|
پژوهشي دربارة زيارتهاي جامعه |
|
|
|
۲۳ اسفند ۱۳۸۳ |
سيدكاظم طباطبايي
اشاره:
در ميان زيارتنامههاي مأثور، زيارتهايي وجود دارد كه به زيارات جامعه مشهور
است. اين زيارتنامهها را بدان سبب جامعه خواندهاند كه متن آنها به
گونهاي تنظيم و آموزش داده شده است كه ميتوان با خواندن يكي از آنها هر
يك از امامان(ع) را از دور يا نزديك زيارت كرد. بنابراين، اينگونه زيارتها
ويژة امام يا مكان يا زماني خاص نيست. زيارتنامههايي كه چنين خصوصيتي
دارد بسيار است. در اين مقاله برخي از اين زيارتنامهها مورد بررسي قرار
ميگيرد.
1. درآمد
«زيارت» كه واژهاي عربي است، مصدر «زار يزور» و به معناي «براي همدمي و
مؤانست يا حاجتي به خانه يا ديدار كسي رفتن 1 »، است و در فرهنگ و آيين
مسلمانان و به ويژه شيعيان، رفتن به مشاهد متبرك و بقعهها 2 و نيز اذكار،
اوراد و دعاهايي را كه به عنوان تشرف باطني براي پيامبران، امامان،
امامزادگان و اوليا خوانند «زيارت» گويند. بنابراين، در نظر فرد مسلمان،
«زيارت، برقرار كردن ارتباط قلبي است با حجت خدا، و قرار دادن خويشتن خويش
است در حوزة روحانيت و فيض بخشي [پيامبر و] امام» 3 .
امام علي بن موسيالرضا(ع) دربارة زيارت فرموده است:
هر امامي را پيماني در گردن اوليا و شيعيانش است. وفاي به اين پيمان وقتي
تمام و كامل است كه قبرهايشان زيارت شود. پس كسي كه امامان را مشتاقانه
زيارت كند و به آن چه مورد خواست و رغبت آنان بوده تصديق داشته باشد،
امامانش در روز رستاخيز شفيع او خواهند بود 4 .
در نتيجه ميتوان ـ و بلكه بايد ـ گفت: «زيارت، تجديد پيمان با حجت خدا و
استوار گرداندن رشتة مودت و اطاعت مأموم نسبت به امام است كه پيشواي
فكري و علمي ميباشد» 5 . زيارت، آداب و ترتيبي دارد كه از جملة آن آداب،
خواندن زيارتنامهها و دعاها و بر زبان راندن اذكار مخصوصي است كه از
ائمه(ع) بر جاي مانده است. عالمان اماميه اين زيارتنامهها و دعاها را با
عين الفاظ وتعبيرات امامان در مجموعة متون حديث يا در مؤلفاتي مستقل زير
عنوان المزار يا كتاب المزار يا الزيارات ثبت و ضبط كردهاند 6 .
2. زيارتهاي جامعه و وجه تسمية آنها در ميان زيارتنامههاي مأثور، زيارتهايي وجود دارد كه به «زيارات جامعه»
مشهور است. اين زيارتنامهها را بدان سبب «جامعه» خواندهاند كه متن آنها
به گونهاي تنظيم و آموزش داده شده است كه ميتوان با خواندن يكي از
آنها هر يك از امامان(ع) را از دور يا نزديك زيارت كرد. بنابراين، اينگونه
زيارتها ويژة امام يا مكان يا زماني خاص نيست 7 . زيارتنامههايي كه چنين
خصوصيتي دارد بسيار است. برخي از مؤلفان كتب ادعيه و زيارات، فقط به
آوردن يكي از اين زيارتها اهتمام نشان دادهاند 8 . اما برخي ديگر، چند فقره
از آنها را در كتابهاي خويش به وديعت نهادهاند. چنانكه ابنبابويه قمي
ملقب به «صدوق» دو فقره؛ 9 سيد محسن امين چهار فقره؛ 10 محدث قمي پنج
فقره 11 و مولي محمدباقر مجلسي در «باب الزيارات الجامعه» به تعداد
پيشوايان معصوم(ع) چهارده فقره 12 ، از اين زيارتها را نقل كرده است.
