على اكبر مهدى پور سرزمين حجاز در ماههاى حرام، بويژه در ماه رجب، از روزگار باستان، ميزبان زائران بى شمارى بود، كه از راههاى دور و دراز به سوى كعبه معظمه ميشتافتند و هدايا و قربانيهاى فراوانى با يك دنيا شور و اشتياق به آن خانه نثار ميكردند.
در دومين جمعه از ماه رجب، كه از ماههاى حرام است و احترام خاصى در ميان همه قبايل و طوائف داشت، ازدحام عجيبى در اطراف كعبه بود و سيل مردم از پير و جوان با احترام ويژه اى در اطراف خانه خدا در حال طواف بودند، كه زنى حامله، با چهره اى شكسته، در گرداگرد خانه خدا بى تابانه مى گرديد و با انگشتان لرزانش به جامه كعبه آويخته بود و در حالى كه قطرات اشكش سيل آسا به صورتش مى ريخت، زير لب مى گفت: پروردگارا! من به تو ايمان آورده ام و به آنچه كتاب و پيامبر از سوى تو آمده است، ايمان دارم. پروردگارا! من به آيين جدم »ابراهيم خليل« كه بينانگذار اين خانه كهن است، ايمان دارم. پروردگارا! ترا سوگند مى دهم به حق بنيانگذار اين بيت، و به حق اين مولودى كه در شكم دارم، كه اين زايمان را بر من آسان بگردان.1 چشمهاى كنجكاو او را مى ديد و گوشهاى شنوا سخنانش را دنبال مى كرد و حس كنجكاوى در مغزها تحريك مى شد، كه ناگهان فريادى از تعجب از همگان بلند شد و به دنبال آن سكوتى سنگين بر همگان حكمفرما شد. آب در گلوها خشكيد، حيرت و تعجب بر چهره ها نقشى شگفت زده بود، نفسها از سينه ها بيرون نمى آمد. كسى جرأت نداشت كه سكوت را بشكند و بگويد: لحظه اى پيش ديوار كعبه شكافته شد و زن حامله اى به درون خانه خدا رهنمون شد! چه كسى باور مى كرد كه سنگ خارا آغوش باز كند و زن حامله اى را در خود جاى دهد؟! حيرت و تعجب مردم هنگامى افزايش يافت كه تلاش پرده داران كعبه، در گشودن قفل در به نتيجه نرسيد. لحظه به لحظه بر ازدحام مردم افزوده مى شد، همگان در انتظار بودند كه از فرجام اين راز آگاه شوند. از نقطه نظر مردمف نگران و حيرت زده، هر لحظه اى چون يك ساعت مى گذشت و همگان ثانيه شمارى مى كردند كه نيروى غيبى اين مشكل را بگشايد. پس از گذشت مدتى طولانى، همان سنگ خارا آغوش باز كرد و فاطمه بنت اسد در حالى كه »مولود كعبه« را در آغوش داشت بيرون آمد. صداى هلهله اوج گرفت و در خانه هاى مكه طنين انداخت. حضرت ابوطالب، عمو و برترين حامى پيامبر، صلّى اللّه عليه وآله، در حالى كه برق شعف از ديدگانش مى جهيد، بانگ برآورد: أيّها النّاس: ولد فى الكعبة ولى اللَّه. هان اى مردم! ولى خدا در خانه خدا ديده به جهان گشود. 2 اين حادثه پرشكوه و بى نظير تاريخ، به روز جمعه، سيزدهم ماه رجب، سى امين سال حمله ابرهه به خانه خدا (عام الفيل) اتفاق افتاد.3 تواتر حديث ولادت همه ناقلان آثار و راويان اخبار اتفاق نظر دارند كه خورشيد امامت از درون كعبه طلوع نموده و داستان ولادت مولاى متقيان اميرمؤمنان، عليه السلام، در درون كعبه از مسلمات تاريخ است و هيچ پژوهشگر باانصافى نمى تواند در