spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
غريب غايب چاپ پست الكترونيكي
۲۷ اسفند ۱۳۸۶

 مرحوم حاج آقا ميرزا مصطفي گوهريان ـ يكي از افراد وارسته ـ گفته است:  انسان اگر دعايي را سال‌ها بخواند و حاجتي را از خداوند متعال درخواست نمايد بالاخره به حاجتش خواهد رسيد، ولو آنكه عمرش را در به دست آوردن آن سپري نمايد.

در فرازي از «مناجات شعبانيه» مي‌خوانيم:
إلهي ما أظنّك تردّني في حاجةٍ قد أفنيت عمري في طلبها منك.

پرورگار من، هيچ‌گاه گمان نمي‌برم كه در حاجتي كه عمر خود را در طلب آن از تو، فاني و سپري كرده‌ام، مرا ردّ نمايي.
پس اگر سال‌ها در طلب تشرف به خدمت سرور دو عالم، حضرت حجت‌بن الحسن المهدي(ع) بوديم، بدانيم در نهايت به اين لطف و تفضّل الهي نائل خواهيم شد، و بايد مطمئن به استجابت دعاي خويش باشيم.

مرحوم حاج‌آقا مصطفي گوهريان(ره) براي مرحوم آيت‌الله حاج‌آقا رحيم ارباب و نيز براي پدر اين‌جانب آيت‌الله سيد بهاءالدين مهدوي، قصّة تشرف خويش را نقل كرده بود و بنده از پدرم شنيدم كه آن مرحوم گفته بود: من از ايام جواني بسيار مشتاق زيارت جمال دل‌رباي يوسف فاطمه(ع) بودم و تنها حاجت و آرزويي كه از خداي خويش داشتم همين بود كه جمال زيباي آن حضرت را ببينم. به خاطر شدت اشتياقي كه داشتم در هر فرصت مناسبي كه دعا مقرون به اجابت است، همين خواسته را از خداي متعال تقاضا مي‌كردم؛ بعد از نمازهاي واجب، در قنوت نمازها، در حرم‌هاي ائمه اطهار(ع) و امامزاده‌ها، و در دل سحرها.تا اينكه سال‌ها گذشت و اثري به دنبال آن همه پافشاري نيافتم. احساس كردم كه من لياقت ديدار جمال زيباي آن عزيز فاطمه(ع) را ندارم. پس به فكرم رسيد اين گونه دعا كنم كه، خدايا توفيق زيارت و درك محضر نوراني آن حضرت را نصيب من فرما ولو آنكه حين ديدار آن بزرگوار را نشناسم، و پس از اتمام ديدار، متوجه بشوم كه خدمت حضرت بقيةالله(ع) رسيده‌ام.

مدتي گذشت تا آنكه توفيق زيارت خانة خدا، مكه و مدينه نصيبم شد و در آن مكان‌هاي مقدس نيز اجابت دعا و خواستة خود را از پروردگار مسئلت نمودم، به خصوص در كنار ديوار كعبه، پردة خانه خداي متعال را در آغوش گرفتم و براي نائل شدن به زيارت مقصود كعبه گريه و پافشاري نمودم.

