|
۲۳ اسفند ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 3 شهيد سيدمحمد صدر مترجم: حسن سجاديپور
اشاره: در قسمت پيشين اين مقاله، شما شاهد ترجمة فصل اول و دوم از كتاب تاريخ مابعدالظهور بوديد. در فصل اول، موضوع «ظهور امام مهدي(ع) و رابطة آن با برنامة كلي الهي براي جهان» بررسي شد و در فصل دوم، نويسنده به بررسي نتايج غيبت كبرا در دوران پس از ظهور پرداخت و بيان كرد كه: «خداوند متعال، بهترين طرح براي عدالت در دولت جهاني را، طرح و برنامة غيبت قرار داده است؛ از همينجاست كه به درستي ديدگاه اماميه پي ميبريم». نويسنده در ادامه همين بحث پنج ويژگي امام مهدي(ع) ـ كه او را شايسته پايهريزي جامعه عدالت محور ميسازد ـ مورد بررسي قرار داد. در مورد ويژگي اول آن حضرت؛ يعني عصمت و ثمرات آن، در شماره قبل به تفصيل سخن گفته شد و در اين شماره نويسنده به بررسي ديگر ويژگيهاي آن حضرت ميپردازد.
توضيحي درباره ويژگي دوم امام؛ كه عبارت است از اينكه: در نظر اماميه او 1 يگانه رهبر الهي جهان به معني عام و ملتهاي مسلمان به معني خاص است، حتي در زمان غيبت. اين ويژگي براي باورمندان به رهبري ايشان. ثمراتي دارد؛ زيرا اين ويژگي تأثير بزرگي در عمق بخشيدن و وسعت دادن به امر پالايش جانهاي مؤمنان توسط خداوند بزرگ دارد. در نتيجه آن كسي كه به رهبري امام مهدي (ع) در زمان غيبت، ايمان دارد، ايمانش با توفيق الهي، صيقل مييابد و با تعميق اخلاص در وي، نفسش به كمال ميرسد. او هرگاه، معناي رهبري مهدوي را در ذهن خود حاضر ميكند، اين حالت بهروشني تمام در رفتارش منعكس ميگردد و سرانجام منجر به عمل و جان فشاني و فداكاري خواهد شد. در حالي كه به طور طبيعي كسي كه ذهنش از اين مفهوم (رهبري مهدوي) خالي است، كمتر به عمل و فداكاري مبادرت ميوزرد. اين بدان دليل است كه در ذهن آنچنان شخصي، مفهوم رهبري امام مهدي(ع) با شماري از حقايق گره خورده است: حقيقت اول: او سرباز مأموري است كه براي حركت در راه خدا و اطاعت از دستورات فرماندهش (امام مهدي(ع)) كه همان عمل به «احكام اسلامي» است، هدايت شده است. امام مهدي(ع) نماد و نماينده حقيقي اسلام است. بنابراين دستورات اسلام، دستورات اوست و خواست پيامبر(ص) براي امتش، خواست اوست. حقيقت دوم: او در برابر امام(ع) هر چند بهطور غير مستقيم، مسؤول و مورد محاسبه است؛ زيرا دستورات امام(ع) او را به كار خير واميدارد و از بدي و زشتي باز ميدارد. اين فرد ميداند كه پيشوايش زنده است و از كارهايي كه از او سر ميزند آگاه است و اعمال زشت و زيباي او را ارزيابي مينمايد. پس سزاوار است با كارهايش دل او را شاد نمايد و با دوري از گناهان در برابرش شرمنده نگردد. حقيقت سوم: درك مظلوميت اين رهبر در زمان غيبتش و نيز مظلوميت اسفناك بشريت كه غيبت امامشان و عبور از دورانهاي ظلم و انحراف، موجب بسياري از ذلتها و سركوب آنها شده است. حقيقت چهارم: درك اين موضوع كه بايد منتظر آن رهبر باشد و ظهور وي و برپايي دولت حق را در هر لحظه احتمال بدهد. بالطبع اين حالت؛ طلب ميكند كه شخص در راه دين، به اخلاص و ايمان و فداكارياش عمق بخشد تا آنكه به گاه ظهور از نزديكان امام و پيشوايش باشد و شايستگي كمك به او را در اصلاح جهان پيدا نمايد. ...و ديگر حقايقي كه هر كدام از آنها ميتواند انگيزهاي قوي براي فرد مؤمن در راه تلاش و فداكاري بيشتر در خط اسلام صحيح باشد و اين خود بهطور طبيعي، موجب موفقيت بيشتر و سريعتر در امر «پالايش دروني مؤمنان توسط پروردگار» است. و هيچ يك از اين ثمرات، بدون ايمان به رهبري امام مهدي(ع) و غيبت ايشان حاصل نميشود. توضيحي درباره ويژگي سوم: [هم عصري امام(ع) با نسلهاي متمادي از بشريت]. اين هم عصري ثمراتي دارد كه به دو مورد آن اشاره ميكنيم: ثمره اول (كه به خود امام(ع) برميگردد): اين معاصرت باعث ميشود كه امام بهطور مستقيم از اصول تحولات تاريخي و زنجيرة حوادث آن ـ كه تأثير بسيار ژرفي در رهبري ايشان پس از ظهور خواهد داشت ـ آگاه شود. 2 ثمرة دوم (كه به بشر برميگردد): علاوه بر آنكه به امام مهدي(ع) به عنوان يك رهبر نياز است؛ براساس اخبار اماميه نياز به ايشان بهسان يك نياز ضروري تكويني است، از جمله اين اخبار، روايتي است كه در الكافي نقل شده است. ابوحمزه گويد: «به حضرت صادق(ع) عرض كردم آيا زمين بدون امام باقي ميماند؟ پاسخ فرمود: خير، زيرا در آن صورت ، زمين اهلش را در كام خود فرو خواهد برد.» نيز از ابو هراسه نقل شده كه: «حضرت باقر(ع) فرمود: اگر امام(ع) ساعتي از زمين حذف و محو شود، زمين اهلش را ميبلعد چنانكه دريا اهلش رادر امواج خود فرو ميبرد.» با چشمپوشي از امكان حمل اين روايات به امور رمزي و تأويلي، ميتوان گفت اين روايتها در ظاهر دلالت براين دارند كه بقاي امام به جهت بقاي زمين و ساكنان آن، ضروري است و اين به دليل آن است كه بايد زميني موجود باشد تا آنكه امكان عملي شدن وعدة خداوند و نتيجه دادن برنامه كلي الهي بر روي آن وجود داشته باشد و اين نيز هنگامي تحقق مييابد كه وجود امام با همه سالها و نسلهاي بشري، همعصر باشد. به ويژه پس از اعتقاد به اين كه امامان(ع) دوازده نفرند و نه بيشتر (حتي به روايت عامه) و از آنرو كه يازده نفرشان رحلت فرمودهاند؛ در اين صورت معلوم ميشود كه خداوند امام دوازدهم را براي تحقق اين نتيجه باقي گذارده است. و شايد مراد امام مهدي(ع)، همين موضوع باشد، آنجا كه فرمود: «بيترديد من مايه امان اهل زمينم چنانكه ستارهها مايه امان اهل آسماناند.» توضيحي درباره ويژگي چهارم (حضور امام در افقي بالا و والا، آنچنانكه هر روزه و هر ساله از حوادث و رويدادهاي و اسباب و نتايج آن آگاه ميگردد): اين ويژگي، داراي ثمرات متعددي است (علاوه بر آنكه ثمره اول از ويژگي سوم را نيز داراست) مهمترين ثمره آن عبارت است از : محافظت از جامعة اسلامي و دفع خطرات وارده بر آن از سوي دشمنان. در نتيجه با توجه به شناخت امام(ع) از حوادث و علل و عوامل آنها و مشكلات پيچيدهاي كه با آن مواجه ميشود و نيز تكليف الهي او براي زدودن و دفع ضررها و خطرات از جامعه اسلامي كه حضرتش هم به آن وعده داده است 3 . (البته در موارد خاصي كه در جاي ديگري گفتهايم) 4 ، بيترديد به وظيفة الهياش به بهترين وجه عمل ميكند. ما در جاي ديگري درباره روش امام براي انجام كارهاي سودمند به حال مردم در زمان غيبت سخن گفتهايم. 5 علاوه بر همة اينها، امام(ع) مردم و اجتماعات را بر طبق ملاك و ميزان دقيق و ژرفي كه به آن آگاه است، ارزيابي ميكند. اين امر، ثمراتي را بهدنبال دارد كه از جمله آنها ميتوان موارد زير را بر شمرد: 1. آگاهي امام(ع) از درجة ايمان مؤمنان و اخلاص مخلصان و سمت و سوي عملي و اعتقادي آنها در زندگيشان. 2. شناخت آن حضرت از راه و روش منحرفان و كفّار و نقشههاي احتمالي آنها براي اسلام و مسلمين، براي آنكه از رهگذر اين آگاهي، به تلاش براي مقابله با توطئههاي آنان برخيزد. 3. اطلاع امام از آماده شدن شرايط روز موعود، كه عبارت است از وجود تعدادي كافي از ياران و حاميانش براي فتح جهان و بهدست گرفتن حكومت براساس عدالت. توضيحي دربارة ويژگي پنجم (ارتباط امام(ع) با مردم و گفتوگو با آنان): اين كار حداقل دو فايده دارد؛ يكي مخصوص امام(ع) و ديگري براي تمامي جامعه اسلامي است: الف) اختلاط با مردم و رفع تنهايي از حضرتش؛ تنهايياي كه در بعضي روايات به آن اشاره شده و به دليل دوري از مردم و زندگي در صحراها و بيابانها، براي ايشان وجود دارد. گذشته از رفع تنهايي از امام، اين امر باعث ميشود كه نيازهاي شخصي ايشان همانند هر انسان ديگري ـ البته به طريقي سادهتر ـ بدين وسيله برطرف گردد. ب) امام(ع) هنگام ارتباط با مردم، به وظايف اسلامياش دربارة آنها عمل ميكند؛ وظايفي همچون: امر به معروف و نهي از منكر، نزديك كردن آنها به اطاعت خداوند و دور كردنشان از گناه، تشويق ايشان به كارهاي عامالمنفعه و پاشيدن بذر اصلاح در ميان آنان. البته در اين باره، پيش از اين در كتاب تاريخ الغيبه الكبري سخن گفتهايم.
|