|
۰۷ تير ۱۳۸۷ |
 خانم شهابي ميافزايد: «مردم از سربازان مستقر در اين پستهاي بازرسي ميترسند... چرا که اين بازرسيها اغلب به عملي غيرانساني تبديل ميگردد. همچنين تعدادي از زنان باردار فلسطيني به دليل انتظار زياد در پشت صفهاي اين پستها، بچههاي خود را در پشت اين ديوارهاي بلند به دنيا آوردهاند.»
چکيده: سفر هفت زن فلسطيني به ايالات متحده و حضور آنان در مجامع مختلف اجتماعي و سياسي، بهانهاي گرديد که مردم دنيا با مشکلات و معضلات فراروي مردم بيدفاع و مظلوم فلسطين آشنا شوند. ساخت ديوار امنيتي حائل و ايجاد صدها پست بازرسي، محدوديت عبور و مرور آسان، فقدان آب و برق و دارو بهداشت به ويژه در باريکه غزه، قطع شدن ارتباط فلسطينيها با خارج از کشور، بيکاري و مشکلات اقتصادي مختلف، فقدان مراکز حمايتي و امنيتي و پليس در اين منطقه و در نهايت، ارائه تصويري نادرست از مردم فلسطين در رسانههاي فراگير غربي، بخشي از حقايق ناگفته موجود در زندگي روزمره ميليونها فلسطيني ميباشد. اين زنان در پايان سفر خود با اشاره به مقاومت همهجانبه مردم فلسطين و آرزوي زندگي در کشوري آزاد و مستقل، خاطرنشان نمودند که در سايه اين شرايط اسفناک و سخت، ما به قدرت و استقامتي بينظير دست يافتهايم که ميتواند در سايه ايمان و اميد، سرانجام ما را به رفاه و آزادي رهنمون کند.
در پاييز سال جاري (2007)، هفت زن فلسطيني به 5 شهر ايالات متحده، در قالب يک سفر مراودهاي فرهنگي که با حمايت برنامه راهبري بازديدکنندگان بينالمللي وزارت خارجه آمريکا انجام شد، سفر نمودند. مهم ترين نکته تعجبآور براي آنان، آزادي عبور مرور در شهرها و مناطق مختلف بود. البته اين جابجايي در مورد خودروها و هواپيماها و آزادراهها و جادهها نبود. بلکه آنان به دليل عدم عبور از پستهاي بازرسي و کنترل، بهت زده شده بودند. چرا که زندگي در مکاني که هم اينک با يک ديوار حائل امنيتي با 25 پا طول محصور شده است، آنان را همواره با مشکلاتي ناگفته روبهرو مينمايد.
ساخت اين ديوار در سال 2002 ميلادي آغاز گرديد. اين ديوار مار مانند که 700 کيلومتر طول دارد، در سراسر خاک اسراييل و سرزمينهاي فلسطيني کشيده شده و با مجموعهاي انبوه از سيم خاردارهاي الکتريکي، برجهاي ديدهباني و کانالهاي امنيتي، تکميل ميگردد. در پارهاي از مناطق، اين ديوار يک روستا را همانند يک زندان کاملاً محاصره نموده و يا يک روستا را به دو بخش کاملاً مجزا از يکديگر تقسيم کرده که دسترسي روستاييان به بخش ديگر را با مشکلات مختلف و پيشبيني نشدهاي روبهرو مي کند.
«امروزه فلسطينيها براي سفر از يک نقطه به نقطهاي ديگر، بايد از ايستگاههاي بازرسي بيشماري عبور نمايند. آنان بايد همواره اوراق شناسايي خويش را به همراه داشته و رفتارهاي غيردوستانه سربازان اسراييلي مسئول اين جايگاهها را تحمل کنند.» اين بخشهايي از جملات خانم ريم صالح هماهنگ کننده اين پروژه براي وزارت فرهنگ و يکي از اين هفت زن فلسطيني ميباشد.
همچنين عابير شهابي يکي از مسئولان وزارت آموزش و پرورش ميگويد: «بچهها بدون تأخير، در ورود به مدرسه، نميتوانند روانه کلاسهاي درس شوند. بدين ترتيب، درس خواندن به فعاليتي استرسزا و سردرگمکننده تبديل گرديده است... تعدادي از بچههاي فلسطيني براي طي کردن يک مسير 8 دقيقهاي، گاهي بايد 50 دقيقه زمان صرف کنند. عدهاي هم بايد با برخاستن در ساعت 5 بامداد، خود را براي يک سفر 2 ساعته به مدرسه آماده مي کنند. البته اين رفت و آمدها هم خطرناک و هم نامطمئن است. آنها بايد در هر جايگاه مورد بازرسي و تفتيش بدني قرار گيرند و در پارهاي از موارد هم به دلايلي پيشبيني نشده، اين پستهاي بازرسي بسته ميشوند.»
خانم شهابي ميافزايد: «مردم از سربازان مستقر در اين پستهاي بازرسي ميترسند... چرا که اين بازرسيها اغلب به عملي غيرانساني تبديل ميگردد. همچنين تعدادي از زنان باردار فلسطيني به دليل انتظار زياد در پشت صفهاي اين پستها، بچههاي خود را در پشت اين ديوارهاي بلند به دنيا آوردهاند.»
