spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
حاملان گنجينه علم ربّاني- قسمت دوم چاپ پست الكترونيكي
۲۱ فروردين ۱۳۸۷
 جفر سفيد يك تومار چرمي است كه كتاب‌هاي زبور داود، تورات موسي، انجيل عيسي و صحف ابراهيم، مكتوبات مقدس امامان و اوليا پيشين، علم به حلال و حرام، علم منايا و بلايا، علم به گذشته، آينده و مصحف فاطمه(س) را دربرمي‌گيرد. جفر سرخ سلاحي است كه تنها امام غايب هنگام رجعت نهايي خود از آن استفاده مي‌كند.


اشاره:

در مقاله حاضر، مؤلف مي‌‌كوشد با تكيه بر متون روايي شيعه متقدم (سه قرن اول هجري) تصوّر شيعيان از علم امام را به تصوير بكشد. در بخش نخست عمدتاً بر منابع علم ازلي امامان ـ منابع آسماني و منابع غيبي ـ  متمركز شد و در بخش حاضر، بيشتر به روش‌هاي انتقال اين علم مي‌‌پردازد.

شايد جالب‌ترين اطلاعات، آخرين فرمايش و در واقع آموزشي باشد كه پيامبر(ص) پس از رحلت به امام علي(ع) دادند؛‌ بنابر مجموعه‌اي مركب از ده حديث، پيامبر، اندكي پيش از رحلتشان به امام علي(ع) فرمودند: «پس از مرگ من، جسم مرا غسل بده و معطر كن و در كفن بگذار، آن‌گاه جسم مرا در حالت نشسته قرار بده و دست خودت را بر سينة من بگذار و هرآنچه را مي‌خواهي از من بپرس و من از طريق خداوند به تمام سؤالاتت پاسخ خواهم گفت».

در احاديث چندي پيامبر(ص) به امام علي(ع) مي‌فرمايند كه آنچه را مي‌شنود، ‌بنويسد.1 و در حديث پاياني اين مجموعه، حضرت علي(ع) مي‌فرمايند: «پيامبر(ص) همچنين تمام آنچه را تا روز قيامت روي خواهد داد براي ايشان آشكار خواهند كرد».2
اين مسئله يك مورد نوعي از «تعليم معنوي» است كه در برخي از احاديث باطني و سرّي يافت مي‌شود.


منابع وشيوه‌هاي انتقال علم امام

۳. منابع مكتوب
امامان تمام كتب آسماني انبياي پيشين را در اختيار دارند و به رغم زبان‌هاي متعددي كه آن كتاب‌ها به آنها نگاشته شده است، مي‌توانند آنها را بخوانند و بفهمند.3 اين،‌ بخشي از ميراث نبوت است. امامان علاوه بر كتب انبيا، تعدادي كتب سرّي را نيز در اختيار دارند كه همانند آنها آسماني و مقدس‌اند؛ جزئيات دراين خصوص، بيشمار، گيج كننده و نامنظم‌اند؛ شماري از عناوين،‌ به يك كتاب واحد و يا بالعكس يك عنوان واحد به چند كتاب مختلف داده شده است. مطالعة دقيق اطلاعات موجود در تلاش براي رسيدن به نوعي نظم و انسجام، نتايج زير را در پي داشته است: اين كتاب‌هاي سري ظاهراً هفت كتاب هستند:

الف ـ الصحيفه (يعني صفحه): كه «مصحف» (كتاب)، «الصحيفه الجامعه» و يا صرفاً «الجامعه» نيز خوانده مي‌شود. اين كتاب منزل كه محمد(ص) املاكرده و امام علي(ع) آن را روي توماري به طول ۷۰ ذراع نگاشت، دربردارنده تمام دانش مربوط به حلال و حرام است.

ب ـ الجفر، كه به «جفر سفيد» و «جفر سرخ» تقسيم مي‌شود؛ جفر سفيد يك تومار چرمي است كه كتاب‌هاي زبور داود، تورات موسي، انجيل عيسي و صحف ابراهيم، مكتوبات مقدس امامان و اوليا پيشين، علم به حلال و حرام، علم منايا و بلايا، علم به گذشته، آينده و مصحف فاطمه(س) را دربرمي‌گيرد. جفر سرخ سلاحي است كه تنها امام غايب هنگام رجعت نهايي خود از آن استفاده مي‌كند.

ج ـ مصحف فاطمه(س): يا كتاب فاطمه، كتابي است كه جبرئيل ۷۵ روز پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) براي فاطمه(س) آورد وپيامبر(ص) پيش از او رحلت فرمود؛ اين كتاب شامل شرح وضعيت درگذشتگان (اسلاف) محمد(ص) و آيندة اخلاف (اولاد) فاطمه(س) است. فاطمه(س) اين مطالب را براي شوهرش علي(ع) املاكرده و علي(ع) نيز آنها را نوشته‌است.

