spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
اما بعد! چاپ پست الكترونيكي
۰۹ تير ۱۳۸۷
 در چشم بر هم زدني، درست در همان ايام كه بسياري از ما شهر را امن و دنيا را به كام مي‌پنداشتند؛ درست در همان ايام كه بسياري از ما تكليف خود را به انجام رسانده مي‌دانستند و لشكريانِ خصم را منهزم؛ بي‌صدا آمد امّا از منفذ گوش‌ها، ذهن‌ها و انديشه‌ها گذشت و سم مهلك خود را در رگ و پي قوي‌ترين و سالم‌ترين نسلي كه آنان را مصون از هر گزندي مي‌شناختيم، تزريق كرد.



  • سرمقاله
در چشم بر هم زدني، درست در همان ايام كه بسياري از ما شهر را امن و دنيا را به كام مي‌پنداشتند؛ درست در همان ايام كه بسياري از ما تكليف خود را به انجام رسانده مي‌دانستند و لشكريانِ خصم را منهزم؛

درست در همان ايام، كه جنگ و جبهه و ميدان‌داري را در نبرد رويارو و ميدان سياست و سياستمداري مي‌پنداشتند؛
بادي گزنده و مسموم وزيدن گرفت. آرام پيش آمد، از هر دروازه و سيم‌خارداري گذشت، بي‌آنكه كسي را در برابر خويش ببيند.
از ميان سنگرها، كارخانه‌ها و ساختمان‌ها گذشت، بي‌آنكه كسي حضورش را احساس كند.

بي‌صدا آمد امّا از منفذ گوش‌ها، ذهن‌ها و انديشه‌ها گذشت و سم مهلك خود را در رگ و پي قوي‌ترين و سالم‌ترين نسلي كه آنان را مصون از هر گزندي مي‌شناختيم، تزريق كرد.

در چشم بر هم زدني جماعت بي‌شماري مسموم شدند، آلودة ترديد، شبهه و سؤال‌هاي بي‌پاسخ.

باد مسموم بن‌مايه و پايه‌هاي باورها، ايمان و اعتقادات را نشانه رفته بود.

  •  باد مسموم بر مركب غفلت ما سوار بود! غفلت از مصونيت بخشي، بستن درزها و رخنه‌ها؛

  •  غفلت از آمادگي براي پاسخ‌گويي و پيراستن شبهه‌ها؛

  •  غفلت از ضروت بيداري، به روز بودن و مترصد بودن در سنگرهاي فرهنگي؛

  •  غفلت از نابكارانِ آراسته پيراهن، نشسته بر مصدر امور فرهنگي سازمان‌ها، نهادها، وزارتخانه‌ها،

  •  غفلت از ديگرگوني و تحوّل زمان، دوره و نسلي كه مي‌پرسد، مي‌طلبد، مي‌كاود و ما را به چالش مي‌خواند؛

  •  غفلت از جنود ابليس و خصم زخمي؛

  •  غفلت از لغزشگاه مال، دارايي و مقام كه وقتي يورش مي‌آورد، عارف و عامّي را در خود مي‌پيچد. همه را به خود مشغول مي‌دارد، غرقه مي‌كند و از كارايي مي‌اندازد.

در چشم بر هم زدني جبهه‌اي به مراتب بزرگ‌تر از همة ميدان‌هاي تجربه شده فراروي ما گشوده شد و در اين احوال:

1. جماعتي چون كبك، سر در برف، خود را در امان پنداشتند؛

2. جماعتي فرافكني را راه خلاصي دانستند و در هر فرصت لعنت و دشنام به خصم نثار كردند؛

3. جماعتي با حور و قصور دلخوش داشته، دامن فراچيده و در حاشية ميدان نشستند؛

4. جماعتي فرصت را غنيمت دانسته، برگزاري اجلاس و انتشار رنگين‌نامه‌ها و صدور بيانيه را چارة كار فرض كردند؛

5. جماعتي درگير با همة شيوه‌هاي كهنه، مضامين كهنه، ادبيات كهنه و صورت‌بندي فرسوده و نخ‌نما در هواي قرون 7 و 8 هجري روزگار گذراندند؛