پس از بازگشت از سفر مكه، يك شب در دل سحر در حالي كه هنوز اذان صبح نشده بود، از منزلم واقع در چهار سوق شهر اصفهان، بيرون آمدم تا براي اقامة نماز صبح به مسجد آميرزامحمدهاشم در اول خيابان طالقاني بروم. در اثناي راه وقتي به فضاي باز چهار سوق رسيدم، به طرف قبله ايستادم و سلامي به معصومين(ع) نمودم، سپس پشت به قبله به طرف قبر مطهر علي‌بن موسي‌الرضا(ع) سلامي عرض كردم و پس از آن مجدداً به سمت قبله ايستادم و خدمت حضرت بقيةالله ـ ارواحنا فداه ـ سلام و عرض ارادت نموده، حاجت خويش را از پروردگار متعال خواستار شدم. سپس به راه خود ادامه دادم و وارد مسجد آميرزامحمدهاشم شدم. هنوز دقايقي به اذان صبح باقي مانده بود و خادم مسجد به قصد تجديد وضو بيرون رفت و من وارد شبستان مسجد شدم در حالي كه هنوز فضاي مسجد كاملاً تاريك بود و هيچ‌كس هم در شبستان مسجد نبود. در گوشه‌اي از فضاي تاريك مسجد مشغول عبادت بودم كه ناگهان از طرف جلوي مسجد كه محراب و منبر قرار دارد شخصي باجلالت و عظمت بسيار ظاهر شد و مقارن با ظهور او فضاي شبستان، كاملاً نوراني و مانند روز روشن شد. در آن لحظات، طبق دعايي كه كرده بودم آن چنان تصرّفي در وجودم شده بود كه اصلاً به فكرم خطور نمي‌كرد كه ايشان چه كسي هستند، و حتي احتمال هم نمي‌دادم. تا اينكه حضرت به سمت من تشريف آوردند و من كه هنوز همه مسائل را عادّي مي‌پنداشتم به آقا نگاه مي‌كردم و پس از سلام و تحيّت دست مبارك خويش را جلو آوردند و با من دست دادند. وقتي دست يداللهي حضرتش را گرفتم، احساس كردم كه دست بشر معمولي نيست؛ زيرا كه بسيار لطيف و فوق‌العاده نرم بود. در اين هنگام يك لحظه به فكرم خطور كرد كه شايد ايشان مولاي انس و جان و همان آقايي هستند كه سال‌هاست در آرزوي ديدنشان دعاها و گريه‌ها كرده‌ام ولي به محض ورود اين فكر در ذهنم، امام(ع) كه از فكر من كاملاً اطلاع داشتند، دست مبارك خويش را از دست من درآورده و غايب شدند. همين طور كه ايستاده بودم يك مرتبه متوجه شدم كسي در جلوي من نيست و تنها هستم و فضاي مسجد هم كاملاً تاريك است. در اين لحظه بود كه فكرم به كار افتاد و با قرائني كه وجود داشت فهميدم پس از سال‌ها انتظار به مراد خويش رسيده‌ام. پس از غائب شدن آن حضرت، مدتي حالم منقلب بود و به شدت گريه مي‌كردم كه چرا امام(ع) تشريف بردند و آن بزرگوار را نشناختم و از محضرشان محروم شدم ولي از طرف ديگر آن‌قدر خوشحال بودم كه پروردگار من پس از سال‌هاي متمادي دعا، انتظار و جست‌وجو دعايم را در آن روز مستجاب نموده است. آن روز پس از بيرون آمدن از مسجد از زيادي سرور و خوشحالي در پوست خود نمي‌گنجيدم. قدري شيريني خريدم و به منزل بردم و آن روز را جشن گرفتم، گرچه اهل منزل خبر از نشاط روحي و سرور باطني من نداشتند.

پيام‌ها و برداشت‌ها

1. همان‌گونه كه شور و نشاط و تحرك انسان در سنين جواني زياد است. نشاط معنوي و سير روحي انسان نيز در همان سنين جواني چنين است. كساني كه گرماي محبت و مودت به خداوند متعال و حضرت بقيةالله(ع) را در ايام جواني چشيده‌اند، در اكثر موارد به وصال خويش رسيده‌اند؛ زيرا حركت در جواني از جهش به پرش و از پرش به يورش تبديل مي‌شود.

2. انسان بايد در دعاي خودش الحاح و اصرار داشته باشد. الحاح و پافشاري در دعا ممكن است به دو گونه معنا گردد كه اولي درست و دومي نادرست است:

الف) به اين معنا كه از تأخير در اجابت دعا خسته نشود كه خداي متعال، نسبت به بندگانش مهربان است و تأخير در اجابت نيز مقرون با منافع و مصالح آنهاست؛ پس ضمن آنكه انسان طبق وظيفة خويش دعا مي‌كند، راضي به تاخير در اجابت دعا هم هست.امام باقر(ع) فرمودند:
به خدا سوگند هيچ بنده‌اي در دعا پافشاري و اصرار به درگاه خداي عزوجل نكند جز آنكه حاجتش را برآورد. 1

ب) معناي دومي كه براي الحاح مي‌توان بيان كرد، ولي صحيح نيست آن است كه انسان استجابت دعا را بر خداوند تحميل كند و اصرار كند كه حتماً بايد دعاي او مستجاب شود ولو آنكه در واقع به مصلحتش نباشد. اين يك نوع عجله كردن در استجابت دعا و راضي نبودن به تأخير آن و در نهايت به نوميدي كشيده شدن است.
در حديثي از امام صادق(ع) آمده است:
همانا چون بنده دعا كند، خداي تبارك و تعالي در پي برآوردن حاجت اوست، مادامي كه آن بنده شتاب و عجله نكند.2


3. يكي از آداب دعا كردن، رعايت زمان‌هايي است كه دعا در آن زمان‌ها قريب به اجابت است مثل: هنگام وزيدن باد، هنگام ظهر، هنگام نزول باران، ريخته شدن اولين قطرة خون مؤمن، در نماز وتر، بعد از طلوع فجر، بعد از مغرب، هنگام قرائت قرآن، اذان، برخورد كردن صف مؤمنين با كفار براي جنگ، سحر، هنگام لرزيدن بدن و گريان شدن چشم و يك ششم از اول نيمه‌شب.3 اينها  اوقاتي بود كه در احاديث آمده و اميد است عزيزان آنها را غنيمت بشمارند.

