|
کاتوليک شدن بوش و سرانجام ماموريت الهي وي |
|
|
|
۲۵ خرداد ۱۳۸۷ |
|
همزمان با ديدار بوش با پاپ بنديکت شانزدهم در واتيکان، رسانه هاي ايتاليا احتمال گرويدن رييس جمهور آمريکا به کليساي کاتوليک را مورد توجه قرار داده و به بررسي عقايد مذهبي وي پرداختند.
به گزارش برنا، در آستانه ديدار بوش با رهبر کاتوليکهاي جهان بحث احتمال کاتوليک شدن وي به تيتر رسانه هاي ايتاليا تبديل شده است. "کارلو روزلتا" روزنامه نگار محافظه کار نشريه "ال مساگرو" مي نويسد از منابع موثق شنده که بوش سرگرم فکر کردن در مورد پيوستن به کليساي کاتوليک است.
به گفته وي بوش پيش از اين نيز چنين مطلبي را در حضور "توني بلر" همتاي انگليسي اش که خود از گروندگان به کاتوليسيسم است، عنوان کرده است.
همچنين روزنامه "لا ريپابليکا" دردامن زدن به اين شايعه سخنان "نانسي گودمن" رييس تشريفات کاخ سفيد را مورد استناد قرار داده که گفته بود: بوش از اصلي ترين طرفداران پاپ بوده و احترام زيادي براي وي قائل است.
برخي روزنامه هاي تندرو ايتاليا نيز سخنان اخير رييس مجلس سناي آمريکا را در مورد "شياطيني" که جهان را در قرن بيست و يکم تهديد مي کنند، دليل احتمالي تصميم بوش به تغيير مذهب دانسته اند.
اين شايعات زماني شدت يافت که سخنگوي دفتر پاپ از شرکت بوش در مراسم دعاي مشترک با پاپ در مقابل تصوير مريم مقدس خبر داد. گرايش به کليساي کاتوليک در بين سياستمداران سابقه دارد. در حلقه هم پيمانان نزديک بوش "توني بلر" نخستين کسي بود که به کليساي کاتوليک گرويد.
وي که پيشتر پيرو کليساي اسقفي انگليس ( انگليکان) بود روز جمعه 22 دسامبر سال گذشته در مراسمي که توسط "کاردينال کورمک مورفي" رهبر کليساي کاتوليک بريتانيا، برگزار گرديد مذهب کاتوليک را اختيار کرد.
اين کاردينال در مراسم تغيير مذهب بلر گفت: آقاي بلر در گذشته همواره در مراسم دعاي جمعي کليساي کاتوليک به اتفاق همسر و فرزندانش که کاتوليک هستند، شرکت مي کرد. توني بلر گفته بود اعتقادات مذهبي او در دوره نخست وزيري ده ساله اش نقش مهمي داشته است.
يکي از آخرين سفرهاي رسمي توني بلر در دوره نخست وزيري اش سفر به واتيکان در ماه ژوئن سال گذشته و ملاقات با پاپ بنديکت بود. در آن هنگام سخنگوي توني بلر از اظهار نظر درباره تغيير مذهب وي خودداري کرد و آنرا يک موضوع شخصي دانست.
رييس جمهوري در غالب فرستاده الهي بوش اغلب ميان اعتقادات مذهبياش به عنوان يک مسيحي معتقد و کردار سياسياش به عنوان يک رهبر، نقشي مبهم و رازآلود ايفا کردهاست. با اين حال تحليلگران در اين مورد که وي رهبري معتقد است اذعان دارند.
وي گاهي در يک سخنراني نتيجه ميگيرد که "خدا نزديک است" و زماني ديگر اعلام ميکند "هيچکس نميخواهد ببيند که کليسا به دولت و دولت به کليسا تبديل شدهاست" و در مصاحبهاي ديگر مي افزايد: "من پنهان نميکنم که تحت تاثير ايمانم هستم، من اعتقاد به قدرتي برتر دارم و گمان ميکنم که کشور نيز به اين اعتقاد نياز دارد.
بوش در مورد عراق، به يک روزنامهنگار ميگويد: من مطمئنم که جنگ بر مبناي خواست خدا استوار شده و من خواستار اين هستم که پيامآور اراده او باشم.
يکي از خبرنگاران کاخ سفيد در زمان جورج بوش پدر در کتاب خاطرات خود مينويسد: پدر جرج بوش در زمان به دنيا آمدن وي، نام او را جرج واکر بوش گذاشت چرا که ميخواست و اعتقاد داشت که فرزند او همان ديکتاتور آخرالزمان است که به مدت هفت سال بر زمين حکومت خواهد راند. ديکتاتوري که انجيل يوحنا وي را 666 معرفي ميکند.
در کتاب يوحنا آمده است: در آينده ديکتاتوري ظهور خواهد کرد که يک حکومت جهاني را رهبري خواهد نمود و نوعي اتحاد نظامي و اقتصادي بين کشورهاي جهان به وجود خواهد آورد.