6. جماعتي متجدّدمآب، دين را عصري و خود را به تندباد عرفي‌گري سپردند؛

7. برخي شوراها و سازمان‌هاي رسمي و متوليان امور فرهنگي نيز به جلسات هفتگي و ماهانة فرمايشي و برخيز و برپاي رسمي و بي‌خاصيت مشغول و تدارك گزارش براي مقامات را تكليف خويش شناختند؛

8. جماعتي هم افشاي تبه‌كاري و سيه‌روزي هر مدّعي و سؤال كننده را چارة كار.

در ميان اين غوغا، فراروي فرزندان ما، چاله‌اي به گشادي:

الف) صدها فرقه و دسته‌هاي مذهبي و شبه‌مذهبي كه جان فرزندان سرزمين اسلامي ما را نشانه رفته بودند؛
ب) هزاران شبهه مذهبي و فرهنگي در موضوعات مختلف و با مضامين مختلف؛
ج) هزاران سؤال دربارة همه عملكرد ما و مسئوليت‌هايمان؛
د) هزاران طلب و تمنّا براي درك حقايق و دسترسي سهل و روان به امور يقيني و اعتقادي،
دهان گشود.

نبايد از ياد برد كه، گذشت زمان، نه تنها باعث فراموشي اين موارد و مرتفع شدن آنها نمي‌شود، بلكه باعث مزمن شدن، جاي‌گير شدن و مؤثر افتادن نيز مي‌شود.

پيش از اين نيز در اين باره طرح مسئله شده بود. مطالعة همة بندهاي پنج‌گانه مجالي ديگر مي‌طلبد.
امّا دربارة بند الف؛

برخي اطلاعات و آمار حاكي از آنست كه طيّ دو سه دهة اخير قريب به 4000 فرقة شبه‌مذهبي و شبه‌عرفاني در جهان به‌وجود آمده، برخي امواج و سرريز آنها به سرزمين اسلامي ما نيز رسيده و هر يك جماعتي از جوانان و سايرين از ميان مردم را به گرد خود آورده است.

صرف‌نظر از دست ابليس و جنود انساني او در جهان كه حسب ترس از رشد و گسترش اديان حقيقي در طراحي و نشر اين فرقه‌ها نقش اصلي را ايفا كرده‌اند؛ تقاضا و طلب نسل حاضر، حسب شرايط تاريخي ويژه‌اي كه پيش‌آمد كرده، زمينه و بستر طرّاحي و توليد اين فرقه‌ها را در خود داشته است. در واقع، فرقه‌ها، پاسخ مجازي و مزورانه به «طلب حقيقي و صميمانه» داده‌اند. به‌همين جهت است كه صرف مقابله با روش‌هاي حذفي و سلبي نمي‌تواند باعث عقب‌نشيني فرقه‌ها، كنترل آنها يا حذفشان از دايرة مناسبات فرهنگي نسل حاضر شود.

در اين باره نكاتي چند قابل توجه است:
  •  نكتة اول، جواني صميمي مي‌گفت: در حالي كه در بازار كتاب، امكان دستيابي به چند عنوان كتاب عرفاني اسلامي و شيعي با زبان ساده و جوان‌پسند وجود ندارد، تدارك يك وانت بار هم براي حمل و نقل بيش از چهار هزار عنوان كتاب با موضوع و محتواي عرفان وارداتي كفايت نمي‌كند؛

  •  نكتة دوم و قابل توجه ادبيات روان و ساده جاري در اين آثار است كه مضامين و مفاهيم را به رشتة كلمات كشيده‌اند. به صرافت طبع مي‌توان دست شيطان و القائات او را در جعل مضامين مندرج در اين آثار ملاحظه كرد؛
اين ادبيات، برخلاف ادبيات مرسوم و جاري در ميان عموم انديشمندان، محققان، مترجمان مسلمان مضامين پيچيده را ساده مي‌نمايند، با مخاطب رابطه برقرار مي‌كنند، او را جذب و مفاهيم و مضامين را مقبول طبعش جلوه‌گر مي‌سازند.

