرت كه به زبان عربى نوشته شد، جهت ترجمه به دبيرخانه ارايه گرديده كه، در دست بررسى و كارشناسى است. 7. چند طرح ادبيات داستانى براى تأليف در سطح نوجوانان و جوانان ارايه گرديده كه در دست كارشناسى و بررسى است. 8. طرحى به عنوان نكوداشت مهدى پژوهان در حال اجراست كه همزمان با برگزارى سومين اجلاس از كسانى كه در حوزههاى: تحقيق و پژوهش، ادبيات و هنر، فرهنگ و تبليغات تلاش كردهاند، تشكر و قدرانى گردد. 9. كتابخانه تخصصى امام مهدى، عجّلاللَّهتعالىفرجه، در محل كميته علمى قم در حال تشكيل است. 10. طرحى با عنوان بانك اطلاعات مهدى پژوهان مراحل اوليه اجرا را مىگذارند كه هدف آن شناسايى محققان و مهدىپژوهان در ايران و خارج از كشور و تشكيل بانك اطلاعات نرمافزارى مىباشد.
گزيدهاى از سخنرانيهاى دومين اجلاس دو سالانه بررسى ابعاد وجودى حضرت مهدى (عج)
موعود خداپرستان سخنرانى آيةاللَّه امامى كاشانى بسماللَّهالرحمنالرحيم »وَعَدَاللَّه الذين آمنوامنكم و عملوا الصّالحات ليستخلفنّهم فىالارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذى ارتضى لهم و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم امناً يعبدوننى لايشركون بىشيئا و من كفر بعد فاولئك هم الفاسقون«.1 در صبح نيمه شعبان، سال 255 ق. در شهر سامرا، از پدرى كه امام حسن عسكرى، عليهالسلام، است، بر دامن مادرى به نام »نرجس«، عليهاالسلام، منجى عالم بشريت، حضرت مهدى صاحبالزمان، عجّلاللَّهتعالىفرجه، طلوع فرمود. زمانى در ستاد نماز جمعه تهران پيشنهاد شد كه كنگرهاى درباره وجود شخصى حضرت و هويت ايشان برگزار گردد و اين امر، هماكنون در اين محفل برگزار شد و بايد گفت كه چنين نشستى براى تمام خداپرستان ضرورت دارد و اين را در سفرى كه به اروپا داشتم، دريافتم. خلاصه قصه چنين است كه در يك سفر به بلژيك، به دانشكدههاى مربوط به علوم و معارف دينى در »لاهه« سرى زديم (اين كار در چنين سفرهايى معمول است.) در يك دانشكده الهيات كه استادان آن مسيحى بودند و كرسى اسلامشناسى نيز داشتند، حضور يافتيم. در دفتر رئيس دانشكده گرد آمديم و با آنان، از جمله استاد اسلامشناسى، مشغول صحبت شديم. من بحث را متوجه آينده بشر كردم و از آنان خواستم كه كلمات حضرت مسيح، على نبيّنا و آله و عليهالسلام، را در اين مورد بيان كنند و به گذشتهها نپردازند؛ هميشه كه جهان با وضع كنونى نمىتواند باقى بماند. جهان بر عدل خداوند برپاست و خداوند حكيم و عادل است و بالاخره روزى دست عدالت او براى نجات بشر به سوى انسان دراز مىشود. اين سنت الهى است؛ از بدو خلقت، تاكنون؛ ولى سخن اينجاست كه اين دست كيست؟ پروفسور اسلامشناسى گفت: »بحث بسيار جدى شد. من سالهاست در تناقص شديد گرفتار شدهام« سپس قرآن را برداشت و ادامه داد: قرآن مىفرمايد: »و مبشراً برسول يأتى من بعدى اسمه احمد« من مسيحى2 هستم؛ ولى به اين »احمد« عقيده دارم. مسيح و انجيل مىگويد: آينده، به دست مسيح است؛ ولى »احمد« مىگويد: آينده به دست مهدى است. شما اين مشكل را براى من حل كنيد.