د ـ كتاب علي(ع): اين عنوان، هم به نسخة اصلاح‌شدة قرآن توسط علي(ع) اشاره دارد كه به گفتة امامان تنها نسخه كامل قرآن است و هم به سخنان گذشتگان اشاره دارد كه پيامبر(ص) براي امام علي(ع) املا كرد و علي(ع) آنها را نگاشت. درمورد اخير، اين كتاب تا آنجا كه مي‌دانيم شامل گزارشي از تمام آن حوادثي است كه تا روز قيامت روي خواهدداد.

ه‍ ـ كتاب كتب: اين كتاب شامل فهرست تمام فرمانروايان روي زمين است. اين كتاب، كتاب علي يا كتاب فاطمه نيز ناميده مي‌شود.

و ـ كتاب: كه شامل فهرست پيروان امامان دوازده‌گانه، «شيعيان حقيقي» و دودمان آنهاست.
ز ـ صحيفه يا دو كتاب: كه در بردارندة فهرست اهل بهشت و اهل دوزخ و دودمان آنهاست. اين كتاب به مؤمناني كه امامان آنها را تعليم داده‌اند و دشمنان و پيروان «هاديان ظلمت» اشاره دارد. از اين روست كه اصطلاحات فني‌اي نظير «اصحاب يمين» و «اصحاب شمال» دراين كتاب يافت مي‌شود.

4. منابع شفاهي

منابع شفاهي، شامل تعليمي است كه هر امامي از سلف خود دريافت مي‌كند. اين تعليم از امام علي(ع) آغاز گرديده كه ايشان نيز آن را از پيامبر(ص) دريافت كرده‌اند. تمام احاديثي كه توسط يك امام زيرنظر پدرش، پدربزرگش يا اجدادش روايت شده‌است، اين تعليم را تشكيل مي‌دهد و طبيعي است كه حتي يك فصل هم به اين موضوع اختصاص نيافته‌است. با وجود اين، دو اشارة كوتاه به اين تعليم شده‌است؛ يكي عبارتي است كه همواره توسط امامان تكرار شده‌است: «پيامبر(ص) هزار باب (يا هزار گفتار يا هزاركلمه) را به علي(ع) آموخت كه هريك از آنها هزار باب دارد».4 مي‌دانيم كه علي(ع) نخستين امام بوده و آنچه درباره علم او گفته مي‌شود به همة امامان مربوط مي‌شود.

درحديث دو انار (رمانتين) آمده‌است كه جبرئيل از درخت اناري در بهشت، دو انار براي پيامبر آورد، ايشان يكي از آن دو را خوردند و ديگري را به دو نيم كردند، نيمي از آن را خورده و نيمه دوم را به علي‌(ع) دادند و فرمودند: «اي برادر من! مي‌داني اين دو انار ازكجا آمده‌است؟ اولين آنها نبوت بود و دومين انار علمي بود كه تو را در آن سهيم گردانيدم». امام باقر(ع) هنگام روايت اين حديث مي‌افزايند: «هيچ چيز نبود كه خدا به محمد(ص) بياموزد و به او نگويد كه آن را به علي(ع) نيز بياموزد.»

شيوه‌هاي انتقال علوم

علم ازلي همان «ميراث» است كه «ميراث انبيا» و يا ميراث نبوت ناميده مي‌شود. در دودمان معنوي (روحاني) معصومين(ع) به نام‌هايي نظير آدم، اخنوخ، نوح، ابراهيم، موسي و عيسي اشاره شده‌است. هريك از اين انبيا امامان را تعليم مي‌دهند.

همين اسامي در احاديث مربوط به ميراث علم ازلي به چشم مي‌خورد؛ اسامي انبياي مذكور، البته بدون ذكر امامان آنها، در دودمان طبيعي معصومين(ع) نيز وجوددارند و از نظر ما اين دو دودمان هريك به ترتيب، جوانب باطني و ظاهري انتقال نور امامت‎/ نبوت را برمي‌نمايند.

لذا امامان شيعه به همراه پيامبران بزرگ درامتياز برخورداري از نور ازلي ظاهر و باطن شريكند؛ نوري كه جوهرة اصلي آن، همان علم ازلي است. اين علم پيش از آفرينش جهان مادي وجود داشته‌است و به خاطر اين علم است كه «اشباح» و «موجودات پاك» توسط وجودهاي پيشين معصومين(ع) تعليم يافته‌اند. از زمان آفرينش اين جهان، درنتيجه انتقال نور امامت‎/ نبوت، اين علم از آدم گرفته تا سلسله انبيا و اوصيا تا منبع اصلي آنها [=معصومين(ع)] انتقال يافته‌است.

اين علم همچون ميراث، از امامي به امام ديگر انتقال مي‌يابد؛ امام محمدباقر(ع) فرمود: «اين علم، ميراث است، هيچ عالمي [=امام] ازميان ما تا زماني كه اين علم را به خلف خود انتقال نداده از دنيا نمي‌رود.»5

لذا اين علم تا پايان زمان به خاطر غيبت آخرين امام باقي خواهد ماند. از اين روست كه امامان گنجينه‌هاي خدا روي زمين خوانده مي‌شوند6 گفته مي‌شود كه سينه (صدر) آنها، گنجينه علم الهي است.

