|
۰۵ مرداد ۱۳۸۷ |
 به دليل بي توجهيها و سهل انگاريهايي که در زمينه آب رخ داده است، بايد در انتظار وقوع پارهاي اتفاقات و نابرابريها و همچنين به خطر افتادن دسترسي به آب سالم باشيم. بيش از يک و نيم ميليارد نفر از مردم دنيا دسترسي به آب سالم ندارند. اگر فقر به خودي خود بد و نکوهيده است، قطعاً فقر بدون دسترسي به آب، بسيار طاقت فرسا و غير قابل تحمل و تصور خواهد بود.
با افزايش روز افزون جمعيت در جهان، کمبود آب بيش از پيش خودنمايي ميکند. برداشت بي رويه از منابع زير زميني، کاهش بارش و بروز خشکسالي در اکثر نقاط جهان، آلودگي آبهاي سطحي و زيرزميني، همگي ارمغان تکنولوژي و دنياي صنعتي براي بشر ميباشد. در اين بين، افزايش بي رويه مصرف آب نيز بر تمامي اين مشکلات افزوده است تا دست به دست هم، بحراني ديگر را براي بشر و زمين رقم بزنند. نقاط مشترک بحران آب و نفت، صاحب نظران را بر آن داشته تا با به کار گيري تدابيري مشابه بحران نفت، بحران آب را نيز کنترل نمايند. اقدامي که تا کنون نتيجهاي عملي در بر نداشته است. منابع آب همچنان سير نزولي خود را سريع تر از گذشته طي ميکند. آيا آب نفتي ديگر است؟ دلايل متفاوتي براي طرح اين مسئله وجود دارد؛ بسته به اين که چه کسي اين سؤال را مطرح نمايد. کساني که به آب به عنوان يک کالاي اساسي و مهم مينگرند- که چشم انداز پر سودي همانند نفت خواهد داشت- اين سؤال را مطرح ميکنند تا بازار مناسبي براي تجارت آب فراهم سازند. کساني که سير نزولي و کاهش ميزان آب شيرين را با به پايان رسيدن تدريجي منابع نفت مقايسه ميکنند و از امکان بروز کشمکش و برخورد بر سر آب احساس خطر و نگراني ميکنند. کساني که سوء مديريت در مصرف آب و تهديد آن براي محيط زيست را همانند استفاده سوء و هدر دادن نفت ميدانند. در نتيجه، نحوة مديريت و مصرف نفت در طي قرن گذشته، براي ما درسهاي بسياري به همراه دارد که بايد به آنها به دقت توجه کرد. بحران نفت که امروزه گريبان گير جهان شده است، بسيار شبيه به بحران آب است که روز به روز در حال افزايش ميباشد. کاهش منابع، دسترسي و توزيع نابرابر، افزايش اجتناب ناپذير هزينهها و ايجاد بحرانها و درگيريها بر سر چگونگي تقسيم اين منبع حياتي، از جمله مسائلي است که حول محور آب مطرح است. بهره برداري بي رويه از منابع آب همانند نفت، دين سنگيني را نسبت به نسلهاي آينده بر دوش ما ميگذارد که پرداخت آن بسيار مشکل خواهد بود. بهره برداريهاي حساب نشده و بدون مديريت صحيح، پيامدهاي غير منتظرهاي را به دنبال داشته است و اگر بخواهيم در مورد آب هم چنين مسيري را ادامه دهيم، بحران نفت دقيقاً صحنه شبيه سازي شده و عينياي خواهد بود که سرنوشت آيندة آب را نمايان ميسازد. مصرف بي رويه و افسار گسيخته نفت، بحران آب را تشديد ميکند. سوخت منابع فسيلي منجر به گرم شدن کرة زمين، ذوب شدن يخچالهاي قطبي و منابع برفي شده است که اولين و مهم ترين پيامدهاي آن، بالا آمدن سطح آب درياها و اقيانوسها و بروز سيل ميباشد. همچنين اين تغييرات زيست محيطي، دگرگوني آب و هوا را به دنبال خواهد داشت که در نتيجه، در بعضي از نقاط، ميزان بارندگي بسيار بالا و در بعضي مناطق بسيار پايين ميآيد. علاوه بر اين، روند جايگزيني سوختهاي فسيلي و گسترش انرژيهاي پاک و سازگار با طبيعت، خود به تنهايي باعث تشديد مصرف آب ميشود و ادامه حيات بشر و زمين را به خطر مياندازد.
