spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
تنظيم‌ عقربه‌ها، روي‌ ساعت‌ 25 چاپ پست الكترونيكي
۳۱ تير ۱۳۸۲

اسماعيل شفيعي سروستاني


 شايد خواننده‌ اين‌ سطور تصور كند كه‌ نگارنده‌ نيمه‌ خالي‌ ليوان‌ را مي‌بيند، مي‌خواهد جماعت‌ مسلمين‌ را بدبين‌ و نا اميد سازد، خانواده‌ها را بترساند و يا هنوز در حال‌ و هواي‌ سال‌ 57 زندگي‌ مي‌كند. شايد هم‌ دوم‌ خرداد را درك‌ نكرده‌، مهم‌ نيست‌. شايد هم‌ آنچه‌ كه‌ نگارنده‌ برايش‌ مثل‌ مرغ‌ نيم‌ بسمل‌ بال‌ بال‌ مي‌زند مهم‌ نباشد. و صد البته‌، براي‌ همه‌ آنهايي‌ كه‌ شباهنگام‌ در خانه‌هاي‌ امن‌ و راحت‌ سر بر بالش‌ مي‌گذارند نيز مهم‌ نيست‌؛ مثل‌ همة‌ وقت‌ها و ايّام‌ و سال‌هايي‌ كه‌ در نظر آنها مهم‌ نبود و در چشم‌به‌هم‌زدني‌ گذشت‌ تا آنكه‌ ... سيل‌ آمد!
 اين‌ سيل‌، خيلي‌ پيش‌ از اين‌ به‌ راه‌ افتاده‌ بود. صداي‌ توفندة‌ غرشش‌ را مي‌شد شنيد. خودمان‌ را مثل‌ جاليزبان‌ در وقت‌ برداشت‌ محصول‌ به‌ كري‌ زده‌ بوديم‌. اينك‌ تنها كافي‌ است‌ كمي‌ از لاك‌ خود ساخته‌ بدر آئيم‌ و پشت‌ در اتاق‌ و خانه‌ خودمان‌ را نظاره‌ كنيم‌. آن‌ وقت‌ گوش‌ و چشممان‌ شاهد عرض‌ و طول‌ اين‌ سيل‌ بنيان‌ كن‌ كه‌ همه‌ چيز و همه‌ كس‌ را با خود مي‌برد خواهد بود.
 مجالي‌ براي‌ هيچكس‌ نمانده‌ است‌ . همان‌ وقتي‌ كه‌ با خوش‌ خيالي‌ همه‌ خبرها را شايعه‌ مي‌پنداشتيم‌ و به‌ شعار دل‌خوش‌ كرده‌ بوديم‌ سيل‌ از كوهسار كنده‌ شده‌ بود و پيش‌ مي‌آمد. همان‌ وقتي‌ كه‌ به‌ صورت‌سازي‌ دل‌خوش‌ مي‌داشتيم‌ و در بيش‌ و كم‌ لبخند و خوشامد هواداران‌ حقوق‌ بشر چرتكه‌ مي‌انداختيم‌ .
 اين‌ سيل‌ بعكس‌ هميشه‌ از ميانه‌ شهر به‌ راه‌ افتاد. كوچه‌ و پس‌ كوچه‌ها را پشت‌ سر گذارد و محله‌ها را نابود كرد؛ همان‌ وقتي‌ كه‌ پشت‌ سر هم‌ بيانيه‌ مي‌داديم‌ و سمينارهاي‌ رنگ‌ و وارنگ‌ برگزار مي‌كرديم‌. آرشيو مطبوعات‌ لبريز از ميليون‌ها بيانيه‌ است‌ و خانه‌هاي‌ چتربازان‌ سمينارها مملو از انواع‌ كيف‌ و قلم‌ و هداياي‌ مديران‌ ادارات‌ روابط‌ عمومي‌ .
 همان‌ وقتي‌ كه‌ چشمانمان‌ را بر روي‌ خطاهاي‌ دوستان‌ و همنشينان‌ مي‌بستيم‌ و با چشم‌ پوشي‌ از خطاها از ماده‌ها و تبصره‌هاي‌ قانوني‌ براي‌ خلاصي‌ بخشيدن‌ دوستان‌ از مخمصه‌هاي‌ سوء استفاده‌ها، اختلاس‌ها، سوء مديريت‌ها و... مدد مي‌جستيم‌؛ سيل‌ از خانه‌ خود كنده‌ شده‌ بود و پيش‌ مي‌آمد.
 آن‌ روز كه‌ گفت‌وگو در بارة‌ جوانان‌ و زنان‌ را وجه‌ المصالحة‌ زد و بندهاي‌ سياسي‌ ساختيم‌ در هواي‌ جمع‌ آوري‌ آرا به‌ عَلَم‌ كردن‌ ساختمان‌ها و سازمان‌هاي‌ بي‌خاصيت‌ مشغول‌ شديم‌ و همه‌ فرصت‌هاي‌ برنامه‌ ريزي‌ جدّي‌ و كارساز را از دست‌ داديم‌؛ صداي‌ غرش‌ سيل‌ شنيده‌ مي‌شد. درست‌ همان‌ ايّام‌ كه‌ چشم‌ براه‌ سرمايه‌هاي‌ خارجي‌ بوديم‌ و چشمانمان‌ را بر اعداد و ارقام‌ نجومي‌ سوء استفاده‌ها و اختلاس‌ها مي‌بستيم‌.
