|
۲۳ اسفند ۱۳۸۳ |
امام رضا(ع) نيز در پاسخ «حسن بن جهم» كه از ايشان در مورد فرا رسيدن گشايش ميپرسد، ميفرمايد: أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ آيا تو نميداني كه چشم به راه گشايش بودن، خود [جزيي ] از گشايش است؟ او در پاسخ ميگويد: لا أدري إلاّ أن تعلّمني. نميدانم، مگر اينكه شما به من بياموزيد.
همة شما كم و بيش نسبت به جايگاه «انتظار» در مجموعة معارف اسلامي آگاهي داريد و قطعاً تاكنون دربارة فضيلت انتظار فرج مطالب بسياري شنيده و خواندهايد. اما نكتهاي كه شايد شنيدن آن براي شما تازگي داشته باشد اين است كه از ديدگاه اهل بيت عصمت و طهارت(ع) «انتظار فرج» يا «چشم به راه گشايش بودن» به خودي خود در عصر غيبت براي منتظران ماية گشايش، نجات و رستگاري است و از اين رو شيعيان به جاي گله و شكايت از طولاني شدن غيبت و سختيها و رنجهاي اين دوران بايد تلاش كنند كه منتظران خوبي باشند تا همين انتظارشان، «فرج» را در عصر غيبت براي آنها به ارمغان آورد. براي روشنتر شدن اين موضوع چند روايت را با هم مرور ميكنيم:
ابو بصير ميگويد به امام صادق(ع) عرض كردم: جعلت فداك متي الفرج؟ فدايت شوم، اين گشايش كي فرا ميرسد؟ آن حضرت فرمود: يا أبابصير و أنت ممّن يريد الدنيا؟ من عرف هذا الامر فقد فرّج عنه لانتظاره.1 اي ابابصير! آيا تو از آن گروهي كه به دنبال دنيايند؟ هر كس اين امر را بشناسد، به سبب انتظارش براي او گشايش حاصل ميشود. امام رضا(ع) نيز در پاسخ «حسن بن جهم» كه از ايشان در مورد فرا رسيدن گشايش ميپرسد، ميفرمايد: أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ آيا تو نميداني كه چشم به راه گشايش بودن، خود [جزيي ] از گشايش است؟ او در پاسخ ميگويد: لا أدري إلاّ أن تعلّمني. نميدانم، مگر اينكه شما به من بياموزيد. آن حضرت بار ديگر ميفرمايد: نعم، انتظار الفرج من الفرج. 2 آري، انتظار گشايش، [جزيي] از گشايش است. براساس همين نگرش است كه در روايتهاي متعددي تأكيد شده كه براي منتظران واقعي تفاوتي ندارد كه ظهور را درك كنند يا نكنند؛ چون آنها در عصر غيبت نيز در خدمت امام زمان خويش هستند؛ چنانكه در روايتي از امام صادق(ع) ميخوانيم: من مات منكم و هو منتظر لهذا الامر كمن هو مع القائم في فسطاطه... . 3 هر كس بميرد در حالي كه منتظر اين امر باشد همانند كسي است كه با حضرت قائم(ع) و در خيمهاش بوده باشد... . آري، انتظار فرج، خود ماية فرج است، اما بشرطها و شروطها. اگر كسي در عصر غيبت مؤمنانه زندگي كند؛ از بديها و زشتيها دوري گزيند؛ خصال شايسته را پيشه خود سازد؛ وظايف و تكاليفي را كه در صحنه حيات فردي و اجتماعي متوجه اوست به درستي بهجا آورد و در انتظار ظهور امامش نيز باشد، خداوند متعال، فرج و گشايش واقعي را ـ كه همان يافتن راه هدايت و رستگاري و رسيدن به سعادت و نيكبختي در دنيا و آخرت است ـ نصيب او ميسازد و در اين صورت است كه پيش افتادن و پس افتادن ظهور براي او هيچ تفاوتي نخواهد داشت و او در هر حال امام منتظَر خويش را درمييابد.
پينوشتها : 1 .محمدبن يعقوب كليني، الكافي، ج1، ص371، ح3. 2 .شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص276. 3 .محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج52، ص126، ح18.
موعود شماره 50 |