|
ياران مهدي(ع) يا انصار سفياني؟! |
|
|
|
۱۴ فروردين ۱۳۸۷ |
 قريب به دو ساعت از ظهر روز عاشورا گذشته بود كه تلفن زنگ زد. پشت خط، صدايي هيجانزده و بيتاب، از واقعهاي در عراق خبر ميداد. از خروج يماني و پرچمهاي برافراشتهاش كه به سوي كربلا در حركت است و درگيريهايي كه در ظهر عاشورا حادث شده. صاحب صدا از شهرستاني در جنوب كشور تماس ميگرفت. با چند واسطه و تلاش، مرا يافته بود تا بتواند موقعيت خودش را در اين شرايط بيابد.
كمي او را آرام كردم تا از آنچه در اين وقت، ذهن او را درگير و خاطرش را پريشان كرده، بگويد. ميگفت كه از طريق دوستانش در عراق، با خبر شده كه يماني خروج كرده، آنهم در روز عاشوراي سالي فرد. با نيروهاي مسلح عراقي درگير شده و ميگفت كه برخي علما، در حال بررسي موضوع هستند.
يادم افتاد كه روز عاشوراي سال قبل هم، از اطراف نجف سيد حسني خروج كرده بود و در پي اين حركت، جماعتي كشته و مجروح شدند.
به صاحب صداي پشت تلفن گفتم: بهترين راه اين است كه اين ساعت و تمام اين روز را به ياد حسينبن علي(ع) و شهداي دشت نينوا به عزاداري مشغول باشد. متعجب شد. انتظار نداشت كه به سادگي از كنار اين خبر مهيّج يعني خروج يماني بگذرم، آنهم با قرايني قوي چون روز عاشورا و سال فرد كه خودش ذكر ميكرد. كمي كه آرامتر شد. گفتم: با عجله و شتاب، خود و اطرافيان را به دردسر نينداز.
حسب برخي روايات قرار است جناب يماني از يمن خروج كند؛ در اين روز و ساعت و بيمقدمه و ناگهاني در جنوب بغداد چه ميكند؟ خروج او و سيد خراساني و سفياني، در يك روز و ساعت و ماه خواهد بود، در حالي كه از آندو، يكي در جبهة حق و ديگري صددرصد باطل است. قراين و شواهدي كه منابع روايي ما را دربارة آنها متذكر شده و هشدار دادهاند، در اين ماجرا ديده نميشود. به صرف چند خبر پراكنده و قرينة متشتّت كه نميتوان از واقعة عظيمي چون ظهور حضرت صاحبالزّمان(ع) اطمينان حاصل كرد.
البته ميپذيرم كه عموم علائم و نشانههاي ظهور طي سالهاي اخير در اقصا نقاط عالم بروز كرده، به ويژه در عراقِ مبتلاي بحران و فتنه. امّا، ما را دربارة علائم مهمتري هشدار دادهاند و بيش از آن دربارة آمادگي و انتظار و علائمي حتمي و قطعي، چون خروج سفياني از شام و بحران آفرينيهايش و كشت و كشتاري كه به نفع غرب و يهود، عليه بندگان مستضعف به راه مياندازد.
اين خروج مشكوك هيچ ربطي به يماني، آن مرد خدا كه براي خدا و به نيّت ياري حضرت امام(ع) خروج ميكند و همراه با سيد خراساني از ديار فارس (ايران) به امام ميپيوندد، ندارد.
در حال حاضر، بيش از تمامي انگشتان دو دست و دو پا(!) در عراق مدّعي نيابت، بابيت و حتي مهدويت وجود دارد در حالي كه شباهت جملگي آنها به اعوان و انصار سفياني بيشتر است تا پسرعموهاي(!؟) يكي از آن سيصد و سيزده نفر مرد از خيل ياران امام كه او را ياري خواهند داد.
وقتي در ميانة بحران، جماعتي مبتلا و سرگردان در امواج فتنهها، دست ميگردانند تا شايد دستگيري بيايد، هر رهزن و طرّاري خود را در هيأت ناجي و منجي مينمايد. مگر جز اين است كه طرّاران فرنگي ـ آمريكا و انگليس ـ امروز خود را به نام ناجي مردم عراق و حتي منجي خلق عالم از بلا و ابتلا معرفي مينمايند و در همين هيأت و لباس، به جان و مال و ناموس خلق عالم تعدّي و تجاوز ميكنند؟
قراين و شواهد و بسياري از مدارك مكشوفه نشاني ميدهد كه بسياري از اين مدعيان نيابت و بابيت در عراق، مأموران مستقيم يا غير مستقيم انگليس، آمريكا و يهود هستند كه با پول سلفيهاي عربستان فضاي آشفتة عراق را آشفتهتر ميسازند تا به هيچ روي دولت نوپاي مسلمان عراقي مجال آرامش و قرار و استقرار نيابد. براي اين جماعت مأمور، شأن و مقام و موقعيت يهوديت صهيونيستي، آمريكا و انگليس استعماري و جنايتكار صد مرتبه بالاتر است از مؤمنان آل محمد(ع). اين اعتراف وحشتناك خودشان است كه افاضه فرمودند(؟!): «اگر براي ايستادگي صدام در برابر ايران 25 ميليارد دلار هزينه كرديم، براي مقاومت در برابر استقرار دولت اسلامي فعلي عراق حاضر به هزينة 250 ميليارد دلار هستيم»؛ چنانكه امروز شاهد اين هزينه كردن هستيم.
