|
سخنان حضرت آيةاللَّه مكارم شيرازى در جمع جشنواره ستاد برترينهاى فرهنگ مهدويت |
|
|
|
۱۶ بهمن ۱۳۸۳ |
اشاره: در آستانه برگزارى نخستين جشنواره برترينهاى فرهنگ مهدويت (كتاب دهه هفتاد) مسئولان مؤسسات فرهنگى تشكيل دهنده ستاد جشنواره به حضور حضرت آيةاللَّه مكارم شيرازى رسيدند و ايشان در اين ديدار بيانات ارزشمندى ايراد فرمودند كه حيفمان آمد شما خوانندگان عزيز موعود از آن محروم شويد و آنچه در زير مىآيد متن كامل اين بيانات است.
الحمدللَّه ربّ العالمين و صلّى اللَّه على سيّدنا محمد و آله الطيّبين الطاهرين المعصومين لا سيّما بقية اللَّه أرواحنا فداه و لا حول و لا قوة إلّا باللَّه العلىّ العظيم. الحمدللَّه كار خوب و سنگينى را شروع كردهايد، كارى كه خيلى زودتر از اين بايد شروع مىشد و بهيك معنا دير هم شروع شده، ولى از آنجايى كه نفس شروع شدن خودش مسأله مهمى است، دير هم باشد باز جلوى خسارتهايى را مىگيرد و انشاءاللَّه فوائدى را هم دربر خواهد داشت. حقيقت اين است كه انسان احساس مىكند كه يك دستى در كار است كه مسائل مربوط به حضرت مهدى، عجّلاللَّهتعالىفرجه، اوج بگيرد و حركاتى كه شخص خاصى هم دنبالش نيست دارد بهصورت منسجم انجام مىشود. من اين را به رأىالعين مىبينم موجى كه درباره فعاليتهاى حضرت مهدى، عليهالسلام، است نسبت به سابق خيلى فرق كرده كه يك نمونه آن مسجد جمكران است. مسجد جمكران پنجاه سال قبل در مواقع شلوغى حداكثر شايد دهنفر زائر داشت، خيلى اوقات كه به اين مسجد مىرفتيم در مسجد بسته بود كه بايد مىرفتيم در را باز مىكرديم و نماز مىخوانديم. گنجايش مسجد هم خيلى محدود بود، امّا الآن نگاه مىكنيم مواقعى هست كه صدها هزار نفر، در آن اجتماع مىكنند. يا اين آمارى كه شما اشاره كرديد كه اجمالاً هم قبلاً شنيده بودم، كه اين مسجد پانزده ميليون نفر در سال نمازگزار دارد؛ كه بيش از زوار بيتاللَّهالحرام است چون ما حساب كرديم زوار بيتاللَّهالحرام شايد در حدود هفت تا هشت ميليون در سال باشد ولى مسجد جمكران پانزده ميليون كه دو برابر اين مقدار است و معادل زوار حضرت رضا، عليهالسلام، كه صدها سال است جريان دارد تا بهاين جا رسيده، ولى مسجد جمكران در طى ده، بيست سال به اين صورت دربيايد پيداست كه عنايت خاصى به اين حركات وجود دارد. امّا تعبيرى كه از اين موضوع مىتوان كرد كه اين است كه: همانطور كه در غيبت دو مرحله وجود داشت؛ مرحله غيبت صغرى و غيبت كبرى، در ظهور هم، بهنظر مىرسد دو مرحله وجود داشته باشد؛ ظهور صغرى و ظهور كبرى. اگر وجود ايشان را به آفتاب تشبيه كنيم - كه در احاديث زيادى تشبيه شده - در موقع غيبت يك بينالغروبين وجود داشت بعد يك شب تاريك، در هنگام ظهور هم بينالطلوعين خواهد بود و يك طلوع آفتاب. در بينالطلوعين كه ظهور صغرى باشد نام و آوازه امام زمان، عليهالسلام، همهجا پخش مىشود كوچك و بزرگ لااقل در محيطهاى متعلق به امام زمان، عليهالسلام، يك اشتياق و شوق و علاقهاى و خلاصه ارتباط تازهاى پيدا مىكنند، كتابها، مجالس، مساجد، برنامههاى مرتبط با آن حضرت زياد مىشود. من كمتر يادم مىآيد در سابق مسجد يا حسينيهاى بهنام حضرت مهدى، عليهالسلام، ناميده بشود حالا الى ماشاءاللَّه مؤسسات مختلف، خيابانها و تشكيلات زيادى بهنام حضرت وجود دارد كه اينها همهاش نشان مىدهد كه بالاخره عنايت و انشاءاللَّه اراده الهى تعلق گرفته است كه ظهور نزديك باشد و ما در بينالطلوعين قرار داشته باشيم كه انشاءاللَّه توفيق خداوند عنايت كند در طلوع كامل هم انشاءاللَّه حياتى داشته باشيم. بههرحال اين واقعاً خيلى عادى نيست يعنى اين موج يك موج خيلى قوى است نسبت به سابق و اين را براى اين عرض مىكنم كه آقايان به اين