|
وظايف كلى شيعيان در دوره غيبت امام معصوم،عليه السلام |
|
|
|
۱۶ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 3 از 3 8 - صبر و پايدارى و دعوت همديگر به صبر و مقابله با دشمن و ايجاد حفظ يا گسترش ارتباط با امام معصوم، عليهالسلام شرايط بسيار دشوار عصر غيبت، مستلزم آن است كه ازطرفى هر شيعه منتظرى، در زندگىاش با اندوه و اميدوارى فراوان، به تكاليف و مسؤوليتهاى دينى خود عمل كرده و از طرف ديگر با استقامت و اتحاد با همكيشان، مانند هر اقليت مقاومى، در برابر دشمن خود ايستاده و از موجوديت و هويت خويش دفاع كند و بالاخره از طفرفق مختلف (مانند عبادات نيابتى از طرف امام خود، پرداخت صدقه و دعا براى سلامتى آن حضرت، دعا براى تعجيل در فَرَج آن حضرت، زيارت و سخن گفتن صميمانه با آن حضرت و كمك خواستن از ايشان و غيره) با امام خود رابطه داشته و آن را عميقتر و گستردهتر كند. چنان كه در تفسير آيه شريفه: يا ايّها الّذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللَّه لعلّكم تتقون. 25از حضرت امام محمد بن على الباقر، عليهالسلام، نقل شده كه فرمودند: إصبروا على أداء الفرائض و صابروا عدوّكم و رابطوا إمامكم. 26پايدارى كنيد بر اداى واجبات و در برابر دشمنتان استقامت بورزيد و با امامتان پيوند برقرار كنيد [رابطه داشته باشيد].
9 - رضايت كامل و تسليم بىچون و چرا در برابر اراده و خواست حضرت حق جلّ و عَلا اين البته مكمّل مطلب هفتم، بلكه علت آن است و براى آنكه بدانيم چقدر مهم است، كافى است به يكى از دعاهاى عصر جمعهها كه معروف به »دعا در زمان غيبت« بوده و با جمله »اللهم عرفنى نفسك« شروع مىشود، مراجعه و آن را مطالعه كنيم. در اين دعا با خداوند متعال چنين مناجات مىكنيم: ’... أللّهم فثّبتنى على دينك و استعملنى بطاعتك و ليّن قلبى لولىّ أمرك و عافنى ممّا امتحنت به خلقك و ثبّتنى على طاعة ولى أمرك الّذى سترته عن خلقك و باذنك غاب عن بريتك و أمرك ينتظر و أنت العالم غير المعلّم بالوقت الّذى فيه صلاح أمر وليّك فى الإذن له بإظهار أمره و كشف ستره فصبّرنى على ذلك حتّى لا أحبّ تعجيل ما أخّرت و لا تأخير ما عجّلت و لا كشف ما سترت و لا البحث عما كتمت و لا أنازعك فى تدبيرك و لا أقول لم و كيف و ما بال ولى الأمر لا يظهر و قد امتلات الأرض من الجور و افوضّ أمورى كلّها اليك... 27پس اى خدا! مرا بر اين دينت ثابت قدم گردان و بهكار طاعتت مشغولدار و قلبم را براى ولّى امرت نرم و مطيع ساز و عافيت و حفسن عاقبت در آنچه خلقت را به امتحان آن آزمودى
پىنوشتها 1. ر.ك: صدرالاسلام همدانى، پيوند معنوى با ساحت قدس مهدوى (تكاليف الانام فى غيبة الامام)، تهران، انتشارات بدر، بهار 1361 (نيمه شعبان 1402)، صص 28-279. 2. ر.ك: عالم فقيه سيد محمد تقى موسوى اصفهانى، مكيال المكارم فى فوائدفالدعاء للقائم، عليهالسلام (در معرفت و ولايت امام زمان، عليهالسلام) ج 2، ترجمه سيد مهدى حائرى قزوينى، تهران، انتشارات بدر، زمستان 1372 (نيمه شعبان 1414)، صص 165-589. 3. محمد بن ابراهيم بن جعفر النعمانى (معروف به ابن ابى زينب، از علماى قرن سوم هجرى)، كتاب الغيبة، بيروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، 1403 ه’ (1983 م)، ص 98. 4. چنانكه از دو حديث از امام صادق، عليهالسلام، و ساير احاديث مربوطه استفاده مىشود (ر.