« چون بحث به اينجا رسيد، بنده عرض كردم: »هيچ تناقضى وجود ندارد و هر دو مطلب صحيح است. »مهدى« مقتداست و »عيسى« اقتدا كننده به او«. سپس به رواياتى كه از شيعه و سنى نقل شده، اشاره كردم كه مضمونش چنين است: حضرت مسيح، على نبيّنا و آله و عليهالسلام، به هنگام ظهور در مكه بر حضرت مهدى، عليهالسلام، وارد مىشود. امام مىفرمايند: »تَعال! صَلّف بنا« جلو بايست تا3 به تو اقتدا كنيم، و حضرت مسيح مىفرمايد: كه شما جلو بايستيد، »كرامةً لهذه الامّة«؛ چرا كه خداوند خواسته تا شما را و اسلام را گرامى بدارد. اين روايت در كتب مختلف شيعه و سنى نقل شده است؛ از جمله كتابف »مرقاة المفاتيح فى شرح مشكاة المصابيح« كه نوشته محقق فاضلف اهل سنت، »القارى« است. بنده انجيلها را بررسى كردم كه درباره هويت حضرت چه مىگويند. نسخههاى دست اول را جستوجو كردم. به نسخهاى كه اصل آن در »واتيكان« است و تصوير آن در »بروكسل«، دست يافتم. اين نسخه مربوط به قرن چهارم ميلاد مسيح، يعنى حدود دو قرن قبل از اسلام است و داراى خطى ناخواناست. در آن كتاب، در مورد اوضاعف آخر الزمان، تعبير »پاراكليتوس« و »پركليتوس« آمده است. »پركليتوس« يعنى كسى كه جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد و اين با معناى پاراكليتوس متفاوت است و اين تفاوت را يكى از زبانشناسان متبحّر تأييد كرده است. ما انجيلها را تا قرن پانزدهم ميلادى بررسى كرديم و متوجه شديم كه به مرور زمان اين دو واژه به يك معنا به كار رفته و »پركليتوس« معناى خود را از دست داده است. سال پيش، كنگرهاى در تهران به نام »اسلام و مسيحيت« برگزار شد. علماى مسيحى را دعوت كرديم و من همين مسأله را مطرح كردم. دانشمندترين آنها گفت: من تزى در همين موضوع نوشتهام كه اين دو لغت، دو معنا دارند. از وزارت امورخارجه، (كسى كه به واتيكان هم مربوط بود) اين نوشته را براى ما آورد كه هنوز ترجمه نشده است. من دنبال اين بحث هستم و انشاءاللَّه به عنايت خود حضرت، بخوبى تنظيم و تدوين مىشود. بسيارى از اهلسنت، درباره هويت ايشان مسأله را حل كرده و هويت شخصى دانستهاند؛ اين جا را بسيار خوب بحث كرده و از گذشتهها صرفنظر كردهاند و اين كار بسيار خوبى است؛ البته اين نه به معناى مسكوت گذاشتن حق است. مرحوم آقاى بروجردى، رحمةاللَّهعليه، همين پيشنهاد را به شيخ بزرگ الازهر، »شيخ محمود شلتوت« كرد كه حق، حق است؛ اما اكنون وظيفه جهان اسلام در گرفتن »دين و احكام« از چه كسى است؟ تمام كتابهاى شيعه و سنى، انگشت اشاره به اهل بيت، عليهمالسلام، دارند. »فخر رازى« در مسألهجهردر»بسماللَّهالرحمنالرحيم« مىگويد: »عدهاى اجماع بر اخفات كردهاند؛ ولى قرائت »على بن ابىطالب« جهر است و من اقتدى فى دينه بعلى فقد اهتدى.« چه اندازه4 اين روايت ثقلين از صحابه نقل شده! و همچنين است ساير روايات: آقاى بروجردى، رحمةاللَّهعليه، مىفرمود: بياييد از اهلبيت، عليهمالسلام، اين را اخذ كنيم. بنده عرض مىكنم: آن به جاى خود، اكنون بياييد در هويت حضرت مهدى، عليهالسلام، متفق شويم؛ مثل »عبدالرحمن جامى« از شخصيتهاى بزرگ اهل سنت، در كتابى به نام »شواهد النبوة« مىگويد: »و انّه الّذى يملأ الأرض عدلاً و قسطاً« و روايت »حكيمه5 خاتون« را در ولادت حضرت مهدى،عجّلاللَّهتعالىفرجه، نقل مىكند: »وقتى متولد شد، بر دو زانو نشست و سبابه را به سوى آسمان بلند كرد و عطسه نمود و گفت: »الحمدللَّه ربالعالمين.« باز هم نقل4مىكند: »شخصى بر امام حسن عسكرى، عليهالسلام، وارد شد و از جانشين و امام بعدى سؤال كرد. امام حسن عسكرى، عليهالسلام، فرمود: »لو لا كرامتك علىاللَّه لا اريتك هذا الولد: اگر نزد خداوند كرامت6 نداشتى، اين طفل را به تو نشان نمىداديم.« اسم او اسم رسول خدا و كنيهاش كنيه اوست.