|
آيا امام زمان(ع) از وقت ظهور خود آگاهاند؟ |
|
|
|
۰۶ شهريور ۱۳۸۷ |
 همه ما ميدانيم كه خداوند، تبارك و تعالى، همه چيز را ميداند و به همه امور واقف است. سؤال اين است كه: آيا امام زمان (عج) نسبت به دقت دقيق ظهور خود آگاهى دارند يا خير؟ ثانياً تعيين زمان دقيق ظهور چه حكمى دارد؟
1. تعيين وقت براى ظهور و فلسفه انتظار انتظار منجى از سويى عاملى براى پايدارى و شكيبايى در برابر سختيها و مشكلات عصر غيبت و از سويى ديگر عاملى براى پويايى و تحرك شيعيان و آماده باش هميشگى آنان است. براساس تعاليم ائمه معصومين(ع) منتظر بايد هر لحظه آماده ظهور باشد و زندگى خود را چنان سامان دهد كه هر زمان اراده خدا به ظهور تعلق گرفت بتواند با سربلندى در پيشگاه حجت خدا ظاهر شود.
به عبارت ديگر انتظار ظهور حجت در آينده اى نامشخص هم بيم دهنده و هم نويدبخش است. بيم دهنده است؛ زيرا منتظر با خود ميگويد شايد همين سال، همين ماه و يا همين روز ظهور رخ دهد پس بايد آماده حضور در پيشگاه حجت خدا و ارائه اعمال خود به آن حضرت باشم. و اميدبخش است؛ چرا كه منتظر ميانديشد شايد در آينده اى نزديك ظهور رخ دهد و سختيها و مشكلات او به پايان برسد و لذا بايد پايدارى و مقاومت ورزيد و تسليم جريانهايى نشد كه در پى غارت سرمايههاى ايمانى و اعتقادياند.
با توجه به مطالب ياد شده، ميتوان گفت كه تعيين زمان براى ظهور برخلاف مفهوم و فلسفه انتظار است و چه بسا منتظر را به سستى و يا نااميدى بكشد؛ زيرا وقتى گفته شود كه تا فلان زمان مشخص، هر چند آينده اى نه چندان دور، ظهور به وقوع نخواهد پيوست، ما به طور طبيعى دچار سكون و ركود ميشويم و به اين بهانه كه هنوز تا ظهور فاصله داريم؛ از به دست آوردن آمادگى لازم براى ظهور خوددارى ميكنيم.
از سويى ديگر اگر ظهور به هر دليل در زمانى كه به ما وعده داده شده رخ ندهد ما دچار نااميدى و يأس ميشويم و چه بسا كه در اصل اعتقاد به ظهور منجى آخرالزمان نيز دچار ترديد شويم. اين نكته اى است كه در روايات نيز مورد توجه قرار گرفته است.
از جمله در روايتى كه فضيل بن يسار از امام محمد باقر(ع) نقل كرده، آن حضرت در پاسخ اين پرسش كه »آيا براى اين امر (برخاستن قائم(ع))، وقت (مشخص) وجود دارد، فرمود: كسانى كه براى اين امر وقت تعيين ميكنند، دروغ ميگويند (آن حضرت سه مرتبه اين سخن را تكرار كرد و آنگاه فرمود:) زمانى كه موسى(ع) قومش را براى رفتن به قرارى كه با پروردگارش داشت ترك كرد، به آنها وعده داد كه تا سى روز ديگر برميگردد، اما زمانى كه خداوند ده روز ديگر بر آن سى روز افزود، قومش گفتند: موسى خلاف وعده كرد پس آن كردند كه كردند...1
داستان ارتداد قوم يهود و گوساله پرست شدن آنها در پى تأخير ده روزه حضرت موسى در تاريخ مشهور است و اين هشدارى است به همه كسانى كه در پى تعيين وقت براى ظهورند.