سند آن ابراز شك و ترديد نمايد و اينك اعتراف گروهى از بزرگان اهل سنت: 1. حاكم نيشابورى حافظ ابو عبداللَّه، محمدبن عبداللَّه، مشهور به حاكم نيشابورى (م 405 ق.) در كتاب بسيار معروفش »مستدرك صحيحين« مى نويسد: روايات متواتر است كه فاطمه بنت اسد، اميرمؤمنان على بن ابى طالب، كرم اللَّه وجهه، را در خانه كعبه به دنيا آورد.4 2. گنجى شافعى حافظ ابوعبداللَّه محمدبن يوسف قرشى، معروف به گنجى شافعى (م658 ق.) در كتاب »كفايةالطالب« مى نويسد: اميرمؤمنان على بن ابى طالب در مكه معظمه، در درون بيت اللَّه الحرام، به شب جمعه 13 رجب، سى سال گذشته از عام الفيل، ديده به جهان گشود و هرگز مولود ديگرى پيش از او يا بعد از او در خانه كعبه زاده نشده است. اين ولادت مسعود كرامت و فضيلتى براى او، و فضيلت و شكوهى بر خانه خداست.5 3. آلوسى شهاب الدين ابوالثناء، سيدمحمود آلوسى، صاحب تفسير آلوسى، شرح مفصلى بر قصيده عينيه عبدالباقى افندى عمرى نوشته است. وى در شرح بيت: اَنتَ العلىّف الّذى فَوقَ العفلى رفففعا ببطنف مكّةَ عندَ البيتف إذْوفضفعا مى نويسد: ولادت اميرمؤمنان، كرم اللَّه وجهه، در درون كعبه، در سراسر دنيا مشهور است و در كتابهاى هر دو فرقه (شيعه و سنى) روايت شده و هرگز در مورد غير ايشان چنين فضيلتى ثابت نشده است. آرى، چقدر شايسته است كه پيشواى پيشوايان در جايى متولد شود كه آنجا قبله مؤمنان است. سپاس و ستايش از آن خداوندى است كه هر چيزى را در جاى شايسته خود قرار مى دهد و او فرزانه فرزانگان است«.6 4. ذهبى حافظ شمس الدين، ابو عبداللَّه محمدبن احمد ذهبى، (م 848 ق.) در كتاب »تلخيص مستدرك« متن گفته حاكم نيشابورى را آورده كه مى گويد: اخبار به حد تواتر رسيده كه على بن ابى طالب در درون كعبه ديده به جهان گشود.7 5. لكهنودى علامه لكهنوى نيز در كتاب »مرآة المؤمنين« عين گفته حاكم را آورده و تصريح نموده كه ولادت اميرمؤمنان، عليه السلام، در درون كعبه متواتر است و اين فضيلت ويژه آن حضرت مى باشد.8 6. دهلوى شاه ولى اللَّه، احمد بن عبدالرحيم دهلوى، (م 1176 ق.) در كتاب »ازالة الخفاء« مى نويسد: بى گمان روايات متواتر است كه فاطمه بنت اسد، اميرالمؤمنين على بن ابى طالب را در درون كعبه به دنيا آورد، بدون ترديد او در روز جمعه 13 رجب، سى سال گذشته از عام الفيل، در خانه كعبه به دنيا آمده است و هرگز پيش از او يا بعد از او كسى در خانه كعبه زاده نشده است.9 7. محمد مبين مولوى محمد مبين لكهنوى، (م 1225 ق.) در كتاب »وسيلة النجاة« مى نويسد: ولادت آن معدن كرامت، روز جمعه 13 رجب، سى سال بعد از عام الفيل، در مكه، در جوف كعبه واقع شد. خداى تعالى او را به اين فضيلت مخصوص گردانيد و كعبه را با اين شرف مشرف گردانيد.10 8. ميلادخان مولوى هادى على خان ميلادخان، در ترجمه كتاب يادشده مى نويسد: در ميان مورخان اتفاق نظر هست كه حضرت اميرالمؤمنين در درون كعبه ديده به جهان گشود و در اين زمينه