4. اطمينان به لطف و رحمت خداوند، لازمه‌اش يقين داشتن به وجود مصلحت در تأخير اجابت دعاست.

5. هيچ گاه، كسي لياقت ديدار معصومين(ع) را ندارد و تنها كسي لياقت دارد كه مقام و منزلت او همانند آنها باشد. لذا خود معصومين(ع) لياقت ديدار و زيارت يكديگر را دارند. و ديگران تنها به فضل و رحمت الهي بايد اميدوار باشند. ضمن آنكه ايمان و عمل صالح، زمينه را براي اولويت پيدا كردن در ديدار و تشرف فراهم مي‌كند، و انسان حكيم آب را در زمين حاصل‌خيز مي‌ريزد كه اسراف نشود. خداوند متعال مي‌فرمايد:
«يهدي الله لنوره من يشاء»4 و «ذلك فضل‌الله يؤتيه من يشاء»5


6. كساني كه توفيق شرف‌يابي خدمت حضرت بقيةالله(ع) را داشته‌اند سه دسته بوده‌اند:

الف) گاه آقا را نشناخته و بعد از اتمام ملاقات هم متوجه نشده‌اند. بسيار هستند كساني كه در زمان ظهور آقا مي‌گويند ما ايشان را بارها ديده‌ بوديم، ولي نمي‌شناختيم.

ب) كساني كه حين ملاقات نشناخته‌اند ولي بعد از مفارقت از ايشان، از روي شواهد و قرائني متوجه مي‌شوند. گويا زمان ملاقات تصرفي در فكر آنها شده كه اجازه تفكر و فهميدن ندارند.

ج) عده كمي هم هستند كه در حين ملاقات، امام(ع) را شناخته‌اند.


7. هيچ‌گاه نبايد در دعا كردن يا آمين گفتن اهمال كنيم كه چه بسا ممكن است همان دعا در پيشگاه الهي اجابت شود.

8. خلوص در دعا و نيز غنيمت شمردن اوقات تنهايي و خلوت سحر از عوامل مؤثر در استجابت دعاست.

9. اهميت دادن به نماز اول وقت و جماعت و حضور در مسجد به خصوص هنگام اذان صبح، تقرب فراواني براي انسان نسبت به خداوند و نيز حضرت صاحب‌الزمان(ع) دارد.

10. لذت و نشاطي كه روح انسان در سير معنوي و روحي خويش مي‌برد قابل مقايسه با لذّت‌هاي جسمي و دنيايي، مثل طعم غذاها، بوي گل‌ها يا ديدن منظره‌ها نيست؛ زيرا لذت‌هاي معنوي از سنخ روح و با دوام است ولي لذت‌هاي جسماني تنها هنگام ارتباط با محسوس وجود دارد و بعد از قطع ارتباط، لذت آن هم فاني مي‌شود.

11. كتمان و مخفي داشتن شور و عشق ديدار امام زمان(ع) قبل از ديدار و حتي بعد از آن، يكي از عوامل تحصيل زمينه براي ديدارهاي مكرر است؛ زيرا كتمان اين سوزش و حوادث از اسرار محبوب به حساب مي‌آيد. همچنان‌كه شخص به دور از توجه به مريد، خالصانه‌تر دل به محبوب مي‌بندد.گرچه مي‌توان گاهي به مصلحت بيداري و نور گرفتن ديگران بدون آنكه نامي از خود ببرد، مطالبي را بازگو كند. از اين جهت گاه شخص قريب به امام زمان(ع)، در بين نزديكان و اصل خانه خويش، غريب است.

مكن محرومم از فيض حضورش
خداوندا نصيبم كن ظهورش
ز پشت ابر غيبت ظاهرش كن
منـور كـن جهانــي را بنــورش
خداوندا رسان از ما سلامش
بگوش ما رسان يا رب كلامش
خــدايــــا آرزوي عـــاشــقانــش
بـود تعجيـل در امـر قيامـش
(علي‌اصغر يونسيان)

پي‌نوشت‌ها:
1. محمدي ري‌شهري، ميزان الحكمة، ج 4، باب دعا.
2. كليني، اصول كافي، ج 4، ص 223.
3. همان، ج 4، ص 226.
4.سورة نور (24)، آية 35.
5. سورة حديد (57)، آية 21.

ماهنامه موعود شماره 82

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.