مجلسي پس از نقل آن زيارتها گوشزد ميكند كه زيارتهاي جامعة ديگري هم هست
كه به سبب موثق نبودن يا تكراري بودن مضامين از آوردن آنها چشم پوشيديم.
13
در اينجا مناسب است با كمال ايجاز و با همان ترتيبي كه مجلسي دوم در
بحارالانوار آورده است به توصيف اين زيارتها بپردازيم:
2ـ1. زيارت اول، كه آن را در برابر زيارت «جامعة كبيره» ، زيارت «جامعة
صغيره» مينامند، زيارتي است كه امام رضا(ع) آن را در پاسخ پرسش كساني
كه دربارة چگونگي زيارت امام ابوالحسن موسي بن جعفر(ع) پرسيده بودند به
شيعيان آموخت و فرمود: در مسجدهاي پيرامون آرامگاه نماز گزاريد و مجزي است
در همه جا، يعني در زيارت هر يك از ائمه، بگوييد:
السلام علي أولياء الله و أصفيائه، السلام علي أمناء الله و أحبّائه... .
اين زيارت كوتاه با اسنادهاي زير نقل شده است:
الف) ابنبابويه از ابنوليد از صفار از علي بن حسان از امام رضا(ع) 14 .
ب) ابن قولويه از محمد بن حسين مت جوهري از ابوجعفر محمد بن احمد اشعري
قمي از هارون بن مسلم از علي بن حسان از امام رضا(ع) 15 .
ج) كليني از محمد بن يحيي از اشعري از هارون بن مسلم از علي بن حسان از
امام رضا(ع) 16 .
2ـ2. زيارت دوم، داراي متني بلند و همان است كه به «زيارت جامعة كبيره»
شهرت دارد اين زيارت از امام هادي(ع) نقل شده است. صدوق از دقّاق و
سناني و ورّاق و مكتّب و آنان جملگي از محمد بن ابي عبدالله كوفي و
ابوالحسين اسدي و آن دو به نوبة خود از محمد بن اسماعيل برمكي از موسي بن
عمران (يا عبدالله) 17 نخعي حديث كردهاند كه گفت:
به علي بن محمد(ع) گفتم: اي زادة رسول خدا، به من سخني بليغ و كامل
بياموز تا وقتي خواستم يكي از شما را زيارت كنم آن را بر زبان رانم. پس
آن امام فرمود: چون به درگاه روضه رسيدي بايست و در حالتي كه بايد با
غسل باشي شهادتين بگو. آنگاه چون داخل قبه شدي و قبر را ديدي بايست و سي
مرتبه الله اكبر بگو. پس از آن با سكينه (آرامش دل)18 و وقار (آرامش تن)19
و با گامهاي كوتاه و آهسته اندكي پيش برو. بعد بايست و سي مرتبة [ديگر]
الله اكبر بگو. پس از آن به قبر نزديك شو و چهل مرتبه الله اكبر بگو تا صد
مرتبه كامل شود. آنگاه بگو «السلام عليكم يا أهل بيت النبوة و موضع
الرسالة...». 20
گويا سبب اين تكبيرهاي بسيار آن باشد كه زايران از تعبيرات و مضامين امثال
اين زيارت، به غلو گرفتار نشوند يا از بزرگي حق غافل نمانند و از اصل استوار
«توحيد» منحرف نشوند. 21
2ـ3. زيارت سوم، اين زيارت با زيارت «جامعة كبيره» در الفاظ اختلافاتي
دارد و از آن مبسوطتر است و معلوم نيست از زبان كدام يك از امامان(ع)
نقل شده است. 22 مجلسي دوم دربارة اين زيارت گويد:
چون من اين زيارت را در اصلي مصحح و كهن كه آن را در آغاز كتاب خود
«كتاب عتيق» ناميدم مبسوطتر و با اختلافاتي در الفاظ آن ديدم، دوست دارم
آن را نقل كنم . 23
2-4. زيارت چهارم ، اين زيارتنامه كه نسبتاً كوتاه است از زبان امام
صادق(ع) براي زيارت امام حسين(ع) و ديگر امامان نقل شده است. سند اين
زيارت چنين است:
ابن قولويه از پدرش و گروهي از استادانش به واسطة محمد عطار و نيز ابن
قولويه از محمد بن حسين بن متّ جوهري و آنان جملگي از اشعري از علي بن
حسان از عروة بن اسحاق ابن اخي شعيب عقرقوفي از «كسي كه آن را ذكر
كرده» از امام ابي عبدالله [امام صادق (ع)] حديث كردهاند كه گفت:
هرگاه به نزديك قبر حسين بن علي(ع) آمدي، اين جملات را كه در كنار
آرامگاه هر امام ديگري نيز مجزي است ميتواني بگويي: «السلام عليك من
الله، السلام علي محمد أمينالله علي رسله...» 24 .