آنچه در روايات امام باقر(ع) در مورد فلسفه تعيين نشدن وقت ظهور آمده بود، به بيانى ديگر در روايتى كه از امام موسى كاظم(ع) نقل شده، آمده است. آن حضرت در اين زمينه ميفرمايد: اگر به ما گفته ميشد: اين امر [ظهور قائم] تا دويست سال و يا سيصد سال ديگر واقع نميشود؛ دلها سخت ميشد و بيشتر مردم از اسلام برميگشتند. اما گفتهاند: اين امر چه با شتاب پيش ميآيد و چه نزديك است! تا دلهاى مردم الفت گيرد و فرج نزديك احساس شود. بنابراين همه بايد تلاش خود را متوجه اصل قضيه انتظار فرج، منتظر نگهداشتن مردم، حفظ شادابى و سرزندگى انتظار در آنها و يادآورى وظايف منتظران كنند و از پرداختن به موضوع زيان ظهور و تعيين وقت براى تان خوددارى نمايند2.
2. ظهور ناگهانى فرا ميرسد در بسيارى از رواياتى كه از پيامبر گرامى اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده، اين نكته مورد تأكيد قرار گرفته كه ظهور نيز همانند قيامت، ناگهانى و غير منتظره فراميرسد. از جمله در روايتى كه امام رضا(ع) به واسطه پدران بزرگوارش از پيامبر اكرم(ص) نقل ميكند چنين آمده است: به پيامبر(ص) عرض شد: اى رسول خدا آن قائم كه از نسل شماست چه وقت ظهور ميكند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قيامت است. »تنها خداوند است كه چون زمانش فرا رسد آشكارش ميسازد. فرا رسيدن آن بر آسمانيان و زمينيان پوشيده است. جز به ناگهان بر شما نيايد«3و4.
امام باقر(ع)، نيز در تفسير اين آيه شريفه: آيا چشم به راه چيزى جز آن ساعتند كه ناگاه و بيخبرشان بيايد؟5
ميفرمايد: مراد از ساعت، ساعت [قيام] قائم(ع) است كه ناگهان برايشان بيايد6.
حضرت صاحبالامر(ع) نيز در يكى از توقيعات خود بر اين نكته تأكيد ميورزند كه ظهور ناگهانى و دور از انتظار فرا ميرسد: فرمان ما به يكباره و ناگهانى فرا ميرسد و در آن زمان توبه و بازگشت براى كسى سودى ندارد و پشيمانى از گناه كسى را از كيفر ما نجات نميبخشد7.
اين دسته از روايات از يكسو هشدارى است به شيعيان كه در هر لحظه آماده ظهور حجت حق باشند و از سويى ديگر تذكرى به همه كسانى كه در پى تعيين وقت براى ظهورند.
3. نهى از تعيين وقت براى ظهور چنانكه گفته شد؛ تعيين وقت براى ظهور جايز نيست و براساس روايات معصومين(ع) ما وظيفه داريم كسانى را كه به تعيين وقت براى ظهور ميپردازند تكذيب كنيم. در اينجا براى آشنايى شما عزيزان به برخى از اين روايات اشاره ميكنيم.
امام صادق(ع) در روايتى خطاب به محمدبن سلم ميفرمايد: اى محمد! هر كس براى تو خبرى از ما درباره تعيين وقت [ظهور] نقل كرد در تكذيب او درنگ نكن؛ زيرا ما [اهل بيت] براى هيچ كس وقت ظهور را تعيين نكرده ايم8.
در روايات ديگرى وقتى »مهزم« به امام صادق(ع) عرض ميكند: فدايت شوم، در مورد اين امرى كه ما در انتظار آنيم، مرا آگاه كنيد كه چه زمانى واقع ميشود؟
آن حضرت ميفرمايد: اى مهزم! آنان كه [براى اين امر] تعيين وقت ميكنند دروغ ميگويند و آنها كه [در اين امر] شتاب ميكنند نابود ميشوند و كسانى كه تسليم ميشوند نجات مييابند9.
همچنين در توقيعى كه از ناحيه مقدسه صاحبالزمان(ع) در پاسخ به پرسشهاى »اسحاق بن يعقوب« وارد شده چنين ميخوانيم: اما آشكار شدن فرج، به اراده خداوند است و آنان كه [براى ظهور] وقت تعيين ميكنند دروغ ميگويند10.