مسأله اميدوار باشند كه عنايت خود حضرت پشتوانه اين برنامههاست و بنا است اين برنامهها انشاءاللَّه ادامه پيدا كند. وقتى انسان احساس مىكند كه عنايتى ازچنان مقامى شامل حال اوست ديگر با دلگرمى و اعتماد بيشتر و گامهاى محكمتر پيش مىرود، اين يك نكته است كه بايد به آن توجه داشت. و امّا اينكه اسم كل مجموعه را به يك نام جامعى تبديل كردهايد كه كارهاى مختلفى بشود در زير آن انجام داد كار بسيار خوبى است و اينكه از كتاب هم شروع كرديد باز هم كار بسيار خوبى است، حالا برنامههاى بعد را هم شايد بشود متنوعتر از اينها انجام داد؛ يعنى عناوين ديگر كه تازه و كاملاً ابتكارى باشد، من هم بهسهم خودم انشاءاللَّه روى آن مطالعه مىكنم و عناوين ديگرى هم كه تازگى و درنتيجه جاذبه داشته باشد فكر مىكنم و عرض مىكنم. ولى مىدانيد هر موضوع مهمى آفاتى هم دارد. مسأله اعتقاد به ظهور حضرت مهدى، عليهالسلام، و برنامههاى مربوط به آن آفاتى دارد كه حالا من چند نمونه از آفات آن را ذكر مىكنم كه خوب است در فعاليتهايتان به آن توجه داشته باشيد. يكى از آفات همان است كه اشاره كرديد و آن ادعاى رؤيت در سطح گسترده است كه هر كسى بلند بشود و ادعاى رؤيتى بكند. من اخيراً كتابى را برايم فرستاده بودند - كه حتماً ديدهايد و نام نمىبرم - مطالعه مىكردم كه بحثهاى بسيار خوبى داشت و مجموعهاى از توجهات و ملاقاتهايى كه حضرت ولىعصر، عليهالسلام، با اشخاص داشتند، مخصوصاً علما و روحانيون، در آن ذكر شده بود، امّا موارد خيلى ضعيفى هم در لابهلاى مطالبش بود. در اين كتاب هر حادثه غيرعادىاى در جايى واقع شده بود آن را بهنحوى بهعنوان حضور حضرت مهدى، عليهالسلام، محسوب كرده بودند، مثلاً اگر بنده مىخواستم به مشهد سفر كنم و اسباب هيچ فراهم نبود و يكمرتبه اسباب فراهم مىشد اين را جزء يكى از ملاقاتها برشمرده بودند و يا هر شخص غير عادى در مجلسى حضور پيدا كرده بود آن شخص و چهره غيرعادى را به آن حضرت تطبيق كرده و آنرا يكى از موارد ملاقات حضرت بهحساب آورده بودند. وقتى از اين طرف قضيه افراط بشود كل برنامه زير سؤال مىرود، هميشه اين اتفاق افتاده است. الآن مشكلاتى كه در مسائل سياسى پيدا كردهايم يكى از عواملش افراط كاريهاى بعضى از خودمانيها بود كه سر از مشكلات سياسى در مملكت درآورد كه مىدانيد و مىدانيم. هر كارى در آن افراط كارى بشود كل مطلب زير سؤال مىرود. من فراموش نمىكنم كسروى شفگفردش براى مبارزه با علماى دين اين بود كه كتابهاى آنها را بررسى مىكرد، اگر براى يك مطلبى ده تا استدلال آورده بودند، دقت مىكرد ببيند كداميك از آنها آسيبپذير است، اگر يكى از آن استدلالها آسيبپذير بود، همان را مىچسبيد و مىگفت: آقا اين نمونه است مشت نمونه خروار، نفهتاى ديگرش هم همينطور است. نهتا دليل متقن خوب بخاطر ضعف يك دليل تمام زير سؤال مىرفت. من هم در دوران آموزش فن نويسندگى براى رفقا اين برنامه را داشتم - كه عدهاى از آنها بحمداللَّه پرورش پيدا كردند و صاحب كتابهايى هم شدهاند - مىگفتم آقا ده دليل نياوريد، سه دليل بياوريد محكم، ده تا نياوريد، نفهتايش محكم يكىاش آسيبپذير. ما هم وقتى اين همه ملاقات درست كنيم و حضرت را دراختيار همه بگذاريم درهر ساعت در هر زمينه هر قيافه و حادثه غيرعادى و... اين سبب مىشود اگر به دو مورد از اين ملاقاتها اشكال وارد شد بگويند آقا اين امام زمان اينها همينه و بقيه هم مثل همين است. در اين كار بايد خيلى دقت بشود. بايد اين نكته را هم اضافه كنم، داوران شما كه اين زحمتها را مىكشند بايد ضعفها و قوتهاى كتابها را بنويسند و به صاحبان آنها ارائه دهند كه وقتى نويسندگان كتابشان را براى آينده بخواهند چاپ كنند اصلاح شده باشد. چون بالاخره