spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
موعود در نهج البلاغه چاپ پست الكترونيكي
۲۹ بهمن ۱۳۸۳
رفتن به
موعود در نهج البلاغه
صفحه 2
صفحه 3
گفتگو با حجةالاسلام والمسلمين على رهبر

اشاره: در مجموعه معارف شيعى، نهج‏البلاغه چون گوهرى تابناك مى‏درخشد و در مسير ساكنان طريق حقيقت، عدالت و معنويت نورافشانى مى‏كند.
بدون شك پس از قرآن كريم، نهج‏البلاغه يگانه دستاويز استوارى است كه مى‏توان در تاريكيهاى عصر غيبت و در ميانه فتنه‏ها و آشوبهاى آخرالزمان با تمسّك به آن راه هدايت و رستگارى را تا رسيدن به عصر پرشكوه ظهور پيمود.
در سال اميرمؤمنان على، عليه‏السلام، و در آستانه عيد ولايت، بى‏مناسبت نديديم كه شما را مهمان خوان پربركت و گسترده نهج‏البلاغه كنيم تا از زبان امير بيان، على، عليه‏السلام، بيش از پيش با مهدى موعود، عليه‏السلام، آشنا شويم.
بدين منظور خدمت حجةالاسلام و المسلمين شيخ على رهبر كه هم در حوزه و هم در دانشگاه اصفهان به تدريس و تحقيق اشتغال دارند و در حال حاضر نيز مسؤوليت گروه معارف دانشگاه صنعتى اصفهان را نيز بر عهده دارند، رسيديم. از ايشان خواستيم كه با توجه به مطالعات و تحقيقاتى كه در نهج‏البلاغه داشته‏اند، چهره‏اى را كه اين كتاب سترگ از امام مهدى، عليه‏السلام، به تصوير مى‏كشد براى ما ارائه كنند.
آنچه در زير مى‏آيد، حاصل گفت و گوى ما با ايشان است:

آيا حضرت امير، عليه‏السلام، درباره حضرت مهدى، عليه‏السلام، در نهج‏البلاغه سخنى و كلامى دارند؟
خطبه‏هاى نهج‏البلاغه و بعضاً سخنان كوتاه و حكمت‏آميز امام حاوى بعضى از مطالب راجع به آينده زندگى انسانهاست كه گاهى باتعبير »ملاحم« از آن ياد مى‏شود. يعنى خبرهايى از آينده، خبرهايى غيبى كه حضرت مفلهَم به الهامهاى خداوندى بوده‏اند و آنها را در بين مردم مطرح مى‏كرده‏اند. امام على، عليه‏السلام، در خطبه 138 نهج‏البلاغه (صبحى صالح) اشاره مى‏كنند كه حضرت امام مهدى، عليه‏السلام چه كار چشمگيرى مى‏كنند. آخر بعضى كارها كار بنيادى و محورى و اصلى است، كار مادرى است در حقيقت. كار كليدى است. من فكر مى‏كنم كه امام در يك پاراگراف يك سطر و نيم آن رسالت بزرگ را بيان فرموده‏اند كه حالا متن را مى‏خوانم و بعد توضيحاتى مى‏دهم:
يعطف الهفدى على الهوى إذا عطفوا الهوى على الهدى و يعطف الرأى على القرآن إذا عطفوا القرآن على الرأى.