  •  نكتة سوم، بيان سيستماتيك و منظم مضامين و مفاهيم بسياري از اين آثار است. معمولاً اذهان منظم و آموخته شده با سيستم‌ها، اصول، فروع و ربط شاخه‌ها و شعبه‌ها را با اصول و نتايج به راحتي بيان مي‌كنند، متكي به منطقي آن را جدي و قابل تأمل جلوه مي‌دهند و مخاطب را اقناع مي‌سازند. عموم دانش‌آموختگان نظام جديد مدرسي ـ حسب آموزه‌هاي علوم جديد كه متّكي به دريافت‌هاي كمّي از عالم‌اند و تحت تأثير منطق رياضي، تكنيك و تكنولوژي عصر جديداند ـ با نگاه سيستماتيك، مطالعه سيستماتيك و شنيدن به همان سبك خو كرده‌اند. ديگر نمي‌توان با مجمل‌گويي، پراكندگي، بي‌استناد و مستندات گويي آنان را راضي نگه داشت.

برخي متأسفانه در هنگام گفت‌وگو با جوانان و در مجالس سخنراني، بي‌هيچ آمادگي قبلي، هيچ طرح و نقشة پيش‌بيني شده و تنها به صورت شانسي و اتفاقي به مبحثي وارد و به همان صورت از آن خارج مي‌شوند. اينان به خود، به مخاطبان، به موضوع و مبحث مطرح شده، ظلم روا مي‌دارند و ميدان را براي حضور اغيار فراهم مي‌كنند؛

  •  نكتة چهارم بيان كاربردي و عملياتي مباحثي است كه برخي از مدعيان حلقه‌هاي عرفاني مطرح مي‌كنند. در واقع اينان، با خروج از اجمال و بيان كلي موضوعات و مضامين، به دريافت‌هاي مجعول خود وجهه‌اي مي‌بخشند كه شنونده مي‌تواند آن‌همه را به ميدان عمل كشيده، به تجربه‌اش بنشيند. عموم حلقه‌هاي عرفاني و نسخه‌هاي پيچيده شدة توسط مدعيان عرفان و سير و سلوك ـ به ويژه شاخه‌هاي هندي ـ از اين مشخصه برخوردارند.

بي‌گمان، عجله و شتاب جوانان به اقتضاي سن و سالشان و شتاب‌زدگي حاكم بر زندگي و تمدن جاري، مجال صبوري در پيچ و خم‌هاي سير و سلوك به شيوه‌هاي اسلاف را نمي‌دهد و آنان اين شيوه را برنمي‌تابند و به سادگي به سمت نسخه‌هايي مي‌روند كه به سرعت آنان را از ساحت مطالعات به ساحت دريافت نتايج و به‌كارگيري آنها در مناسبات فردي و اجتماعي بكشد.
نگارنده واقف به تمامي ويژگي‌هاي سير و سلوك، معرفت نفس و مقتضيات ويژة آن هست. در اينجا تبيين همة آنچه كه در مطالعه و بررسي جريانات فرقه‌اي و شبه عرفاني حاصل آمده، منظور است؛

  •  نكتة پنجم بيان سهل و سادة مراتب و ربط آن مراتب و دريافت‌ها با حوادث جاري و اعمال و اقوال است. در واقع خروج از پيچيدگي‌ها، غوامض و دالان‌هاي تودرتو كه بر حجم ابهامات مي‌افزايد، بيان ساده و بسيط مراتب در هر يك از اين دسته‌ها باعث شده تا جماعت زيادي به سوي فرقه‌ها متمايل شوند؛

  •  نكتة ششم سهل‌گيري و تسامح در انجام اعمال و تكاليف است؛
نبايد از ياد برد كه جمعيت هدف اين دسته‌ها و نحله‌ها «جوانان، اعم از دختران يا پسران»اند. اين جمعيت به دلايل مختلف جسمي و رواني، به‌ويژه در عصر پرشتاب، شلوغ و به قول معروف زندگي ساندويچي تمايل به انجام سهل و سادة تكاليف دارد. ملاحظه اين معنا در صدور نسخه‌ها و دستورالعمل‌هاي مذهبي و اخلاقي حائز اهميت است؛ همان‌كه عموم فرقه‌هاي شبه عرفاني بر روي آن تمركز جدي دارند.