اين كتابها قوت و ضعفى دارد و بايد اين زحمات داورها منتهى به اصلاح كتابهاى موجود بشود و اين خدمت بزرگى است كه شما مىتوانيد انجام دهيد و يكجمعبندى هم بشود و در همان نشريه و امثال آن منتشر بود كه براى نويسندگان آينده هم يك الگو و يك برنامه باشد كه خيلى مهم است. يكى ديگر از اشتباهاتى كه بعضيها مرتكب شدهاند اين است كه مىگويند: چرا اينقدر اين درسها را بخوانيم و اينهمه زحمت بهخود بدهيم، مسجد مقدس جمكران نزديك ماست، چهل شب چهارشنبه و شب جمعه مىرويم آنجا و صاحب علم لدّنى مىشويم. بهاين صورت ديگر فعاليتهاى علمى و تحصيلى كمكم بهكنار مىرود. اين آفت در بين قشرى از جوانان حوزه دارد پيدا مىشود و اگر ضميمه بشود با يك افكار عرفانى و برخى كتابها كه نوشته مىشود و كراماتى كه براى بعضى از بزرگان ذكر مىكنند و در آن افراط مىكنند، اثرات بدى دارد، و بسى جاى تأسف است. طلبهاى بهمن تلفن كرد و گفت شما بهمن دستورى بدهيد تا من در ظرف يك سال قادر به طىّالارض شوم. كسى كه اينچنين فكرى داشته باشد ديگر درس نمىخواند. درهر حال انديشه مهدويت اين اثر منفى را هم گذاشته كه بايد مراقبت اين آسيب هم باشيم. ديگر اينكه، الآن بعضى از دشمنان دارند روى مسائل مربوط به امام زمان، عليهالسلام، كار مىكنند و سعى دارند به آن جنبههاى منفى بدهند، لذا ما نبايد بهانه به دست آنها بدهيم. اينها مسأله حضرت ولى عصر، عليهالسلام، را زير ذرهبين بردهاند چون اعتقاد به وجود حضرت ولىعصر چند اثر منفى براى آنها دارد. دين خودش حركت ايجاد مىكند و عقيده به حضرت مهدى يك حركت مضاعف؛ چنانكه مىديديد در جبهههاى ما خيلى شعار يا مهدى بود و عشق به مهدى مانند يك موتور قوى حركت ايجاد مىكرد. بههمين دليل دشمنان مىخواهند اصل دين و اين عقيده را متزلزل كنند. بدانيد كه حركت قوى حزباللَّه لبنان يك مقدار بهخاطر مسائل دينى و يك مقدار بهخاطر اعتقاد به حضرت ولىعصر و امام حسين، عليهالسلام، بود. اين اعتقاد را مىخواهند بگيرند و اين موتورها را مىخواهند از كار بيندازند. اگر حزباللَّه لبنان منهاى اين اعتقاد باشد برداشتن آنان از سر راه كار مهمى نيست. چون نه ازنظر تاكتيكهاى جنگى از پس اسرائيل برمىآيند و نه از نظر اسلحه و نفرات. بخصوص وهابىها هم از يكطرف مجبورند عقيده به حضرت مهدى داشته باشند چون مىگويند: »تواترت الأخبار على ظهور المهدى«. ازطرفى ديگر عقيده خاص شيعه كه روى حضرت مهدى تكيه مىكند اين را هم مايلند زير سؤال ببرند. ما بايد مواظب باشيم بهانه بهدست آنان ندهيم. امّا آخرين نكتهاى كه عرض كنم اين است كه حضرت مهدى، عليهالسلام، پناهگاه درماندگان است، شفيع درگاه خداست بدون شك، امّا اين ذهنيت و فرهنگى كه براى عدهاى پيدا شده است كه حضرت مهدى فقط مشكلگشاى دنيا است درست نيست. من نمىدانم درحال حاضر چند نفر از كسانى كه به مسجد جمكران مىآيند براى خود حضرت مهدى مىآيند، كسانى كه بگويند: »ما از تو به غير از تو نداريم تمنا«. خيلىها خانه ندارند، ازدواج نكردهاند، بيمار دارند، خوب است براى اينها بيايند، امّا منحصر شدن حضرت مهدى در اين چيزها مشكل است. بهتر است ما كمكم اين فرهنگ را رايج كنيم؛ فرهنگف »ما از تو به غير از تو نداريم تمنا«. رفتن بهسوى حضرت مهدى براى مسائل معنوى خيلى خوب است. يك عده از جوانها هم براى اين چيزها مىآيند و مىخواهند از حضرت مهدى كه من آدم بشوم كه اين قيمت دارد بايد حركت بهاين سو باشد. ما در عين اين كه به آنها معتقديم و در مشكلات به آنان پناه مىبريم و در درگاه خداوند شفيع ما هستند ولى مىخواهيم كه اينها منحصر به اين محدوده نشوند، نه اينكه به اين اعتقاد نداريم بايد روى اين مسأله با ظرافت كار كرد.
ماهنامه موعود شماره 26
|