هيچ اختلافى نيست كه اين شرف به آن حضرت اختصاص دارد.11 9. كاكورى حافظ محمد على حيدر ابن شاه على قلندر كاكورى، (م 1350 ق.) در كتاب »احسن الانتخاب« از مستدرك حاكم و ازالة الخفاء شاه ولى اللَّه دهلوى روايت كرده است كه موضوع ولادت اميرمؤمنان در درون كعبه به حد تواتر رسيده است.12 10. گجراتى علامه سعيد گجراتى، از بزرگان اهل سنت، در كتاب »الإعلام بأعلام مسجدالحرام« در پاسخ برخى از دشمنان اهل بيت، كه زادگاه اميرمؤمنان، عليه السلام، را از روى عناد در دامنه كوه ابوقبيس نوشته اند، مى نويسد: خدايا تو خود مى دانى كه اين سخن بهتانى بزرگ است و آن را دشمنان اهل بيت جعل كرده اند، زيرا روايت متواتر دلالت مى كند بر اين كه تولد آن حضرت در درون كعبه بوده است.13 حديث ولايت محدثان بزرگ از عالمان شيعه و سنى حديث ولادت را در مجامع حديثى خود، با سلسله اسناد خود، از رسول گرامى اسلام، اصحاب، تابعين و ائمه دين، عليهم السلام، روايت كرده اند: 1. شيخ الطائفه، ابو جعفر محمدبن حسن، مشهور به شيخ طوسى، (م 460 ق.) مشروح حديث ولادت آن حضرت در درون كعبه را با سلسله اسناد خود، از جناب عباس عموى پيامبر روايت كرده است.14
2. پيشواى محدثان، ابو جعفر محمدبن على بن حسين بن بابويه، مشهور به شيخ صدوق، (م 381 ق.) مشروح آن را در كتابهاى خود از يزيدبن قعنب روايت كرده است.15
3. ابن شهرآشوب، (م 588 ق.) مشروح آن را با سلسله اسناد خود از امام جعفر صادق، عليه السلام، روايت كرده است.16 وى همچنين اين حديث را با سلسله اسناد ديگرى از جابربن عبداللَّه انصارى روايت كرده است.17
4. ابوالحسن على بن محمدبن محمد واسطى، مشهور به ابن مغازلى، (م 483 ق.) در كتاب مناقب خود، مشروح اين داستان را با سلسله اسناد خود از امام زين العابدين، عليه السلام، روايت كرده است.18 5. نورالدين على بن محمد صباغ مكى، مشهور به ابن صباغ مالكى، (م 885 ق.) مشروح آن را با سلسله اسناد خود از امام زين العابدين، عليه السلام، روايت كرده است.19
6. ابو عبداللَّه محمد بن يوسف بن محمد قرشى، مشهور به گنجى شافعى، (م 658 ق.) مشروح آن را از طريق جابربن عبداللَّه انصارى از رسول اكرم، صلّى اللّه عليه وآله، روايت كرده است20.
در اينجا فراز كوتاهى را از »يزيد بن قعنب« كه يكى از شاهدان عينى است نقل مى كنيم:
روزى با عباس بن عبدالمطلب در مسجدالحرام نشسته بوديم كه ناگاه »فاطمه بنت اسد« مادر اميرالمؤمنين، عليه السلام، وارد شد. وى حامله بود و نه ماه از دوران باردارى اش مى گذشت. فاطمه بنت اسد، در حالى كه درد زايمان گرفته بود، در كنار بيت ايستاد و گفت: »پروردگارا من به تو، و به آنچه از پيامبران و كتابها از سوى تو آمده است ايمان دارم.
من به آئين جد بزرگوارم ابراهيم خليل كه بانى اين بيت است باور دارم. پروردگارا به حق آن كسى كه اين »بيت عتيق« را بنياد نهاد، و به حق اين مولودى كه در شكم دارم، اين زايمان را بر من آسان بگردان«.
