|
وظايف كلى شيعيان در دوره غيبت امام معصوم،عليه السلام |
|
|
|
۱۶ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 3
محمد صادق امّةطلب
مقدمه شيعيان تا سال 260 ق، كه حضرت امام حسن عسكرى، عليهالسلام، به شهادت رسيدند، مستقيماً و يا ازطريق نمايندگان و افراد مورداطمينانشان به امامان معصوم، عليهمالسلام، دسترسى داشتند، امّا در دوره غيبت، لزوماً با اين سؤال مواجه مىشوند كه آيا غيبت امام معصوم (حجّت خدا) بمثابه رفع تكاليف از مسلمان و بخصوص شيعيان است؟ اگر جواب منفى باشد، آيا تكاليف آنها را عقل افراد تعيين مىكند و يا منابعى ويژه براى تعيين تكاليف، و افراد خاصّى براى تشخيص آن وجود دارند؟ و اگر منابع و افراد خاصّى بايد تكاليف مردم را معلوم كنند، آيا گستره و حجم و وسعت تكاليف عصر غيبت امام، عليهالسلام، عيناً مانند دوره حضور است؟ در پاسخ به اين پرسشها، برخى از علماى شيعه كتابهايى تأليف كردهاند. از جمله مرحوم دبيرالدين ميرزا علىاكبر صدرالاسلام همدانى در كتاب خويش31تكاليف مردم در عصر غيبت را تشريح كرده است. همچنين مرحوم آيةاللَّه سيدمحمد تقى موسوى اصفهانى، قدّس سرّه، در كتاب مهم خود وظايف بسيارى را2براى منتظران برشمرده است. در مقاله حاضر كوشيدهايم تا وظايف كلى و راهبردى شيعيان درعصر غيبت را مطالعه كنيم. با مطالعه اين وظايف، مىتوانيم پاسخ پرسشهاى آغاز مقاله را بدهيم. براساس اين مقاله، مىتوانيم بگوييم كه تكليف در عصر غيبت رفع نمىشود، بلكه براساس مقتضيات زمان و با تكيه بر قرآن و سنت نبوى، صلّىاللَّهعليهوآله، و سيره اهلبيت، عليهمالسلام، توسط فقهاى جامعالشرايط تعيين و مشخص مىگردد. همچنين بخوبى مىتوان دريافت كه همانطور كه حيرت و ابهام و فتنه زياد است و طبعاً زيركى فراوانترى لازم دارد؛ بهدليل وقوع شبهات فراوانى كه ازطرف پيامبر اسلام، صلّىاللَّهعليهوآله، دستور به توقف در آنها داريم و نيز بهخاطر حضور علنى نداشتن و دردسترس نبودن امام معصوم، عليهالسلام، در جامعه و سيطره كفّار و ستمگران بر مقدّرات بشر و لزوم تحفّظ و احتياط بيشتر شيعيان، گستره تكاليف محدودتر است تا با شرايط تقيّه تطبيق كرده و موجوديّت شيعه حفظ شود. نكته مهم اين است كه شيعه عصر غيبت، از نظر هويّت تاريخى و عقائد و احكام فرعى و وحدت كلمه و محاسن اخلاقى و امثال آن، نبايد فرقى با شيعه عصر ظهور داشته باشد. بايد چنان باشد كه اگر از قرن پانزدهم هجرى به قرن اول هجرى منتقل شد، بتواند همانطور موضعگيرى و عمل كند كه برادرانش در كنار امام على، عليهالسلام، و ساير ائمه هدايت، عليهمالسلام، و يا در عصر پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، مىكردند و خصوصاً از جهت عقايد و نيز رضا (خشنودى) و سخط (ناخشنودى) همانند آنها باشد. البته اين ديدگاه با سكولاريسم و پلوراليسم دينى و دموكراسى و عصرى شدن دين و امثال آن تقابل و برخورد پيدا مىكند كه