به علاوه، دسترسي به بازارهاي ماشينآلات، سوخت، آب و غذا نيز به ويژه براي ساکنان مناطق روستايي و مزارع، به يک معضل جدي و اساسي تبديل شده است. اغلب اقوام و فاميلها هم نميتوانند همديگر را به آساني ببينند. افراد بي کار هم بايد براي پيدا کردن منزل و ساير امکانات اوليه زندگي به اقوامشان اتکا کنند.
براساس گزارش سازمان ملل متحد، زندگي بيش از 000/680 نفر يعني يک سوم جمعيت ساکن در کرانه غربي، با ساخت اين ديوار، تحت تأثير قرار گرفته است. محکمه عالي جهاني (WC) هم از ساخت اين ديوار حائل امنيتي به عنوان يک اقدام نقضکننده قوانين بينالمللي و حقوق طبيعي انسانها نام برده است.
خانم نسرين الطاهر، يک برنامهنويس رايانهاي و از مديران وزارت اقتصاد ملي فلسطين نيز ميگويد: «هدف از ساخت اين ديوار، تنها اشغال سرزمينهاي فلسطيني بوده است. بدين ترتيب، نيروهاي اشغالگر اسراييلي، مشارکت مردم فلسطين در بازارهاي جهاني را به شدت محدود نمودهاند.»
خانم رولا آبوه يکي از مديران وزارت اقتصاد فلسطين نيز ميگويد: «اقتصاد فلسطين با بحران گسترده بدهيها روبهروست و هيچ نشانهاي از بهبود اوضاع به چشم نميخورد. درصد بي کاري به 63% رسيده است و هيچ فرصت تجاري و صنعتي جديدي نيز وجود ندارد، چرا که فضاي کسب و کار براي سرمايهگذاران بسيار پرمخاطره ميباشد.» اخيراً نيز روزنامه «نيويورک تايمز» گزارش نموده که 85 % کارخانجات سرزمينهاي فلسطيني تعطيل شده و يا با کمتر از 20 % ظرفيت اسمي خود به فعاليت مشغولند.
«تنها 13 % زنان فلسطيني شاغلند و 9 % آنان هم سرپرست خانوار و تنها نانآور خانوادههايشان هستند.» اين جملات، بخشهايي از گفتههاي فهيمه بوتمه مدير کمکهاي فني و آموزشي وزارت امور زنان دولت فلسطين است.
وي ميافزايد: «بيترديد استرس به وجود آمده از اين شرايط اقتصادي، زنان فلسطيني را به شدت تحت تأثير خويش قرار ميدهد. هنگامي که آنان بيوه ميشوند و يا شوهرانشان زنداني ميگردند، اين زنان بايد علاوه بر انجام وظايف خانهداري، شرايط يک زندگي حداقلي را براي فرزندانشان مهيا نمايند. اين شرايط عدم اطمينان، به مشکلات و نارساييهاي سلامتي و عصبي نيز دامن زده است. به علاوه در اين کشور، هيچ دولت، (البته يک حکومت خودگردان وجود دارد) پليس، ارتش و يا سازمان حمايتي اجتماعياي براي کمک به چنين خانوادههايي وجود ندارد. بانک جهاني نيز تخمين ميزند که 75 % فلسطينيها درآمد سرانهاي کمتر از 2 دلار در هر روز دارند، لذا مردم اين منطقه بايد براي گذران زندگي خود به کمکها و منابع خارجي چشم بدوزند. البته افرادي از سراسر دنيا که با فلسطينيها احساس همدردي مينمايند، رايانه، ماشينهاي خياطي و ساير تجهيزات زندگي را به آنان اهدا مينمايند. چرا که دختران به دليل نگرانيهاي امنيتي، بيشترين مشکلات آموزشي را بايد تحمل نمايند و حتي پارهاي از مؤسسات خيريه، اين دختران را با انتقال از روستاهايشان، به مدارس مناطقي ديگر در سراسر دنيا ميبرند تا آموزشهاي لازم را فرا گرفته و پس از بازگشت به زادگاهشان، کسب و کارهايي تجاري را به راه بياندازند.
خانم هيبا ابرزياد، يکي از پژوهشگران مرکز سلامت عمومي فلسطين نيز ميگويد: « اکثر بيمارستانهاي ما در معرض تخريب و نابودي قرار گرفتهاند و دستيابي به امکانات پيشرفته نيز تقريباً غيرممکن ميباشد.» وي در ادامه ميافزايد: «مردم ساکن در مناطق روستايي، قربانيان اصلي اين شرايط هستند. در اکثر موارد، تأخيرهاي مختلف در توزيع محمولههاي پستي، قابليت اعتماد نمونههاي آزمايش پزشکي آنها را تحت تأثير قرار ميدهد. نمونههاي آزمايشگاهي هم اغلب در آستانه تاريخ انقضاي خود به دست پزشکان معالج ميرسد و معمولاً غيرقابل استفاده ميباشند.» اينک غزه از ساير سرزمينهاي فلسطيني کاملاً مجزا گرديده و مردم ساکن در آن بايد بدون آب، برق و بهداشت کافي به زندگي خود ادامه دهند.