« پس در اين مسأله هم با برادران اهل سنت اختلافى نداريم و كسانى كه شبههاى دارند، با مقدارى بررسى در كتابهاى خودشان برطرف مىشود؛ ولى بايد به ديده انصاف به بحث نگاه كنند. همه شما با »مثنوى« آشنا هستيد. »مولوى« عالم و شاعر اهل سنت است و اشعارى در مورد اهلبيت، عليهمالسلام، دارد. اين اشعار را »منتخب الاثر« از »ينابيع المودة« نوشته »قندوزى« نقل كرده است. سراغ مثنوى رفتم، ولى به نظر نمىرسيد كه در مثنوى يافت شود؛ زيرا وزن آن متفاوت بود. كليات را نيز بررسى كردم و فقط قسمتهاى ابتدايى و انتهايى اشعار را يافتم، ولى بقيه حذف شده بود. صاحب »اينابيعالمودة«، از علما و مورخان اهل سنت است و از حنفىهاست كه در اوايل قرن سيزده مىزيسته و اين اشعار را نقل كرده است. در كتابخانه مدرسه عالى شهيد مطهرى، يك نسخه خطى از كليات را پيدا كرده، اشعار را در آن به طور كامل يافتيم. با دوستى اين قضيه را مطرح كردم و ايشان نيز وجود چنين اشعارى را در چاپ بمبئى از كليات، تأييد كردند و بعدها بعضى از ناشران از ما خواستند كه نسخه را در اختيار آنان بگذاريم تا چاپ شود.
پىنوشتها: 1. سوره نور، آيه 55. 2. سوره صف، آيه 6. 3. بحارالانوار، علامه مجلسى، ج6، ص301. 4. مائة منقبة، محمدبن احمدالقمى، ص61. 5. سوره حمد، آيه 2. 6. بحارالانوار، علامه مجلسى، ج26، ص262. 7. اعلامالورى، شيخ طبرسى، ص439.
مهدى، عليهالسلام، موعود شيعه و اهل سنّت سخنرانى علامه سيدمرتضى عسكرى
قالَاللَّه سبحانهَ و تَعالى: »وَعَدَاللَّه الذين امنوا و عملوا الصّالحات، ليستخلفنّهم فىالأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذى ارتضى لهم و ليبدلنّهم منبعد خوفهم امناً يعبدوننى لا يشركون بىشيئاً...« 2 تا جايى كه تاريخ نشان مىدهد، بشر به دو دسته تقسيم شده: عدهاى مىپندارند كه جهان هستى با تمام نظام و حكمتى كه دارد، تصادفى به وجود آمده است؛ اينان هيچ علمى از آغاز و پايان هستى ندارند و تابع »ظّن« هستند. دسته ديگر مؤمنان هستند و علم دارند كه جهان را خالق حكيم و مدبرى آفريده، آغاز آن را از فرموده خالق مىدانند و به پايانش آگاهى دارند و همچنين قيامت و معاد را پذيرفتهاند. اينان اصحاب اديان آسمانى هستند كه خود دو دستهاند: دستهاى كه كتابهاى آسمانى آنها مورد دستبرد و تحريف واقع شده و به همين دليل از نهايت كار جهان بىاطلاع هستند؛ اما همه ايمان دارند كه در پايان، خداوند براى عالم بشريت يك منجى مىفرستد و اين امرى است اجماعى در بين اديان. در ميان اديان، مسلمانها كه كتاب آسمانى آنها بدون تحريف و در دسترس است، از بقيه نسبت به مسأله، بيناتر و داناترند. پيامبرى كه جز وحى نمىگويد، آنان را به اين مسأله از راه وحى آگاه كرده كه مهدى موعود، عليهالسلام، در پايان جهان، حكومت عادلهاى بر پا مىكند كه براى هيچ يك از انبيايى كه حكومت داشتهاند، ميسر نبوده است و اينكه عيسى بن مريم على نبيّنا و آله و عليهالسلام، هم به او اقتدا مىكند، شايد اشاره به اين باشد كه عيسويان نيز پيرو او خواهند گرديد. باز مسلمانها در اينجا دو دستهاند: يك دسته جزئيات قضيه را مىدانند. علامتهاى ظهور، صفات آن حضرت، محل قيام، كيفيت حكمرانى ياران آن حضرت - كه 313 نفر هستند و در حكومت بر دنيا فرمانداران حضرت خواهند بود - اينها بزرگان ياران حضرت هستند، ولى اولين لشكركه از مكه خارج مىشود ده هزار نفر است؛ به عدد لشكرى كه پيامبر در فتح مكه داشت. دليل اينكه