گفتني است كه در سند اين زيارت دو اشكال به چشم ميخورد: يكي اينكه عروه
بن اسحاق، امامي، اما ناشناخته است. 25 ديگر اينكه راوي زيارت از امام
صادق(ع) نامش در سلسلة سند مذكور نيست و در نتيجه اسناد زيارت «مرسل» است.
2ـ5. زيارت پنجم، زيارتنامهاي بلند است كه سيد بن طاووس و مؤلف المزار
الكبير روايت كرده و گفتهاند: اين زيارت از ائمه(ع) روايت شده است. ولي
معين نكردهاند كدام يك از امامان(ع) آن را به شيعيان خود تعليم دادهاند
26 . آغاز اين زيارت چنين است:
السلام عليكم ائمة المؤمنين و سادة المتقين... .
2ـ6. زيارت ششم، همان زيارت معروف «امينالله» است. ابن طاووس با اسانيدي
چند از جابرجعفي از امام باقر(ع) روايت كرده است كه:
پدرم علي بن الحسين(ع) به سوي مشهد اميرالمؤمنين(ع) رفت و در كنار
آرامگاه ايستاد. آنگاه گريست و گفت:
«السلام عليك يا أمينالله في أرضه...».
بنا به نقل ابن طاووس امام باقر(ع) فرموده است:
هر كس از شيعيان ما اين زيارت را در كنار آرامگاه امير مؤمنان(ع) يا يكي از
ائمه بخواند، آن را در نامهاي از نور بالا برند و مهر محمد(ص) بر آن زنند و
آن را محفوظ دارند تا به قائم تسليم كنند تا سرانجام با بشارت و تحيت و
كرامت صاحبش را ملاقات كند. 27
اين روايت حاكي است كه هم اميرالمؤمنين(ع) و هم ديگر امامان(ع) را با
اين زيارتنامه ميتوان زيارت كرد. پس اين زيارت، هم از زيارتهاي مطلق و
هم از زيارتهاي مخصوص روز غدير 28 و هم از زيارتهاي جامعه است. 29
دربارة اهميت اين زيارت، مجلسي دوم گفته است:
اين زيارت از نظر متن و سند بهترين زيارتهاست. پس شايسته است مؤمنان در
همة روضات مقدس ائمه بر آن مواظبت و اهتمام داشته باشند. 30
2ـ7. زيارت هفتم ، ابن طاووس گويد:
اين زيارت از ابوالحسن ثالث [امام هادي (ع)] روايت شده است. در آغاز اذن
ورود ميگيري. سپس پاي راست را مقدم بر پاي چپ گذاشته داخل ميشوي و
ميگويي: «بسمالله و بالله و علي ملّة رسولالله...» 31.
مجلسي پس از نقل اين زيارت اظهار داشته است:
به نظر ميرسد آنچه سيد ذكر كرده روايتي واحد [و يكپارچه] نيست، بلكه او
روايتها را با هم جمع و تأليف كرده است . 32
2ـ8. زيارت هشتم، ابن طاووس اين زيارت را ذكر كرده و گفته است: «اين از
سخنان امام رضا(ع) است». به گمان مجلسي دوم، او اين زيارت را از خبري
كه عبدالعزيز بن مسلم دربارة فضل و صفات امام از زبان امام رضا(ع) روايت
كرده فراهم ساخته و سامان داده است. ولي چندان كه بايد از عهدة تأليف
آن برنيامده است. 33 ابن طاووس گويد:
چون خواستي كه يكي از امامان را زيارت كني در برابر ضريح او بايست و بگو:
«السلام علي القائمين مقام الانبياء، الوارثين علوم الاصفياء...» 34 .
