|
استراتژي «تخته قاپو کردن» فرقهها |
|
|
|
۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ |
 آنچه كه بيش از همه دل را ميآزارد، دلبستگي بيش از حدّ برخي از مديران ارشد به اقدامات و تحليلهاي كارشناسان حقوق بگير و كارمند خود است كه هماره از ضعف اطلاعات دقيق و به روز و تحليلهاي جامع و قدرت طراحي استراتژيك رنج ميبرند.
پس از چند سال حركت خزنده امّا فراگير فرقههاي نوظهور و فرقههاي تجديد حيات يافته در ايران، درج تدريجي اخبار و مقالات در مطبوعات و سخنرانيهاي مردان اهل درد و هوشيار در اقصا نقاط كشور، موجب شد تا موجي فراگير در ميان گروههاي اجتماعي، به ويژه جوانان متديّن، عليه اين جريان خطرناك و طراحي شده از سوي غرب، به عنوان «استراتژي انهدام از درون» عليه شيعه خانة امام زمان(ع)، به راه بيفتد. اگرچه متأسفانه، عليرغم انتشار اخبار و اطلاعات مفصل و حتي وظايف تعريف شده براي بسياري از سازمانها و نهادهاي مسئول فرهنگي، اقدامات جدي و برنامهريزي شدهاي براي مقابله با اين جريانات معاند و جبران مافات صورت نپذيرفته امّا، از پرده بيرون افتادن راز طراحان اين پروژه، نوعي بازدارندگي مقطعي را در پي داشته است.
آنچه كه بيش از همه دل را ميآزارد، دلبستگي بيش از حدّ برخي از مديران ارشد به اقدامات و تحليلهاي كارشناسان حقوق بگير و كارمند خود است كه هماره از ضعف اطلاعات دقيق و به روز و تحليلهاي جامع و قدرت طراحي استراتژيك رنج ميبرند.
حسب وقايع مشاهده شده در گوشه گوشه ايران، زمينههاي «تخته قاپو كردن» و تمركز پيروان فرقههاي سابقالذكر در مناطق مهم فراهم شده است. اين عمل به منظور اجراي «استراتژي ايجاد مجمع الجزاير فرقهها» در ايران صورت ميگيرد. نبايد فراموش كرد كه عموم فرقهها ـ چه فرقههاي نوظهور و چه تجديد حيات يافته، مانند بهائيت ـ از يك آبشخور سيراب، هدايت و حمايت ميشوند.
اجراي اين استراتژي، كه در واقع صورت نوين محلههاي سابق يهوديان يا همان گتوها است، اين امكان را به وجود ميآورد تا هر يك از فرقهها در نقاط مهم و استراتژيك كشور صاحب پايگاه شوند.
خريد زمين در شهرهاي مهمي چون اهواز، اصفهان، مشهد، شيراز، زاهدان و ايجاد شهركهاي مسكوني، موقعيتهاي تجاري و يا صنعتي و حتي تأسيس مساجد، بيشباهت به خريد و تملك تدريجي زمينهاي ملت فلسطين و تصرف شهرها و شهركهاي آنان نيست. نتايح حاصله از تحقق اين استراتژي عبارتند از:
1. متمركز شدن هواداران و پيروان فرقهها در مناطقي خاص و امن كه امكان ارتباط از درون را برايشان به وجود ميآورد. (دالانهاي به هم پيوسته خانههاي يهوديان در محلهها)، 2. تسهيل در ايجاد جلسات و محفلها به دور از چشم مردم متديّن و عوامل امنيتي و انتظامي و ايجاد پناهگاه متهمان و فراريان، 3. ايجاد نوعي حق (ادّعاي ملكيت) در انظار عمومي و مجامع جهاني مورد نظر دستگاه استعماري غربي، 4. ايجاد امكان لازم براي جاسوسي از تأسيسات صنعتي، نظامي و ...، 5. ايجاد پايگاه امن براي خروج از كشور، نگهداري ادوات مخابراتي و حتي اسلحه، 6. ايجاد پايگاه براي جلب هوادار، تبليغات مسلكي، تربيت نيروهاي عمل كننده و ...، 7. بر هم زدن تعادل جمعيتي در مناطق مهم، به ويژه مناطق مرزي و حاشيهاي، 8. اخذ برخي امتيازات (تجاري، صنعتي، توليدي، يا واردات كالايي استراتژيك و خاص) و سوء استفاده از آن امتيازات در موقع ضروري و حساس، 9. ...
بر هيچ كس پوشيده نيست كه نحلههاي ساخته و جعلي استعمار همچون وهّابيت و بهائيت از طريق زايشگاه و پرورشگاه خود، انگليس، به همزيستي مسالمتآميزي در نظر و عمل با يهوديت صهيونيستي رسيدهاند و از همين رو، بدل به عامل اجراي طرحها و اهداف آن جرثومة پليدي در كشورهاي اسلامي شدهاند.
خصومت آنها با جريان فكري و فرهنگي جهادي شيعي در همين راستا قابل شناسايي است. از همين رو، به هيچ وجه به عنوان يك جريان مذهبي (مانند اهل تسنن) قابل شناسايي و تأييد نيستند.
ضمن آنكه عملكرد آنان از گذشته و هم اكنون ، نيز مؤيّد اين عناد و جدايي هست.
تأسيس آشكار يا مخفيانة هر پايگاه (اعم از مسجد، شهرك و ...) از سوي فرقههاي نوظهور و سابقالذكر ـ به تبع استراتژي تخته قاپوكردن پيروان فريب خوردة فرقهها ـ شيعهخانة امام عصر(ع) را با مشكلات جدي بيشماري روبرو خواهد ساخت.
تنها عامل بازدارنده، هوشياري حافظان جغرافياي فرهنگي و خاكي اين سرزمين در برابر طرحها و پروژههاي خصم است.
نبايد از نظر دور داشت كه اشتغال گستردة مديران ارشد به امور جاري، آنان را بيش از هر زمان نيازمند مشاوران مطلع و هوشيار ميسازد. «مطالعه مستمر اخبار و تحليلها»ي منتشره در شبكههاي اطلاعرساني و مطبوعات، دستهبندي اطلاعات و تحليلهاي ارائه شده ميتواند جلو بسياري از خطرات، تصميمات عجولانه و حتي اعلام وعدهها و صدور موافقتنامههاي احتمالي را سدّ كند.
والسلام سردبير ماهنامه موعود شماره 87
پينوشت: ٭ تخته قاپوكردن: چادرنشيني را در مسكني جاي دادن و او را از باديهگري و جاي بجاي شدن به حضارت كشيدن. |