توجه به روايات ياد شده به خوبى اين نكته را بر ما روشن ميسازد كه ما نه تنها حق نداريم به استناد برخى رويدادهاى اجتماعى و يا حوادث طبيعى به پيش بينى زمان ظهور و تعيين وقت براى آن بپردازيم؛ بلكه بر ما لازم است كه ادعاى كسانى را كه مدعى دانستن زمان ظهورند تكذيب كنيم و جلوى نشر اينگونه ادعاها را بگيريم.
فلسفه اين حكم نيز روشن است؛ شما تصور كنيد اگر هر از چندى زمانى براى ظهور تعيين شود و ظهور به وقوع نپيوندد چه پيش خواهد آمد. آيا مردم رفته رفته نااميد نميشوند و اعتقاد خود را نسبت به اصل انديشه مهدويت و ظهور منجى از دست نميدهند؟!
4. زمان ظهور، رازى از رازهاى خدا براساس آنچه تاكنون بيان شد اين احتمال كه زمان ظهور را تنها خداوند، تبارك و تعالى، ميداند تقويت ميشود و ميتوانيم بگوييم: حضرت مهدى (ع) نيز منتظر روزى هستند كه با اذن خداوند حركت نجات بخش خود را آغاز كنند. اما از برخى ديگر از روايات چنين برميآيد كه خداوند، زمان فرا رسيدن امر فرج را چون بسيارى ديگر از رازهاى آفرينش براى پيامبر خود حضرت محمد(ص) آشكار ساخته و آن حضرت نيز آن را براى وصىّ خود امير مؤمنان(ع) و ايشان نيز آن را براى فرزندشان امام حسن مجتبى(ص) و... همينطور هر امام براى امام پس از خود آشكار ساخته است. ولى آنها اجازه آشكار ساختن آن را براى ديگران ندارند.
در قسمتى از وصاياى امام صادق(ع) به ابوجعفر محمدبن نعمان، معروف به »مؤمن الطاق« با اشاره به زمان فرا رسيدن امر فرج چنين آمده است: اى فرزند نعمان! عالم (امام) نميتواند از همه آنچه كه ميداند، تو را آگاه سازد؛ زيرا آن [زمان] راز خداست كه خداوند آن را به جبرئيل(ع)؛ جبرئيل(ع) آن را به محمد(ص)؛ محمد(ص) آن را به على(ع)؛ على(ع) آن را به حسن(ع)؛ حسن(ع) آن را به حسين(ع)؛ حسين(ع) آن را به على(ع)؛ على(ع) آن را به محمد(ع)؛ و محمد(ع) آن را به ديگرى [امام ششم] عرضه داشته است. پس شتاب مكنيد...11.
همچنين در روايت ديگرى كه از امام محمد باقر(ع) نقل شده آن حضرت در پاسخ يكى از ياران خود كه ميپرسد: »كاش به ما ميفرموديد اين امر (ظهور امام مهدى(ع)) چه زمانى خواهد بود تا به آن خبر شادمان شويم« مطالبى را بيان ميكنند كه از آنها استفاده ميشود كه ايشان وقت ظهور را ميدانند اما بنابر مصالحى از بيان آن خوددارى ميكنند.12
بنابراين در مورد اين مطلب كه آيا امام زمان(ع) از زمان ظهور خود آگاه است يا خير اظهارنظر قطعى و صريحى نميتوان كرد و هر دو احتمال از روايات قابلاستفاده است.
سخن آخر اينكه براساس روايات قطعى و ترديدناپذير، وظيفه ما انتظار فرج، نزديك ديدن ظهور و كسب آمادگى كامل براى فرا رسيدن اين روز فرخنده است. بنابراين بايد بسيار مواظب بود و اجازه نداد كه اصل موضوع »انتظار فرج« به عنوان ارزشمندترين سرمايه اعتقادى شيعه با طرح مباحث فرعى و حاشيهاى چون زمان ظهور، نحوه زندگى حضرت در زمان غيبت و... مورد بيتوجهى يا كم توجهى قرار گيرد و از وظايف اصلى منتظران در زمان غيبت، غفلت شود.
ماهنامه موعود شماره 45
|