در موضوع اين مقاله اهميتى ندارند. وظايف كلى شيعيان در عصر غيبت كبراى حضرت امام حجة بن الحسن العسكرى، سلاماللَّهعليهما وظيفه شيعه درعصر غيبت اين است كه برآنچه از حق و هدايت كه به او رسيده، ثبات قدم داشته و چنگ بزند تا محفوظ بماند و پيداست كه منبع شناخت اين مطالب حقّه و هدايت يافتن به آن، مطابق حديث متواتر ثقلين، قرآن مجيد و سنت نبوى و عترت طاهره است، كه در عصر غيبت روايات و سنت ايشان در كتب موجود است. روايات متعددى با الفاظ مختلف براين مطلب دلالت مىكنند، ازجمله:
1 - پرهيز از شك از امام صادق، عليهالسلام، نقل شده كه ضمن حديثى درباره عصر غيبت فرمودند: ’... فإيّاكم والشّك والإرتياب أنفو عن أنفسكم الشكوك و قد حذّرتم فاحذروا من اللَّه... 3پس بپرهيزيد از شك و دودلى و ترديد، شكها را از خودتان برانيد و به تحقيق كه شما برحذر داشته شديد، پس از خدا پرهيز كنيد [كه درعصرغيبت ترديد بهخود راهدهيد] ... اين حديث نشان مىدهد كه يكى از وظايف شيعه در عصر غيبت، احراز درجه رفيع يقين و تلاش براى حفظ عقايد حقّه است. زيرا طولانى شدن دوره غيبتف حجّتف خدا، باعث ترديد و بىاعتقادى بسيارى مىشود و سيطره4مادّيت (مادى گرايى) و فضلفروشى عالم نمايانى كه علم و تخصص آنها ربطى به عقايد ندارد و درعين حال در آن دخالت و تخريب مىكنند، مزيد بر علت است. 2 - چنگ زدن به امرف اول تا وصول به امرف آخر ما مجموعه بزرگ و والايى از احاديث عقيدتى و اخلاقى و فقهى و غير آن داريم كه از جهتى مايه فخر و مباهات ما بر ساير مذاهب و ملل است و از جهت ديگر باعث هدايت و ثبات قدم ماست. مىتوان گفت مراد از »امر اول«، همين دوره دويست و هفتاد و سهساله از آغاز بعثت تا آغاز غيبت و يا دوره امامان يازدهگانه شيعه باشد كه آن ميراث را بهيادگار گذاشتهاند و حاملان و مبلّغان و مجريان آن، فقها و علماى صالح شيعهاند. البته توقيعات شريفه ناحيه مقدسه را نيز مىتوان جزءف امرف اول دانست. امّا »امرف آخر (ديگر)« ظاهراً مربوط به عصر ظهور است كه تكاليف همه توسط شخص امام مهدى، عليهالسلام، روشن مىشود و هيچ بلاتكليفى باقى نمىماند. شيعه موظّف است كه در عصر غيبت، كمال تحفّظ را نسبت به آن ميراث گرانبها داشته و به ثقلين چنگ بزند و اگر چيزى را نفهميد، آن را انكار و رد نكند كه ممكن است گرفتار كفر بشود. در روايتى از امام صادق، عليهالسلام، نقل شده كه درباره وظيفه شيعه دراين عصر فترت، فرمودند: فتمسّكوا بالأمر الأوّل حتّى يبّين لكم الآخَر 5و بنا به نقل ديگرى: تمسّكوا بالأمر الأوّل الّذى أنتم عليه حتى يبّين لكم 6به امر نخستينى كه برآنيد، چنگ بزنيد تا براى شما آشكار شود. همچنين از آن حضرت دراين باره نقل شده كه فرمودند: كونوا على ما أنتم عليه حتّى يفطلع اللَّه لكم نجمكم 7بر آنچه كه برآنيد، باشيد تا خداوند ستاره شما را برايتان طالع گرداند. و نيز نقل شده كه فرمودند: فتمسّكوا بما فى أيديكم حتى يصحّ لكم الأمر. 