 آن‌ روزها بيش‌ از هر چيز و پيش‌ از هر اقدام‌ به‌ پر كردن‌ اوقات‌ فراغت‌ و راه‌انداختن‌ كارناوال‌هاي‌ شادي‌ مي‌انديشيديم‌، همان‌ ايّام‌ كه‌ بر سر ميراث‌ انقلاب‌ چانه‌ مي‌زديم‌ و با انواع‌ حيل‌ سعي‌ در حذف‌ رقيب‌ داشتيم‌ و توسعه‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ را حلّال‌ مشكلات‌ معيشتي‌، فرهنگي‌ مي‌پنداشتيم‌ و مثل‌ همين‌ امروز كه‌ در ميان‌ آيات‌ و روايات‌ به‌ دنبال‌ راه‌ تأييد «گفتگوي‌ تمدن‌ها »مي‌ گرديم‌، سعي‌ در مستند ساختن‌ تز توسعه‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ داشتيم‌. بله‌، همان‌ روزها سيل‌ از ميان‌ شهرهاي‌ بزرگي‌ چون‌ تهران‌ هم‌ گذشت‌ و به‌ حاشيه‌ شهرستان‌ها رسيد. همة‌ سنت‌هاي‌ فرهنگي‌ را در نورديد. نگاه‌ و نگرش‌ جمعيتي‌ كلان‌ از ميان‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ را در بارة‌ عالم‌ و آدم‌ ديگرگون‌ ساخت‌. اخلاق‌ سوداگرانه‌ را به‌ ميان‌ تاروپود و بود و نبود مردم‌ دواند. همه‌ تعريف‌ و نگاه‌ در بارة‌ دين‌، دينداري‌ و دينداران‌ را قلب‌ كرد و آنهمه‌ را ناكارآمد جلوه‌ داد. همة‌ اعتماد و اطمينان‌ را مخدوش‌ ساخت‌. بي‌قراري‌ و دغدغه‌ را روزيف روزان‌ و شبان‌ مردم‌ كرد. آينده‌ را تيره‌ و تار جلوه‌ داد. يأس‌ را قرين‌ بيكاري‌ و آن‌ دو را يار و همراه‌ اعتياد و انحراف‌ ساخت‌. لاقيدي‌ و ولنگاري‌ را سنتي‌ حسنه‌، ادب‌ و آداب‌ داني‌ را بدعت‌ و سوءاستفاده‌ از موقعيت‌ها را نوعي‌ زيركي‌ و زرنگي‌ قلمداد كرد. آيا اين‌ همه‌ جز امواج‌ سيل‌ خروشان‌ بود كه‌ پيش‌ مي‌آمد؟!
 آيا حوصله‌ ورق‌ زدن‌ روزنامه‌ها و مجلاتي‌ را كه‌ دردمندانه‌ از اينهمه‌ گفت‌وگو مي‌كردند داريد؟ آثار همه‌ مردان‌ و زناني‌ كه‌ فرزندان‌ همين‌ ديار، همين‌ انقلاب‌ و همين‌ دين‌ بودند و كسي‌ تابشان‌ نمي‌آورد.
 سيل‌، محصول‌ غفلت‌ ماست‌. غفلت‌ از سنت‌هاي‌ خداوندگار هستي‌ در پهنه‌ زمين‌ و پيامد تعطيل‌ همه‌ آنچه‌ به‌ اجراي‌ آن‌ مأمور بوديم‌ و خود را معذور گمان‌ كرديم‌.
 غفلت‌ از اجراي‌ عدالت‌، عدالتي‌ كه‌ استراتژي‌ اعلام‌ شدة‌ پيشوايان‌ دين‌ براي‌ زيستن‌ در عصر غيبت‌ است‌، آيا به‌ حقيقت‌ ما مأموران‌ معذور بوديم‌؟
 سيل‌ محصول‌ غفلت‌ از غرب‌، يهوديت‌ صهيونيستي‌، بيماري‌ شايع‌ روشنفكري‌ و تاريخ‌ دويست‌ ساله‌ بود و همه‌ آنچه‌ كه‌ استكبار طي‌ سال‌هاي‌ دراز براي‌ بلعيدن‌ سرزمين‌هاي‌ اسلامي‌ و جهان‌ سومي‌ تدارك‌ ديده‌ بود. سيل‌، محصول‌ غفلت‌ از نسلي‌ بود كه‌ در كنار ما چون‌ جوانه‌اي‌ سر برآورده‌ بود و دنياي‌ كودكي‌ و نوجواني‌ را به‌ دور از همه‌ غوغا پشت‌ سر مي‌نهاد. سيل‌، محصول‌ غفلت‌ از قيامت‌ كبراي‌ حضرت‌ خداوندي‌ بود. و ناتواني‌ اين‌ انسان‌ غافل‌ از پاسخگويي‌ در پيشگاه‌ خدا، ائمه‌ هدي‌ (ع‌) و هزاران‌ شهيد.
