|
۲۹ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 3 از 3 پرسش ششم: بعضى از كسانى كه دلالت حديث بر ولايت على، عليهالسلام، را پذيرفتهاند چنين گفتهاند: قبول داريم كه مقصود از مولى اولويت به امامت است ليكن چون حديث نسبت به زمان امامت تعرضى ندارد؛ پس مقصود اين است كه على، عليهالسلام، را به عنوان خليفه آينده معرفى مىكنم و آن هنگامى است كه مردم با او بيعت كنند و اين معنى هيچ منافاتى با خلافت سه نفر ديگر ندارد و بدين ترتيب احترام صحابه گرانقدر پيامبر نيز حفظ مىشود.17
جواب: اولاً، اگر پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، مىخواستند على، عليهالسلام، را به عنوان خليفه چهارم معرفى كنند پس چرا اسمى از خليفه اول و دوم و سوم نبردند در حالى كه تعيين خليفه اول در آن زمان كه چيزى به وفات پيامبر نمانده بود لازمتر از خليفه چهارم بود.18 ثانياً، از اينكه كسى ابتدا از مرگ قريب الوقوع خود خبر دهد، سپس ولايت خود را نسبت به مردم به آنها يادآورى كند و بعد شخصى را به عنوان جانشين خود انتخاب كند، استفاده مىشود كه آن شخص جانشين بلافصل او مىباشد. ثالثاً، لازمه ابن معنا اين است كه على بر خلفاى ثلاثه ولايت نداشته باشد در حالى كه عمربن خطاب در روز غدير تصريح كرد كه: به به يا على! گوارا باد تو را كه مولاى هر مرد و زن مومن گرديدى.19 كه بخوبى دلالت دارد كه اميرالمؤمنين على، عليهالسلام، مولاى همه مسلمانان در تمام اعصار و زمانها مىباشد و ولايت او منحصر به مدت كوتاه خلافت آن حضرت نمىشود.
پىنوشتها: 1. ناظمزاده قمى، سيداصغر، مظهر ولايت، ص590. 2. همان، ص618. 3. صحيح مسلم، ج4، ص122. 4. همان، تعليق، ص123. 5. سنن ابنماجه، ج1، ص55 و 58. 6. مسند احمد حنبل، ج1، ص84، 88، 118. 7. ر.ك: شرفالدين الموسوى، سيد عبدالحسين، المراجعات، ص285. 8. مرحوم علاّمه امينى در كتاب شريف »الغدير« حدود 27 معنا براى كلمه »مولى« ذكر كرده است. ر.ك: الغدير، ج1، ص362. 9. سوره حديد (57)، آيه 15. 10. سوره محمد (47)، آيه 11. 11. سوره مريم (19)، آيه 5. 12. سوره دخان (44)، آيه 41. 13. ر.ك: الامينى، عبدالحسين بن احمد، الغدير، ج1، ص362. 14. ر.ك: شرفالدين الموسوى، سيد عبدالحسين، همان، ص278. 15. ر.ك: همان، ص222. 16. ر.ك: همان، ص282. 17. ر.ك: الامينى، عبدالحسين بن احمد، همان، الغدير، ج1، ص370. 18. ر.ك: شرفالدين الموسوى، سيد عبدالحسين، همان، ص285. 19. ر.ك: ناظمزاده قمى، سيداصغر، همان، ص618.
ماهنامه موعود شماره 24
|