|
بهائيت در گذر زمان و تصوير- قسمت پنجم |
|
|
|
۱۵ تير ۱۳۸۷ |
شبهه جنون علی محمد باب و تسخیر خورشیدمورخان نوشته اند که علی محمد چندی در فصل تابستان در هوای داغ بوشهر بالای بام خانه اش می رفت و در برابر آفتاب سوزان، از صبح تا شام به قصد تسخیر خورشید !! اورادی را می خواند و این کار، مایه پریشانی فکر و معیوب شدن مغز وی را فراهم آورد. شگفت آن که مبلغان بهائی نیز از اعتراف بدین امر خودداری نورزیده اند.
باید دانست که شبهه جنون باب ، بی مورد نبوده و از دشمنی با او سرنزده است بلکه مورخان نوشته اند که علی محمد چندی در فصل تابستان در هوای داغ بوشهر بالای بام خانه اش می رفت و در برابر آفتاب سوزان، از صبح تا شام به قصد تسخیر خورشید !! اورادی را می خواند و این کار، مایه پریشانی فکر و معیوب شدن مغز وی را فراهم آورد. شگفت آن که مبلغان بهائی نیز از اعتراف بدین امر خودداری نورزیده اند چنانکه اشراق خاوری در کتاب " مطالع الانوار " که تلخیصی از تاریخ نبیل زرندی است در صفحات 66و 67 به این موضوع اشاره کرده است. باب پس از این احوال به ادعاهای بزرگ برخاسته و از بابیت تا الوهیت پیش می تازد و به ویژه در میان سخنان خود، مشتی کلمات نامفهوم و لغات نامستعمل به کار می برد که احتمال پریشانی فکر و خبط دماغ در وی قوت می گیرد. علی محمد باب در حال ریاضت و تسخیر خورشید
خوانندگانمحترم باید بدانند که هوای بوشهر زیاده از اندازه گرم است و حد متوسط حرارت آن به چهل و دو درجه می رسد. در جریان این ریاضت دشوار در هوای گرم بوشهر، قوای جسمی او تحلیل رفته و نوعی نوبه عصبی بر او عارض شد. دائیش در کار او سرگردان ماند و هرچه او را پند و اندرز می داد سودی نمی داد. ابتدا او را از این اعمال طاقت فرسا منع می کرد ولی او از امر دائی خود سر می پیچید و با نواهی او مخالفت می کرد. سرانجام دائیش خشمگین شد و با مشورت برادران و فامیل خود او را به کربلا فرستاد.. |