توجه به اين مسائل از طرف تک تک افراد جامعه بسيار ضروري به نظر ميرسد، زيرا اگر واقعاً نياز به تحول و تغيير است، اين تحول بايد ابتدا از درون خود ما شکل بگيرد و آگاهي افراد هر جامعه نسبت به اين موضوع دگرگون شود. اما اين مسائل و موضوعات، فراوان و پيچيده هستند. اولين آنها اين است که با وجود اينکه زمين سيارهاي آبي رنگ و زيباست، اما منابع آب قابل استفاده در آن بسيار محدود است. تنها 5/2 % آبهاي زمين قابل استفاده هستند که بخشي از همين آبها هم به صورت يخچالهاي قطبي و آبهاي زير زميني هستند که دست نخورده باقي مانده اند. مسئله ديگر، ناکارآمديها و نا برابريها در چگونگي مصرف آب ميباشد. بخش کشاورزي 70% آب مصرفي جهان را به خود اختصاص ميدهد که بيشتر صرف تأمين نياز غذايي ما ميشود. در چرخه کشاورزي و توليد ما، اتلاف و اسراف عظيمي وجود دارد که سطح آن تقريباً ثابت بوده است و يا حتي ميتوان گفت، به تدريج افزايش مييابد.
طي قرن گذشته، تقاضاي آب براي مصارف خانگي به شدت افزايش يافته است و دوباره اين سؤال را به ذهن ميآورد که وظيفه ما به عنوان يک فرد و يک انسان چيست؟ تقاضاي مصرف آب در هر دو بخش صنعتي و خانگي افزايش يافته است و تداخل اين تقاضاها در بخشهاي مختلف، فشار بيشتري بر بخش کشاورزي وارد ميآورد که ممکن است مناطق کم آب را به کاهش توليدات غذايي و کشاورزي وادار کند و به واردات از کشورهاي داراي منابع آب بيشتر روي بياورند؛ اين مسئله، امنيت غذايي را در دنيا به خطر خواهد انداخت.
فقر، قدرت و نابرابري، بيش از هر چيز –حتي خود کمبود آب- خودنمايي ميکند و آن را تحت الشعاع قرار ميدهد. مسئلهاي که در گزارش سازمان ملل در سال 2006 بسيار مورد توجه قرار گرفته است. ما نيز کمي در اين باره بحث خواهيم کرد. به دليل بي توجهيها و سهل انگاريهايي که در زمينه آب رخ داده است، بايد در انتظار وقوع پارهاي اتفاقات و نابرابريها و همچنين به خطر افتادن دسترسي به آب سالم باشيم. بيش از يک و نيم ميليارد نفر از مردم دنيا دسترسي به آب سالم ندارند. اگر فقر به خودي خود بد و نکوهيده است، قطعاً فقر بدون دسترسي به آب، بسيار طاقت فرسا و غير قابل تحمل و تصور خواهد بود. اتفاقي که بر اثر سهل انگاريهاي پي در پي، اکنون گريبان گير بيش از يک و نيم ميليارد نفر از مردم دنياست و زمين را براي آنها به جهنمي مبدل ساخته است. اخيراً برنامههايي که با هدف توسعه کشورها تنظيم ميشود، اين فرصت را فراهم کرده است تا کشورها با اولويت بندي اهداف خود، چگونگي توزيع و مصرف را در رأس برنامههاي خود قرار دهند؛ اما همچنان منابع مالي و امکانات کافي به اين بخش اختصاص داده نشده است. در سراسر دنيا، تنها 5 % از کمکهاي بين المللي و اعتبارات خارجي به بخش آب و فاضلاب اختصاص پيدا ميکند. يکي از مشکلات اساسي ديگر که در زمينه آب وجود دارد، هدر رفتن آن و همچنين آلودگي درياچهها، چشمهها، درياها و رودخانهها ميباشد. هيچ کس قادر به تخمين هزينه پاکسازي منابع آب نيست و نميتوان پيش بيني کرد، چه ميزان از اين خسارتها قابل بازگشت و جبران باشد. اکنون زمان آن فرا رسيده تا درسهايي را که در زمينه مديريت و مصرف ديگر منبع طبيعي –نفت- آموخته ايم، در مورد آب به کار ببنديم. به جرأت ميتوان گفت، در مورد نفت، شاهد استفادة بيش از حد، افزايش بهره برداريها و توزيع ناعادلانه در اين ثروت مشترک و حياتي بشر بوده ايم. مديريت ضعيف محيط زيست، استفاده از تکنولوژي براي افزايش استخراج و فقدان مديريت مؤثر جهاني براي کنترل اين روند، از ديگر مشکلات و معضلات نفت به شمار ميرود.