اصلاً »يعطف« يعنى چه؟
بعضى‏ها گفته‏اند يعنى تحت‏الشعاع قرار مى‏دهد. ولى مإ؛پ‏پ
امام عصر، عليه‏السلام، اين كار را انجام مى‏دهند كه »هوى« را بر »هدى« عطف مى‏كنند: مى‏گويند تو بايد تابع هدايت باشى. و لطف لطيفى در اين سخن امام هست كه با نام حضرت مهدى (ع) ارتباط دارد چون او »مهدى« است و هادى او خداست.
وقتى به لغت سر مى‏زنيم مى‏بينيم چيزى تحت‏الشعاع نيست. عطف مى‏كند »هَوى« را بر »هفدى«؛ يعنى به خواسته‏ها مى‏گويد تو تابع هدايت باش. خطت را بايد هدايت روشن كند. معطوف مى‏شوى بر هدايت. خيلى تفاوت است كه هدايت عطف بشود بر هوى. »مى‏برد هر جا كه خاطر خواه اوست«.كه ديگر دوست هم نيست دشمن هم نيست، مى‏برد و هدايت را هم به دنبال خود مى‏كشد. مى‏گويد اينجورى كه من مى‏خواهم بايد تو هدايت شوى.
امام عصر، عليه‏السلام، اين كار را انجام مى‏دهند كه »هوى« را بر »هدى« عطف مى‏كنند: مى‏گويند تو بايد تابع هدايت باشى. و لطف لطيفى در اين سخن امام هست كه با نام حضرت مهدى، عليه‏السلام، ارتباط دارد چون او »مهدى« است و هادى او خداست:
أفمن يهدى الى الحق احقّ أن يتّبع أمّن لا تهدى الا أن يفهدى.1
 به حكم اين آيه او بايد مهدى باشد تا بتواند هادى بشود. كسى كه مى‏خواهد هوى را بر هدى و هدايت عطف بكند بايد خودش مهدى باشد. از نظر اميرالمؤمنين، عليه‏السلام، كه مقتبس از قرآن است مقتبس از سنت نبى اكرم، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، است، يك تضادى بين هوى و خدا،بين هوى و هدى. وجود دارد من در كل نهج‏البلاغه ديده‏ام اين ستيز مطرح شده است.
مثلاً در قرآن كريم مى‏فرمايد كه:
يا داوود إنّا جعلناك خليفة فى الأرض فاحكم بين النّاس بالحقّ و لإ؛ تتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل الله.2
 اى داوود ما تو را خليفه قرار داديم در زمين به حق حكم كن و دنبال هوى نرو؛ چون تو را از راه خدا گمراه مى‏كند.
راه خدا همان راه حق است همان راهى است كه قرآن در آن راه نازل شده است. اين را على بن ابى‏طالب، عليه‏السلام، فهميده‏اند تفسير كرده‏اند در كل نهج‏البلاغه فرموده‏اند سرآغاز وقوع تمام فتنه‏ها هوى پرستيهايى است كه حاكم مى‏شود. تبعيت مى‏شود: »إنّما بدء وقوع الفتن أهواء تتّبع و أحكام تبتدع« چيزهايى كه به3 نام دين وارد حوزه دين مى‏شود و جاسازى مى‏كنند فرد نمى‏فهمد كه اينها در حوزه دين نيست و تعلق به دين ندارد. هوى‏پرستها هم نوعاً دستور اين كارها را صادر مى‏كنند.
يا فرموده‏اند: »إنّ أخوف ما أخاف عليكم اثنتان؛ إتّباع الهوى و طول الأمل«، دو چيز است كه من مى‏ترسم4 شما را به زمين بزند. دنبال هوى رفتن و آرزوهاى طولانى. دنبال هوى رفتن شما را از حق باز مى‏دارد.
فأمّا اتباع الهوى فيصدّ عن الحقّ و أمّا طول الأمل فينسى الآخرة.5
 پس اين تضاد در اينجا هست بين حق و بين هوى. در اينجا اگر دقت بفرماييد تضاد بين هوى و هدى مطرح شده است. از نظر كتابت هم اگر كمى دقت نشود مى‏بينيد شباهت به هم دارند هوى و هدى تفاوتشان يك واو و يك دال است. اين هواهايى كه پيروى مى‏شوند نوعاً تفرق در آن هست، تشتت در آن هست، ظلمات در آن هست. شما اگر دقت كنيد در قرآن كريم يك مورد پيدا نمى‏كنيد كه خداوند ظلمات را مفرداً ذكر كرده باشد. اين مال تكثر ظلمتهاست. بينونت ظلمتها وجه اشتراك نداشتن آنهاست. يعنى حتى درخواسته‏هاى يك انسان هم اين ظلمتها حاكم است. بين يك خواسته من و خواسته ديگر من بينونت هست جدايى هست. در حالى كه نور را خدا هيچ جا جمع نبسته است يك مورد هم پيدا نمى‏كنيد. اينجا اگر دقت بفرماييد الف و لام بر سر »هوى« آورده‏اند، كه شايد اشاره باشد به استغراقى كه »هوى« دارد؛ يعنى تمام تك تك موردهاى هواهاى نفسانى و آن »هدى« الف و لامش، الف و لام عهد باشد. همين هفدايى كه مى‏شناسيد. چون كسى بايد هدايتگرى كند كه هدايت شده باشد. خدايى بايد هادى بفرستد كه خودش مى‏داند براى چه بشر را آفريده است. همين »هدى«،
همين هداى معروف. ولى »هوى« بعيد نيست الف و لامش الف و لام استغراق باشد. بگوييم الف و لام جنس است هم مشكلى نيست جنس »هوى«. هر جا مى‏خواهد باشد كه البته در مصداقها ديگر خيلى تفاوت نخواهد كرد. اين هدى را مى‏توانيم با يك صغرى و كبرى بگوييم نور است. هدى نور است. هوى ضد آن است و طبيعتاً ظلمت است.
امام عصر، عليه‏السلام، بنيادى‏ترين كارى كه از نظر امام على، عليه‏السلام، انجام مى‏دهند اين است كه هدايت را به معنى واقعى كلمه حاكم مى‏كنند و مى‏گويند تمام خواسته‏ها بايد ادغام در هدايت شوند.


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.