گفته ميشود که 000/600/4 آواره فلسطيني در کرانه غربي، غزه، اردن، لبنان و سوريه زندگي ميکنند. تقريباً 7/3 ميليون نفر آنها از کمکهاي انساندوستانه کميسارياي عالي آوارگان سازمان ملل استفاده مينمايند. اما اين منابع کاهش يافته و ممکن است براي هميشه قطع گردند، چرا که گفته ميشود، از اين پولها جهت تجهيز گروههاي تروريستي بهرهبرداري ميشود.
دکتر راسل اهرنفلد مدير مرکز آمريکايي دموکراسي واقع در نيويورک و يکي از کارشناسان موضوع تروريسم بينالمللي در سپتامبر سال 2003 ميلادي، گزارش داده بود که در سال 2002 ميلادي، مقامات اين کميساريا در مجموع 521 ميليون دلار کمک به دولت خودگردان فلسطيني تحويل دادهاند. مشکلات اين آوارگان فلسطيني در دوره جنگهاي استقلال اسراييل در سال 1948 ميلادي، به وجود آمد. در آن سال، در مجموع 000/520 تا 000/800 آواره، از زمينها و خانههايشان به سرزمين نوظهور اسراييل رانده شدند. [براساس مطالب پورتال اينترنتي خاورميانه] البته در مورد حوادث و اتفاقات روي داده در آن سال، هنوز هم اختلاف نظرهاي زيادي وجود دارد. اسراييليها ميگويند، فلسطينيها به آنان حمله نمودهاند و سپس به صورت داوطلبانه از خانههايشان گريختهاند. در مقابل، فلسطينيها معتقدند که صهيونيستها به صورت ناگهاني به آنان حمله نموده و با تسخير زمينهايشان، آنان را به زور مجبور به مهاجرت کردهاند.
پس از جنگ 6 روزه سال 1967 ميلادي، صدها هزار آواره ديگر هم به اين افراد اضافه شدند و به آنان اجازه داده نشد که يک بار ديگر به سرزمينهاي پدريشان بازگردند. دولت اسراييل همواره آوارگان را به عنوان دشمن و مهاجمان ستيزهجو فرض مي کند. در مقابل، فلسطينيان تحت رهبري ياسر عرفات هم حق سکونت اسراييليها را انکار نمودند. (البته در سال 1988 ميلادي و با پذيرش قطعنامه 242 شوراي امنيت، اين وضعيت خاتمه يافت.)
نبيلا ريزک مدير بخش ارزيابي وزارت امور زنان در اين مورد ميگويد: « فلسطيني بودن، کار ساده اي نيست... ايالات متحده، حاکم دنياي آزاد، در اکثر موارد از اسراييل طرفداري ميکند، اگرچه فلسطينيها در اين زد و خوردها بيشترين آسيبها را متحمل گرديدهاند. فلسطينيها قتلعام و يا دستگير ميشوند. خانههايشان ويران ميگردد و درختهاي زيتون فلسطينيها (يکي از منابع درآمد فلسطينيها و نماد تداوم زندگي در اين منطقه) قطع ميشود. با وجود اين شرايط غيرانساني، همچنان در رسانههاي غربي از فلسطينيها به عنوان عامل اين ناآراميها ياد مي شود.
خانم ريزک ميگويد: «آمريکاييها عادت کردهاند که به يهوديان، در مقايسه با مسلمانان و عربها، به عنوان افرادي خوب و متمدن بنگرند... اسراييليها از سراسر دنيا روانه اين سرزمين شدهاند و آنان عادت کردهاند که با هر کسي درگير شوند. به علاوه آنان از موضوع هولوکاست براي به دست آوردن همراهي ساير دولتها در استقرار و تثبيت جايگاه دولت نوظهور اسراييل، بهره ميگيرند.»
اگرچه شرايط زندگي براي مردم فلسطين سخت و بحراني است، اما اين زنان فلسطيني آرزو ميکردند که همه اين شرايط سخت و جانفرسا سرانجام روزي تغيير يابد و آنان ديگر احساس قرباني شدن نداشته باشند. خانم بوتمه ميگويد: «فلسطينيها به مقاومت کردن عادت نمودهاند، چرا که ما معتقديم، سرانجام روزي در صلح و در کشوري آزاد و مستقل زندگي خواهيم نمود... ما بايد براي استقرار صلح در کشورمان، کار بيشتري نماييم. مطمئناً اگر ما با اين مشکلات و شرايط اسفناک روبهرو نبوديم، هرگز چنين قدرت و استقامتي نيز نداشتيم. در اشعار بومي ما گفته ميشود، ضربهاي که تو را نکشد، مطمئناً بدنت را قدرتمندتر ميکند... و زنده ماندن و مقاومت کردن در خون تکتک ماست.»
الگا بونفيگليو منبع: www.CommonDreams.org ماهنامه سياحت غرب، شماره 56
|