يزيد بن قعنب مى گويد: در برابر ديدگان من و همه حاضران، ديوار كعبه از طرف پشت شكافته شد و فاطمه بنت اسد به درون كعبه رفت و از ديدگان ما ناپديد شد و ديوار به حال اولى بازگشت. درصدد برآمديم كه قفل در را باز كنيم ولى ممكن نشد. پس دريافتيم كه امر الهى است. سه روز تمام فاطمه درون كعبه بود و روز چهارم در حالى كه اميرمؤمنان على بن ابى طالب، عليه السلام، را بر روى دست داشت، از درون كعبه بيرون آمد.21
بسيارى از بزرگان اين متن را در كتابهاى حديثى خود آورده اند.22 علاوه بر كتب حديثى، در كتب مزار نيز در برخى از متون زيارتى مأثور از ائمه معصومين، عليهم السلام، به ولادت آن حضرت در درون كعبه تصريح شده، كه به دو نمونه آن اشاره مى كنيم:
1. در زيارت مخصوص هفده ربيع الاول، كه محمد بن مسلم آن را از امام صادق، عليه السلام، روايت كرده آمده است:
السلام عليك يا من وفلدف ففى الكَعبة. سلام بر تو، اى كسى كه در كعبه ديده به جهان گشودى.23 و در قسمت پايانى همين زيارتنامه آمده است: المولود فى البيت ذى الأستار مولودى كه در خانه كعبه، در سراپرده الهى ديده به جهان گشود.24 2. و در زيارت مطلقه اميرمؤمنان، عليه السلام، آمده است: السلام على المولود فى الكعبة، المزوج فى السماء. سلام بر آن مولودى كه در خانه خدا ديده به جهان گشود و عقد نكاحش در آسمان بسته شد.25
علاوه بر اين شاعران بسيارى حديث ولادت اميرالمؤمنان، عليه السلام، را در مدايح و قصائد خود آورده اند كه از هر قرنى به يك نمونه اكتفا مى كنيم:
1. شاعر پرشور قرن دوم سيد حميرى، (م 179 ق.) مى گويد: وَلَدَتْهف فى حَرَمف الالفه و اَمْنفهف والبيتف حَيثف فَناؤفه و المسجدف مادرش او را در حرم خدا و خانه امن او به دنيا آورد، كه آنجا آستانه و سجده گاه اوست.26
2. شاعر نكته پرداز قرن سوم، محمدبن منصور سرخسى مى گويد: وَلَدَتْهف مفنْجفبَةً و كان وفلادفها فى جَوفف كَعبةَ اَفْضَلف الأكنانف مادر نجيب و برگزيده اش او را در درون كعبه به دنيا آورد، كه بهترين جايگاههاست.27
3. شاعر معروف قرن چهارم، ابو طلحة بن عبيداللَّه غسانى عونى، در ضمن قصيده غديريه خود مى گويد: هفوَالَّذى سَمَّتْهف تفلكَ الجَوْهَرَةف إذ وَلَدَتْ ففى الكَعْبَةف المفطَهَّرةف او همان شيربچه است كه اين گوهر تابناك (مادر بزرگوارش) هنگامى كه او را در درون كعبه مشرفه بزاد، اينگونه نام نهاد.28
4. شاعر بلند آوازه قرن ششم، ابوالمجد، مجدود بن آدم، مشهور به سنائى در اين رابطه مى گويد: در مرحله على نه چونست و نه چند در خانه حق زاده به جانش سوگند29
5. مورخ مشهور عهد عباسيان و شاعر بلند آوازه قرن هفتم، ابن ابى الحديد معتزلى، (م 656 ق.) در ضمن قصيده معروفش مى گويد: هفوَالَّذى بَيتف اللَّهف مَوْلدفهف فَطَهَّرَ البَيتَ مفن أرجاسف و أوثانف او همان شخصيت والامقامى است كه بيت خدا زادگاه او بود، و لذا خانه خدا را از پليدى بتها پاك و پاكيزه نمود.30