انجيل يوحنا اين ديکتاتور آخر الزمان را با عدد 666 معرفي کرده است. همچنان که پدر جرجبوش با افزودن نام مياني واکر به اسم جرج بوش، تلاش کرد که او را همان 666 آخر الزمان معرفي کند.
جرج بوش در ايام جواني زندگي خود، کارنامه چندان درخشاني نداشته است. وي در سال 1985 پس از حدود دو دهه ميگساري و بطالت، وارد يک گروه مطالعاتي کتاب مقدس شد و طي مدت دو سال موفق به مطالعه هر دو کتاب مقدس (تورات و انجيل) گشت. وي به مدد اين موفقيت بزرگ، توانست عادت زشت ميگساري را ترک کرده و گام در راه جديدي بگذارد.
از آنجا که او اعتقادات مذهبي را با بهرهبرداري از وسايل ارتباط جمعي در هم ميآميزد، در دو دورهاي که فرماندار بود مرتباً همراه با چندين غيبگو در نمايشهاي تلويزيوني ظاهر ميشد. او به "جيمز دابسن" يکي از غيبگوها و مجري برنامه يک گروه دست راستي افراطي مذهبي به نام "تمرکز بر خانواده" و نيز "جيمز رابينسون" يک مبلغ تلويزيوني انجيل علاقه زيادي داشت و آنها را بسيار تحسين ميکرد.
پاسخي به نياز جامعه آمريکا در سال 2004 بيش از 60 درصد مردم آمريکا در نظرسنجيها بر نقش مهم مذهب در زندگيشان تاکيد کردند. هفت نفر از ده نفر آرزو داشتند که رئيسجمهورشان اعتقادات راسخ مذهبي داشته باشد، آنچه جورج دبليو بوش دقيقا به نمايش گذاشت.
بوش خيلي زود به ضرورت بازي با برگ برنده "اوانجليسم پروتستان" که مذهبي تودهگراست پي برد. زيرا پدرش از آن جهت شکست خورد که موفق نشدهبود در جنوب کشور آراء "نئواوانجليستها" را جلب کند.
قبل از اينکه بوش رئيسجمهور شود، شعار "محافظهکاري همدردانه"را در برنامه انتخاباتي خود اعلام کرد. اين شعار توسط مشاوران سياسي بوش به او پيشنهاد شد. افرادي همچون "کارل راو" جمهوريخواه محافظهکاري که تا همين چند وقت پيش مشاور تأثيرگذار بوش قلمداد ميشد.
از ساير مشاوران سياسي و مذهبي بوش ميتوان به "جان اسکرافت" وزير دادگستري و "ميشل جرسن" نويسنده سخنراني"محور شرارت" اشاره کرد.
به همين دليل است که رئيس جمهور آمريکا قانون "منع سقط جنين" را امضا و با "اوتانازي" مخالفت کرده و"ازدواج همجنسبازان" را ممنوع اعلام ميکند، مواضع اخلاقياش را در مورد پژوهش درباره سلولهاي بنيادين را به صراحت باز ميگويد و رسما حمايتهاي اجتماعي از نهادهاي مذهبي را اعلام ميدارد.
اين مسيحي پروتستان همچنين براي جذب 65 ميليون مسيحي کاتوليک، ژستهاي خود را افزايش ميدهد. بوش اعلام ميکند: من اعتقاد دارم که بررسي اعمال گذشتهام ثابت خواهد کرد که من مدافع همان ارزشها و سياستهايي هستم که در بطن زندگي کاتوليکهاي ايالات متحد بودهاست. حمايت از زندگي، دفاع از شايستگي انساني، ارتقاي سياستهاي حمايت از ازدواج و خانواده و کمک به نيازمندان.
عقايد افراطي بوش بوش در يک مصاحبه مطبوعاتي در پاسخ به اين سئوال که چرا از امضا قرارداد کاهش گازهاي گلخانهاي سر باز ميزند صراحتا اعلام کرد تا پايان سال 2007 ديگر زميني باقي نمي ماند که جهان بخواهد براي آن قانون وضع کند. به اعتقاد وي سال 2007 پايان عمر زمين است.
اما جنگ 33 روزه اي که رژيم صهيونيستي با طرح و برنامه و به نيابت از بوش انجام داد بواسطه همين باورهاي بوش بود،به اصطلاح دروازه اي براي ظهور منجي يهود مي گشود که قرار بود پس از سقوط لبنان و سپس اجراي طرح به سقوط کشاندن دولت عربستان اجرا شود.
دليل توجه بوش به عربستان اين است که وي چندين مشاور خبره درباره تفکر اسلامي آخرالزمان دارد که به او توصيه کرده اند بايد به عربستان لشکرکشي کند و از ظهور منجي شرقي (حضرت ولي عصر) جلوگيري کند.
|