با توجه به گسترة اين حوادث و شبهات است كه عرض ميكنم: امروز، بيش از هر زمان نيازمند آگاهي و معرفت دربارة «شرايط تاريخي ويژهاي» هستيم كه در آن به سر ميبريم. تنها به شرط شناسايي اين شرايط است كه ميتوانيم اتخاذ موضع كنيم و پيامد آن، سرمايههاي مادي و معنوي را بر سر آن «موضع»، هزينه.
امروز، بيش از هر زمان نيازمند آگاهي از نشانهها و قراين مذكور در ميان روايات ائمه دين(ع) دربارة عصر ظهور و سالهاي ماقبل آن هستيم. تنها به شرط شناسايي اين قراين است كه ميتوانيم دريابيم در كدامين موقعيت هستيم. چه كسي راست و چه كسي فريب ميدهد. چه وقت بايد نشست و چه وقت بايد به راه افتاد.
امروز، بيش از هر زمان نيازمند مصداق شناسي قراين، شواهد و علايم و تطبيق روايات متقن با حوادث جاري در جهان پيرامون خود هستيم. تنها به شرط اين تطبيق و شناسايي است كه ميتوانيم دريابيم در كدام جبههايم؛ و چند جمعه تا ظهور باقي مانده.
با تأسف بايد گفت كه از حافظة تاريخي خود ـ دانسته يا ندانسته ـ بسياري از خاطرات و حوادث تلخ و شيرين رفته بر آل محمد(ع) و ياران، اوليا و شيعيان آنها را زدودهايم و يا آنكه آنچنان به ريز و درشت دنيا مشغول آمدهايم كه مجال بازنگري دفتر خاطرات گذشته را پيدا نميكنيم و از همه بدتر، آموزههاي مجهول غربي ما را فريفته است. از همين روست كه گذشته را چراغ راه آينده نميسازيم. قبل از وقوع سيل، مجاري و منافذ را سدّ نميكنيم و از اين دست مثلها عبرت نميگيريم كه:
به جويي كه بگذشت يك بار آب نبندد خردمند بر او جاي خواب
اين معنا را همة مرداني كه در حال تدبير سياست داخلي و خارجي دولت اسلامي هستند، بيش از عموم مردم، بايد درك كرده و متذكرش شوند.
امروزه روز، در حالي كه ما بحقّ، مسرور از بسياري موفقيتهاي سياسي، اجتماعي و علمي هستيم دور از چشم و گوش ما «نطفههاي بحران آينده» بسته ميشود. قراين آنها را در بسياري از مناطق ميتوان ملاحظه كرد.
امروز، بيش از هر زمان نيامند نگاه به آيندهايم و تقويت «روحيهاي جهادي» براي حضور در آن. اين معنا را همة مرداني كه در حال تدبير امر تعليم و تربيت نوجوانان و جوانانند، بيش از عموم مردم بايد درك كنند.
امروزه، بيش از هر زمان نيازمند معرفت دربارة مهدي آل محمد(ع)، مأموريت بزرگ و الهيشان و جايگاه «مردان زمينهساز» آن انقلاب جهاني هستيم.
مأموريت سفينة انقلاب اسلامي، قرار گرفتن در مدار «زمينهسازان و ياري دهندگان» است و ناگزير به شناسايي همة شرايط و مقتضيات اين «مدار ويژه» در عصر غيبت حجت حقّ.
اين معنا را همة مرداني كه كسوت «طراحي خطوط استراتژيك» و «مبلغان اين خطوط» در شيعهخانة امام زمان(ع) بر تن كردهاند، بيش از عموم مردم، بايد درك كنند.
در آستانة سال نو جملة اعضاي خانوادة بزرگ موعود(ع) را دعوت به «تجديد عهد» و «پايداري بر سر عهد» در طريق انتظار ميكنيم؛ عهدي كه متضمّن «آگاهي، ماندگاري و مجاهدة» ماست براي خدمت به آن امام غايب از نظر.
«تجديد عهدي» كه تمامي حجابهاي حايل ميان ما و صاحبزمان و امامزمان(ع) را برميدارد و سالهاي دوري را كوتاه و كوتاهتر ميكنند.
«تجديد عهدي» كه باعث بارش باران رحمت خداوندي ميشود و زمينة ظهور مهدي موعود، ارواحنا له الفداء را فراهم ميآورد.
باشد تا در خيل ياران و سوارانش جايگير شويم؛ انشاءالله
سال نو بر جملة منتظران مبارك باد! سردبير
ماهنامه موعود شماره 86
|