  •  و ...

متأسفانه، فقدان امكان دسترسي سهل و سادة تشنه‌كامان و جويندگان، به صاحبان سخن و مربيان
راه رفته در ميان علما و اربابان سير وسلوك، كناره‌گيري عمومي آنها از حضور در ميادين و مناسبات عمومي و اجتماعي، بيان اجمالي مباحث با ادبيات پيچيده و غامض، بالاخره فقدان تاب و تحمل شايسته براي شنيدن (و نه، گفتن مدام، نصيحت‌گويي و صدور امر و نهي) و از اين‌همه مهم‌تر، فقدان نظام و سيستم آموزشي سهل و ساده، باعث شده تا بازار رطب و يابس‌بافي داغ و گرم و مجال شبهه‌افكني‌هايشان فراهم باشد.

بي‌شك، بزرگان ما از جمع فرهيختگان اهل سير و سلوك نيز معذوريت ويژة خود را دارند، امّا؛

1. آيا اين‌همه به معني و منزلة رها كردن جوانان در دام گستردة صدها و هزاران فرقة شبه مذهبي و شبه عرفاني است؟
2. آيا ابهام‌زدايي، رفع شبهات، پاسخ‌گويي به سؤالات و دستگيري جوانان در عصر غيبت از عهدة ما ساقط شده است؟
3. آيا آن‌همه معارف و حقايق نهفته در سينة اوليا و مستور در ميان آثار مكتوب براي پاسخ‌گويي در دستگيري كافي نيستند؟
4. آيا در وقت احساس ضرورت نمي‌بايست حسب شرايط و مقتضيات در شيوه‌ها و روش‌ها تجديد نظر كرد و براي سد كردن رخنه‌ها وارد عمل شد؟
5. آيا رهانيدن خود از مهلكه‌ها و تماشاي افتادگان در غرقاب بلا، شرط مروّت است و امام عصر(ع) را خوش مي‌آيد؟
6. آيا نمي‌توان پذيرفت كه آمادگي گرايش به فرقه‌هاي شبه‌عرفاني از آمادگي جوانان براي شنيدن و به‌كار بستن مفاهيم حقيقي خبر مي‌دهد؟ آنها جوياي مراتب بالاتري هستند و اين تشنگي و طلب آنها را مستعدّ غلطيدن در دام رهزنان مي‌سازد.
آيا همين اندازه، فقط همين حدّ ما را مكلف نمي‌كند تا براي تغذيه و سيراب كردن طالبان و مستعدّان چاره‌اي بينديشيم؟

بي‌گمان اين وظيفه از عهدة سازمان‌ها و نهادهايي كه در حوزة فرهنگي عهده‌دار امور سخت‌افزاري‌اند ساخته نيست.
اينجانب به عنوان يك طلبه، يك دانشجو، يك مربي ساده در محيط‌هاي دانشگاهي و دانشجويي، يك روزنامه‌نگار كه همة عمر خود را در حشر و نشر با عموم مردم و به‌ويژه جوانان سپري ساخته و با بسياري از ابتلائات و دسيسه‌ها آشناست، حوزه‌هاي علميه، علما، اربابان معرفت و سير و سلوك، حتي مراجع معظم را مخاطب خويش ساخته، دست طلب و تقاضا به سويشان دراز مي‌كند و اميد دارد كه پيش از سپري شدن فرصت‌ها در اين‌باره انديشيده و برايش چاره‌جويي شود. اميد كه توفيقات آسماني و عنايات ويژة حضرت ولي‌عصر(ع) همراه و قرين با همة اقدامات و تقاضاهامان شود. إن‌شاءالله
اسماعيل شفيعي سروستاني
 
بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.