spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
شعر چاپ پست الكترونيكي
۲۹ بهمن ۱۳۸۳


همخانه ياس
مى خواستم از عشق بگويم غزلى چند
ديدم نتوان گفت ز عشق ازلى چند
دريا كه نگنجد به سبو، اى همه دريا!
من موجم و سرگشته عكس العملى چند
روزى كه چو منظومه توحيد شكفتى
در دامنت آويخت اساس زحلى چند
شمشير تو بود آنكه رهانيد زمين را
از سيطره لات و منات و هبلى چند
از جنس خدا نيستى از جنس بشر نيز
عالم شده حيران تو در محتملى چند
زان لب كه نديده ست بجز نان جوين هيچ
شهد آمده هنگام سخن يا عسلى چند؟
با چاه توان گفت مگر درد نهان را؟
گيرم كه توان غصه دل گفت، ولى چند؟
يكبار دگر - يا على از ما - مدد از تو
ما و غم هجرانى خاك تو؟ على چند؟
جليل واقع طلب


يا على
شاهد كل الجمال ايزد يكتا، على است
پرتو اشراق آن پيداى ناپيدا على است
معنى فرقان، فروغ ملك جان، فخر جهان
شاهد ايمان، شه امكان، مه بطحا على است
بلبل گوياى اسرار گلستان وجود
سرسبحان، شاه ايمان، ماه »او ادنى« على است
نزد دانا باطن »انا هديناه السبيل«
پيش اهل دل بهشت و كوثر و طوبى على است
آدم و نوح و خليل و يونس و هود و مسيح
صالح و شيث و شعيب و موسى و عيسى على است
در كتاب آفرينش سوره توحيد عشق
در حساب اهل بيتش »عروة الوثقى« على است
بهر مشتاقان عالم مطلع »الله نور«
بهر فرعونان عالم آيت كبرى على است
از همه خاصان حق آنكس كه بنمايد به صدق
امتثال »سبح اسم ربك الاعلى« على است
در عروج عشق و معراج نبوت همسفر
با همايون شاه »سبحان الذى اسرى« على است.
»هل اتى« قدر و »سلونى« علم و لاهوتى مقام
ملك دين را تاجدار »لا فتى الا« على است.
مرحوم مهدى الهى قمشه اى
 

 


مثنوى مولانامه
آوازه قمريان ترانه ست
مقصود، عليست اين بهانه ست
مايى كه نظر به يار داريم
با غير على چكار داريم
ماييم نوايى از نى او
افتاده چو باد در پى او
خاكيم كه پاى بوس اوييم
يك عشق و هزار آرزوييم
مولاست كه آبروى عشق است
چون باده كه در سبوى عشق است
ساقى نظرى به سوى ما كن
ما را به حقيقت آشنا كن
گيريم ره سماع در پيش
دستار برافكنيم از خويش
بر تن بدريم خرقه ها را
خوانيم تمام فرقه ها را
تا گرد على شوند مجموع
وز شرع على شوند مشروع
صفها به دمشق مست مولاست
سر رشته عشق دست مولاست
از نام مپرس، بى نشانم
مجنون امير مؤمنانم
سخت است ولى شرابى ام كن
خاكم تو ابوترابى ام كن
مستيم و عليست باده ما
رو سوى خداست جاده ما
اى ربط ميان خاك و افلاك
فواره مى ز ريشه تاك
موسى، شجرى ز آتش تو
افلاك، سمند سركش تو
اعجاز چنين صريح از توست
تأثير دم مسيح از توست
آنجا كه غم است و مردن و عشق
تيغ تو و گردن من و عشق
نادر بختيارى
 

 


عيد
گفتار على حقيقت توحيد است
معيار ثواب و آيت اميد است
گفتيم كه عيد ما كجا شد؟ فرمود:
»آنروز كه تو گنه نكردى عيد است«
امير مسعودى







دلى به وسعت دريا
آقا نگاهت، جاى آهوهاست ميدانم
دستان پاكت مثل من تنهاست مى دانم
آقا! دلت در هيچ ظرفى جا نمى گيرد
جاى دل تو وسعت درياست مى دانم
برگشتنت در قلبهاى مرده مردم
همرنگ طوفانى ترين درياست مى دانم
آقا! اگر تو بر نمى گردى، دليل آن
در چشمهاى پر گناه ماست مى دانم
جاى سرانگشتان پر نورت، در اين ظلمت
مانند رد باد بر شنهاست، مى دانم
اى كاش برگردى كه بعد از اينهمه دورى!
يكباره حس بودنت زيباست مى دانم
كى باز مى گردى؟ برايم بودن با تو
زيباترين آرامش دنياست مى دانم
تو باز مى گردى اگر امروز نه! فردا
از آتشى كه در دلم برپاست مى دانم.
سپيده شمس







