|
۲۷ خرداد ۱۳۸۷ |
 در برخي كتابها خواندهام كه حضرت فاطمهزهرا(س) كتابي به نام «مصحف فاطمه» داشتهاند كه اكنون نزد امام عصر(ع) است، ميخواستم بدانم اين كجاست و چه مطالبي در آن آمده است؟
براي روشن شدن پاسخ اين پرسش، توجه شما را به مطلبي از حضرت آيتالله سبحاني از محقّقان گرانقدر حوزه علميه قم جلب ميكنيم:
واژه «صحف» در قرآن به معناي مطلق كتاب آمده است، چنانكه ميفرمايد: و اذا الصحف نشرت.1 آنگاه كه نامههاي اعمال منتشر گردد.
إنّ هذا لفي الصّحف الأولي ٭ صحف إبراهيم و موسي2 اين در صحيفههاي نخستين در كتاب ابراهيم و موسي است.
و همچنين «مصحف» نيز از همين ماده اخذ شده، به معناي دفتر يا كتاب جلد شده به كار ميرفت و در صدر اسلام حتي پس از درگذشت پيامبر(ص) مصحف تنها نام قرآن نبود بلكه هر كتاب مجلدي را مصحف ميناميدند.
ابن ابيداود سجستاني در باب گردآوري قرآن، در مصحفي از محمد بن سيرين نقل ميكند: «وقتي پيامبر(ص) درگذشت، علي(ع) چنين گفت: سوگند ياد كرد علي كه رداء بر دوش نيدازد مگر براي نماز جمعه تا اينكه قرآن را در مجلدي جمع كند.
و نيز ابي العاليه نقل ميكند: آنان قرآن را در خلافت ابيبكر در مصحفي جمع كردند.
و نيز نقل ميكند: عمربن خطاب فرمان به گردآوري قرآن داده و او اول كسي است كه قرآن را در مصحف جمع كرد.3
اين جملهها حاكي است كه در آن روزگار، مصحف به معناي دفتر بزرگ و يا كتابي مجلد بوده كه اوراق را از پراكنده شدن حفظ ميكرده، سپس به مرور زمان اختصاص به قرآن يافته است.
اتفاقاً روايات پيشوايان ما حاكي است كه حتي در زمان آنان، لفظ مصحف به معناي كتاب و يا دفتر مكتوب بوده است. امام صادق(ع) فرمود: هر كس قرآن را از روي برگهاي مجلد بخواند، از چشم خود بهره ميگيرد.4
و نيز در حديثي ديگر آمده است: خواندن قرآن از روي برگهاي مجلد، عذاب را از پدر و مادر كم ميكند.5
مورخان دربارة ترجمة خالد بن معدان مينويسند: خالدبن معدان دانش خود را در دفتري ضبط كرده بود كه براي آن دكمهها و دستگيره داشت.6 خالدبن معدان از تابعين بود و هفتاد صحابي را درك كرده است و ابن اثير ترجمة او را در ماده كلاغي آورده است.7
پس تا اينجا روشن شد كه تا پايان قرن اول، لفظ مصحف به معناي كتاب مجلد و يا دفترچة جلد شده بود كه افراد دانش و آگاهي خود را در آن ضبط ميكردند و اگر بعدها قرآن را محصف گفتهاند، چون از ذهنها بيرون آمده و بر برگها نوشته شد و به صورت مجلد درآمد.
با توجه به اين مسئله نبايد در شگفت باشيم كه دخت گرامي پيامبر(ص) داراي مصحفي باشد و دانش و آگاهيهاي خود را كه از پدر بزرگوارش برگرفته بود، در آن نوشته شود و براي فرزندان خود، به صورت بهترين ميراث، به يادگار بگذارد.