 اينك‌ آنچه‌ سيل‌ بر جاي‌ گذارده‌، جمعيتي‌ كلان‌ از خيل‌ ميليون‌ها نوجوان‌ و جوان‌ است‌. جمعيتي‌ مبتلا، چشم‌ به‌ راه‌، آلودة‌ اعتياد، گرفتار در دام‌ باندهاي‌ جرم‌ و جنايت‌، بي‌تفاوت‌، جوياي‌ نان‌ و كار و هزاران‌ سؤال‌ بي‌جواب‌ در بارة‌ ما، خودش‌، آينده‌ و دغدغه‌هايش‌. آيا با اينهمه‌ وزيران‌ و وكيلان‌ و مديران‌ را مجالي‌ براي‌ صدور بيانيه‌ هست‌؟ آنان‌ كه‌ بر صندلي‌ امضا، ثروت‌ و قدرت‌ تكيه‌ مي‌زنند و از پشت‌ شيشه‌هاي‌ رنگين‌ اتومبيل‌ها عالم‌ و آدم‌ را رنگين‌ مي‌بينند و در خانه‌ گرم‌ سر بر بالش‌ نرم‌ مي‌گذارند.
 واقع‌ امر اين‌ است‌ كه‌ همه‌ ما نيازمند كمي‌ خدا ترسي‌ هستيم‌. جرعه‌اي‌ انصاف‌. لحظه‌اي‌ نگاه‌ صادقانه‌ به‌ پيرامون‌ خود. همه‌ ما نيازمند خيزشي‌ بزرگيم‌، براي‌ جبران‌ رفته‌ها، نجات‌ آنها كه‌ در سيلاب‌ غرقه‌اند و نيازمند بيمناك‌ شدن‌ از سنت‌هاي‌ لا يتغير خداوندگار.
 در چنين‌ غوغايي‌، برخي‌ گمان‌ مي‌كنند كار از كار گذشته‌ و چاره‌اي‌ جز زانوي‌ غم‌ بغل‌ گرفتن‌ و در انتظار قضا و قدر نشستن‌ نيست‌. بهمان‌ سان‌ كه‌ جماعتي‌ فرض‌ مي‌كنند جهان‌ به‌ كامشان‌ است‌ و هيچ‌ مانع‌ و رادعي‌ نمي‌توانند آنان‌ را از آنچه‌ مي‌كنند و مي‌پندارند باز دارد. به‌ حقيقت‌ چنين‌ نيست‌. بي‌گمان‌ خداوندگار هستي‌ همة‌ كساني‌ را كه‌ در انتظاري‌ منفعل‌ نشسته‌اند نمي‌بخشد. و اين‌ انفعال‌ را عذري‌ نمي‌شناسد. همة‌ ما مكلفيم‌، همة‌ آنان‌ كه‌ از قدرتي‌ برخوردارند و همة‌ آنان‌ كه‌ باب‌ گفت‌وگو، امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر و تلاش‌ مجاهدانه‌ را بر خود بسته‌اند.
 همه‌ ما ناگزير به‌ درك‌ صميمانه‌ اين‌ نكته‌ايم‌ كه‌ نمي‌توان‌ دست‌ بر كلاه‌ خود گرفت‌ و خود را رهانيد. و اين‌ اولين‌ قدم‌ است‌. بيرون‌ آمدن‌ از خود و پس‌ از آن‌، خود راه‌ بگويدت‌ كه‌ چون‌ بايد رفت‌!
 پيشتر، متذكر اين‌ نكته‌ بوده‌ايم‌ كه‌ خداوند بزرگترين‌ تكليف‌ عالم‌ را بر دوش‌ بزرگترين‌ مرد عالم‌ نهاده‌ است‌. بزرگترين‌ تكليف‌ اقامه‌ عدل‌ و بزرگترين‌ مرد، امام‌ عدل‌ و تكليف‌ ما، تنظيم‌ عقربه‌ها، همه‌ جهت‌ها و همه‌ تلاش‌ها همسو با آن‌ تكليف‌ بزرگ‌ است‌.
 همه‌ بچه‌ها، همه‌ نوجوانان‌ و همه‌ جوانان‌ منتظرند و امام‌ عصر (ع‌) منتظرند و مضطر .
 أمّن‌ يجيب‌ المضطرّ ءاذا دعاه‌ و يكشف‌ السوء.
 


 



ماهنامه موعود سال پنجم _ شماره 29
 
< قبل
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.