از اين رو، در مورد آب نياز به تمرکز بر محورهاي اساسي چون مديريت تقاضا و دسترسي جهاني و حفظ پاکيزگي منابع احساس ميشود. در اين خصوص بايد از تکنولوژي در جهت جايگزيني آب در برخي مصارف استفاده نمود، اما اتفاقي که اکنون در حال وقوع است، دقيقاً عکس اين موضوع است و از تکنولوژي براي استخراج و بهره برداري بيشتر آب از دل زمين استفاده ميشود. گذشته از تمامي مسائل مطرح شده، نياز به بستر سازي مناسب براي مذاکره و تبادل نظر و وضع قوانين جهاني در اين زمينه، بايد از اولويتها باشد.
مديريت تقاضا، شايد مهم ترين و در عين حال دشوارترين مسئله باشد که به درايت فراواني نياز دارد. چگونه خود را متقاعد سازيم که آب کمتري مصرف کنيم؟ شايد مصرف کنندگان شهري کليد حلّ پارهاي از مسائل باشند. در حقيقت، شهرنشينان از دنياي طبيعي جدا شده اند و تقاضا و نياز شهرنشيني، مصرف بي رويه آب را تقويت کرده است و ديدگاه و تفکرات شهرنشيني در اين زمينه، نياز به بازنگري و اصلاح اساسي دارد تا اين روند نادرست مصرف را متوقف نمايد.
در اين راستا بايد تلاش کنيم، واقعيتهاي پنهان را آشکار سازيم. بيشتر نارساييها و ناکارآمديهاي ما ريشه در عدم آگاهي ما دارد. بايد فاصله فرهنگي و آگاهي مصرف کنندگان را کاهش داد تا با رسيدن به نقطه نظري واحد در مورد روشهاي زندگي روزمره که آب را بيهوده هدر ميدهد، اين اشکالات در شيوه زندگي را رفع کنند. مردم بايد نه تنها به عنوان بخشي از مشکل، بلکه به عنوان قسمتي از راه حل نيز به اين موضوع نگاه کنند؛ چرا که راه حل اين مسائل را بايد در ميان مردم جامعه جست وجو کرد.
درس بسيار مهمي که از تاريخ و سرنوشت نفت ميتوان گرفت اين نکته است که هرگز در برخورد با مسائل حياتي و اساسي سهل انگاري نکنيم. بايد راهي را که براي کاهش و مصرف نفت در نظر داريم، براي آب نيز به کار ببنديم. زيرا قطعاً آب، نفت آينده زمين خواهد بود و چه بسا حياتي بودن آن براي ادامه حيات بشر، پيامدهاي کاهش آن را به مراتب افزايش دهد. ديدگاهي جديد در برخورد و روش استفاده از آب، ميتواند تنگناي به وجود آمده از افزايش جمعيت و مصرف بي رويه آب را تا حدودي بهبود بخشد. آيا ميتوان از تبديل بحران آب به يک فاجعه جلوگيري کرد؟ آيا ميتوانيم ديدگاهمان را نسبت به آب تغيير دهيم؟ حالا ميتوانيم صداي هر قطره از آب را که به هدر ميرود بشنويم. داستان زماني بسيار غم انگيزتر خواهد بود که منابع آب ما، پيش از آنکه منابع نفتمان خشک شود، به پايان برسد و پاياني غم انگيز را براي زمين و بشر رقم بزند.
روهيني نيلکاني منبع: www.foreignpolicy.com ماهنامه سياحت غرب شماره 61
|