صبر كن
صبر كن عشق زمينگير شود، بعد بيا
يا دل از فرقت تو پير شود، بعد بيا
اى كبوتر به كجا؟ قدر دگر صبر نما
آسمان پاى پرت پير شود، بعد بيا
باش تا صفحه آيينه دل پاك كنم
نكند روى تو دلگير شود، بعد بيا
تو اگر كوچ كنى، بغض خدا مى شكند
صبر كن گريه به زنجير شود، بعد بيا
ظاهر هر كس و ناكس به تو مشغول شده است
صبر كن عشق تو اكسير شود، بعد بيا
خواب ديدى شبى از راه سوارت آمد
باش تا خواب تو تعبير شود، بعد بيا
بنفشه منوچهرى

 

 

گوهر تولا
در غدير خم امروز، باده اى به جوش آمد
كز صفاى او روشن، جان باده نوش آمد
وان مبشر رحمت، باز در خروش آمد
كان صنم كه از عشاق، برده عقل و هوش آمد
با هيولى توحيد، در لباس انسانى
در غدير خم يزدان، گفت مر پيمبر را
كز پى كمال دين، شو پذيرنده حيدر را
پس پيمبر اندر دشت، بر نهاد منبر را
برد بر سر منبر حيدر فلك فر را
شد جهان دل روشن، زان دو شمس روحانى
گفت بشنويد اى قوم، قول حق تعالى را
هم به جان بياويزيد، گوهر تولا را
پوزش آوريد از جان، اين ستوده مولا را
اين وصى برحق را، اين ولى والا را
با رضاى او كوشيد در رضاى يزدانى
ملك الشعراى بهار
 


اى منتظرترين
اى وارث غربت پيمبر
ميراث تو ذوالفقار حيدر
عطر تو و نرگس جمالت
از هر گل سرخ تازه، بهتر
صد نام ترا نموده تكثير
يك آينه از نگاه كوثر
اى از همه عاشقان رويت
مشتاق ترين و منتظرتر
پيچيده نسيم ندبه هايت
در پيكر آسمان، سراسر
دلتنگ غروب جمعه هايى
مشتاق حلول بدر ديگر
عمرى است غريب و در فراقيم
اما تو ز ما همه فراتر
زود است كه تشنه برنگردد
از ساحلت اى اميد آخر
دستى كه به دامنت دخيل است
چشمى كه هنوز مانده بر در
معصومه نجفى مطيعى
 

 


....واى بر آنان كه خيره سر شدند
با تو اى قران ناطق كر شدند
تا حبيب تو محمد زنده بود
حمزه بغض ترا صد هنده بود
تا نماز مصطفى را خوانده اند
بر تو خشم غزوه ها را رانده اند
كينه شمشير تو در جانشان
مى چكد نك از لب ايمانشان
ناله كن حيدر، لب چاه است اين
شير يزدان، عصر روباه است اين
با تو بيعت؟ اين بيانى بيش نيست
با على؟ او نوجوانى بيش نيست
مر على را بيعت احمق چه كار؟
پير باطل با جوان حق چه كار؟
يا على! پتو محو مطلق بوده اى
با تو حق بود و تو با حق بوده اى
اين خسان حرص رياست مى خورند
آب را هم با سياست مى خورند
ورنه در هرم بيابان غدير
آفتاب از شوق تو آمد به زير...
احمد عزيزى




نفس معصوم مطهر
به آن روزى كه وحى آمد نبى را
كه از پالان اشتر ساخت منبر
كه بعد از مصطفى در كل عالم
نبد فاضل تر و بهتر ز حيدر
پس از احمد امام حق على دان
كه بود او نفس معصوم مطهر
سعدى
 


چون لباس كعبه بر اندام بت زيبنده نيست.
جز تو بر شخص دگر نام اميرالمؤمنين
صائب تبريزى
 


آن طاير قدسم كه چكد خون ز صفيرم
با درد و غم و عشق سرشتند خميرم
مستى مرا نيست به دنباله خمارى
پيمانه كش ميكده خم غديرم
حزين لاهيجى
 


باده بده ساقيا، ولى ز خفم غدير
چنگ بزن مطربا، ولى به ياد امير
تو نيز اى چرخ پير، بيا ز بالا به زير
داد مسرت بده، ساغر عشرت بگير
بلبل نطقم چنين قافيه پرداز شد
كه زهره در آسمان به نغمه دمساز شد
محيط كون و مكان دايره ساز شد
سرور روحانيان هو العلى الكبير
 


وادى خم غدير، منطقه نور شد
يا ز كف عقل پير، تجلى طور شد
يا كه بيانى خطير ز سر مسطور شد
يا شده در يك سرير، قران شاه و وزير
 


به هر كه مولا منم، عليست مولاى او
نسخه اسماء منم، عليست طغراى او
سرّ معما منم، على مجلاى او
محيط انشاء منم، على مدار و منير
غروى اصفهانى - كمپانى
 



ماهنامه موعود شماره 24

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.