6. شاعر پرشور شيعه در قرن هشتم، سيد عبدالعزيز سيريجى اوالى، در قصيده غديريه خود مى گويد: مَنْ كانَ فى حَرَمف الرَّحمانف مَوْلَدفهف و حاطَهف اللَّهف مفنْ بأسف و عفدْوانف به جز على، عليه السلام، چه كسى در حرم امن الهى به دنيا آمده؟! و به جز او چه كسى را خداوند از ترس و وحشت دشمن بيمه كرده است؟31
7. شاعر معروف قرن نهم، عبدالرحمن جامى، (م 898 ق.) به اين داستان اشاره كرده، مى گويد: به سوى كعبه رود شيخ و من به سوى نجف به حق كعبه كه آنجا مراست حق به طرف تفاوتى كه ميان منست و او اينست كه من به سوى گهر رفتم او به سوى صدف32
8. شاعر برجسته قرن دهم، اهلى شيرازى، (م 942 ق.) مى گويد: كعبه زان شد سجده گاه انبيا و اوليا كامد آنجا در وجود، آن كعبه ارباب دين33
9. فيلسوف و شاعر نامى قرن يازدهم، سيدمحمد باقر استرابادى، معروف به ميرداماد، (م 1041 ق.) در ضمن قصيده اى مى گويد: در كعبه »قل تعالوا« از مام كه زاد؟ از بازوى باب حفطَّه خيبر كه گشاد؟ و در لفظ كوتاه و پرمغزى مى گويد: اسداللَّه در وجود آمد در پس پرده هر چه بود آمد34
10. شاعر و محدث قرن دوازدهم، سيدمحمد صالح ترمذى، متوفاى 1160 ق. مى گويد: در فضائل بى نظير آمد على بر همه عالم امير آمد على آن على كز مادرش در كعبه زاد آنكه بردوش پيمبر پا نهاد35
11. شاعر نكته سنج قرن سيزدهم، مولى محمد رضا هماى شيرازى، (م 1212 ق.) در ضمن قصيده اى مى گويد: گوهر تاج »سَلفونى« ماه برج »لَوْكفشففَ« تاج بخش شهر ياران، تاجدار »إنّما« حصن اسلام از دم شمشير او شد استوار آنچنانكه كعبه از مولود او شد با صفا36
12. شاعر بزرگوار و فقيه نامدار قرن چهاردهم، آيةاللَّه حاج شيخ محمد حسين اصفهانى، مشهور به كمپانى، (م 1361 ق.) مى فرمايد: كعبه را تاج شرف تا اوج »أوأدنى« رسيد يافت چون از مولد ميمون اواَقْصَى المفنى37 و در قصيده اى ديگر مى فرمايد: تا درخشان شد درون كعبه زان وجه حسن »ثَمَّ وَجهف اللَّه« روشن شد برون از شك و ظن38
13. شاعر پرشور قرن اخير، حاج سيدرضا حسينى، مشهور به سعدى زمان، (م 1406 ق.) مى گويد: فاطمه بنت اسد بانوى راد تا ترا اى سرّ حق، در كعبه زاد كشف شد هستى خدا را خانه زاد خالق عالم عليّت نام داد خواند احمد مرتضايت يا على39
14. شاعر زبردست معاصر، بولس سلامه، از شعراى مسيحى لبنان، در قصيده حماسى خود مى گويد: حفرَّةٌ لزَّها المَخاضف فَلاذَتْ بفسفتارف البَيْتف العَتيقف الوَطيدف شيرزنى از درد زه بناگزير، به سراپرده كعبه عتيق و استوار پناهنده شد. پس از ابياتى مى گويد: كانَ فجرانف ذلكَ اليوفم فَجْرٌ لفنَهارف و آخَرف لفلوَليدف آن روز دو صبحدم يكجا بدميد، يكى سپيده روز و ديگرى فروغ تازه مولود.40
اين بود اشاره اى كوتاه به فضيلت ويژه اى از اميرمؤمنان، عليه السلام، كه به تعبير مرحوم محدث نورى از ضروريات مذهب شيعه به شمار مى آيد و همواره در كتابها، خطابه ها و شعرها در همه قرون و اعصار منعكس شده و دوستان اهل بيت در برابر دشمنان با آن احتجاج و مباهات مى نمودند.41
در اين رابطه كتابهاى مستقل فراوانى نوشته شده كه جامعتر از همه، كتاب پر ارج »على وليد الكعبه« از علامه بى نظير، آيةاللَّه حاج شيخ محمدعلى اردوبادى، (م 1379 ق.) مى باشد.