خوشبختانه فرزندان فاطمه(س) حقيقت و واقع اين مصحف را شناسانده و گفتهاند: اين مصحف جز يك رشته آگاهيهايي كه از پدر بزرگوار شنيده و يا از طريق ديگر به دست آورده، چيز ديگري نيست. اينك برخي از روايات را ميآوريم: حسن بن علي(ع) فرمود: نزد ما جامعهاي است كه در آن حلال و حرام وارد نشده و مصحف فاطمه(س) هست در حالي كه در آن كلمهاي از قرآن نيست بلكه املاي رسول خدا(ص) و خطّ علي(ع) است و همگي در اختيار ماست.8
امام(ع) با عنايت كامل يادآور ميشود كه در آن حلال و حرامي نيست تا مبادا تصور شود وحي تشريعي بر دخت پيامبر(ص) نازل ميشده است. امام صادق(ع) در روايت ديگر در توصيف مصحف فاطمه ميگويد: به خدا سوگند كلمهاي از قرآن شما در آن نيست. راوي ميگويد: پرسيدم: آيا در آن دانش است؟ امام در پاسخ ميگويد: بلي، ولي نه از اين دانشهاي معمولي.9
با توجه به آنچه گفته شد، روشن ميگردد كه مصحف فاطمه (س) ارتباطي با قرآن ندارد و كساني كه آن را دستاويزي براي تحريف قرآن قرار دادهاند، اگر مغرض باشند، ناآگاهانه و بدون تحقيق دربارة واقعيت آن سخن ميگويند. اكنون واقعيت را براي خوانندگان بيان ميكنيم:
محدّث در اسلام يكي از معارف مسلم در ميان علماي اسلام، وجود افراد محدّث در ميان مسلمانان است. فرد محدّث، پيامبر نيست و بر او وحي نازل نميشود، ولي در عين حال، فرشتگان، با وي سخن ميگويند و سخن آنان را ميشنود، و لذا او محدّث بر وزن اسم مفعول نام گرفته است؛ زيرا كه فرشته با او حديث ميگويد. بخاري نقل ميكند كه پيامبر(ص) فرمود:
در ميان پيشينيان از بني اسرائيل، مرداني بودند كه با آنها از عالم غيب سخن گفته ميشد، بدون اينكه پيامبر باشند...10
روايت دربارة محدّث در ميان امت اسلامي از طريق اهل سنّت و سخنان آنان در تفسير اين واژه بيش از آن است كه در اينجا نقل شود، و شارحان صحيح بخاري در اين مورد، توضيحات كافي دادهاند.11
كليني در كتاب كافي بابي تحت عنوان «إنّ الائمة محدّثون مفهّمون» منعقد كرده و رواياتي در اين مورد نقل كرده است. و همگي حاكي از آن است كه محدث كسي است كه صداي فرشته را ميشنود، ولي او را نميبيند. آنگاه اضافه ميكند، ائمه اهل بيت(ع) همگي محدّث هستند.12
فاطمه «محدّثه» است دخت گرامي پيامبر(ص) به خاطر كمال وجودي، از افراد محدّث به شمار ميرود، يعني صداي فرشته را ميشنيد، ولي او را نميديد، و اين جريان، زماني رخ د اد كه پدر والامقامش درگذشت. غم و اندوه او را فرا گرفت. در اين هنگام جبرئيل امين به فرمان الهي فرود آمد. اخباري را از آينده براي او بازگو مينمود و از اين طريق، ماية تسليت و تسلي خاطر او را فراهم ميآورد. اينك ويژگيهاي مصحف فاطمه را از زبان فرزندان او بيان ميكنم: امام صادق(ع) ميفرمايد:
آنگاه كه خدا پيامبرش را قبض روح نمود، اندوه فراواني فاطمه(س) را در بر گرفت. خدا فرشتهاي را فرستاد تا او را تسليت بگويد. فاطمه(س) اميرمؤمنان را از آنچه ميشنيد، آگاه ساخت. علي (ع) فرمود: هر گاه صداي فرشته را شنيدي، مرا آگاه كن تا آنچه را ميگويد، بنويسم. اين گزارشها كه از طريق فرشته به فاطمه(س) ميرسيد و او در اختيار علي(ع) مينهاد، در دفتري جمع شد و نام مصحف به خود گرفت، ولي در آن چيزي از حلال و حرام نيست بلكه تنها گزارشهايي از آينده است.13
ماهنامه موعود شماره 88
پينوشتها: ٭. برگرفته از هفته نامة افق حوزه، چهارشنبه 16 خرداد 1386. 1. سورة تكوير(81) آية 10. 2. سورة اعلي (87)، آية 18-19. 3. كتاب سجستاني، مصاحب، حافظ ابوبكر عبدالله بن ابي داوود، صص 9-10. 4. كليني، كافي، ج 2، ص 613. 5. همان. 6. سبجستاني، المصاحف، صص 134 ـ 135. 7. ابن اثير، اللباب في تهذيب الانساب، ج 3، صص 62 ـ 63. 8.صفار قمي، بصائر الدرجات، صص 157 ـ 158. 9. الكافي، همان، حديث 1. 10. بخاري، صحيح، ج 2، ص 194. 11. ارشاد الساري بشرح صحيح البخاري، ج 6، ص 99. 12. الكافي، ج 1، صص 325 ـ 327. 13. همان، ج 1، باب فيه ذكر الصحيفه، ح 2.
|