ك: همان، صص 99-104 و 110)، عصر غيبت باعث امتحان عمومى مسلمانان و تصفيه و جداسازى شيعيان متديّن و اهل يقين است؛ زيرا شيعيان زيرك و با تقوا مىدانند و يقين دارند كه »حجّت خدا« و »ميثاق خدا« باطل نمىشود و سنّتف او تعطيل نمىگردد و او مردم را بدون حجّت و هادى رها نمىكند، هرچند آنها به دليل مصالحى او را نبينند وجايش را ندانند و با اين حال آنها علىرغم رنج بردن و گريستن از دورى، شكّ نمىكنند و به چيزى كه خداوند مقدّر فرموده خشنودند و اگر خداوند مىدانست كه دوستانش هم شك خواهند كرد و هيچكس ثابتقدم نمىماند، لحظهاى هم حجّتش را از آنها نمىپوشاند (ر.ك: همان، ص 107، مضمون حديثى از امام صادق، عليهالسلام). 5. همان، ص 104. 6. همان، ص 105. 7. همان. 8. همان. 9. همان، ص 106. 10. همان، ص 104. 11. همان، ص 112. 13. كامل سليمان، روزگار رهايى، ترجمه علىاكبر مهدىپور، ج 1، تهران، آفاق، 1405’. ق، ص 344. 14. امام خمينى، قدّس سرّه، در مورد ولايت فقيه مىنويسد: ».. بنابر مذهب شيعه، امامان و زمامدار امت اسلامى پس از پيامبر اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، بزرگف اوصياى الهى حضرت على و فرزندان معصوم او، سلاماللَّهعليها، بودهاند. كه يكى پس از ديگرى رهبرى و ولايت امر مسلمين را تا زمان غيبت برعهده داشتهاند. اينان، همان اختيارات پيامبر مكرّم و ولايت عامّ و خلافت كلّى الهى او را دارا بودهاند. در زمان غيبت، اگرچه شخص معينّى براى تصدّى امر حكومت قرار داده نشده است، ولى... كليه امور مربوط به حكومت و سياست كه براى پيامبر و ائمه، عليهمالسلام، مقرر شده، در مورد فقيه عادل نيز مقرّر است و عقلاً نيز نمىتوان فرقى ميان ايندو قائل شد. زيرا حاكم اسلامى - هركس كه باشد - اجراءكننده احكام شريعت و برپا دارنده حدود و قوانين الهى وگيرنده مالياتهاى اسلامى و مصرفكننده آن در راه مصالح مسلمانان است. پس اگر پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، و امام، عليهالسلام، شخص زانى را صد تازيانه مىزدهاند، فقيه نيز، در مقام حكومت، همين را اجرا مىكند، و همانگونه كه پيامبر و ائمه، عليهمالسلام، وجوه شرعى را، بر طبق مقرّرات خاصى از مردم مىگرفتهاند؛ فقها نيز بههمان ترتيب عمل مىكنند؛ و بالاخره، اينان هرجا و هر زمان كه مصالح مسلمانان اقتضا كند، در حدود اختيارات خود، احكامى صادر مىكنند كه همگان بايد ازايشان پيروى كنند«. (امام خمينى، قدّس سرّه، شؤون و اختيارات ولى فقيه (ترجمه مبحث ولايت فقيه از »كتاب البيع« ايشان) تهران، وزارت ارشاد اسلامى، بهمن 1365، صص 29 و 35) چنانكه از اين سطور و تمام كتاب برمىآيد، ايشان شديداً تحت تأثير تاريخ اسلام و سيره قرار دارند و آنرا اساس نظريه ولايت فقيه قرار دادهاند. 15. غيبت نعمانى، ص 124. 16. ر.ك: همان، ص 129. 17. همان، ص 125. 18. ر.ك: همان. 19. همان، ص 131. 20. همان، و شبيه اين حديث ازا مام باقر، عليهالسلام، در صفحه 132 نقل شده است. 21. همان، صص 132.131. 22. احمدبن محمد بن فهد الحلّى الاسدى، التحصين و صفات العارفين، ترجمه سيد على جبار گلباغى ماسوله، قم، انتشارات لاهيجى، 1377، ص 9 ترجمه. 23. همان، ص 25 اصل و 15 ترجمه. 24. همان. 25. همان، ص 28 اصل و 19 ترجمه بهنقل از منابع اهل سنّت و شرح نهجالبلاغه ابن ميثم. 26. ر.ك: همان، صص 33-52 اصل و 21-44 ترجمه. 27. آيه 200 از سوره مباركه آل عمران. 28. همان، ص 133. 29 و 30. ثقةالمحدثين حاج شيخ عباس قمى (ره)، كليات مفاتيح الجنان، ترجمه استاد الهى قمشهاى، تهران، انتشارات افسوه، بىتا، قسمت ملحقّات مفاتيحالجنان، دعا در غيبت امام زمان، عليهالسلام، صص 969 و 971. 31. غيبت نعمانى، ص 133. 32. همان، صص 133-134. ماهنامه موعود شماره 26
|