|
۲۹ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 3 محسن ايزدى بدون شك واقعه غدير نقش سرنوشتسازى در تعيين مسير آينده اسلام داشته است. واقعهاى كه طى آن پيامبر اسلام، صلّىاللَّهعليهوآله، مهمترين مأموريت خود را به انجام رساندند. مأموريتى كه انجام آن مساوى بود با تبليغ تمام رسالت و كوتاهى در مورد آن به منزله از بين رفتن زحمات چندين ساله پيامبر اكرم و بى نتيجه ماندن فداكاريهاى مسلمانان صدر اسلام محسوب مىشد. مأموريتى كه در آن پيامبر اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، بطور رسمى جانشين خود را انتخاب كردند و باعث يأس و نااميدى مخالفان اسلام شدند. واقعه غدير از جهات مختلفى قابل تأمل و بررسى است و يكى از نكاتى كه لازم است در مقطع كنونى مورد بررسى دقيق قرار گيرد پاسخگوئى به پرسشها و شبهاتى است كه در اين خصوص مطرح شده است.
پرسشها و اشكالاتى كه در مورد حديث غدير مطرح شده است دو گونه است: يكى اشكالات و پرسشهايى كه در مورد اصل صدور حديث از پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، مطرح شده است و ديگر اشكالات و پرسشهايى كه در مورد دلالت حديث (بر نصب على، عليهالسلام، به ولايت) مطرح شده است. در اينجا به بررسى برخى از اين پرسشها و انتقادات مىپردازيم:
پرسش اول: اگر حديث غدير واقعيت داشت پس چرا از ميان آن جمعيت انبوهى كه در مراسم حجةالوداع شركت كرده بودند تنها 110 نفر از صحابه پيامبر آنرا نقل كردهاند؟1
جواب: اولاً، گروه زيادى از مسلمانان كه اهل مدينه نبودند، در جحفه از پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، جدا شدند و بنابراين نقلى از آنهادر تاريخ ثبت نشده است. ثانياً، بسيارى ازكسانى كه در سفر حجةالوداع شركت داشتند اهل نقل روايت و كتابت نبودهاند و راويانى كه اين حديث را نقل كردهاند بطور كلى كسانى هستند كه احاديث ديگر پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، در اصول و فروع را نقل كردهاند. خلاصه تمام كسانى كه اهل حل و عقد شمرده مىشوند، و از اكابر اصحاب پيامبر مىباشند اين حديث را نقل كردهاند و كمتر واقعهاى به اندازه واقعه غدير خم راوى دارد. ثالثاً، با توجه به مخالفت شديد با امامت على، عليهالسلام، و عداوت و بغض نسبت به ايشان، بخصوص در اوائل حكومت بنىاميه، انگيزههاى زيادى براى كتمان اين حديث وجود داشته است؛ بطورى كه ضبط همين مقدار (تعداد 110 نفر) نيز از امور خارقالعاده محسوب مىشود. خلاصه انتشار اين حديث با سياستهاى خلفاى جور در تضاد بوده لذا به هر وسيله از نقل آن جلوگيرى به عمل مىآوردهاند.
پرسش دوم: چرا با وجود آنهمه تاكيد پيامبر اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، در روز غدير نسبت به ولايت على، عليهالسلام، و برگزارى مراسم بيعت با آن حضرت و تبريك مردم و اكابر اصحاب پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، به اميرالمومنين هنوز بيش از هفتاد روز از آن واقعه نگذشته بود كه مردم همه چيز را فراموش كرده و حديث پيامبر پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، هيچ نگرانى نسبت به زمان حيات خود ندارند و تمام نگرانى او از آينده اسلام است؛ زيرا كسى كه مىگويد: »من بزودى از ميان شما خواهم رفت« پيداست كه در صدد تعيين جانشين براى خويش است و براى آينده برنامهريزى مىكند.
جواب: غالبا در هر جامعهاى عده انگشتشمارى هستند كه سرنوشت جامعه را رقم مىزنند و معمولا توده مردم تابع آنها هستند و كمتر از خود رأى مستقلى دارند. پس از رحلت پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله،كسانى كه به عنوان اكابر صحابه پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، شناخته مىشدند؛ با توجه به اوضاع بحرانى آن زمان، مصلحت جامعه اسلامى را چنين تشخيص دادند كه از وصيت پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، در مورد على، عليهالسلام، صرفنظر كنند و »رأى« را بر »نصّ« مقدم دارند. لذا باعجله با ابوبكر بيعت كرده و توده مردم هم از آن تبعيت كردند. عدهاى هم كه با اينكار مخالف بودند در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتند و بخاطر حفظ حكومت نوپاى اسلامى و وحدت ميان مسلمان سكوت كردند. سردمداران حكومت نيز بتدريج به مردم تلقين كردند كه پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، على، عليهالسلام، را صرفا معرفى كرده و او را شايسته خلافت دانسته نه اينكه آن حضرت را به خلافت نصب كرده باشد.
|