اين كتاب اخيراً توسط نويسنده توانا، حضرت حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ عيسى سليم پور اهرى به فارسى ترجمه شده و به عنوان »مولود كعبه« منتشر شده است. پى نوشت ها: 1. الشّيخ الصّدوق، الامالى، ص114؛ همان، معانى الأخبار، ص62؛ ابن شهداشوب، مناقب آل ابى طالب، ج2، ص173؛ ابن فتال، روضةالواعظين، ص76؛ العلامةالمجلسى، بحارالانوار، ج35، ص8، الطبرى، بشارةالمصطفى، ص8؛المحلاتى، رياحسين الشّريعه، ج3، ص6. 2. الشّافعى، كفايةالطالب فى مناقب على بن الطالب فى مناقب على بن ابى طالب، ص406؛ شاذان بن جبرئيل، الفضائل، ص56؛ همان، الروضة، ص78؛ العلامةالمجلسى، بحارالانوار، ج35، ص12؛ العلامةالأمينى، الغدير، ج7، ص347. 3. الشّيخ المفيد، الارشاد، ص9؛ الشّيخ الطوسى، تهذيب الأحكام، ج2، ص7؛ السّيد الرضى، خصائص الائمّه، ص39، ابن الطاووس، اقبال الأعمال، ص655، ابن شهداشوب، المناقب، ج2، ص78، ابن الصّباغ، الفصول المهمه، ص30؛ خواند مير، حبيب السّيد، ج1 ص52؛ الدهلوى، ازالةالخفاء؛ المجلسى، البحار، ج35، ص5و7. 4. الحاكم النّيشابورى، مستدرك الصّحيحين، ج3، ص483. 5. الشّافعى، كفايةالطالب فى مناقب على بن ابى طالب، ص407. 6. الآلوسى، شرح العينيّه، ص15. 7. الذّهبى، تلخيص المستدرك، ج3، ص483. 8. اللكهنوى، مرآة المؤمنين، ص21. 9. الدّهلوى، ازالةالخفاء، ج2، ص251. 10. محمد مبين، وسيلةالنّجاه، ص60. 11. ميلادخان، ترجمه وسيلةالنّجاه، ص62. 12. كاكورى، احسن الانتخاب فى معيشة سيدنا ابى تراب، ص21. 13. الگجراتى، الإعلام بأعلام مسجدالحرام - مخطوط - به نقل النّقوى، على و الكعبه، ص76. 14. الشّيخ الطّوسى، الأمالى، ص706. 15. الشّيخ الصّدوق، معانى الأخبار، ص62؛ الأمالى، ص80؛ علل الشّرايع، ص56. 16. ابن شهداشوب، مناقب آل ابى طالب، ج2، ص174. 17. همان، ص172. 18. ابن المغازلى، مناقب على بن ابى طالب، ص7. 19. ابن الصّباغ، الفصول المهّمه، ص14. 20. الشّافعى، كفايةالطالب، ص706. 21. الشيخ الصّدوق، معانى الأخبار، ص62. 22. الشيخ الطوسى، الأمالى، ص706؛ الاربلى، كشف الغمّه، ج1، ص60؛ ابن الفتّال، روضةالواعظين، ص77؛الديلمى، ارشاد القلوب، ج2، ص211، العلامةالحلى، كشف اليقين، ص5 و كشف الحق، ص109. 23. ابن المشهدى، المزارالكبير، ص207؛ ابن الطاووس، اقبال الأعمال، ص608. 24. ابن المشهدى، همان، ص210؛ ابن طاووس، همان، ص610. 25. ابن الطاووس، مصباح الزّائر، ص146. 26.ابن شهداشوب، مناقب آل ابى طالب، ج1، ص175. 27. الخوئى، منهاج البراعه، ج1، ص71. 28. العلامةالأمينى، الغدير، ج4، ص135. 29. خزائن الشهداء، ج1، ص9. 30. اسماعيل الأنصارى، خط سيرما، ص55. 31. العلامةالأمينى، همان، ج6، ص21. 32. العلامةالاردوبادى، علىّ وليدفالكعبة، ص84. 33. همان، ص82. 34. على دوانى، مجله مكتب اسلام، سال7، شماره1، ص31. 35. ترمندى، مناقب مرتضوى، ص89. 36. بيرجندى، مناقب علوى، ص69. 37. الاصفهانى، ديوان كمپانى، ص17. 38. همان، ص20. 39. سعدى زمان، نجوم درخشان، ج1، ص52. 40. بولس سلامه، عيدالغدير، ص56. 41. المحدّث النورى، لؤلؤ و مرجان، ص166. موعود شماره 22 |