spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
شبيه‏سازى يا خط توليد بشر؟ چاپ پست الكترونيكي
۲۳ فروردين ۱۳۸۷
 بى‏شك شبيه‏سازى انسان با مسائلى اساسى و در رأس آن با مسائل مرتبط با ماهيت و ارزش آدمى پيوند خورده است. هيچ‏رويدادى در طول تاريخ حيات بشر، توان چنين تأثيرگذارى‏اى را بر آينده انسان نداشته است؛ كه دلايل متعددى هم براى اين‏ادعا وجود دارد.


چكيده:

شبيه‏سازى گونه بشر، حامل مخاطرات و تهديدهايى براى حيات آدمى و طبيعت است. در سايه چنين پيشرفت خارق‏العاده‏اى‏است كه »انسانيت« به حاشيه رانده مى‏شود و فرزندان نسل بشر به كالاهايى در عرصه بازارهاى جديد زيستى مبدل شده وزمينه خلق تجارتى سودآور را براى بشر دمدمى مزاج مدرن فراهم مى‏سازد. در چنين شرايطى است كه آدمى در يك خطتوليد، آن گونه كه خود مى‏خواهيم، تحت دستكارى مهندسان حيات قرار مى‏گيرد و در قالب يك كالا توليد مى‏شود.


آدمى هم اكنون موقعيتى خطير را تجربه مى‏كند. در پيش روى ما چشم‏انداز قريب‏الوقوع شبيه‏سازى انسان ترسيم شده است.تحقق اين شاهكار خارق‏العاده، چيزى جز خدايى كردن آدمى در مسير تعيين سرنوشت خود نيست؛ تعيين سرنوشتى كه باپيامدهاى شومى براى آينده تمدن بشر همراه خواهد شد. هم اينك محققين و دانشمندان، نخستين آزمايش‏هاى خود را در اين‏باره انجام داده‏اند و جهان بى‏صبرانه و مشتاقانه در انتظار تحقق چنين رجعتى است.

اگرچه چنين موضوعى، بسيارى را نگران ساخته، اما حاميان چنين تكنولوژى‏اى اين سؤال را مطرح مى‏كنند كه چه دليلى‏براى عدم استفاده از آن وجود دارد؟ چرا يك‏زوج نابارور نتوانند از اين ميراث ژنتيكى خود عدول كنند و براى بچه‏دار شدن، حق انتخابى داشته باشند؟

اما از سوى ديگر، تعدادى از عالمان اخلاق، كم و بيش و به دنبال انزجار برخى از تحقق چنين چشم‏اندازى، مخالفت‏هايى رانسبت به اين موضوع از خود نشان داده‏اند كه البته مخالفت‏هايشان و نيز نگرانى‏ها و ترديدهايشان از اين مقوله، به مسائلى‏همچون تضمين بى‏خطر بودن آزمايش‏ها و سلامت نوزادان خلاصه شده و بعضاً نگرانى‏هايشان به موضوع نابودى و به‏كنار گذاشتن برخى رويان‏هاى توليدى در روند شبيه‏سازى مرتبط مى‏شود، اما متأسفانه موضوعات بس اساسى‏تر وجدى‏ترى مورد بى‏توجهى قرار گرفته است.

بى‏شك شبيه‏سازى انسان با مسائلى اساسى و در رأس آن با مسائل مرتبط با ماهيت و ارزش آدمى پيوند خورده است. هيچ‏رويدادى در طول تاريخ حيات بشر، توان چنين تأثيرگذارى‏اى را بر آينده انسان نداشته است؛ كه دلايل متعددى هم براى اين‏ادعا وجود دارد. نخست اين كه، تصور واقعى ما از حيات، ريشه در روابط جنسى و رابطه زيستى زن و مرد دارد. بخش مهمى‏از تاريخ تمدن ما از آداب و رسوم ازدواج گرفته تا مفهوم خانواده، قبيله و ملت، در رابطه تنگاتنگ با مسائل جنسى ما بوده‏است. همواره آدمى به تولد فرزندانش به مثابه موهبتى الهى نگريسته و همراه شدن اسپرم زن و مرد، خود نمايانگر تسليم‏شدن آدمى در برابر نيروهايى است كه همواره خارج از كنترل بشر بوده است. آميزش زن و مرد همانا به منزله نوعى خلقت‏جديد و منحصر به فرد و البته محدود بوده است.

دليل نفرت ذاتى بسيارى از شبيه‏سازى، معلول اين واقعيت است كه چنين پديده‏اى مى‏تواند به آغاز سفر جديدى تبديل شودكه در آن »موهبت حيات« رفته رفته به حاشيه رانده مى‏شود و نهايتاً هم مورد بى‏توجهى قرار مى‏گيرد. موضوعى كه ماحصل‏آن، تبديل فرزندان جديد ما به كالاهايى در عرصه بازار خواهد بود؛ كالاهايى كه جزء جزء آن‏ها از پيش طراحى شده، توليدمى‏گردند و در بازارهايى جديد عرضه مى‏شوند.