2ـ9. زيارت نهم، اين زيارتنامه را هم ابنطاووس در كتاب مصباح الزائر
آورده و گفته است:
در برابر ضريح امام مزور 35 ميايستي و ميگويي: «أللّهمّ اني أسألك يا رافع
السموات المبنيّات...» . 36مجلسي پس از نقل متن اين زيارت اظهار ميدارد:
شايد اين زيارتنامه از مؤلفات وي [ابن طاووس] يا امثال وي باشد. همچنان كه
ساختار و نظام آن بر چنين احتمالي گواهي ميدهد. 37
2ـ10. زيارت دهم، شيخ طوسي از طريق ابن عياش گويد:
خير بن عبدالله از مولاي خود ابوالقاسم حسين بن روح برايم حديث كرد كه
گفت: هر يك از مشاهد را كه در ماه رجب در كنارش باشي زيارت كن. چون داخل
شدي بگو: «ألحمدلله الذي أشهدنا مشهد أوليائه في رجب و أوجب علينا في حقّهم
ما قد وجب» . 38
گفتني است كه اين زيارت همان است كه به «زيارت رجبيّه» شهرت دارد. 39
محدث قمي نيز آن را زير عنوان «زيارت پنجم جامعه» آورده است. 40
2-11. زيارت يازدهم، مجلسي دوم كه از اين زيارت به عنوان «زيارت مصافقه»
41 ياد كرده است مينويسد:
در نسخهاي كهن از مؤلّفات عالمان امامي مطلبي يافتم كه عين عبارت آن
چين است: «تني چند روايت كردهاند كه زيارت سروران ما(ع) در حقيقت تجديد
پيمان و ميثاق مأخوذي است كه بر گردن بندگان است. راه و روش زيارت اين
است كه زاير به هنگام زيارت امامان(ع) بگويد: «جئتك يا مولاي زائراً لك و
مسلّماً عليك...» .
در پايان گويد:
آنگاه دو ركعت نماز زيارت به جاي ميآوري و باز ميگردي. اگر چنين كني
زيارت به سان عهد و ميثاق تازه باشد.
آنگاه مجلسي گويد:
برخي از متأخران اين زيارتنامه را عيناً از شيخ مفيد نقل كردهاند. 42
2ـ12. زيارت دوازدهم، مجلسي گويد:
اين زيارتي است كه آن را در همان كتاب مذكور ديدم. گمان ميرود كه اين
از مؤلفات عالمان و غير منقول از ائمه باشد.
اين زيارت چنين آغاز ميشود:
السلام علي كافّة الانبياء والمرسلين، ألسلام علي حجج الله علي
العالمين... . 43
2ـ13. زيارت سيزدهم، اين زيارت نيز از همان كتاب كهن پيشگفته مأخوذ است.
آغاز اين زيارت چنين است:
ألسلام عليكم يا سادة المؤمنين و أئمّة المتّقين... 44 .
2ـ14. زيارت چهاردهم، اين يكي نيز از همان نسخة كهن پيشگفته منقول است.
در آن كتاب گويد:
اذن دخول ميگيري و ميگويي: «ألسّلام عليكم يا محالّ معرفةالله، السلام
عليكم يا مساكن بركةالله...» . 45
3. نسبت اين زيارتها با يكديگر
از رهگذر مقايسة متن اين زيارتنامهها با يكديگر به روشني ميتوان دريافت
كه نسبت بيشتر اين زيارتها با هم «عموم و خصوص من وجه» است. بدين معنا
كه در عين اشتراك در پارهاي از مواضع و فقرات در مواضعي ديگر با هم
اختلاف دارند.
4. داوري مجلسي دوم دربارة اين زيارتها
مجلسي پس از نقل زيارتهايي كه در سطور بالا توصيف شد، بيآنكه دليل يا
دلايل خود را بيان كند، در مقام ارزيابي و داوري دربارة آنها ميگويد:
در اين كتاب به عدد معصومين(ع) چهارده زيارت جامعه آوردم. ولي برترين و
موثقترين آنها دومي [يعني زيارت موسوم به جامعه كبيره] است و پس از آن به
ترتيب زيارت اول [يعني زيارت جامعه صغيره] ، چهارم، پنجم، ششم [يعني زيارت
امين الله] ، هفتم، دهم و سوم است. 46
موعود شماره 50 |