|
۳۰ مرداد ۱۳۸۲ |
نوشا خليل بيگي 1. از حضرت اببوالحسن الرضا (ع) آمده است كه فرمود: چقدر خوب است صبر و انتظار فرج. آيا نشنيدهاي فرموده خداي عزوجل را كه «وارْتَقبوفا افني مَعَكفمْ رَقيبٌ» در انتظار باشيد كه من هم با شما منتظرم» «فَانتَظفروا افني مَعَكفمْ مفنَ المفنْتَظفرين» پس انتظار بكشيد كه من با شما از منتظرانم بنابراين بر شما باد صبر بدرستي كه گشايش پس از نا اميدي ميآيد البته آنانكه پيش از شما بودند صبورتر از شما بودند.
چه با شكوه نقطه آغاز آمدنت، روزي كه سيصد و سيزده ستاره نوراني گرد آفتاب رخت گردند. جانشين حضرت حق، مقصود آفرينش عالم پيغمبر خاتم (ص)، تنزيل مجيد در آستين تو نهاده و سلطان كرسي عدل امام علي (ع) تيغ عدالت بر ميان تو بسته . عيسي با تمام اعجاز عنان سمند تيز پاي تو را گيرد و موسي با هزار جلوه ظور چراغدار راه تو باشد. سليمان خاتم اختيار در انگشت تو نهد و خليل، تبر بت شكن بر دوش تو گزارد و تمام افلاكيان و مقربان درگاه حضرت حق، مسكين حضرت تو باشند و مريم و هاجر و خديجه و زهرا (س) به بدرقه راهت آب پاشند. * 2. در كتاب كمال الدين از حضرت ابي عبدالله امام صادق (ع) از پدرانش (ع) آمده كه فرمود: منتظر امر «حكومت» ما بسان آن است كه در راه خدا به خون غلسيده باشد. امام صادق (ع): خوشا به حال شيعيان قائم كه در زمان غيبتش منتظر ظهور او باشند و در هنگام ظهورش فرمانبردار از او، آنان اولياي خدا هستند، نه ترسي بر ايشان هست و نه اندهگين شوند. اي قيامت زمين، رستاخيز آخرين خاك! پشت شكيبمان شكسته است. قامت صبرمان، به سست تاريك خميدن خزيده است، تا كي تا چند تا كجا تاب آوريم روزگار بيآفتاب را؟ دريچهاي به سمت سحر بگشا، به يك چرعه آفتاب مهمانمان كن، به دمي حياتمان بخش و اين همه دير پايي شب را مپسند! اي پايان بخش همه ظلمتها و ضلالتها، در هم پيچنده طومار تباهيها ! بيا تا كلاف سردرگم انديشه ما را با سرانگشت محبت، سامان بخش و ذلت و فروشكستگي ما را به عزت و ايستادگي بدل كن، اي آخرين پرواز در آسمان بيپرنده دنيا! چشمها شكوه طلوع پرندهاي را به انتظار ميكشند كه صداي روشن بالهايش، خاموشي ديرپاي سنگستان احساس را برآشوبد و ترنم دلنشين و طنين گرم صدايش هعه را قبر تن بشوراند و برخيزاند. * رضا قاسم زاده، هادي شهر تبريز، شنبه 21 آبان 1379، روزنامه كيهان موعود جوان شماره بيستم |