شبيه‏سازى در وهله نخست، نه يك خلقت كه همانا يك »توليد« است. استفاده از فن‏آورى‏هاى جديد زيستى اين امكان را فراهم‏مى‏آورد تا موجودى جاندار در يك خط توليد، آن گونه كه خود انتظار داريم، تحت مهندسى قرار گرفته و توليد شود. هنگامى‏كه از استانداردهاى مهندسى صبحت به بيان مى‏آيد، نخستين موضوعى كه به ذهن متبادر مى‏شود، همانا كنترل كيفى ونتايج قابل پيش‏بينى محصول توليدى است و اين دقيقاً همان وضعيتى است كه درباره شبيه‏سازى هم متصوّر است. براى‏نخستين بار در طول تاريخ، مى‏توانيم ساختارهاى ژنتيكى فرزندان خود را به دست و به خواست خود تعيين كنيم و ماحصل‏آن نه يك خلقت منحصر به فرد كه توليد و به عبارت ديگر نوعى تكثير است. شبيه‏سازى انسان بى‏شك نويد دهنده آغاز تمدن‏به نژادى سوداگرانه‏اى است كه در دنياى جديد و شكوهمندى)!( كه در آن تكنولوژى‏هاى نوين در روند بهبود وضعيت‏فرزندان‏مان گوى سبقت را از هم مى‏ربايند، به ما اين امكان را مى‏دهند تا شاهد پيدايشى ديگر در عرصه حيات باشيم. درچنين عصرى است كه هر انسانى مى‏تواند به خدايى در مسير توليد فرزندانش بر پايه ميل و اراده خود تبديل شود.

در آينده و يقيناً تا زمانى كه فرزندان امروز ما به دوران بزرگ‏سالى خود مى‏رسند، امكان تغييرات ژنتيكى در سلول ورويان‏هاى اهدايى ميّسر خواهد شد و بى‏شك، خلق نمونه‏هاى سفارشى از نمونه اصلى، به يك واقعيت مبدّل مى‏شود و اين‏همان چيزى است كه چندى پيش يان ويلموت در توليد دومين گوسفند شبيه‏سازى شده خود آن را عملى ساخته است. اگرچه‏تولد اين گوسفند يعنى »پالى« به اندازه اولين گوسفند يعنى »دالى« مورد توجه قرار نگرفت، اما اين تولد حقيقتاً تولدى رعب‏آورو شوم‏تر از تولد نمونه نخستين خود بود. براساس الگوى تولد پالى است كه دانشمندان مى‏توانند گونه‏هاى سفارشى‏بى‏شمارى را به خواست مشتريان خود توليد كنند.

آيا كسى مى‏تواند در اين باره ذره‏اى شك و ترديد به خود راه دهد كه آنچه را كه ويلموت درباره پالى به كار بسته، در آينده‏توسط صنعت بيوتكنولوژى براى توليدفرزندان سفارشى مورد استفاده قرار خواهد گرفت؟ باز هم حاميان شبيه‏سازى در اين باره ابراز مى‏دارند كه مگر اين كاراشكالى دارد؟ و اصلاً اگر پدر و مادرى بداند كه احتمال انتقال استعدادهاى ژنتيكى‏اش همچون استعداد بيمارى قلبى و ياسكته يا سرطان به فرزندان وجود دارد، آيا خود را متعهد به حذف چنين ژنى نمى‏بيند؟ اما سؤال اساسى در اين باره آن است‏كه به راستى حد و مرز توقف كجاست؟ آيا تنها به همين موارد محدود مى‏شود يا اينكه به حذف مسايل و مشكلات پيش‏پاافتاده ديگرى هم خواهد انجاميد؟

اما از منظرى ديگر، گسترش چنين تكنولوژى‏اى، مبين نوع جديدى از جاودانگى و فناناپذيرى خواهد بود. در چنين بسترى‏است كه هر نسلى مى‏تواند به هنرمندى غايى تبديل شود و دائماً ويژگى ژنتيكى همنوعانش را مطابق ميل و سفارش ديگران‏روزآمد نمايد تا بالاخره به آن الگوى ايده‏آلش يعنى رسيدن به يك گونه ژنتيكى كامل و بى‏عيب برسد.

ساده‏لوحانه است اگر تصور كنيم كه تنها مردم كمى به استفاده از اين فرصت پيش آمده روى خواهند آورد. هم اكنون‏محققين بسيارى در مراكز نابارورى از هجوم افرادى خبر مى‏دهند كه به رغم توانايى‏شان در زاد و ولد، خواستار استفاده ازاين تكنولوژى در توليد فرزندانشان هستند.

اما آن تهديد اساسى كه در نتيجه شبيه‏سازى، آدمى را متوجه خود مى‏سازد و تا كنون هم توسط دانشمندان، علماى اخلاق،سياستمداران و شركت‏هاى فعال در عرصه بيوتكنولوژى ابراز نشده، آن است كه در جامعه‏اى كه مردم به طراحى اميال ومهندسى استانداردهاى مورد نظر خود در روند توليد فرزندانشان اقدام نمايند، چه رفتارى با كودكان غير شبيه‏سازى شده وغير سفارشى به عمل خواهد آمد؟ و اصلاً نگاه جامعه به كودكى كه با نوعى ناتوانى به دنيا آمده، چه خواهد بود؟ آيا چنين‏جامعه‏اى، چنين كودكى را برمى‏تابد و يا اين كه به وى به مثابه موجودى كه حامل خطا در رمزهاى ژنتيكى‏اش است و يا به‏بيان ساده‏تر، به مثابه يك محصول معيوب نمى‏نگرد؟ بى‏شك نسل‏هاى آينده در برابر چنين كودكانى و نيز كودكانى كه تحت‏مهندسى قرار نگرفته‏اند و از ضوابط و استانداردهاى ژنتيكى حاكم در بازار زيستى - صنعتى به دورند، تحمل كمترى از خودنشان مى‏دهد و در صورت تحقق چنين مسأله‏اى، آدمى آن سرمايه ارزشمند، يعنى احساس همدردى و انسان دوستى خود رااز دست خواهد داد، چرا كه در دنيايى كه آدمى به اين نحو به دنبال به كمال رسانيدن فرزندان خود است، ديگر جايى براى‏بقاى چنين احساسى باقى نخواهد ماند.
 
جرمى ريفكين
Jeremy Rifkin

منبع: www.guardian.co.uk
  • نشريه سياحت غرب شماره 16
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.