8پس چنگ زنيد به آنچه كه در دستهايتان است تا امر براى شما راست واستوار آيد [يعنى ظهور واقع شود]. يكى از وظايف شيعه در عصر غيبت، احراز درجه رفيع يقين و تلاش براى حفظ عقايد حقّه است. زيرا طولانى شدن دوره غيبتف حجّتف خدا، باعث ترديد و بىاعتقادى بسيارى مىشود و سيطره مادّيت (مادى گرايى) و فضلفروشى عالم نمايانى كه علم و تخصص آنها ربطى به عقايد ندارد و درعين حال در آن دخالت و تخريب مىكنند، مزيد بر علت است. و در روايت ديگرى هم به اين شكل تكليف شيعه را در »سَبطَة« (پايينتر از »فَترَت«) مشخص فرمودند كه: إلى ما أنتم عليه حتّى يأتيكم اللَّه بصاحبها. 9به آنچه كه شما برآنيد عمل كنيد تا خداوند صاحبش را براى شما بياورد. مفهوم همه اين روايات يكى است و آن محافظت و عمل كردن به قرآن و ميراث موجود اهل بيت در عصر غيبت است تا ظهور فرا رسد و هيچ ابهامى نماند.
3 - رعايت معيارهاى عصر ائمه، عليهمالسلام، در دوستى و دشمنى و پيروى كردن و سرپرست گزيدن اين مفهومى بسيار دقيق و مهم است؛ زيرا آنچه كه ما را با پيشينيان شيعه ما كه اصحاب ائمه هفدى، عليهمالسلام، بودند و در راه ولايت آنها كوشيدند و سختيها و رنجها كشيدند و قربانيها دادند، پيوند مىدهد، همين مطلب است. چنانكه حالات روحى ما مىتواند (بنابر بعضى از روايات)، ما را در عمل ياران پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، در جنگهاى ايشان و امام على، عليهالسلام، و ساير امامانف گذشته شريك كند و همچنين آرزوهاى ما درباره يارى امام زمان، عجّلاللَّهتعالىفرجه، مىتواند باعث پاداش يارى آن حضرت و جنگ و شهادت در ركاب ايشان شود، هرچند آن دوره را درك نكنيم. درواقع همين حبّ و بفغض و ولايت مشترك است كه افراد يك زمان و يا زمانهاى مختلف را بههم متصّل مىكند؛ زيرا اين همدلى و همرأيى باعث حفظف ميراثف گذشتگان و تحقّق اميدف آينده مىشود. اينك با مقدمه مذكور، حديث منصور صيقل را بخوانيم: إذا أمسيت يوماً لاترى فيه اماماً من آل محمد، فأحبّ من كنت تحبّ و أبغض من كنت تفبغض و وال من كنت تفوالى و انتظرالفرج صباحاً و مساءً. 10چون بهروزى گرفتار شدى كه در آن امامى از آل محمد [صلّىاللَّهعليهوآله] را نديديد، پس دوست بدار هر كه را دوست مىداشتى و دشمنبدار هر كه را دشمن مىداشتى و به ولايت هر كه سر مىسپردى، گردن گذار و امر فرج را صبح و عصر منتظر باش. بخش بزرگى از شرايط ظهور مربوط به آمادگى انسانها براى پذيرش تعاليم و حكومت و دولت كريمه امام زمان، عجّلاللَّهتعالىفرجه، است. از امام صادق، عليهالسلام، نقل شده كه: زبانهايتان را نگهداريد و ملازم خانههايتان باشيد. پيداست كه تولّى و تبرّى، مقدمه و شرط لازم اين انتظار صحيح است و كسى كه آن را نداشته باشد، نمىتواند منتظرف راستين باشد. با توجه به اين مطلب مىفهميم كه منتظرانف واقعى اندكند. چنانكه احاديثى هم مفشعفر بهاين واقعيتند.
|