گفته شده است كه هر امامي پيش از اينكه از دنيا برود يكي از دستانش را روي سينه‌اش مي‌نهد و دست ديگر خود را روي سينة امام بعد از خود (قرار مي‌دهد) و بدين‌گونه علم او به امام بعدي منتقل مي‌گردد.7  همچنين ممكن است امام بعدي (خلف) دست خود را روي سينة امام پيشين (سلف) بگذارد و علم او را دريافت كند. البته مراد از علم، در اينجا علم نظري يا فكري نيست؛ علم امام، بخش مكمّل وجود اوست؛ اين علم به لحاظ وجودي، ذاتي امام است و اعضاي فيزيكي و جسماني امام در انتقال آن نقش دارند.

«مايعات» درون بدن، همانند انتقال دهنده‌هايي هستند كه مي‌توانند تأثيرات معنوي را انتقال دهند. پيشتر ديديم كه نور نبوت ‎/ امامت مي‌تواند از طريق مايع نطفه انتقال يابد. همچنين درست است كه در پاره‌اي از احاديث كه مستقيم يا غيرمستقيم به علم امامان مربوط است، اشارات پنهاني نشان مي‌دهد كه پيامبر و امامان، علم خود را از طريق وارد كردن آب دهان يا عرق خود به بدن (امام) ديگر از راه منفذهاي پوست، دهان يا چشمان او به او انتقال مي‌داده‌اند. هنگامي كه پيامبر(ص) به علي(ع) «هزار باب» علم را مي‌آموخت، هر دو عرق مي‌ريختند و عرق هر يك، ديگري را فرا مي‌گرفت.8

در روايت ديگري آمده است: پيامبر(ص) به منظور انتصاب علي (به عنوان جانشين خود) آب دهان خود را در دهان علي(ع) قرار دادند و دست خود را از روي سينه ايشان عبور دادند. علي(ع) پيش از رسيدن به خلافت، دستار، لباس و كفش پيامبر(ص) را پوشيد، شمشير او را به دست گرفت و حكومت خود را با اين بيانات آغاز نمود: «اي مردم! تا در ميان شما هستم از من سؤال كنيد سبد علم اينجاست! از من سؤال كنيد، كه من دارنده علم اولين و آخرين (يا علم دوران‌هاي قديم و جديد) هستم».9 همچنين شماري از احاديث وجود دارند كه در آنها آمده است كه امام زبان خود را در دهان نوزاد پسر خود (=امام بعدي) قرار مي‌دهد و او مشتاقانه شروع به مكيدن زبان پدرش مي‌كند و يا پدر از روي جسم (بدن) نوزاد خود عبور مي‌كند.

ادامه دارد...

محمدعلي اميرمعزي
ترجمه عليرضا رضايت
ماهنامه موعود شماره 86

پي‌نوشت‌ها:

1. بصائرالدرجات، ص 287، شماره‌هاي ۱، ۴، ۵، ۶، ۷.
2.  همان ش ۱۰؛ اصول كافي، كتاب الحجه‌، باب نهي عن الاشراف علي قبرالنبي، ج،۲ ص ۳۴۶، ش ۱ [= ۱۲۲۴] ).
 3. بصائر الدرجات، بخش ۱، فصل ۲۱، ص ۴۷؛ بخش ۳، فصل ۱۰ـ۹، صص ۳۹ـ ۱۳۲؛ بخش۷، فصل ۱۳، صص ۴۱ ـ ۳۴۰؛ ‌و بخش ۹، فصل ۱۷، صص ۶۰ ـ ۴۵۸ ؛ كليني اصول،‌ باب ان الائمه و رثوا علم النبي و جميع الكتب الانبيا،
ج ۱، صص ۹ ـ ۳۲۴؛ باب ان الائمه عندهم جميع الكتب التي نزلت من عندالله و انهم يعرفونها علي اختلاف السنتها، ج ۱، صص ۳۱ ـ‌۳۲۹ ؛ ابن عياش جوهري، مقتضب الاثر‌، صص ۸۱ ـ‌۷۲.
4. بصائر الدرجات، بخش ۶، باب ۱۸، صص ۱۲ـ۳۰۹. براي تنزيل و تأويل بنگريد به‌هانري كربن، Histoire de la philosophie islamique،‌ و En islam iranian، ذيل واژه، بخش۷، باب۱، صص ۱۵ـ۳۱۳؛ ابن‌بابويه، خصال، ج۳، صص ۳۲۶ به بعد.
5. بصائر الدرجات، بخش۳، باب۲، صص ۱۸ـ۱۱۷.
6. بصائر الدرجات، بخش۳، فصل۳، صص۲۰ـ۱۱۸.
7. مقايسه كنيد با كليني، روضه كافي، ج ۱، ص ۱۰۶ و ج۲، ص ۷۸؛ ابن بابويه، معاني الاخبار، صص ۸۷ـ۸۶.
8. بصائر الدرجات، بخش ۷، فصل ۱، ص ۳۱۳، ش ۱.
9. ابن بابويه، امالي، مجلس ۵۵، ص ۳۴۱، ش ۱.


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2010 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.