اين مطالب براى اين دسته از مسلمانان روشن و واضح است، اين است كه اينان تابع مكتب اهلبيت، عليهمالسلام، بودند و به روايات اهتمام مىورزيدند؛ به خلاف پيروان مكتب خلفا كه بر اثر اجتهاد بعضى از آنان، نوشتن حديث پيامبر، صلىّاللَّهعليهوآله، ممنوع شد. اجتهادشان اين بود كه مبادا قرآن با كلمات پيامبر اكرم، صلىّاللَّهعليهوآله، آميخته شود. »تاريخالاسلام« ذهبى، اين رويه را ثبت كرده است و نيز »تاريخالخلفاء« سيوطى در ترجمه حال »ابىجعفر« مىنويسد: »تا اين زمان، كتاب حديث و علمى در دست عالمان نبوده و همه علوم را استادان قرآن و حديث، از حفظ بيان مىكردند.« طبيعى است كه احاديث كمى در اين ميان براى آنان باقى بماند. اما بنده در كتاب »معالم المدرستين« اثبات كردهام كه تابعين مذهب اهلبيت، عيلهمالسلام، از زمان ائمه، عليهمالسلام، تا امروز، احاديث پيامبر را مىنوشتند؛ لذا احاديث غير احكام در مكتب اهلبيت اينگونه روشن است. سند ديگر، اينكه غالباً به نام مهدويت در برابر خلفا قيام مىكردند؛ »محمدبن عبداللَّه بن الحسن«، نواده امام حسن، عليهالسلام، كه در مقابل »ابى جعفر منصور« با نام »مهدى« قيام نموده، گرچه امام صادق، عليهالسلام، از آنچه نزد او از كتب ارث برده، از پيامبر خبر مىدهد كه اين »محمد«، مهدى موعود نيست و كشته خواهد شد. روايتى وجود دارد كه: »هر رأيتى قبل از ظهور حضرت حجت، عليهالسلام، بلند شود، رأيت ضلال است.« معناى اين روايت اين است كه هر كس ادعاى مهدويت كند، بر ضلال است؛ نه هر رأيتى كه به اسم اسلام بلند شود؛ مانند رأيتى كه امام خمينى، رحمةاللَّهعليه، بلند نمودند. حال چند روايت از كتب صحاح و غيره نقل مىكنيم تا اجماعى بودن آن روشن شود. روايات را به طور مختصر از كتاب »معالم المدرستين« نقل مىكنم. در »سنن ترمذى« در باب »ماجاءفىالمهدى« آمده كه پيامبر فرمود: دنيا به آخر نمىرسد تا اينكه كسى بر عرب حكومت كند، از خاندان من كه اسم او مانند اسم من است. و نظير اين حديث در »مستدرك صحيحين« و »مسند احمد« از روات ديگر وجود دارد. از پيامبر روايت مىكند: لو لم يبق منالدنيا إلّاْ يوم لطوّله اللَّه عزّوجلّ حتّى يملك رجل من أهل بيتى... 3 در حديث ديگر مىفرمايد: المهدىّ منّا أهل البيت 4 مهدى از ما اهلبيت است و خداوند در يك شب كار او را آماده مىكند. حديث ديگر در »مستدرك صحيحين« است كه سيماى او را توضيح مىدهد و مىفرمايد: ... يملأ الأرض قسطاً و عدلاً... 5 در حديث ديگرى است كه حضرت فرمود: لو لم يبق منالدنيا إلّاْ يوم واحد لطوّل ذلك اليوم حتّى يبعث اللَّه رجلاً من ولدى اسمه كاسمى. 6 سلمان مىپرسد: »از كدامين فرزند تو؟« حضرت مىفرمايد: »من ولدى هذا و ضرب بيده على الحسين، عليهالسلام« يعنى از فرزندان امام حسين، عليهالسلام، است. البته عبارات مختلفى وجود دارد، »من اهل بيتى«، »من قريش« و رواياتى هم اسم و صفات حضرت مهدى، عليهالسلام، را بيان مىكند. در صحاح و سنن و مسانيد بر عدد ائمه - كه گاهى به خلفا تعبير شده - تصريح شده كه دوازده نفر هستند. در صحيح مسلم آمده: لا يزال هذا الدّين قائماً حتّى تقوم السّاعة... 7 اسلام تا قيام قيامت به پاست. و در شمار دوازده خليفه مىآيد كه همه از قريش هستند و در يك جا مىفرمايد: »من ولد الحسين« يا تعبير دوازده امير كه در »صحيح بخارى« آمده است. در روايتى مىخوانيم: لا تزال هذه الامة مستقيماً أمرها ظاهرة على عدو٠
موعود شماره 22
|